ابر شخصیت تمدنی ایران
رهبر شهید انقلاب در طول 86 سال عمر با برکت خویش، بیش از 65 سال در مسیر پرمخاطره مبارزه با نظام سلطه همراه با زندان، تبعید و شکنجه و ترور و تحمل فشارهای گسترده جبهه نفاق و فتنه و توطئههای بینالمللی، مجاهدت کردند.
دکتر سعید رضا عاملی – استاد گروه ارتباطات و مطالعات جهانی - دانشگاه تهران، عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران و رئیس شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی داغ شهادت رهبر و مقتدای عزیزمان در این ایام که چهلمین روز شهادت ایشان است، نو به نو تازه میشود و حس ازدستدادن بزرگ را عمیق میکند. در عین حال شهادت ایشان در ماه پرفضیلت رمضان با آرامش و مشت گرهکرده و در حال قرائت قرآن کریم، فضیلت بزرگی است که خداوند به این ابرشخصیت تمدنی ایران عرضه کرد تا وفاداری و صداقت ایشان نسبت به مردم ایران و مظلومین جهان جاودانه شود. او برگزیده خدا و موید به تاییدات الهی و ولیخدا بود.آیتالله العظمی سید علی حسینی خامنهای (ره)، رهبر حکیم انقلاب اسلامی، در سن ۸۶ سالگی، در روز دهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷ و نهم اسفند ۱۴۰۴، در محراب کار و مجاهدت، در حال تلاوت قرآن کریم، در کنار دختر، داماد، عروس و دردانههای عزیزشان، به فیض عظمای شهادت نائل آمدند و نه تنها ایران، که وجدان بیدار جهان اسلام را در اندوهی عمیق فرو بردند.این شهادت، تجلی مسیر آزادمردی بود که زندگی پربارش از آغاز تا انجام، روایت ایستادن در برابر طوفانهای ظلم و ستم و به درستی ابرشخصیت تمدنی ایران بود.شصتوپنج سال مبارزه و جهاد خستگیناپذیر، مبارزه پیوسته به نظام سلطه جهانی، مهربانی و دلسوزی نسبت به ملت شریف ایران که ممهور به خون پاک ایشان و برگزیدگانی از خاندانشان شد، تصویری زنده و انکارناپذیر از صداقت و امانتداری و وفاداری به ملت شریف ایران و همه آزادگان جهان بود. شهادت در محل کار و نه در پناهگاه و دور از مشی زندگی مردم، کربلای
حسینی را در برابر دیدگان تاریخ معاصر قرار داد. شهادت اسطوره مقاومت، در کنار خانواده از نوه 14 ماهه، زهرا محمدی تا دختر، عروس و داماد و چندین نفر از یاران اعم از یاران دبستانی تا سرداران بزرگ، گواه آشکاری بر استواری و انسجام مکتب رهبر و مقتدای شهید است. رهبر شهیدی که اسطوره توجه به خدا، حکمتگرایی، همه جانبهنگری، عدالتخواهی و مبارزه با استعمار و نظام سلطه بودند.نگاهی مختصر به زندگی سراسر نور و حکمت ایشان نشان میدهد که ایشان از چهارسالگی افتخار انس با قرآن کریم را پیدا کردند و در طول دههها، با دانش الهی مبتنی بر قرآن و سنت و ادبیات فاخر ملی و جهانی و پیوند با تجربههای مبارزه با استعمار، شخصیتی حکیم و الهی را به جهان معرفی کردند. در طول 86 سال عمر با برکت خویش، بیش از 65 سال در مسیر پرمخاطره مبارزه با نظام سلطه همراه با زندان، تبعید و شکنجه و ترور و تحمل فشارهای گسترده جبهه نفاق و فتنه و توطئههای بینالمللی، مجاهدت کردند.رهبر عزیزی که بیش از 44 سال با جانبازی بالا و زخم عمیق ناشی از ترور در تیر ماه 1360 که منجر به آسیب دیدگی اساسی از محل بالای کتف راست و بالای ران سمت راست و شکستن استخوان ترقوه همراه با قطع چند رگ و عصب دست راست شد و از آن زمان دست راست ایشان از کار افتاد و دچار مشکل حرکتی شد. دست راست ایشان از کار افتاد ولی در طول این 44 سال راست قامت و استوار، حسرت یک آه را بر دل دشمن گذاشتند و هرگز از تن رنجور خویش به جز یک مورد استثنائی دم نزدند.
آنقدر با صلابت و با نشاط رهبری امت را بر عهده گرفتند که گوئی هیچ رنج و دردی در روح و جان ندارند و همواره همچون یک جوان سلحشور و یک حکیم جهانشناس، سخن گفتند و منشاء اقدامات بزرگ علمی و معنوی در جهان امروز شدند.وقتی از مکتب رهبری شهید سخن میگوییم، از یک نگاه هدفمند، منسجم و نظاممند میگوییم که هدف از زندگی و راههای رسیدن به هدف و فرهنگ متناسب با آن را به صورت منسجم و روشن تبدیل به یک سنت و سیره رهبری کرده است. مکتب رهبر شهید از 9 خصیصه بنیادین برخوردار است که نگاه ساختارمند، هدفمند و با ثبات قدم را در صفحه صفحه تاریخ زندگی ایشان منعکس میکند.1) توحیدگرایی و خداگرایی ماندگار: رهبر حکیم و شهید انقلاب همواره متذکر قدرت خدا، قوانین الهی و سیره و سنت الهی بودند. از نظر ايشان (1391الف)، توحيد بهمعناي «اعتقاد به خدا و كفر به طاغوت» و «عبوديت خدا و عدم عبوديت غيرخدا» است. این نگاه درواقع توحید را بر مبنای لا اله الا الله تفسیر میکند. ایشان اهل تهجد طولانی، تلاوت و انس دائمی با قرآن کریم و اندیشهورزی در عمق تعالیم الهی بودند. از سوي ديگر، ايشان به «اعتماد و وثوق به خداوند متعال» و «اعتماد به نصرت و وعدههاي الهي» و «حسن ظن به خداوند» توجه عمیق داشتند و آن را يكي از عناصر سازندة انقلاب اسلامي و ايستادگي آن و همچنين عامل مهمي براي مقابله با دشمنيهاي دشمن و رفع گرفتاريها میدانستند. ايشان (1390الف) در بيانات خود ميفرمايند «به خداي متعال بايد حسن ظن داشته باشيم. خداي متعال ملامت ميكند آن كساني را كه به او حسن ظن ندارند...
