صحیفهی زمان، همچنان سرختر از همیشه
مستان سر به داری که از خم الست، جرعهها نوشیدند، اکنون خفتهاند و از ساقی عالم، نشان نیست. و این باغ هستی، در شام غریبان فقدان او، دیگر " گُلی " برای باغبان ازلی ندارد؛ تنها پژواک زخمی ماندگار است.صحرا، اینک سجادهی خونین عزاست؛ هر نغمهی بلبلی، ضجهای است در فراق آن سرو بلندقامت. و در این کربلای …نمایش بیشتر۱ MB
