در روزگاری که جنگها فقط با موشک و گلوله پیش نمیروند، گاهی یک «خبر جعلی» میتواند به اندازه یک عملیات میدانی، افکار عمومی را هدف بگیرد. فیکنیوزها با سوءاستفاده از نام و ظاهر رسانههای رسمی، شایعه، ترس و روایتهای تحریفشده را به جامعه تزریق میکنند؛ بهویژه حالا که جنگ روایتها نیز در کنار نبرد میدانی جریان دارد.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| نیمهشب بود که تصویری با لوگوی جعلی یک خبرگزاری شناختهشده در چند گروه مجازی دستبهدست شد؛ خبری فوری درباره یک حمله موشکی، اختلال گسترده یا تصمیم امنیتی که در کمتر از چند دقیقه، موجی از نگرانی و اضطراب را ایجاد کرد. بعضیها بدون کوچکترین بررسی، آن را بازنشر کردند و برخی دیگر، تنها با دیدن یک لوگوی آشنا تصور کردند خبر حتماً واقعی است. اما چند ساعت بعد مشخص شد کل ماجرا ساختگی بوده و تصویر منتشرشده، تنها نسخهای دستکاریشده از هویت یک رسانه رسمی بوده است. در جنگ روایتها، گاهی دشمن پیش از آنکه به زیرساختها حمله کند، «اعتماد مخاطب» را هدف میگیرد.در روزهای جنگی، انتشار اخبار جعلی درباره کمبود سوخت، قطع اینترنت، حمله به شهرها، تعطیلی سراسری، فرار مسئولان یا ناامن بودن مناطق مختلف، میتواند حتی بدون شلیک یک گلوله، جامعه را دچار آشفتگی کند. هدف فیک نیوز فقط دروغ گفتن نیست؛ هدف، تزریق ترس، برهمزدن آرامش عمومی و ایجاد بیاعتمادی است.
شناسنامه رسانه؛ اولین خط دفاعی
رسانههای معتبر، شناسنامه دارند؛ یعنی آدرس مشخص، مدیرمسوول معلوم، مجوز رسمی و هویتی که پاسخگویی آنها را تضمین میکند. آیا میدانستید تمام خبرگزاریها و پایگاههای خبری رسمی ایران در یک بانک اطلاعاتی مرجع ثبت شدهاند؟ اگر به اصالت یک سایت خبری شک کردید، کافی است نام آن را در «سامانه جامع رسانههای کشور» استعلام کنید؛ جایی که مرز میان رسانهٔ شناسنامهدار و شایعهسازِ بیهویت تنها با چند کلیک مشخص میشود.اما رسانههای فیکنیوز معمولاً در تاریکی فعالیت میکنند. آنها هیچ مسوولیتی در قبال دروغهای خود نمیپذیرند و بهمحض رسواشدن، نام، آدرس یا شناسه خود را تغییر میدهند. رسانههای فاقد مجوز، همان «نقاط کوری» هستند که شایعات از آنجا متولد میشوند. گاهی یک شایعه، پیش از آنکه در ذهن مردم جا باز کند، ابتدا برای خودش «لباس رسانه» میدوزد.در فضای جنگ ترکیبی، یکی از مهمترین اهداف رسانههای جعلی، «تخریب مرجعیت خبری» است؛ یعنی مخاطب دیگر نتواند میان خبر واقعی و عملیات روانی تفاوت قائل شود. در چنین شرایطی، حتی یک خبر جعلی درباره حمله قریبالوقوع، کمبود کالا یا ناامنی شهری میتواند مردم را به سمت رفتارهای هیجانی، هجوم به فروشگاهها یا اضطراب جمعی سوق دهد.در جنگ رسانهای، اولین قربانی همیشه حقیقت نیست؛ گاهی نخستین قربانی، اعتماد مردم به حقیقت است.