سوءظن به خدا اين است كه انسان خيال كند اينكه فرموده است «ولينصرن الله من ينصره» خلاف واقع است. يا اينكه فرموده است «الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» وعدة تخلفپذيري است...». ايشان توحيد و حاكميت ارزشهاي الهي بر جامعه را ركن اساسي انقلاب دانسته و ميفرمايند (1382) «توحيد يعني حاكميت ارزشهاي الهي بر جامعه و نفي حكومتهاي طاغوتي، استبدادي، فاسد و طغيانگر بر ارزشهاي انساني و اصيل. بنابراين توحيد ستون فقرات و ركن اساسي و پيام انقلاب اسلامي بود».2) حکمتگرایی: قرشی (1352، ج2: 163) میگوید «حکمت یک حالت و خصیصه درک و تشخیص است که شخص بهوسیلة آن میتواند حق و واقعیت را درک کند و مانع از فساد شود و کار را متقن و محکم انجام دهد». صاحب حکمت، کسی است که ممانعت از ظلم، جهل، گناه و امور غیرعقلانی را بر محور دستورات الهی استوار میکند. در این نگاه، حکمت، منشأ بهوجود آمدن «خیر کثیر» در جامعه میشود و اگر نباشد، راهبران صاحب حکمت، شاهد گسترش ظلم، جهل و اعمال جاهلانه خواهند بود. «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُوا الأَلْبَابِ / خداوند فیض حکمت را به هر که خواهد عطا کند و هر که را به حکمت و دانش رساند در باره او مرحمت و عنایت بسیار فرموده و این حقیقت را جز صاحبان عقل و خرد درنیابند» (سورۀ بقره/ آیۀ 269). رهبر حکیم انقلاب اسلامي همواره با اشراف بر مسائل داخلي و خارجي و آيندهنگري مدبرانه و شناخت و درك صحيح واقعيات زمانه، نه فقط
زمان حال، بلکه افقهای آینده را مورد توجه قرار داد و لذا مسیر منطقی و صحیح حرکت را نشان میدهد. «تأکید بر هوشیاری ملتها» بهمنظور کسب موفقیت از مواردی است که حکمت رهبر انقلاب اسلامی (1391ب) را نشان میدهد که میتواند مانع از غفلت ملتها از میراث برجستۀ خود شود: «....یک ملت بزرگ با یک تمدن تاریخ کهن، گاهی اوقات با یک میراث علمی برجسته، وقتی از حال خود غافل میشود، وارد میدان نیست...».اشراف بر وقایع منطقهای و بینالمللی و تحلیل دقیق از رویدادها از دیگر خصوصیات حکمت رهبر شهید است. بیانات ایشان در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری (1393) بر این امر اذعان دارد و ايشان به «درك واقعيات جهاني بهشكلي صحيح» و «نقشآفريني در عرصة بينالمللي» تأكيد دارند: «... نظم قبلی جهانی دیگر قابل استمرار نیست که غربیها مدیریت جهان را بهدست بگیرند... به نظر ما دو مطلب مهم است: مطلب اول این است که این واقعیتهایی که امروز مشاهده میکنیم، واژگونه تحلیل نشود، غلط تحلیل نشود،... کار دومی که مهم است، این است که خودمان را آماده کنیم برای ایفای نقش در پدید آوردن نظم جدید...».بهعلاوه ايشان (1390ب) در حوزة ديپلماسي نيز سه اصل «حكمت، عزت و مصلحت» را مبناي تعامل سازنده و مؤثر با جهان ميدانند: «حكمت اين است كه شما بتوانيد مواضع طرف مقابل را حكيمانه به مواضع خودتان نزديك كنيد؛ اينها در تضاد با هم نيستند. حكمت و عزت و مصلحت مكمل هستند؛ بايد در جهت مصالح ملي باشند؛ و در درجة اول بايد با حفظ عزت ملي و عزت هويتي همراه باشند...».
از سوي ديگر، شهید حکمت و دانائی (1392الف) «وحدت» را مهمترين مسئله جهان اسلام ميدانند و به ايجاد دوران بيداري اسلامي در ميان ملتهاي مسلمان تأكيد دارند: «امروز مهمترين مسئله در دنياي اسلام، وحدت است. اتحاد به سمت هدفها؛ هدف استقلال سياسي، هدف استقرار مردمسالاري ديني، هدف پياده كردن حكم الهي در جوامع اسلامي... راه، بيداري اسلامي است؛ راه، آگاهي از شأن ملتهاي اسلامي است...». بيداري اسلامي خاموش شدني نيست و «خودباوري و خودبازيابي هويت اسلامي» بهوجود آمده در كشورهاي مسلمان حتي با سركوب يا بركناري دولتها نيز از ميان نميرود: «وقتي احساس وظيفة اسلامي در يك ملتي بهوجود آمد، احساس هويت اسلامي وقتي در يك ملتي بهوجود آمد، به اين آساني نميشود اين را از بين برد...» (1392ب).رهبر والا مقام شهید، امام و سیدالشهدا انقلاب، حضرت آیتالله العظمی خامنهاي (ره) (1392پ) «عزم و ارادة متكي به ايمان و توكل و بصيرت و تدبير» را عاملي میدانستند كه ميتواند «ملتهاي مسلمان را در اين چالشها به پيروزي و سرافرازي برساند» و راه نجات جامعة بزرگ مسلمانان از گرفتاريها را وجود انسانهايي ميدانند كه «انديشه و عمل را در كنار ايمان و صفا و اخلاص و مقاومت در برابر دشمنان كينهورز را در كنار خودسازي معنوي و روحي» داشته باشند. درواقع ايشان «اسلام» را عامل نجاتبخش امت اسلامي ميدانند و ميفرمايند (1376) «...آنچه كه ما براي برادران مسلمانمان در سراسر عالم ميخواهيم، اين است كه دولتها و ملتها به اسلام به چشم نجاتبخش نگاه كنند و آن را ماية عزت و افتخار و كرامت خودشان بدانند...».
