تورم مزمن؛ روایت یک خطای نهادی / وقتی اصلاح بانک مرکزی به تعویق می‌افتد

تورم در بسیاری از کشورها یک پدیده گذرا بوده است؛ در ایران اما به یک واقعیت پایدار تبدیل شده. تجربه جهانی نشان می‌دهد تورم‌های مزمن نه محصول «بدشانسی اقتصادی» هستند و نه صرفاً نتیجه فشارهای بیرونی؛ بلکه حاصل طراحی معیوب نهاد پولی و نسبت نادرست دولت با بانک مرکزی‌اند.درس مشترک کشورها؛ تورم با دستور مهار نمی‌شودمرور تجربه کشورهایی مانند شیلی، نیوزیلند، کره‌جنوبی، مالزی و حتی ترکیه در دوره‌های اصلاحی، یک نقطه اشتراک روشن دارد:تورم زمانی مهار شد که بانک مرکزی از ابزار سیاست روزمره دولت خارج شد.این کشورها دریافتند تا زمانی که بانک مرکزی مأمور تأمین کسری بودجه باشد، هر سیاست ضدتورمی صرفاً به تعویق انداختن بحران است، نه حل آن.استقلال بانک مرکزی؛ از شعار تا قاعده الزام‌آوردر اصلاحات موفق، استقلال بانک مرکزی یک مفهوم تزئینی در قانون نبود، بلکه به شکل قواعد سخت اجرا شد:ممنوعیت مستقیم یا غیرمستقیم تأمین مالی دولتتعیین صریح هدف ثبات قیمت‌ها به‌عنوان اولویت نخستمحدودسازی دخالت سیاسی در انتصابات پولینتیجه روشن بود: پیش‌بینی‌پذیری سیاست پولی؛ همان کالایی که سرمایه‌گذار، تولیدکننده و حتی مصرف‌کننده به آن نیاز دارد.کسری بودجه؛ ریشه پنهان تورمتجربه کشورها نشان می‌دهد هیچ برنامه مهار تورمی بدون مهار کسری بودجه پایدار نمی‌ماند. انتشار بی‌ضابطه اوراق بدهی با نرخ‌های بالا، اگرچه در ظاهر غیرتورمی به‌نظر می‌رسد، اما در عمل با افزایش هزینه بهره و رشد نقدینگی، به تورم بازمی‌گردد.کشورهایی که موفق شدند، هم‌زمان با اصلاح بانک مرکزی:ساختار بودجه را شفاف کردندهزینه‌های غیرمولد را کاهش دادندو دولت را وادار به انضباط مالی کردندتورم؛ مالیات خاموش علیه تولید
در اغلب اقتصادهای موفق، تورم پیش از آنکه «مشکل قیمت» تلقی شود، تهدیدی علیه تولید شناخته شد. تولیدکننده‌ای که آینده نرخ بهره، ارز و سیاست پولی را نمی‌داند، سرمایه‌گذاری نمی‌کند. این همان نقطه‌ای است که تورم به افزایش فاصله طبقاتی و تضعیف طبقات مولد منجر می‌شود.سرمایه‌گذاری در اقتصاد بی‌ثبات؛ راه‌حل کشورها چه بود؟برخلاف تصور رایج، تجربه کشورها نشان می‌دهد مردم به‌طور طبیعی به دارایی‌های امن پناه می‌برند، اما سیاست‌گذار هوشمند تلاش می‌کند:ثبات پولی ایجاد کندبازار سرمایه را قابل تحلیل و نه سفته‌بازی کندو سرمایه را به سمت تولید هدایت نمایددر چنین فضایی، ترکیب دارایی‌های امن و مولد به یک رفتار عقلانی عمومی تبدیل می‌شود، نه واکنش اضطراری.جمع‌بندی تحلیلیتجربه جهانی یک پیام ساده اما تلخ دارد:تورم مزمن، نشانه شکست حکمرانی پولی است.بدون اصلاح رابطه دولت و بانک مرکزی، بدون استقلال واقعی سیاست پولی و بدون انضباط بودجه‌ای، هر وعده مهار تورم تنها بازتولید همان چرخه معیوب گذشته است.اگر قرار است اقتصاد به مسیر پیش‌بینی‌پذیر بازگردد، نقطه آغاز نه بازار، نه مردم و نه تولیدکننده است؛نقطه آغاز، اصلاح نهادی بانک مرکزی است.#ایران
20:20 - 5 ژانویه 2026

1 واکنش
204 بازدید