تمجید از قاتل رهبر شهید انقلاب توسط منتقد برنامه هفت
اگر یکی از فعالان سیاسی مثل صادق زیباکلام، بیژن عبدالکریمی، آذرمنصوری، حتی چهرههای رادیکالیتری مثل مصطفی تاجزاده در طول فعالیت سیاسی خود در تمجید از «دونالد ترامپ» متنی به نگارش درمیآوردند، جامعه فعلی ایران نسبت به آنان چه واکنشی نشان میداد؟
عبدالله بیرق دار: امیر قادری، منتقد ثابت برنامه هفت علیرغم حضور مستمر در رسانههای رسمی جمهوری اسلامی که عمدتاًضدآمریکایی هستند، به طور علنی از دونالد ترامپ حمایت میکند و همچنان این وجه از فعالیت او در رسانههای رسمی نادیده گرفته میشود. او در تلویزیونی و تصویری مختلفی ظاهر میشود و پای ثابت مناظرههای سینمایی است و اخیرا نقش مجری را در یکی از برنامههای پلتفرمی برعهده گرفته است.با این تفاسیر او به عنوان چهرهای مقبول در سیستمرسانهای جمهوری اسلامی شناخته میشود. اما همزمانبا پیروزی ترامپ در انتخاب سال گذشته، یادداشتیستایشآمیز که برای پیروزی او در انتخابات ۲۰۱۶ نوشته بود را در سال ۲۰۲4 در وب سایت کافه سینما بازنشر میکند. این رویکرد قبل از جنگ 12 روزه در وب سایت تحت مدیریت او ثبت نشده ، بلکه این مقاله در زمانی بازنشر شد که سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی با دستور مستقیم کاراکتر سیاسی مورد علاقه این منتقد به شهادت رسید و بازنشر اخبار سرگرمی محور درباره ترامپ و علاقههای سینمایی حتی پس از جنگ 12 روزه در این وب سایت ادامه پیدا کرد.قادری در یادداشت بازنشر شده ترامپ را نماد پیروزی بر «رسانههای چپگرا» و هیلاری کلینتون میداند و او را به عنوان قهرمان بیزینس و ضدسیستم جلوه میدهد.
او در این مقاله مینویسد: انتخاب ترامپ، «شورش سفیدپوستهای آمریکایی با تحصیلات اندک» نیست،اتفاقا پیروزی مردمی است که فرصتهای برابر برایپیشرفت میخواهند؛ رویای آمریکایی واقعی.او در ادامه این یادداشت مینویسد : این مطمئنترینمسیر برای تغییر جهان و از میان بردن تبعیضهاست. بسیار مطمئنتر از شعارهای نیکای که به طور معمول از زبان سیاستمدارها شنیدهایم.و این کلماتی زمانی که از جانب این منتقد منتشر میشود که سردار سپهبد «قاسم سلیمانی» توسط چهره مورد اعتماد منتقد برنامه های تلویزیونی به شهادت رسیده است. آیا شعارهای ترامپ نیک تر از رهنمودهای شهید انقلاب است که به دست این چهره خونخوار به شهادت رسید.