3) ایرانگرایی: تمرکز بر ایران بهمثابه یک سرزمین تمدنی با ظرفیتهای والای تاریخی، فرهنگی و اخلاقی، همواره یکی از ارکان مکتب فکری رهبر شهید بود. ایرانیگرایی در دیدگاه رهبر شهید انقلاب، ملیگرایی دینی و عقلانی بود که وابستگی به ایران را با ایمان اسلامی پیوند میزد، نه ملیگرایی نژادی یا سکولار. ایشان (1402الف) میفرمایند: «اسلامیّت و ایرانیّت دو قطب متضاد نیستند، یک حقیقتند. هر کسی طرفدار اسلام شد، هر کسی سرباز اسلام شد، از هر ارزشی ــ از جمله ارزش میهن و وطن ــ به طور طبیعی دفاع میکند. حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الایمَان؛ این از ایمان است».ایشان بر افتخار به هویت ایرانی، حفظ زبان فارسی و استقلال ملی تأکید داشته و آن را مکمّل قدرت کشور در کنار اسلام میدانستند. این نگاه، تضادی با ارزشهای اسلامی ندارد و بر پیشرفت و اقتدار ایران متمرکز است. حضرت آیتالله العظمی خامنهای (ره) (1402الف) میفرمایند: «از اوّل انقلاب، یک گروهی سعی میکردند گرایش به ملّیّت را و نام ایران را و بزرگداشت ایران را در مقابل گرایش اسلامی و انقلابی قرار بدهند و تفکیک کنند بین مسئلهی ملّیّت و مسئلهی اسلامیّت. جنگ، دفاع مقدّس و شهدای عزیز ما این وسوسهی باطل را به طور واضح و به صورت عملی ابطال کردند». ملیگرایی در این دیدگاه به معنای تلاش برای سرافرازی ایران در سایه اسلام است.رهبر شهید انقلاب همواره بر پرورش نسلی که به ایرانی بودن خود افتخار کند و تاریخ و زبان خود را پاس بدارد، تأکید داشتند. «احساس هویّت ایرانی و اسلامی و شخصیّت ملّی را در کودکان این کشور باید زنده کنید. مسئلهی زبان مهم
است، مسئلهی ملّیّت مهم است، مسئلهی پرچم مهم است؛ دلبسته باید باشد؛ اینها چیزهای لازمی است، اینها اساسی است. بایستی این شناخت را، این هویّتشناسی ملّی و شخصی را در دانشآموز زنده کنید؛ [دانشآموز] باید به ایرانی بودنِ خودش افتخار کند. البتّه افتخار هم دارد» (حضرت آیتالله العظمی خامنهای، 1402ب). ایشان تأکید داشتند که این افتخار باید به شکل عملی و از طریق آموزش صحیح در مدارس به نسل جوان منتقل شود.رهبر شهید با اشاره به ظرفیتهای بینظیر ایران در طول تاریخ ـ از تمدن کهن پارس بر این باور بودند که ملت ایران به برکت اسلام، مسیر بیداری تمدنی را طی میکند. ایشان (1397) فرمودند: «هویّت ملّی باید در مجموعهی نخبهی کشور تقویت بشود، باید احساس کنند که ایرانیِ مسلمانند، باید افتخار کنند به اینکه ایرانیِ مسلمانند؛ این باید در آنها تقویت بشود؛ باید افتخار کنند که تتمّه و دنبالهی یک تاریخ بسیار شرافتمندانه و باارزشند؛ دانش ما یک روز دنیا را در تصرّف داشته، فلسفهی ما یک روز برترین فلسفه در دنیا بوده، دانشمندان ما، حقوق ما، فقه ما همینجور؛ ما دنبالهی آن تاریخ هستیم».ایشان ایران را هویتی ممتاز در جهان اسلام میدانستند که تلفیقی از ایمان عمیق، غیرت ملی و میراث کهن تمدنی است. برخلاف نگاههای غربزده یا ناسیونالیسم افراطی، آیتالله العظمی خامنهای (ره) ایرانگرایی را در بستر اسلام ناب محمدی تعریف میکردند. ایشان (1394ب) میفرمایند: «هویّت ایرانی یک چیز عجیبی است در تاریخ؛ همهی کسانی که به ایران تهاجم کردند به یک نحوی، در ایران بعد از مدّتی حل شدند:
زبانشان، آدابشان، فرهنگشان؛ تنها چیزی که مستثنی است، اسلام است که اسلام آمد ایران و در ایران غرق نشد، ماند و ایرانی اسلام را از بُن دندان قبول کرد؛ ...ایران زبانش عوض نشد، فارسی باقی ماند؛ یعنی یک چیز عجیبی است در ایران؛ این خصوصیّتی است که مال کشور ما است. ... هویّت ایرانی کار خودش را کرد». و البته (همان): «جوانهای عزیز! بدانید که... عرصهی هویّت اسلامی و ایرانی عرصهای است که در آن شجاعت لازم است، فداکاری لازم است، دانش لازم است، ایمان عمیق لازم است؛ خودتان را آماده کنید؛ همهی جوانها مخاطب این حرفند، امّا شما جوانهای عزیز ما در نیروهای مسلّح از جهتی بیش از دیگران مورد خطاب هستید؛ باید خودتان را آماده کنید».باب وسیعی از ایرانی گرایی رهبرو مقتدای شهید ما توجه به زبان و ادبیات فارسی و برجسته کردن میراث تمدنی شعرا و ادبای ایرانی بود. او خود یک ادیب توانمند بود که گفتارها و مداخلات ادبی فاخر و حتی سراینده اشعار زیبا، موزون و پر معنا بود که تلخیص "نسیم" را در اشعار خود برگزید که الحق نسیم پرترنم زیبائی تمدنی و فاخر بود. رهبر عزیز و دل به خداسپرده ایران عزیز پیوند عمیق با سعدی و حافظ داشت. او در مورد سعدی میفرمود: «سعدی یکی از پایههای بنای استوار ادب پارسی و محصول شعر و نثر او تشکیلدهنده یکی از برازندهترین اندامهای پیکره شکوهمند فرهنگ کنونی ما است... پند سعدی که مایه گرفته از معارف قرآن و حدیث است همواره نقش زرینخاطر پندآموزان و زبان فصیح و صریح او رازگشای گنجینههای معانی برای دلهای جوینده و مشتاق بوده است». دل
دادگی او به حافظ خیره کننده بود و بعد از تلاوت قرآن کریم، انس زیبایی با اشعار حافظ داشت و می فرمود: «اوقاتی بود که من شبها تا یک غزل دو غزل از حافظ نمیخواندم نمیخوابیدم. تعجب هم میکنید؛ اما جز تعجب چارهای نیست تعجب کنید. واقعیت است شبها تا غزل نمیخواندم از حافظ، نمیخوابیدم» (مصاحبه با سیدعلی خامنهای، جلسه:سوم. مصاحبه کننده: حمید روحانی. منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی).تلخیص دیگر ایشان در اشعار و سرودها "امین" بود که به زیبایی جناب حجتالاسلام انصارینژاد که از شعرای برجسته کشور در کتاب "امین شعر انقلاب" کتاب را مزین به شعر جدیدی از ایشان می کند که زبان حال و منعکس کننده روحیه و هویت متعالی و دغدغه های آن امام همام است:گامی به راه و گامی در انتظار دارمسرگشته روزگاری پَرگارـوار دارمدلبستهی امیدی در سنگلاخ گیتیرَه بیشکیب پویم، دل بیقرار دارمیک عمر میزدم لاف از اختیار و اینکچون شمع، اشک و آهی بیاختیار دارمگو ابرِ غم ببارد تا همنشین عشقماز غم چه باک دارم کاین غمگسار دارمنبود روا که گیرم جا در حضیض پَستیسیلم که هستی خود از کوهسار دارمسرشارم از جوانی هر چند پیر دهرمچون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارماز خاک پاک مشهد نقشی است بر جبینمشادم «امین» که از دوست، این یادگار دارمالحق رهبر شهید ما "امین ملت ایران" و بلکه "امین مردم مظلوم جهان" بود. وفادار بود و دلسوز سلامت و دغدغهمند نسبت به اعتلای ایران و اسلام بود. علیرغم جفاها، به همه ایدهها و گرایشهای سیاسی احترام میگذاشت که در انستابات و حمایتهای او از همه روسای جمهور تاریخ انقلاب نمونهای از امانتداری نسبت به رای مردم و فاداری نسبت به ملتعزیز ایران داشت.
