طلبه‌ای که شهید غیرت شد

یازده سال از شهادت «علی خلیلی» به عنوان دهه هفتادی باغیرت می‌گذرد. طلبه‌ای که جلوی اوباش ایستاد تا مبادا جلوی چشمش دو دختر جوانی که حتی آنها را نمی‌شناخت، مورد آزار و اذیت قرار گیرند.
خبرگزاری فارس_حوزه حماسه و مقاومت: امروز یازدهمین سالگرد شهادت طلبه‌ دهه هفتادی است که «علمدارغیرت» لقب گرفت. طلبه‌ای که در شب ۲۵ تیر ماه ۱۳۹۰ وقتی که می‌بیند تعدادی اوباش مزاحم ۲ خانم شده‌اند و می‌خواهند آنها را به زور سوار ماشین‌شان کنند، جلوی آنها ایستاد؛ به قیمت اینکه شاهرگ او را با چاقو زدند. او می‌توانست مثل بعضی‌ها که در این موقعیت‌ها بی‌تفاوت هستند و یا حتی گوشی به دست از صحنه‌ فیلم می‌گیرند، بی‌تفاوت باشد اما غیرتش اجازه نداد و جلوی اوباش ایستاد و به قول خود شهید خلیلی، رفت برای دفاع از ناموس. همین شد که امام حسین(ع) او را خرید.
مادر شهید طلبه «علی خلیلی» درباره این فرزندش می‌گوید: «علی همیشه دنبال رضایت من و پدرش بود. فوق‌العاده مهربان بود و اهل گذشت. بعضی مواقع که خاطراتش را با خودم‌ مرور می‌کنم، می‌گویم علی برای این دنیا نبود. انگار قرار بود ۲۲ سال مهمان ما باشد و برود. او از ۱۰ سالگی به مسجد محله می‌رفت. ابتدا به صورت تفریحی می‌رفت کمی بعد حضورش همیشگی شد و پای ثابت برگزاری مراسم‌ و مناسبت‌های مسجد بود. مربیان و افرادی که در مسجد و هیئت‌ها فعالیت می‌کردند، بیشترین تأثیر معنوی روی علی داشتند.»
همین علاقه علی به مسجد سبب شده بود تا او علاوه بر خواندن درس در رشته ریاضی فیزیک، کتاب‌های حوزه را هم مطالعه کند. مادرش درباره ورود علی به حوزه می‌گوید: «علی سال دوم دبیرستان بود که راهش را انتخاب کرد و خیلی عمیق‌تر وارد کارهای فرهنگی شد. در دبیرستان رشته ریاضی فیزیک می‌خواند، از همان سال بود که زمزمه رفتن به حوزه، ورد زبانش شد. خیلی دوست داشت وارد حوزه شود. ما دوست داشتیم ریاضی فیزیک را ادامه دهد و بعد اگر خواست وارد حوزه شود. سوم دبیرستان علی را خوب به خاطر دارم، کتاب‌های حوزه را از طریق دوستانش که در حوزه تحصیل می‌کردند، تهیه و روی آنها مطالعه می‌کرد. برای همین بعد از اینکه در سال ۱۳۸۸ دیپلمش را گرفت، در امتحانات حوزه شرکت کرد و در حوزه ازگل قبول شد. آنجا زیر نظر حاج‌آقا صدیقی سه سالی را گذراند. علی سال دوم حوزه بود که موضوع جانبازی‌اش اتفاق افتاد و در زمان شهادتش پایه پنج حوزه بود.»
و اما چه شد که علی‌ خلیلی در شب ۲۵ تیرماه با اوباش مواجه شده و طوری زخم برداشت که ۲ سال بعد عوارض همین زخم‌ها او را به شهادت رساند؟ آقای جمشیدی یکی از دوستان نزدیک علی می‌گوید: «۲۵ تیر ماه ۱۳۹۰ مصادف با نیمه شعبان بود. ما هیئت داشتیم. بعد از هیئت علی می‌خواست دو تا از بچه‌ها که ۱۵ سال داشتند را به منزلشان در خاک سفید برساند. بعد از مدتی که بچه‌ها با علی رفتند، یکی از بچه‌ها با ما تماس گرفت که بیایید علی را چاقو زده‌اند. شرح واقعه با توجه به صحبت‌های علی [فیلم آن موجود است] و شاهدان به این ترتیب است که علی در مسیر متوجه می‌شود یک پراید به همراه یک موتوری که تعدادشان به پنج شش نفر می‌رسید، مسیر عبور دو خانم را بسته و قصد داشتند آنها را به زور سوار ماشین خود‌ کنند. علی موتور را کنار زده و به آنها تذکر داده بود، اما آنها شروع کرده بودند به زدن بچه‌ها. علی را از پشت سر هول داده بودند و شاهرگش را با چاقو زده بودند.»علی خلیلی به شدت مجروح شده، نیم ساعتی همین طور روی زمین مانده بود و خونریزی می‌کرد. به‌خاطر شدت خونریزی دچار سکته مغزی شد. به‌دلیل وخامت حالش بیمارستانی او را پذیرش نمی‌کرد تا اینکه چند ساعت بعد او را به بیمارستان عرفان منتقل می‌کنند و پزشکان هم وقتی اوضاع علی را می‌بیند، می‌گویند که بعید به نظر می‌رسد که زنده بماند، ‌اگر هم زنده بماند قدرت تکلم خود را از دست می‌دهد و قطع نخاع خواهد شد. اما انگار دعای مادر علی نمی‌گذارد که پسرش به این زودی‌ها از او جدا شود و علی بعد از مدتی که در کما بوده، زنده می‌ماند.
اگر چه دوره‌ای که علی با درد زخم‌ها، مشکل در تکلم و حتی کاهش حافظه دست و پنجه نرم می‌کرد، برای مادر سخت‌تر بود، اما مادر بود و نمی‌خواست پسرش را از دست بدهد.مادر شهید خلیلی درباره ۲ سالی که علی با زخم‌هایش زندگی می‌کرد، می‌گوید: «وقتی علی از بیمارستان آمد از لحاظ روحی بزرگ‌تر شده بود. در دوران جانبازی من بزرگ‌تر شدن علی را ثانیه‌ای می‌دیدم. من در چهره علی می‌دیدم که دیگر برای این دنیا نیست. بارها و بارها به من می‌گفت: مامان شما مقصر هستی که من شهید نشدم. آنقدر به درگاه خدا فریاد و ناله کردی که خدا گفت: ‌بچه این خانم را بدهید، برود. شهادت علی برایم سخت بود اما دوران جانبازی و با درد دست و پنجه نرم کردنش بیشتر اذیتم کرد.»
سوم فروردین ۱۳۹۳ روزی بود که علی با دنیا وداع کرد. دنیایی که علمدار غیرت آن را این گونه می‌دید: «تنها راه رسیدن به سعادت، فقط بندگی خداست.»#طلبه_شهید_علی_خلیلی#شهید_غیرت
19:38 - 3 فروردین 1404

