من امروز «حاجقاسم» را در خیابانهای تهران دیدم
من عصر امروز حاجقاسم سلیمانی را در خیابانهای تهران دیدم. درست در حوالی دانشگاه تهران در میان جمعی از بسیجیان که کنار موتورهایشان ایستاده بودند. من حاجقاسم را در قامت جوانی دیدم که هنوز صورتش خالی از محاسن بود.
خبرگزاری فارس-استانها؛ ایستاده بودند سر چهارراهی در حوالی دانشگاه تهران. جمعی حدود بیستنفره که داشتند با همدیگر حرف میزدند. برخیهاشان هم مشغول صحبت با مردم بودند. یکیشان هم داشت یک پیرزن را به آنور خیابان میبرد. خداقوت که دادم سر صحبت را با یکی از آنها که در کنار دیوار ایستاده بود باز کردم. گفتم: «کارتان خیلی سخت است. اینطور نیست؟ این همه دارند میسوزانند و میکشند و حتی سر میبرند». مثل یک بزرگمرد ایستاده بود. مثل یک بزرگمرد حرف میزد. مثل یک بزرگمرد نگاه میکرد. من راستش را بگویم هیچ ترسی در کلامش، در چشمانش و در حرکت دستانش ندیدم. وسط حرفهایش مدام لبخند میزد. لبخندهایی که مثل لبخند ریشسپیدان به آدم دلگرمی میداد. گفت: «نباید ایران را از دست بدهیم. اینجا حرم ماست».
سردار هم گفته بود ایران حرم است. مردی که در دفاع مقدس فرمانده تیپ چهلویک ثارالله بود؛ تیپی که به خطشکنی معروف شد. مردی که در سیل بود، در مبارزه با باندهای قاچاق موادمخدر در مرز ایران و افغانستان بود، در مبارزه با اشرار بود.
کسی که در موردش سردار علی قاسمی جایی گفته است: «زمانی اشرار منطقه را ناامن کرده بودند؛ تا جایی که در جاده بیرجند-قاین چند نفر از مردم را گرفته بودند و در محور بیرجند به زاهدان هم شب کسی جرئت تردد را نداشت. اما سردار سلیمانی، این محور را بعد از ۶ ماه امن کرد. آن موقع که مردم از اشرار میترسیدند، او از مرز تایباد تا زابل و زاهدان به دیدن مردم رفت و به همه قول داد که امنیت را برقرار خواهد کرد».مردی که امید دل مردم بود؛ حتی مردم غیرایرانی. مردم مظلوم غزه و عراق، کسی که حتی سقوط اربیل و آسیب ندیدن کردهای غیرایرانی هم برایش موضوعیت داشت. شیرمردی که سیدعلی خامنهای او را «شهید زنده» نامید.تصاویری از وضعیت وحشتناک مجروحان حملات تروریستی اخیر به مردم و نیروهای حافظ امنیت (ادامه تصاویر) جوان بسیجی هم به یک شهید زنده میماند. عین یک شهید زنده نه، او واقعاً یک شهید زنده است. چون این روزها فقط یک جگردار میتواند به دلآشوب بزند و امنیت را از زیر دستوپای اغتشاشگران دورهدیده بیرون بکشد. جوان بسیجی میگوید: «از وقتی خودم را شناختهام دوست داشتهام که به مردم خدمت کنم». و بعد از ماجرای اردوهایی که میگوید که برای خدمترسانی به مردم سیلزده به لرستان رفتهاند. میگوید البته توی این جمع من خاکپای بقیه هم نمیشوم. اینها را میگویم که بدانی ما عاشق خیلی کارهای هستیم وگرنه که ما بیشتر سر باریم بسیجیم. این بچههای دیگر هستند که خیلی عزیزند.میگوید: «همین است دیگر. تا وقتی ظلم و بیعدالتی هست باید مقاومت کرد. یک روز باید اسلحه دست بگیری بروی از مرزها دفاع کنی. یک روز باید بروی برای محرومان خانه بسازی. روزی دیگر باید بروی گلولای سیل را از کف خیابانها و خانههای ایران بروبی. امروز هم یک عده تروریست از اعتراض مردم سوءاستفاده کردهاند و دارند ایران را به نابود میکشانند؛ امروز هم باید جلوی آنها سینه سپر کنی تا ایران و ایرانی بماند».من عصر امروز حاجقاسم سلیمانی را در خیابانهای تهران دیدم. درست در حوالی دانشگاه تهران در میان جمعی از بسیجیان که کنار موتورهایشان ایستاده بودند. من حاجقاسم را در قامت جوانی دیدم که میگفت: «ایران حرم ماست».#اغتشاشات #اغتشاش #شهید #بسیج #اعتراضات #اعتراضات_ایران #اغتشاشات_ایران #ایران 20:42 - 21 دی 1404