4) جامعنگری و هدفمندی برای استقرار جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی: یکی از عناصر فکری مکتب رهبر شهید، جامعنگری و توجه همزمان به ظرفیتها برای رسیدن به هدف راهبردی یعنی «تمدن نوین اسلامی» با الگوی نظام پیشرفت اسلامی ـ ایرانی است. ظهور انقلاب اسلامی در سال 1357 نه یک انتقال سیاسی صرف، بلکه تولد عصری جدید در تاریخ بشر و عرصهای بود که بنیانهای نظم نوین جهانی را به چالش کشید. این رویداد، تحت رهبری امام خمینی (ره) و بعدها آیتالله العظمی خامنهای (ره)، بسیار فراتر از سرنگونی یک سلطنت؛ بازاندیشی بنیانی راجع به ماهیت حکومت، جامعه و رابطه انسان با امر الهی را رقم زد. در حالی که قرن بیستم تحت سلطه تقابل ایدئولوژیهای سرمایهداری و کمونیستی بود، انقلاب اسلامی مسیر سومی را معرفی کرد: نظامی ریشهدار در حاکمیت الهی، که در آن اقتدار معنوی و دنیوی تحت هدایت وحی متحد شدند. این تحقق، یک اصلاح نبود، بلکه انقلاب به معنای واقعی کلمه، واژگونی کامل مفروضاتی که مدرنیته را اداره میکرد و جایگزینی آنها با دیدگاهی برگرفته از اصول بنیانی اسلام بود.تأثیر انقلاب از مرزهای ایران فراتر رفت و این افسانه را درهم شکست که جوامع مسلمان ناگزیر باید از الگوهای غربی ناسیونالیسم سکولار یا مدرنیته اقتدارگرا پیروی کنند. آیتالله العظمی خامنهای شهید (ره)، به عنوان برجستهترین معمار فکری انقلاب در دوران پس از امام خمینی (ره)، این امر را به عنوان «بیداری تمدن اسلامی» با تأکید مجدد بر استقلالگرایی معنوی و فرهنگی در برابر آنچه ایشان نظام سلطه مینامیدند بیان کردند.
تأسیس جمهوری اسلامی نشان داد که یک دولت میتواند مشروعیت خود را نه تنها از اراده مردمی و نه از نیروی قهری، بلکه از وفاداری به قانون الهی کسب کند که از طریق ولایت فقیه تفسیر میشود. این کنش بین اصول الهیاتی با حکمرانی معاصر، الگویی برای مقاومت در برابر قدرت هژمونیک ایجاد کرد و جنبشهایی را در سراسر جهان اسلام و فراتر از آن الهام بخشید.رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران وظيفة امت اسلامي را پيشرفت همهجانبه يا «ايجاد تمدن نوين اسلامي» و متفاوت از چيزي ميدانند كه قدرتها دربارة بشريت فكر و عمل ميكنند. از نظر ايشان (1394پ)، تمدن نوين اسلامي بهمعناي «تصرف سرزمينها» و «تجاوز به حقوق ملتها» و «تحميل اخلاق و فرهنگ خود بر ديگر ملتها» نبوده، بلكه به معناي «عرضه كردن هدية الهي به ملتهاست تا ملتها با اختيار خود، با انتخاب خود، با تشخيص خود راه درست را انتخاب كنند...». لذا تمدن اسلامي در نقطة مقابل «منافع سرمايهدارهاي صهيونيست و كمپانيهاي ظالم و خونخوار دنيا» (آيت الله العظمی خامنهاي، 1393پ) قرار دارد.رهبر شهید انقلاب در ايجاد تمدن نوين اسلامي، «استفاده از تجربة جهاني اما با روح معنويت» را لازم میدانستند و میفرمودند (1394پ) «همچنانكه اروپاييها آن روز از دانش مسلمين استفاده كردند... ما هم امروز از دانش جهان استفاده ميكنيم، از ابزارهاي موجود جهاني استفاده ميكنيم براي برپا كردن تمدن اسلامي، منتهي با روح اسلامي و روح معنويت». همچنين ايشان منابع و ابزار ايجاد تمدن اسلامي در جهان اسلام را شامل جمعيت مسلمانان، سرزمينهاي خوب، موقعيت جغرافيايي برجسته،
منابع طبيعي وافر و نيروهاي انساني بااستعداد و برجسته ميدانند كه ميتواند دنيايي سرشار از معنويت بسازد. اما شاخص اصلي تمدن اسلامي از نظر مقام معظم رهبري (1392چ)، «بهرهمندي انسانها از همة ظرفيتهاي مادي و معنوياي است كه خداوند براي تأمين سعادت و تعالي آنان در عالم طبيعت و در وجود خود آنان تعبيه كرده است. آرايش ظاهري اين تمدن را در حكومت مردمي، در قوانين برگرفته از قرآن، در اجتهاد و پاسخگويي به نيازهاي نوعي بشر، در پرهيز از تحجر و ارتجاع و نيز بدعت و التقاط، در ايجاد رفاه و ثروت عمومي، در استقرار عدالت، در خلاص شدن از اقتصاد مبتني بر ويژهخواري و ربا و تكاثر، در گسترش اخلاق انساني، در دفاع از مظلومان عالم و در تلاش و كار و ابتكار ميتوان و بايد مشاهده كرد».5) مردمگرایی و تمرکز بر قدرت مردم و مشروعیتبخشی به رأی و حضور مردم: مشی زندگی سیاسی و اجتماعی ایشان منعکسکننده تعامل مستمر با اقشار مختلف جامعه بود. از ادیبان و شاعران گرفته تا هنرمندان و سینماگران و اهل رسانه و روزنامهنگاران و از دانشمندان و نخبگان اجتماعی گرفته تا دانشآموزان و دانشجویان و ارتباط با همه اقشار مردم در همه استانهای کشور با بهانههای متفاوت، حکایت از دلدادگی ایشان به مردم داشت. سنت رفتن به استانها بعنوان رئیس جمهور و توصیه به همه روسای جمهور در ارتباطات مستقیم با مردم و مسائل مردم، همه حکایت از روحیه مردمگرایی و رابطه صمیمانه و عاشقانه با مردم داشت. در عین حال به لحاظ ساختاری، مدل نظام
