قبله‌گاه اشک، میعادگاه وفاداری

از جای‌جای ایران، مردمانی با دل‌های داغدار و پرچم‌های سرخ خود را به مصلا رسانده بودند؛ جایی که آن روز نه فقط محل برگزاری یک مراسم، بلکه قبله‌نمای عشق ایران، میعادگاه اشک و صحنه تجدید پیمان ملتی بود که برای بدرقه یار و عهد دوباره با آرمان‌های او، شانه‌به‌شانه در کنار هم ایستاده بودند.
خبرگزاری فارس ایلام، فریبا میرزایی؛ از کوه‌های سر به فلک کشیده زاگرس تا کرانه‌های نیلگون خلیج فارس، از دشت‌های شرق تا جنگل‌های شمال؛ هر کس با هر زبان، هر گویش، هر قوم و هر سلیقه، تنها یک مقصد را می‌شناخت؛ مصلا، قبله‌نمای عشق ایران.پرچم‌های سرخ، بر فراز شانه‌هایی برافراشته بود که سنگینی داغ را تاب می‌آوردند؛ آن پرچم‌ها تنها تکه‌ای پارچه نبودند؛ نشانی از عهدی بودند که با خون بسته شده بود، عهدی برای خونخواهی، عهدی که از دل میلیون‌ها انسان داغدار برخاسته بود.هیچ‌کس از دیگری نمی‌پرسید اهل کجاست. لر، کرد، فارس، ترک، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی و ترکمن، همه در یک صف ایستاده بودند؛ صفی که آغازش اشک بود و پایانش پیمان. گویی همه ایران، یک شانه شده بود؛ شانه‌ای برای بدرقه یاری که سال‌ها تکیه‌گاه این ملت بود.مصلا دیگر یک مکان نبود؛ قلب تپنده ایران بود. جایی که بغض‌ها در سکوت شکست، اشک‌ها بی‌اختیار جاری شد و نگاه‌ها برای آخرین بار، با حسرت، یار را بدرقه کرد؛ هیچ واژه‌ای توان توصیف اندوه را نداشت، تنها اشک بود که زبان دل‌ها شده بود.در آن دریای انسان، پرچم‌های سرخ آرام در باد می‌رقصیدند؛ گویی هر پرچم فریاد می‌زد که این خون، فراموش نخواهد شد. آمده بودند تا بگویند شهادت پایان راه نیست؛ آغاز مسئولیتی است که بر دوش همه نسل‌ها خواهد ماند.
این بدرقه، بدرقه یک انسان نبود؛ بدرقه پدری بود که میلیون‌ها دل با نامش آرام می‌گرفت؛ انگار هر قدمی که تابوت بر شانه‌های مردم پیش می‌رفت، تکه‌ای از دل ایران نیز همراه آن می‌رفت و در هر نگاه، می‌شد غربت فرزندی را دید که پدرش را تا خانه ابدی بدرقه می‌کند.اما ملت ایران در داغ متوقف نمی‌شود؛ اشک، اگرچه زبان امروز ماست، اما فردا باید به اراده تبدیل شود. پرچم‌های سرخ، تنها نشانه سوگواری نیستند؛ پرچم ایستادگی‌ و انتقام‌اند، پرچم ادامه راه‌اند، پرچم عهدی که در برابر خون شهید بسته شد.و باید برخاست...باید این بار به خونخواهی برخاست؛ نه از سر انتقام، بلکه از سر وفاداری به راه شهید، برای پاسداری از عزت ایران، برای آنکه دشمن بداند شانه‌هایی که امروز تابوت یار را بدرقه کردند، فردا پرچم راه او را بر دوش خواهند کشید. این بدرقه پایان نبود؛ آغاز عهدی بود که یک ملت، یک‌صدا و یک‌دل، در قبله‌گاه عشق ایران با شهید خویش بست؛ عهدی که تا همیشه در حافظه این سرزمین زنده خواهد ماند.#بدرقه_یار #خونخواهی #پرچم_سرخ #باید_برخاست #شهید #مصلا #وحدت_ملی #عشق_به_ایران #راه_شهید #عهد_وفاداری #ایران_حسین_تا_ابد_پیروز_استاخبار دست اول استان ایلام را اینجا بخوانید
09:52 - 15 تیر 1405
جامعه
فرهنگ
ایلام

3 بازنشر
9536 بازدید