چکلیستِ یکدقیقهای اعتبار
هرگاه خبری از یک منبع ناشناس دریافت کردید، قبل از بازنشر، این چند سؤال را از خود بپرسید:۱. آیا این خبر در رسانههای رسمی هم منتشر شده است؟ ترفند اصلی همینجاست: اگر خبری واقعاً مهم و بزرگ باشد، محال است فقط در یک کانال مجهول یا صفحه ناشناس منتشر شود. نام خبر را در خبرگزاریهای رسمی یا موتورهای جستجو بررسی کنید. در شرایط جنگی، شایعاتی مثل «تخلیه فوری شهر»، «قطع سراسری بنزین» یا «حمله گسترده در چند ساعت آینده» معمولاً ابتدا در کانالهای بیهویت منتشر میشوند تا فضای جامعه را ملتهب کنند.۲. بخش «درباره ما» کجاست؟ به سایت یا پروفایل آن رسانه بروید. اگر هیچ نام مشخص، شماره تماس، نشانی ثبتی یا هویت حقوقی وجود ندارد، باید به آن شک کرد. رسانهای که هویت ندارد، مسوولیت هم ندارد.۳. سابقه خبررسانی آن چگونه است؟ پستها و اخبار قبلی را مرور کنید. اگر سابقه آن پر از اخبار تکذیب شده، تیترهای هیجانی و شایعات بی منبع است، با یک «کارخانه تولید فیکنیوز» روبهرو هستید.۴. آیا خبر با احساسات شما بازی میکند؟ بسیاری از فیکنیوزها طوری طراحی میشوند که پیش از فعالشدن قدرت تحلیل، احساسات مخاطب را تحریک کنند؛ ترس، خشم، شوک یا هیجان شدید. اگر خبری شما را وادار میکند «همین الان» آن را برای همه بفرستید، دقیقاً همان جا باید مکث کنید.۵. تاریخ و زمان خبر را چک کردهاید؟ بعضی عملیاتهای روانی، اخبار قدیمی جنگها، انفجارها یا تصاویر کشورهای دیگر را دوباره بازنشر میکنند تا القا کنند اتفاقی تازه رخداده است. گاهی ویدئویی مربوط به چند سال قبل یا کشوری دیگر، با یک توضیح جعلی دوباره منتشر میشود تا فضای کشور را متشنج کند.
وقتی جنگ روانی، لباسِ خبر میپوشد
یکی از رایجترین ترفندها در عملیات روانی، ساختن آیدیها و آدرسهایی است که تنها یک حرف با رسانههای رسمی تفاوت دارند؛ برای مثال جایگزینکردن حرف «i» با «l» یا اضافهکردن یک نقطه و خط تیره به نام رسانههای شناختهشده.در روزهای اخیر، حتی برخی کانالها با استفاده از لوگوی نهادهای رسمی، تصاویر آرشیوی از حملات نظامی یا زیرنویسهای جعلی تلاش کردهاند فضای کشور را ملتهب نشان دهند. در بسیاری از این موارد، مخاطب فقط چند ثانیه فرصت دارد تصمیم بگیرد که خبر را باور کند یا نه؛ و فیکنیوزها دقیقاً روی همین چند ثانیه حساب باز میکنند.هدف این ترفند ساده است: فریب چشم مخاطب در چند ثانیهٔ اول.
مهدی صادقی، پژوهشگر سواد رسانهای میگوید: «در شرایط بحرانی و فضای ملتهب، مخاطب معمولاً فرصت تحلیل عمیق ندارد و مغز تلاش میکند با کوتاهترین نشانهها تصمیم بگیرد. فیکنیوزها دقیقاً از همین خطای شناختی استفاده میکنند؛ یعنی با کپیکردن لوگو، فونت و ظاهر رسانههای معتبر، حس اعتماد کاذب میسازند تا مخاطب پیش از فکر کردن، خبر را باور و بازنشر کند.»او معتقد است بسیاری از عملیاتهای روانی، نه با «دروغ بزرگ»، بلکه با «ظاهرِ باورپذیر» موفق میشوند.در جنگهای مدرن، گاهی یک تصویر جعلی از آتشسوزی، یک فایل صوتی ناشناس یا یک خبر ساختگی درباره وضعیت امنیتی، میتواند بیش از یک حمله واقعی، آرامش جامعه را برهم بزند. به همین دلیل، کارشناسان امنیت روانی معتقدند «بازنشر نکردنِ خبرِ تأییدنشده»، خود نوعی مشارکت در دفاع ملی و حفظ آرامش عمومی است.