جمهوري اسلامي ايران مبتني بر مدل مردمسالاري ديني است كه بر همين مبنا، از اصل تأييد جمهوري اسلامي ايران گرفته تا انتخاب رئيسجمهور، نمايندگان مجلس، نمايندگان مجلس خبرگان، شوراهاي شهر و غيره، همه با رأي مردم انتخاب ميشوند. مردمسالاري ديني از نظر آيتالله العظمی خامنهاي (1393چ) «يعني آحاد مردم نمايندة مجلس را انتخاب ميكنند، رئيسجمهور را انتخاب ميكنند، وزرا را باواسطه انتخاب ميكنند، خبرگان را انتخاب ميكنند، رهبري را باواسطه انتخاب ميكنند...» كه اين امر از دل اسلام جوشيده است: «مردمسالاري ما از دل اسلام جوشيد... مردمسالاري ما از دين سرچشمه گرفته است، اسلام اين راه را به ما نشان داده است» (آيتالله العظمی خامنهاي، 1392ر). «نهادينهشدن» مردمگرايي و مردمسالاري در جمهوري اسلامي ايران مورد توجه رهبر شهید و همواره سیره مستمر مکتب فکری ایشان بود. از نظر ایشان (1392ز)، مشاركت مردم در كنار مسئولان براي سازندگي آيندة جمهوري اسلامي ايران اهميت اساسي دارد: «آنچه براي بناي زندگي و سازندگي آينده مورد انتظار است، بدون مشاركت مردم تحققپذير نيست. بنابراين علاوه بر مديريتي كه مسئولين بايد انجام بدهند، حضور مردم... ضروري است... بدون حضور مردم، كار پيش نخواهد رفت و مقصود تحقق پيدا نخواهد كرد...». از سوي ديگر، آيتالله العظمی خامنهاي (1392ژ) مشاركت مردم را نشانة وفاداري به انقلاب و اميد به نظام جمهوري اسلامي ايران و اعتماد به روحانيت و خدمتگزاران نظام ميدانستند و ميفرمودند «ملت ايران مفتخر است كه مسير مردمسالاري اسلامي را در
دورههاي پيدرپي با انگيزه و نشاط پيموده... مشاركت گستردة مردم... پيامهايي روشن به همه رسانيد؛ پيام وفاداري خدشهناپذير به انقلاب، پيام اعتماد و اميد به نظام جمهوري اسلامي، پيام اعتماد به روحانيت شجاع و پيشرو و اعتماد به خدمتگزاراني كه با همت و ابتكار خود برآنند كه بر موفقيتها افزوده و از مشكلات بكاهند».
6) عدالتگرایی بعنوان بنیان احکام الهی و عمود خیمه مکتب رهبر حکیم: اهمیت عدل و عدالت در اسلام ریشه در قرآن دارد و صفتی است که خداوند آن را صفت و ویژگی خود دانسته است. خدا كه همواره به عدل قيام دارد گواهى مىدهد كه جز او هيچ معبودى نيست و فرشتگان [او] و دانشوران [نيز گواهى مىدهند كه] جز او كه توانا و حكيم است هيچ معبودى نيست (آلعمران: 18). میتوان ادعا کرد که حدود یکدهم از آیات قرآن یا بهطور مستقیم و یا بهطور غیرمستقیم به این بحث اشاره دارند» (صیادنژاد، 1385: 86). مفهوم عدالت در اسلام آنقدر اهمیت دارد که برخی معتقدند اصل عدالت را میتوان بهعنوان معیاری برای فقاهت و استنباطهای فقهی مطرح نمود. در واقع بهدلیل «اعتقاد به اصل عدل و تبعیت احکام از مصالح و مفاسد نفس الامری و اصل حسن و قبح عقلی و حجیت عقل، عدل زیربنای فقه شیعی» بهشمار میرود. رهبر حکیم و شهید همواره به عدالتگرايي و رفع هرگونه تبعيض و نابرابري در فرصتها و امكانات توجه داشتهاند.ايشان (1390ت) عدالت را بهمعناي «تقسيم منابع حياتي كشور ميان آحاد مردم و تقسيم درست فرصتها ميان مردم» تعريف ميكنند و در ارتباط با عدالت اجتماعي، ايشان (1383الف) آن را «مهمترين و اصليترين خطوط در مكتب سياسي امام بزرگوار» ميدانند و ميفرمايند «در همة برنامههاي حكومت... بايد عدالت اجتماعي و پر كردن شكافهاي طبقاتي موردنظر و هدف باشد».
همچنين ايشان در بيانات خود در ارتباط با عدالت و توسعه و رشد اقتصادي ميفرمايند (1372) «رشد اقتصادي براي عدالت اجتماعي و براي رفاه عمومي مسئله اول نيست؛ آنچه در درجة اول است، اين است كه فقير در جامعه نباشد، محروم نباشد، تبعيض در استفاده از امكانات عمومي نباشد... آنچه كه عمومي است، مثل فرصتها و امكانات متعلق به همة كشور است و بايد در اينها تبعيض وجود نداشته باشد».درواقع از نظر ایشان (1383ب)، عدالت و توسعه اقتصادی با هم متنافی نيستند: «نوآوري نظام ما همين است كه ميخواهيم عدالت را با توسعه و با رشد اقتصادي در كنار هم و با هم داشته باشيم و اينها با هم متنافي نيستند...» و عدالت به عنوان هدف بوده و رشد و توسعه بهعنوان مقدمة عدالت مطرح است: «بعضي اينطور تصور ميكردند كه ما بايستي دورهاي را صرف رشد و توسعه كنيم و وقتي كه به آن نقطة مطلوب رسيديم، به تأمين عدالت اجتماعي ميپردازيم. اين فكر، اسلامي نيست. عدالت هدف است و رشد و توسعه، مقدمة عدالت است...» (خامنهاي، 1374).از سوي ديگر ايشان (1387) عدالت و پيشرفت را در كنار يكديگر مورد توجه قرار میدادند و تأکید میکردند كه «ما پيشرفت را همراه با عدالت ميخواهيم... نه عدالت بدون پيشرفت مطلوب است، نه پيشرفت بدون عدالت. عدالت بدون پيشرفت يعنی برابری در عقبماندگی، برابري در فقر؛ اين را نميخواهيم. پيشرفت بدون عدالت را هم هرگز مطالبه نميكنيم...». ايشان (1391ج) در واقع عدالت را يكي از شاخصهاي پيشرفت ميدانند و ميفرمايند «اگر كشوری در علم و فناوري و جلوههاي گوناگون تمدن مادی