10 بازنشر27 واکنش
122٫4k بازدید



11 پاسخ

@user17091000277327573213 فروردین 1404
در پاسخ به
چه خونهایی ریخته شده وهمچنان عده ای اززنان اصراربرجاهلیت مدرن که بیحجابی،وادادگی وحماقت است ونتیجه آن چیزی جزذلت برای زنان نخواهدبود.

تصویر نمایه‌ی ‌آرمان انقلاب‌
@user17091015699686063663 فروردین 1404
در پاسخ به
مسئولین محترم در خصوص روند طولانی رسیدگی به پرونده شهید آرمان علیوردی توضیح دهند
۲ MB

تصویر نمایه‌ی ‌علی وحدانی‌
@Msg13923 فروردین 1404
در پاسخ به
درود بر همه انسانهای با غیرت

تصویر نمایه‌ی ‌محمد‌
@Mohammad1353 فروردین 1404
در پاسخ به
بدم المظلوم اللهم عجل لولیک الفرج...💔

تصویر نمایه‌ی ‌M.s‌
@Ms3133 فروردین 1404
در پاسخ به
و چه میدانند زنانی که خریدار دیده مردان و فروشنده عفت هستند و بد جایگاهی در انتظار مردان و زنان بی حیا وبی عفت است

تصویر نمایه‌ی ‌محمدمهدی مرادی‌
@islamwanter3 فروردین 1404
در پاسخ به
برسه به دست اونایی که حاضر نیستن در راه خدا، ۴ تا دونه فحش و به توچه بشنون.کسایی که بیتفاوت از کنار گناهکار رد میشن.

تصویر نمایه‌ی ‌احمد طیبی‌
@Ahmad_tayebi3 فروردین 1404
در پاسخ به
درد و بلای این مادر بخوره تو سر اون ناکسی که اربده میکشید هی میگفت آزادی ! اما وقتی ازش میپرسیدند منظورت از آزادی چیه ؟ لال میشد ، چون میدونست یعنی این...!

@user17091008851412886977 فروردین 1404
در پاسخ به
خدا نگذره از خائنین به شهدا و خائنین به این مملکت.این شهید والا مقام و چنین انسانهایی، اولیاءالله هستند و ما همه در مقابلشان مسئولیم.خدا آمرین به معروف و ناهیان از منکر رو خیر کثیر عطا کنه، در این جامعه رها شده با این همه گناه علنی!!!