اصرار دشمن بر خلع سلاح؛ نشانه ای از ضرورت بازدارندگی
در تحلیلهای نوین حقوقی و فقهی، یک گزاره مهم بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است: هرگاه طرف مقابل بهطور هدفمند بر سلب یک ابزار دفاعی اصرار میورزد، این امر میتواند نشانهای از اهمیت راهبردی همان ابزار در حفظ توازن و بازدارندگی باشد. به بیان دیگر، «منعِ مکرر»، خود نوعی علامت از کارآمدی است.از منظر فقهی، اصولی همچون «دفع ضرر محتمل» و «حفظ نظام» اقتضا دارند که جامعه اسلامی در برابر تهدیدات، ابزارهای مؤثر دفاعی خود را تضعیف نکند؛ بهویژه آنجا که قرائن بیرونی از نقش بازدارنده آن ابزار حکایت دارد. این رویکرد با مضمون آیه مشهور قرآن نیز همسوست که بر آمادگی مستمر در برابر تهدید تأکید میکند.در حقوق بینالملل نیز، بهویژه در چارچوب نظریههای واقعگرایانه، تلاش برای خلع سلاح یکجانبه اغلب بهعنوان اقدامی برای برهمزدن موازنه قدرت تحلیل میشود. در چنین شرایطی، حفظ ابزارهای مؤثر دفاعی، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی در جهت صیانت از امنیت ملی تلقی میگردد.با این حال، کارشناسان تأکید دارند که این قاعده باید در چارچوب عقلانیت، تناسب و مصلحت کلان به کار گرفته شود و هر نوع تصمیمگیری در این حوزه، نیازمند سنجش دقیق هزینهها و پیامدهاست.استنادات:قاعده «دفع ضرر محتمل» در فقه اسلامی؛ آیه ۶۰ سوره انفال («وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ»); نظریه موازنه قدرت در حقوق بینالملل.#مرگ_بر_آمریکا#مرگ_بر_اسرائیل