چطور یک منتقد سینمایی که بارها در برنامههایتلویزیونی جمهوری اسلامی حاضر شده و هم همچنانحضورش ادامه دارد، جایی که ایدئولوژی ضدآمریکایی و محکومیت ترامپ به عنوان قاتلان سردار قاسم سلیمانی، قائم امت دائما مطرح میشود، در ستایش از ترامپ مینویسد: این مطمئنترین مسیر برای تغییر جهان و از میان بردن تبعیضهاست. بسیار مطمئنتر از شعارهاینیکای که به طور معمول از زبان سیاستمدارها شنیدهایم. تجارت واقعی، مجبور است از تمام ظرفیتها استفاده کند. آن هم امیدوارم توسط ترامپ، یک بیزینسمن پولدار، نه از میان طبقه نخبگان و سیاستمداران و صاحبان فرصت آشنا، مردی دور از این طبقهی تا به امروز "مقدس انگاشته شده."از نظر منتقد بهرهمند از رسانههای جمهوری اسلامی چه کسی است؟ قائم امت یا دونالد جی ترامپ. او از دونالد ترامپ طی یک یادداشت در سال 2016 و با بازنشر دوباره آن از او او دفاع کند این رفتار، بیش از آنکه نشاندهنده استقلال فکری باشد، نمادی از دوگانگیو سازشکاری است که با توجه به تحولات و رخدادهای پس از جنگ باید توسط مدیران کلان فرهنگی بازنگری شود.قبل از دو جنگ «صهیونیستی – آمریکایی» رسانههایجمهوری اسلامی از شبکههای تلویزیونی مختلف تا خبرگزاریهای مختلف، ترور سردار سلیمانی را جنایتجنگی خواندند و ترامپ را محکوم کردند. اما این منتقد که جایگاه خود مدیون حضور در رسانههای جمهوری اسلامی است و از منافع آن بهرهمند است، چگونه میتواند با چنین جنایتکاری که دستش آلوده به خون دانش آموزان میناب است همسو باشد و ترامپ را ستایشکند و حتی از این یادداشت عقب نشینی نکند.
این یادداشت، بدون هیچ اشارهای به اقدامات ترامپ علیهایران – از جمله خروج از برجام در ۲۰۱۸ تا ترور سردار سلیمانی در ۲۰۲۰ در آن زمان منتشر شده است. بازنشر آن در نوامبر ۲۰۲4، زمانی که خاطره ترور سردار سلیمانی هنوز تازه است، نشاندهنده چیست؟ این تناقض، زمینه انتقاداتی جدی را برمیانگیزد، چرا این منتقدسینما در رسانههای جمهوری اسلامی ایران کهترامپ را قاتل دانش آموزان و نظامیان غیرتمند در دفاع از میهن توصیف میکند از بیشترین زمان ممکن آنتن زنده حتی از رئیس جمهور این کشور برخودار است. آیا این حمایت، خاص از این منتقد است؟ چنین سیاستی یعنی حضور در رسانههای داخلیضدآمریکایی حاکمیتی و حمایت از ترامپ که نمادی از بحران هویت در رسانههای رسمی است.این منتقد با بهرهبرداری از رسانههای حکومتی شهرتخود را در حاکمیت تثبیت میکند و همزمان با ستایش از ترامپ، توجه اپوزیسیون را به خود جلب میکند. اگر ترامپ نماد «بیزینس» است، پس حمایت همزمان از ترامپ و بهرهمندی از رسانههای رسمی جمهوری اسلامی یک بیزنس است. این تناقض، عملکرد گرداننده کافهسینما را تحتالشعاع قرار میدهد، وب سایتی که به ابزاری برای پروپاگاندایشخصی تبدیل شده و مخاطبان را در میان اخبار سینمایی با ایدئولوژی پنهان گمراه میکند. این دوگانگی سایت نشاندهنده شکست رسانههایفرهنگی در ایران است: جایی که سیاست، سینما را میبلعد و منتقدان، به جای نقد واقعی، به بازیگرانی با رفتار دوگانه تبدیل میشوند.