پيشرفت كند، اما عدالت اجتماعي در آن نباشد، اين به نظر ما و با منطق اسلام پيشرفت نيست... اين پيشرفت سطحي و ظاهري و بادكنكي است...».در مرکز جهانبینی مکتب آیتالله العظمی خامنهای (ره)، تعهدی تزلزلناپذیر به عدالت نهفته است که به قدرتمندترین شکل در برخورد قاطعانه ایشان نسبت به ظلم در همه اشکال آن آشکار میشود. دیدگاه ایشان راجع به فلسطین، مظهر این اصل است و ایشان مبارزه فلسطین را نه صرفاً یک مناقشه ارضی، بلکه مسئله اخلاقی تعیینکننده زمان ما، یعنی آزمون وجدان بشریت، میدانند. اشغال سرزمینهای فلسطینی، در این تحلیل، نه تنها بیعدالتی سیاسی، بلکه نقض اساسی قانون الهی و کرامت انسانی است. این موضع از اعتقادات عمیق الهیاتی راجع به وجوب مقاومت در برابر سلطه، همراه با درک پیچیده از چگونگی عملکرد قدرت در جهان معاصر ناشی میشود.7) تشویق کننده فرهنگ جهاد و شهادت و نگاه والانگر: رهبر حکیم قبل از پیروزی انقلاب اسلامی همواره از روحیه انقلابی و جهادی برخوردار بودند و همواره فرهنگ و ادبیات جهاد و شهادت را بعنوان بالاترین وجه ارزشی انسان مورد توجه و تأکید قرار میدادند. این اسطوره جهاد و شهادت بود که ادبیات و روایتهای جهاد و شهادت را فراگیر کرد و با وقت گذاشتن برای شعر و ادبیات جهاد و شهادت، همنشینی با خانوادهها و فرزندان شهدا بدون تفاوت بین شهدای شیعه و سنی، مسیحی و ارمنی و ارزش والا گذاشتن بر سرداران و سربازان «دل به خدا سپرده» و جهادگران سلحشوری همچون چمرانها، بابائیها، کاظمیها، سردار سلیمانیها و شهدای بزرگی چون سید حسن نصرالله و
شهدای جنگ 12 روزه همچون سردار باقری و سردار سلامی و سایر شهدای گرانقدر. ایشان خود روایتگر جهاد و شهادت بودند و از بسیجیان گمنام گرفته تا سرداران بزرگ را با جزئیات میشناختند و میشناساندند. جلسات دیدار مستمر ایشان با خانواده شهدا ، فرزندان و حتی نوادگان و اقوام درجه یک شهدا، دیدنی و شنیدنی است. رهبر دلباخته الهی بارها آرزوی شهادت کردند و به آستان پروردگار التجاء میکردند که سرانجامِ ایشان را در این جهان فانی، شهادت در راه خدا قرار دهد. ایشان به صراحت می فرمودند: «بهترین مردنها، شهادت است. بالاترین اجرها براى انسانى که در راه خدا مبارزه مىکند، نوشیدن شربت گواراى شهادت است. خوشا به حال آن عزیزان و گوارا باد بر آنها این نعمت بزرگ الهى! آنها با شهادت، اجرشان را گرفتند... پروردگارا! تو را به حق خون شهیدان، تو را به حق اولیایت، تو را به حق صاحبالزمان (ارواحنافداه)، مرگ ما را هم به شهادت در راه خودت قرار بده» (آیتالله العظمی خامنهای، 1370). فلسفه اهتمام ایشان به فرهنگ ایثار و شهادت بخاطر ساختن یک جامعه سالم و صالح مبتنی بر خالصکردن همه وجود و همه تلاشها برای کسب رضایت خدا و فدا کردن خود برای صلاح و رستگاری جامعه بشری بود. از نظر ایشان «شهادت بدین معنا است که یک انسان برترین و محبوبترین سرمایه دنیوی خویش را نثار آرمانی سازد که معتقد است زنده ماندن و بارور شدن آن، به سود بشریت است» (آیتالله العظمی خامنهای، 1381).
ایشان مفاهیم عمیق عرفان اسلامی را بیانی ساده بعنوان فرهنگ ایثار و شهادت بیان میکرد. در فرازی میفرمایند: «ایثار، یعنی ندیدن و به حساب نیاوردن خود. این، اوّلین موضعگیرىِ شهید است» (آیتالله العظمی خامنهای، 1376). در مکتب رهبر شهید، توجه به ایثار و شهادت بعنوان یک منبع اصلی برای تربیت نسلی با فرهنگ والای الهی بود، نسلی که از دل آن اصحاب و مشائین اربعین و جاماندگان اربعین و اهل اعتکاف خلق شدند که نمونه این نسل در تاریخ کم نظیر است.ایشان از این مسیر سرمایه بزرگ و تمدنی انقلاب اسلامی را بوجود آوردند. در این وادی مختصات فراوانی است که این مقال، ظرفیت بیان آن را ندارد ولی سرخط مهمی برای شناخت مکتب رهبر شهید و شهادت طلب است.8) علمگرایی و پیشرفتگرایی دانشبنیان: در اندیشۀ الهی و اسلامی، بالاترین ارزش متعلق به علم و دانش است. ایشان تحت تاثیر مکتب امام علیعلیهالسلام بود که میفرمودند: «راس الفضائل العلم، غایه الفضائل العلم/ رأس ارزشها، دانش است و مقصد نهایی فضیلتها دانش است» (میزان الحکمه، جلد 8، ص 7، حدیت 13753). و پایۀ همۀ موفقیتها و پیشرفتها و یافتن راه سالم و صالح، علم و دانش است و علم از یک ماهیت قدرتی برخوردار است که صاحب آن را توانایی میبخشد و وقتی در سطح یک ملت بروز پیدا میکند، آن ملت را قدرت، ثروت و توانایی میبخشد و در همۀ ابعاد کار و زندگی برجسته میسازد. به تعبیر امام علی علیهالسلام: «العلم افضل قنیه/ دانش بهترین دارایی است» (میزان الحکمه، جلد 8، ص 8، حدیث 13760).