«منبع مرجع» داشته باشید
در خانه و میان اعضای خانواده توافق کنید که اخبار حیاتی مثل هشدارهای امنیتی، حملات احتمالی، تعطیلیها، سهمیهبندیها، وضعیت اینترنت یا حوادث ملی را فقط از دو یا سه منبع رسمی و تأییدشده دنبال کنید. این کار باعث میشود آلودگی خبری در فضای خانواده کاهش پیدا کند.در روزهای بحرانی، سالمندان و نوجوانان بیشتر در معرض تأثیر فیکنیوزها قرار میگیرند؛ زیرا معمولاً پیامهای احساسی و فوری را سریعتر باور میکنند. به همین دلیل، آموزش سواد رسانهای در خانواده، بخشی از «پدافند روانی» جامعه محسوب میشود.همچنین به اعضای خانواده آموزش دهید که همیشه به نشان رسمی و تیک تأیید رسانهها در پیامرسانها دقت کنند و روی لینکهایی با آدرسهای عجیب یا ناشناس کلیک نکنند. «گاهی یک لینک ناشناس، آغازِ یک عملیات روانی گسترده است.»
سرعت، دشمنِ دقت است
فیکنیوزها روی یک نقطهضعف مشترک حساب میکنند: عجلهٔ مخاطب برای «اولین نفر بودن». درحالیکه در سواد رسانهای، مهمتر از سریع فهمیدن، «درست فهمیدن» است.در فضای جنگی، دشمن دقیقاً روی همین شتاب عمومی حساب میکند؛ اینکه مردم بدون بررسی، خبرها را به خانواده، گروههای کاری و شبکههای اجتماعی منتقل کنند تا ترس و بیاعتمادی با سرعتی بیشتر از واقعیت منتشر شود.مهدی صادقی در ادامه میگوید: «بسیاری از کاربران تصور میکنند اگر خبر را زودتر منتشر کنند، از دیگران جلوتر هستند؛ درحالیکه در میدان جنگ روایتها، کسی برنده است که قبل از بازنشر، مکث و راستیآزمایی کند. هر بازنشرِ عجولانه میتواند بخشی از پازل عملیات روانی دشمن باشد.»او تأکید میکند در شرایط بحران، «مکثِ چندثانیهای قبل از فوروارد کردن»، گاهی بهاندازه یک اقدام امنیتی اهمیت دارد.
پایان عصر زودباوری
سواد رسانهای یعنی پایاندادن به دورانِ «هرچه دیدم، باور کنم». وقتی یاد بگیریم منبع خبر را بازخواست کنیم، راه را بر فریبکاران میبندیم. خانهای که در آن «اعتبار منبع» اصل اول باشد، خانهای است که از ترکشهای جنگ روانی در امان میماند و آرامش خود را فدای دروغهای بیشناسنامه نمیکند.در جنگهای ترکیبی امروز، همیشه هدف دشمن تخریب فیزیکی نیست؛ گاهی کافی است اعتماد مردم به حقیقت مخدوش شود تا جامعه دچار سردرگمی، اضطراب و فرسایش روانی شود.امروز بخشی از نبرد، نه در آسمان و زمین، بلکه در گوشیهای تلفن همراه و کانالهای بیهویت جریان دارد. هر کاربری که بدون بررسی، شایعهای را بازنشر میکند، ممکن است ناخواسته به امتداد یک عملیات روانی تبدیل شود؛ و هر کاربری که پیش از انتشار، راستیآزمایی میکند، در حفظ آرامش جامعه سهم دارد.
فراموش نکنیم: خبرِ راست، از منبعِ راست برمیخیزد؛ از چشمهٔ کدر، نمیتوان انتظار آب زلال داشت.
گاهی در میانهٔ جنگ، همه چیز با صدای انفجار آغاز نمیشود؛ گاهی یک پیام کوتاه در نیمهشب، میتواند آرامش یک شهر را به هم بریزد. کافی است شایعهای درباره کمبود بنزین، آرد یا روغن در فضای مجازی پخش شود تا ترس، زودتر از واقعیت به خانهها برسد. در جنگهای ترکیبی امروز، دشمن فقط زیرساختها را هدف نمیگیرد؛…
در جنگ روایتها، همیشه میدان نبرد خیابان و خبر فوری نیست؛ گاهی یک لرزش ساده روی میز کافی است تا رشتهٔ صمیمیترین گفتوگوهای خانوادگی پاره شود. نوتیفیکیشنها با ایجاد حس «فوریت دائمی»، ذهن را در وضعیت آمادهباش نگه میدارند و بیآنکه متوجه شویم، آرامش و تمرکز خانواده را به نفع هیاهوی مجازی هدف میگیر…
در جنگ رسانهای، همیشه گلوله و انفجار ابزار حمله نیست؛ گاهی هزاران کامنتِ تکراری و موجهای مصنوعی در شبکههای اجتماعی، برای القای ترس، ناامیدی و آشفتگی به کار گرفته میشوند. آنچه در فضای مجازی بهعنوان «نظر اکثریت» دیده میشود، همیشه بازتاب واقعیت جامعه نیست؛ گاهی تنها حاصل فعالیت سازمانیافته اکانت…
تلهٔ «قیچیهای سمی»؛ وقتی چند ثانیه حقیقت را ذبح میکند
در عصر شبکههای اجتماعی، حقیقت دیگر لزوماً در «متن» پنهان نیست؛ گاهی تنها حذفِ چند ثانیه از یک روایت کافی است تا جای «واقعیت» و «برداشت»، با یکدیگر عوض شود. این پدیده که آن را «تقطیع» مینامیم، امروز به یکی از برندهترین ابزارهای تحریف و عملیات روانی در جنگ رسانهای تبدیل شده است.