کافه سینما با گردانندگی و سردبیری امیر قادری در بازنشر خبرپیروزی ترامپ به نقل از نورنیوز آن را اینگونه درج میکند. "غیرممکن، ممکن شد/کامبک دانلد جان ترامپ" و در متن خبر قید میکند به امید صلح. در حالیکه ترامپ در دو حمله به ایران مشارکت داشته و خواهان تسلیم شدن ایران است و آن را معادل صلح توصیف میکند جالب اینجاست که او در هیچکدام از اخبار مندرج در کافه سینما هیچگاه دولت آمریکا و شخص «دونالد ترامپ» را به صورت رسمی محکوم نکرده است. این رفتار، چهره منتقدان واقعی منتقدی را نشان میدهد که مواضع ضدآمریکایی را فراستی را بارها در وب سایت کافه سینما مورد انتقاد قرار داده، تا روزی که خودش به عنوان یک «ترامپفن» جای او نشست . تمجید از قاتل آمریکایی مردم هیروشیما و ناکازاکی قادری در دومین قسمت از سری جدید برنامه هفت (پخش زنده در ۲۲ دی ۱۴۰۲) حضور یافت و از فیلم«اوپنهایمر» کریستوفر نولان تمجید کرد. او فیلم را بسیار تحسین کرد و آن را یکی از آثار مورد علاقهاش دانست و این اثر نولان را «محبوبترین فیلم»خودش در آن دوره توصیف کرد. او کلیت فیلم را به عنوان یک برداشت پرتکلف از ذهن یک نابغه (جی. رابرت اوپنهایمر) ستود و آن را اثری حماسی و دلهرهآور خواند که مرزهای ژانر زندگینامهای را جابهجا میکند.
در حالیکه بر اساس قرائت رسمی، اوپنهایمر بانی ساخت بمب هستهای برای نابودی هیروشیما و ناکازاکی است،او با شگرد جدیدی از گفتمان تهاجمی غرب حمایت میکند. یکی فیلمهای مورد حمایت قادری که رسانهای اینترنتی برای آن ویژه برنامه خاص ساخت، لورنس عربستان است. قادری از فیلم تمجید میکند، اما در پس این ستایش، باید به این موضوع اشاره کرد، عملیات لورنس برای تجزیه عثمانی، ادامه سیاستی بود که منجر به تشکیل رژیم جعلی صهیونیستی شد.آیا مسئولان پلت فرم مربوطه متوجه هستند، چه کدها و دادههایی به نسل جوان از طریق این منتقد سینمایی منتقل میشود؟ محتوای عرضه شده دیگر توسط قادری درباره فیلم «دکتر ژیواگو» است. او برای انتقال پیام دکتر ژیواگو از کلید واژههایی نظیر پرداختن به سینمای کلاسیک استفاده میکند و با عناوینی نظیر «عشق به سینما» زیرمتن فیلم «دکتر ژیواگو» که به دوران پسا انقلاب 1917 در اتحاد جماهیر شوروی می پردازد و گزارههای ایدئولوژیک خود را بدون اشاره مستقیم عرضه میکند که نوعی "این همانی" با وقایع پس از انقلاب اسلامی را در ذهن مخاطب متبادر میکند. قهرمان سازی از هیلاری کلینتون و ترامپ یکی از تناقضات برجسته در مواضع سیاسی-فرهنگیاین منتقد، تغییر شدید دیدگاه او نسبت به شخصیتهایکلیدی سیاست آمریکا، به ویژه هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ است. در واقع این حمایتها به هیچ عنوان دارای تناقض نیست، بلکه نوعی عرضه روسای جمهور و چهرههای قدرتمند این کشور در قالب قهرمان است. برای درک این موضوع کافیست مقامات عالی کشور، ضریب سمپاتی به ترامپ را در میان نسل جوان بررسی کنند و بررسی چند ساله عملکرد کافه سینما نشان میدهد در افزایش این سمپاتی سهم به سزایی داشته است.