در واقع این گزاره اصلی فکر امام شهید بود که دانش ریشۀ همۀ خوبیها و نادانی و ناآگاهی ریشۀ همۀ بدبختیها و گمراهیها است. ایشان احیاگر سیره قولی و عملی رسول خدا صلیالله علیه و آله بود که میفرمودند: «العلم راس الخیر کله و الجهل راس الشر کله/ دانایی، عامل اصلی همة خوبیهاست و نادانی عامل اصلی همة بدیها است». این نگاه درواقع امری است که در نگرش و اندیشههای فکری رهبری جمهوری اسلامی ایران بهصورت گسترده دیده میشد و تبدیل به یک سنت علمگرای و تشویق مسیر علم و دانش شده بود. از نظر رهبر شهید انقلاب، «علم و دانش» در كنار «ايمان»، مهمترين مؤلفههاي قدرت ملي بوده و پاية پيشرفت همهجانبة يك كشور بهحساب ميآيد.حضرت آیتالله العظمی خامنهای (1390پ) در ارتباط با اهميت علم ميفرمايند «گفتيم العلم سلطان؛ علم اقتدار است. هر كسي كه داراي علم و داراي اين اقتدار شد، طبق اين روايت «صال» ميتواند بر محيط جهان حكمفرمايي كند، يعني اهداف خودش را دنبال كند. هر كسي مالك آن نشد، «صيل عليه»؛ يعني بر او حكمفرمايي خواهد شد». درواقع از نظر ايشان علم و دانش، منبعي براي رسيدن به اهداف، ماية اقتدار، ثروتآفرين، قدرت نظاميآفرين و قدرت سياسيآفرين» (1388الف) است كه بايد آن را «براي خدمات، براي معنويت، براي پيشرفت فضايل انساني و براي دفاع حقيقي از حقوق انسان» (1389پ) فراگرفت.لذا رهبر شهید انقلاب بر «جهاد علمي» تأكيد داشتند و منظور ايشان، «علم به معناي عام، نه فقط علوم تجربي» است. همينطور ايشان (1389ت) به از ميان برداشتن موانع و در هم
شكستن معارضهها و «انحصارها» و «خستهايی» كه در حوزة علم وجود دارد اشاره داشتند و بر «حفظ شتاب علمي»، «رسيدن به مرجعيت علمي»، «استغناي علمي و شكستن مرزهاي دانش»، «نوآوري علمي»، «شجاعت علمي»، «حركت بهسمت استقلال علمي»، «ارتباط صنعت و دانشگاه» و «سرمايهگذاري در حوزة علم و تحقيق» در اين حوزه توجه ميكردند. از سوي ديگر ايشان پيشرفت علمي را مسئوليتي ميدانستند كه بر عهدة تمامي دستگاههاي كشور است و بر ناظر بودن آن بر نيازهاي كشور تأكيد داشتند.رهبر عزیز پیوند عمیقی با کتاب و خواندن داشت. در این مسیر انس شخصی به تمدنشناسی، ادبیات فاخر، ادبیات انقلابی و خواندن آثار بزرگان ادبی ایران و جهان داشت و مشوق خواندن و توسعه دانائی بود.
9) استقلالگرایی و تمرکز بر قدرت ملی: یکی از بارزترین خصوصیات رهبر و مقتدای شهید، تقویت بنیههای تامین استقلال ایران عزیز بود. از همین منظر بود که ایشان اهتمام جدی نسبت به تقویت بنیه دفاعی کشور داشت که ثمره آن را در این ایام میبینیم که ایران را بعنوان یکی از 5 قدرت جهانی مطرح میکند و بروز آن در جنگ 12 روزه آمریکای سلطه گر و رژیم غاصب اسرائیل در خرداد 1404 و جنگ سوم در اسفند ماه 1404 به نمایش گذاشت. قدرت دفاعی که حس قدرتمند بودن را به مردم ایران و مردم جهان منعکس کرد و موجب تسلیم و کرنش قدرتهای بزرگ نظامی جهانی با بودجهها و امکانات بزرگ تخریب و کشتار جمعی شد. آمریکائی که در 160 کشور جهان پایگاه نظامی با ارزش تخمینی نزدیک به 9 تریلیون دلار، مجبور به زانو زدن در مقابل ملت قدرتمند و نظام دفاعی توانمند شد و باورمندی به توانائی ایران عزیز را به نمایش گذاشت. منبع دیگری که تامین کننده استقلال جمهوری اسلامی ایران شد، دانش بومی و تبدیل شدن ایران به کشور دانشمندان بزرگ جهان و قرار گرفتن در میان 10 کشور برتر جهان در حوزه مهم دانش شد.با همین رویکرد، ایشان بر اقتصاد مقاومتی و پیشرفت ایران عزیز تاکید داشت. مقاومتی بودن امر پیشرفت که منجر به تأمین استقلال، استحکام، قدرت و قوت در مقابل تهدیدها، تحریمها و تأمینکنندة ظرفیتهای راهبردی که تضمینکنندة سلامت، شکوفایی، نشاط و عزت یک ملت شود، پدیدههایی است که در همة بخشهای اساسی مرتبط با توسعه و پیشرفت یعنی اقتصاد، فرهنگ و سیاست انعکاس پیدا
میکند. اقتصاد مقاومتی مفهومی برخاسته از شرایط خاص جمهوری اسلامی ایران است که از ماهیت حرکت برخلاف موج و گفتمان قدرتهای بزرگ برخوردار است و ماهیتی اسلامگرایانه و ایرانیگرایانه دارد که بهنوعی بنیان الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را نیز تشکیل میدهد. در واقع اقتصاد مقاومتی از یک مرکزیت اقتصادی برخوردار است، ولی پدیدهای چندوجهی است که قلمروهای فرهنگ مقاومتی و سیاست مقاومتی و همچنین روشنفکری مقاومتی و همراهی قدرتمند مردم نیز برخوردار است. فرهنگ مقاومتی بهعنوان پایة اصلی تأمین کننده سلامت فراگیر فرهنگی است که دامنة آن کل مسیر توسعة صنعتی، کشاورزی، خدمات و توسعه را شامل میشود.از سوی دیگر فرهنگ مقاومتی اشاره به فرهنگی دارد که نه تنها منتهی به انزوای فرهنگی نمیشود، بلکه حمایتکنندة تعامل با جهان با تکیه بر ظرفیتهای تمدنی و فرهنگی جامعة اسلامی ایران است. سیاست مقاومتی نيز اشاره به ابعاد حاکمیتی و سیاسی دارد که منجر به پویایی سیاسی و استحکام ظرفیتهای سیاسی در عرصة ملی، منطقهای و جهانی میشود.10) دشمنشناسی و استعمار شناسی عمیق: آن رهبر آزاده و بهرهمند از خداباوری و خودباوری از یک روحیه مبارزه با نظام سلطه و استعمار برخوردار بود و این غده سرطانی بدخیم که بر دل و جان مردم جهان رسوخ کرده بود را با عمق والا میشناختند. ایشان پنجه گرگ نظام استعماری را در لابلای زرق و برق نظام مدرن بخوبی میدیدند و از یک بصیرت تیزهوشانهای برخوردار بودند. یک استعمار شناس عمیق بود که
استعمار را همه به لحاظ سیاست ها و همه به جهت روش ها و از مهمتر تفکر استعماری را میشناخت. در میان دشمنان انقلاب اسلامی و مردم مظلوم جهان، همچون امام راحل ره تاکید زیادی بر توجه به شیطان بزرگ یعنی آمریکا داشتند. ایشان در سخنرانی نوروزی خود در سال 1399 می فرمایند: «امروز البتّه خبیثترین دشمن ما و دشمن جمهوری اسلامی آمریکا است. البتّه ما دشمن کم نداریم امّا آن که از همه خبیثتر و عنودتر است، عبارت است از آمریکا. مسئولان آمریکایی، هم دروغگو هستند، پشتهمانداز هستند، وقیحند، طمّاعند، شارلاتانند -حرکتهایشان، حرفهایشان را شما بشنوید، [میبینید] شارلاتانی حرف میزنند؛ یعنی انواع و اقسام خصوصیّات زشت اخلاقی- و هم البتّه در کنارش ظالمند، سنگدلند، بشدّت بیرحمند، تروریستند؛ یعنی آنچه خوبان همه دارند، اینها بهتنهایی همه را دارند! یعنی این جور دشمنی در مقابل ما امروز وجود دارد».ایشان بر آگاهی مردم و ملتها نسبت به دیدگاهها، روشها و منشهای دشمن و نظامات استعماری و سلطهگرایانه تاکید داشتند. در دیدار خود با نخبگان جوان علمی در 26 مهرماه 1396 فرمودند: «میخواهم به شما و به هر کسی که این حرف را خواهد شنفت بگویم: دشمن را بشناسید، دشمن را بشناسید. یکی از خطراتی که هر ملّتی را تهدید میکند این است که دشمنِ خودش را نشناسد، دشمنِ خودش را دشمن نداند؛ یا دوست بداند یا بیطرف بداند؛ این خطر خیلی بزرگی است. این خوابرفتگی است. هم دشمن را بشناسید، هم روشهای دشمنیاش را بشناسید؛ ببینید چهجوری دشمنی میکند.