اینبار چشمها هدفاند؛ حقیقتی که جابهجا دیده میشود
در دنیایی که تصاویر با سرعتی چندثانیهای در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشوند، «دیدن» دیگر به معنای «باور کردن» نیست. بسیاری از عکسهایی که احساسات عمومی را تحت تأثیر قرار میدهند، واقعی هستند اما از زمان و زمینه اصلی خود جدا شدهاند؛ موضوعی که ضرورت تقویت «سواد بصری» را بیش از هر زمان دیگری آشکار…
برگزاری غیرحضوری امتحانات پایه های هفتم تا دهم در استان البرز
مطالبه
درخواست برگزاری غیرحضوری امتحانات پایههای هفتم تا دهم در استان البرز
با توجه به فضای جنگی و متشنج در کشور و منطقه خاورمیانه و حضور گسترده تسلیحات آمریکا و تهدیدهای صریح ترامپ جنایتکار، برگزاری حضوری امتحانات دانش آموزان که موجب به خطر افتادن جانشان میشود اصلا صلاح نیست.
از اونجایی که آموزش و پرورش تصمیم گیری در مورد هرگونه نحوه برگزاری حضوری و غیرحضوری امتحانات رو به شورای تامین استان و استانداری هر استان سپرده، از استانداری البرز و شورای تامین استان البرز و سپاه امام حسن مجتبی (ع) استان البرز درخواست میشود با توجه به اینکه نقاط زیاد و متعدد و گسترده در شهر کرج و استان البرز توسط آمریکا و اسرائیل مورد هجوم و حمله قرار گرفت و البرز جزء استان هایی است که بیشترین حملات در آنجا ثبت شده و آمار شهدای قابل توجهی نیز داشته و با توجه به اینکه در صورت از سرگیری جنگ که بسیار محتمل و قریب الوقوع است، مجدد استان البرز به خاطر وجود زیرساخت ها و صنایع زیاد و همچنین یکسری اهداف نظامی، مجدد توجه آمریکا و اسرائیل را جلب خواهد کرد؛ از نهاد های ذیصلاح البرز و مقامات نامبرده مانند استانداری البرز و شورای تامین استان البرز و سپاه البرز، میخواهیم شیوه غیرحضوری را برای استان البرز انتخاب و به آموزش پرورش این استان ابلاغ و اجرا نمایند.
ضمن اینکه در همین جنگ بسیاری از اهداف دشمنان آمریکایی اسرائیلی در البرز مسکونی و تجاری و حتی آموزشی بوده و در کشور هم تعداد زیادی آموزشگاه و مدرسه و دانشگاه به طور مستقیم مورد حمله قرار گرفته و باتوجه به قتل عام گودکان میناب، نباید اجازه داد سلامتی قشر آینده ساز دانش آموز در استان البرز به خطر بیوفتد.
باتشکر
خطاب به شورای تامین استان البرز و استانداری البرز
خطاب به استاندار محتم البرز اقای عبداللهی و رئیس محترم آموزش و پرورش البرز جناب آقای شعبانی
خطاب به سپاه استان البرز، سپاه امام حسن مجتبی (ع)
و خطاب به دیگر نهاد های مربوطه و مقامات مسئول در این باره در استان البرز
شورای تامین استان البرز، استانداری البرز، استاندار البرز جناب آقای مجتبی عبداللهی، سپاه امام حسن مجتبی (ع) استان البرز، آموزش و پرورش استان البرز، دکتر شعبانی مدیر آموزش و پرورش البرز