امیر قادری به عنوان دبیر مجموعه «کافه کتاب» (انتشارات میلکان)، حمایت اولیه خود از هیلاری کلینتونرا از طریق ترجمه و انتشار کتاب در سالهای ۱۳۹۳–۱۳۹۴ شمسی آغاز کرد. وی مقدمهای برای کتاب خاطرات هیلاری کلینتون با عنوان «انتخابهای سخت» نوشت و از انتشار آن حمایت رسانهای کرد. این کتاب، شرح زندگی سیاسی هیلاریکلینتون در دوران وزارت امور خارجه آمریکا است و شامل جزئیات تصمیمگیریهای او در مسائل جهانی (مانند خاورمیانه، ایران، بهار عربی و حقوق بشر) میشود. حمایت از این کتاب توسط قادری، به ویژه در نمایشگاهکتاب تهران و چاپهای متعدد (تا چاپ سوم در ۱۳۹۹)، نشاندهنده نوعی تمجید عملی و حرفهای از هیلاریکلینتون است.کتاب با حمایت کافه سینما در آن زمان به فروش بالاییدست یافت و قادری آن را به عنوان بخشی از مجموعه کتابهای سیاسی-فرهنگی خود معرفی کرد.حمایت غیرمستقیم از هیلاری کلینتون ،در فضایرسانههای رسمی ایران بسیار عجیب است.شخصیتی که در روایت رسمی ایران، نماد لیبرالیسم غربی، امپریالیسمو سیاستهای ضدایرانی (مانند تحریمها و فشار بر برجام) بود. قادری با ترجمه این کتاب، عملاً محتوای آن را برای مخاطب فارسیزبان قابل دسترس کرد و کاراکتر کلینتون را ارزشمند جلوه داد.
چرخش کامل به سمت ستایش ترامپاما تنها دو سال بعد (۱۳۹۵ / ۲۰۱۶)، قادری بلافاصله پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاستجمهوریآمریکا، یادداشتی ستایشآمیز نوشت که در سایتکافهسینما منتشر شد و در ۱۳۹۹ (نوامبر ۲۰۲۰) – حتیپس از ترور سردار سپهبد قاسم سلیمانی توسط ترامپ –بازنشر گردید. در این یادداشت او ترامپ را «بیزینسمنموفق»، «قهرمان ضدسیستم» و نماد «فرصتهای برابر» توصیف کرد و در این یادداشت پیروزی او را بر «رسانههای چپگرا» و هیلاری کلینتون را گامی مهم در تغییر جهان دانست وهیلاری را به عنوان نماد شکست و سیاستهای قدیمی نقد کرد.این چرخش ۱۸۰ درجهای، در حالی رخ داد که هیلاریکلینتون در کتاب خودش و در روایت عمومی ، ترامپ را به شدت نقد میکرد و بعدها او را با هیتلر مقایسه کرد.تبلیغات گسترده در مسیر کلینتون و ترامپدر دوران پیش از ۲۰۱۶، ترجمه کتاب هیلاری به قادریاعتبار فرهنگی-سیاسی میداد و با فضایروشنفکری-لیبرال همخوانی داشت و حالا سردبیر این وب سایت سینمایی، ترامپ را قهرمان توصیف میکند، در حالیکه او از رسانههایی سود میبرد که همچنان مسئولان آن توسط قائم شهید امت منصوب میشوند و طبیعی است که مواضع آنان به صورت ظاهری علیه ترامپ آشکار است.
قادری که برای کتاب هیلاری مقدمه نوشته در سال 1395 ترامپ را به عنوان راهحل آسان و قهرمانانه معرفی میکند.چنین چرخشهایی مخاطبان را در میان ایدئولوژیهایمتضاد گمراه میسازد اما مهمترین سیاست، نوعی ترامپدوستی است که در قالب گفتمانهای مختلف رسانهای عرضه میشود در واقع پس از آنکه زامبیهای فارسی زبان خارج نشین کلید واژه شیطانی «عموترامپ» را عرضه کنند، وب سایت کافه سینما که توسط منتقد ثابت برنامههای سازمان تبلیغات و صدا و سیما اداره میشود، به عنوان قهرمان توصیف شد. این اتفاقات در حالی افتاده که او بارها از مواضع ضدآمریکایی «مسعود فراستی» در دوره ای که برنامه هفت را اجرا میکرد انتقاد میکرد و حالا به عنوان منتقد در همان برنامه جای فراستی نشسته است.پس از این دو جنگ تحمیلی توسط ترامپ حالا این مسئولان فرهنگی هستند که باید میان امیر قادری با این گفتمان و مسعود فراستی با حضور در کف خیابان و همراه مردم یکی را انتخاب کنند.
22:28 - 23 اردیبهشت 1405