دچار غفلت نشویم؛ اگر غفلت کردیم، غارت خواهیم شد؛ اگر غفلت کردیم، شبیخون به ما زده خواهد شد؛ غفلت نکنیم. امیرالمؤمنین (علیّه السّلام) فرمود ــ در نهج البلاغه است ــ وَ اللَّهِ لَا اَکونُ کَالضَّبُعِ تَنامُ عَلَى طولِ اللَّدم؛[۱] من مثل آن حیوانی نخواهم بود که معمولاً برای اینکه به خواب برود، یک آهنگی میخوانند و او به خواب میرود؛ من خواب نخواهم رفت، بیدارم و میفهمم دُوروبَرم چه میگذرد. از ما هم همین را خواستهاند. نباید به خواب برویم، نباید غفلت کنیم».ایشان اشراف عمیق نسبت به تاریخ استعماری غرب داشت و می فرمودند: «در تاریخ، غربیها نخواهند توانست لکهی ننگ استعمار را از دامان خود پاک کنند. شعارهای طرفداری از حقوق بشر، شعارهای طرفداری از دموکراسی، نخواهد توانست عملکرد غربیهای مدعی و پرادعا را در آسیا و در آفریقا و در آمریکای لاتین و در نقطهنقطهی کشورهائی که سالها تحت استعمار بودند، به فراموشی بسپرد. آن روز با استعمار این کار را کردند، امروز به شکل دیگری همان نقشه را دنبال میکنند، همان هدفها را دنبال میکنند» (بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی، 17 خرداد 1392).بی اعتمادی به آمریکا، تکه کلام همیشگی ایشان بود. در صحنه عمل، خیانت، خدعه، تزویر و عدم پایبندی آمریکا به تعهدات نسبت به مردم ایران عزیز در همین دو جنگ اخیر یعنی جنگ 12 روزه و جنگ رمضان به اثبات رسیده است. امروز که در فرآیند آتشبس قرار گرفتهایم همچنان این روحیه خیانت در امانت و عدم پایداری بر تعهدات بصورت محسوسی دیده میشود.جمعبندی: تمرکز بر تمدن نوین اسلامی و گام برداشتن با رویکرد تمدنی
بنیان اصلی فکر ایشان در حوزه های متنوع علم و دانش، دین و ایمان، پیشرفت و فناوری، اخلاق و عرفان، زبان و ادبیات، ایران گرایی و توحیدگرایی تمرکز بر هدف متعالی و ساختن تمدن نوین اسلامی بود. بر این مبنا، روشن میشود که مکتب رهبر حکیم و شهید، یک نگاه نظاممند و هدفمند و البته یک رویکرد توحیدی و عدالتگرایانه معطوف به استقرار شاخص های تمدن نوین اسلامی بود. تمدنی که برخوردار از عدالت فراگیر، امنیت فراگیر و تأمینکننده سلامت و آسایش برای همگان و رفتن به سمت جهانی عاري از ظلم و تجاوز به حقوق انسانها و همة موجودات جهان هستی است. رسیدن به چنین جهانی، مستلزم توجه به هدایتهای الهی و احترام به حقوق انسانها بر مبنای مدل جامعی است که به همة نیازهای اساسی انسان توجه شود. این مدل در یک مسیر تاریخی توسط انبیاء الهی از آدم (ع) گرفته تا ابراهیم (ع)، موسی (ع)، عیسی (ع) و خاتم انبیاء الهی، حضرت محمد (ص) که درود خدا بر همة آنها باد، تکامل یافته است و سلامت و سعادت جاودانه انسان بستگی به میزان توجه و عمل به این قوانین الهی دارد.مکتب رهبری حکیم و شهید با این بیان کوتاه تبیین نمیشود و ذکر جزئیات گسترده و تفاسیر عمیقی را نیاز دارد که فهم آنها ما را با شخصیت والامقام و الهی آن و فلسفه همه تلاشها، مجاهداتها و ثبات قدم ایشان آشنا کند و تصویر روشنی از زندگی الهی مبتنی بر ارزشهای تمدن نوین اسلامی را ارائه دهد که امیدوارم در نوشته تفصیلیتری در آینده تبیین شود.خداوند آن اسطوره بزرگ مقاومت و حکمت را که سهم تاریخی و مهمی در تغییر مسیر تاریخ و
استعمارزدایی از جهان دارد با شهدای کربلا محشور کند و روح بلندش را در جوار اولیای خویش آرامش بخشد و ما را از رهروان صادق راهش قرار دهد و انشالله شاهد استمرار مشی و سیره و سنت فکری ایشان در ادامه مسیر انقلاب اسلامی باشیم که بطور حتم رهبر اندیشمند انقلاب آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای همان سنت را ادامه خواهند داد و شاهد روزهای با عظمتی برای ملت شریف و ایران تمدنی خواهیم بود.کتابنامه منابعابن موسی، ابوالحسن محمد بن الحسین (سید رضی). (1392). نهجالبلاغه (ع. تقدیری، مترجم). تهران: انتشارات یاران جوان.آیتالله العظمی خامنهای، س. ع. (1368، 26 خرداد). بیانات در مراسم دانشآموختگی دانشآموزان و دانشجویان. بازیابی شده از http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2096آیتالله العظمی خامنهای، س. ع. (1372، 12 مرداد). بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری حجتالاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی. بازیابی شده از http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7547آیتالله العظمی خامنهای، س. ع. (1376، 9 بهمن). بیانات در دیدار با مسئولان دولتی. بازیابی شده از http://farsi.khamenei.ir/keyword-content?id=2552آیتالله العظمی خامنهای، س. ع. (1383، 27 اردیبهشت). بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان کردستان. بازیابی شده از http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=6917آیتالله العظمی خامنهای، س. ع. (1390، 16 مرداد – الف). بیانات در دیدار مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران. بازیابی شده از http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=16889 09:52 - 20 فروردین 1405