تاملی در عبارت "علی الاصول نظر دیگری داشتم"
عبارت «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم» شاید مهمترین و تأملبرانگیزترین بخش پیام رهبر انقلاب درباره تفاهمنامه اخیر باشد. این جمله از یک سو بیانگر دیدگاه و ترجیح راهبردی ایشان است و از سوی دیگر نشاندهنده حمایت از تصمیمی است که مسئولان کشور با پذیرش مسئولیت آن اتخاذ کردهاند.واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران در ماههای اخیر در موقعیتی قرار گرفته بود که از بسیاری جهات بی نظیر به نظر میرسید. ۱- فشارهای طولانیمدت آمریکا و غرب علیه ملت ایران طی دهههای گذشته هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کرده بود، اما این بار شرایطی فراهم شده بود که ایران از ظرفیتهای مهم بازدارندگی و ابزارهای مؤثر قدرت برخوردار باشد. در چنین فضایی، برخی تحلیلگران معتقد بودند که کشور میتوانست با صبر بیشتر و بهرهگیری گستردهتر از ظرفیتهای راهبردی خود، امتیازات بیشتری به دست آورد و طرف مقابل را به عقبنشینیهای گستردهتر وادار سازد.۲- از سوی دیگر، شرایط داخلی نیز متفاوت بود. انسجام ملی شکلگرفته در پی حوادث اخیر، حضور گسترده و آگاهانه مردم در صحنه، و سرمایه اجتماعی ناشی از ایثار و شهادت امام عظیمالشأن، فرماندهان و فرزندان این ملت، ظرفیت مهمی برای تقویت قدرت ملی ایجاد کرده بود.۳- همچنین تجربههای گذشته و سوابق مکرر بدعهدی آمریکا، طبعاً نسبت به پایداری و اعتبار هرگونه توافق، تردیدهای جدی ایجاد میکرد.به نظر میرسد عبارت «علیالاصول نظر دیگری داشتم» ناظر به چنین ملاحظاتی باشد؛ یعنی رهبر انقلاب بر اساس ارزیابی راهبردی خود، مسیر دیگری را ترجیح میدادند یا دستکم معتقد بودند هنوز امکان بهرهگیری بیشتر از ظرفیتهای موجود برای دستیابی به نتایج بهتر وجود دارد. .
با این حال، ایشان در ادامه تصریح میکنند که رئیسجمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی نسبت به پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت تعهد داده و مسئولیت این تصمیم را پذیرفتهاند. از همین رو، اجازه اجرای آن صادر شده است.این بخش از پیام، در عین حال، تصویری روشن از منطق حکمرانی در جمهوری اسلامی ارائه میدهد. رهبر انقلاب نظر و ارزیابی راهبردی خود را صریحاً بیان میکنند، اما هنگامی که مسئولان ذیربط پس از بررسیهای کارشناسی، تصمیمی را اتخاذ کرده و مسئولیت آن را میپذیرند، از آن تصمیم حمایت میکنند و اجازه اجرای آن را میدهند. این رویکرد هم مانع از دوگانگی در اداره کشور میشود و هم مسئولیت تصمیمات را در جایگاه طبیعی خود حفظ میکند.با این حال، حمایت از تصمیم مسئولان به معنای خوشبینی مطلق یا اعتماد بیقید و شرط به طرف مقابل نیست. تجربه تاریخی نشان داده است که آمریکا بارها تعهدات خود را نقض کرده و در بزنگاههای مختلف راه بدعهدی را در پیش گرفته است. از همین رو، رهبر انقلاب ضمن موافقت با اجرای این مسیر، عملاً کشور را به حفظ هوشیاری، مراقبت از قدرت ملی و پرهیز از گره زدن همه ظرفیتها و برنامهها به سرنوشت این توافق فرا میخوانند.نکته مهمتر آن است که مسئله اصلی در این ماجرا، توافق یا عدم توافق نیست. همانگونه که در بسیاری از مسائل سیاست خارجی نیز مسئله اصلی، دوگانه «مذاکره یا مقاومت» نیست. آنچه تعیینکننده است، قدرت ملی است. قدرت ملی است که بازدارندگی ایجاد میکند، دشمن را به عقبنشینی وادار میسازد، پشتوانه مقاومت میشود و در عین حال امکان مذاکره از موضع اقتدار را فراهم میآورد. اگر امروز آمریکا ناچار به پذیرش تفاهم با ایران شده است، این بیش و
پیش از هر چیز، محصول قدرتی است که ملت ایران در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی، امنیتی و راهبردی ایجاد کردهاند.از این منظر، پیام رهبر انقلاب را میتوان جمع میان چهار گزاره اساسی دانست: نخست آنکه از نگاه ایشان احتمال دستیابی به دستاوردهای بیشتر از طریق استمرار بهرهگیری از ظرفیتهای قدرت ملی منتفی نبوده است؛ دوم آنکه جمهوری اسلامی ایران از موضع ضعف پای این تفاهم نرفته است؛ سوم آنکه این تفاهم خود محصول قدرت، مقاومت و ایستادگی ملت ایران است، نه نتیجه فشار دشمن؛ و چهارم آنکه نباید درباره پایبندی آمریکا دچار خوشبینی سادهاندیشانه شد و همه محاسبات کشور را بر اساس موفقیت این توافق تنظیم کرد.بر این اساس، تفاهمنامه اخیر را میتوان نشانهای از اقتدار ایران دانست؛ اقتداری که طرف مقابل را به پذیرش واقعیتهای میدانی وادار کرده است. اما شاید مهمترین پیام عبارت «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم» این باشد که حتی در صورت حمایت از این تفاهم، نباید از منبع اصلی این اقتدار غفلت کرد. انسجام ملی، سرمایه اجتماعی،روحیه مقاومت، توان بازدارندگی و تکیه بر ظرفیتهای داخلی همچنان مهمترین پشتوانههای کشور هستند. توافق میتواند یک فرصت باشد، اما قدرت ملی است که ضامن حفظ منافع ملت و تأمین آینده کشور خواهد بود؛ چه طرف مقابل به تعهدات خود پایبند بماند و چه بار دیگر راه بدعهدی را در پیش گیرد
21:26 - 29 خرداد 1405