این پیرمرد ۷۲ ساله نگذاشت پرچم ایران در طوفان شن هم زمین بماند
تصویر محمد حسن دهقانی، پیرمرد ۷۲ ساله بیرجندی که در طوفان شدید پرچم را در دست نگه داشت، با عنوان «این پرچم بر زمین نمیماند» در رسانههای داخلی و خارجی وایرال شد و الهامبخش هزاران نفر شد؛ مردی که نشان داد وفاداری و ایستادگی، سن و سال نمیشناسد.
خبرگزاری فارس- خراسان جنوبی؛ در روزهایی که طوفان سهمگین با سرعت ۱۰۸ کیلومتر در ساعت بیرجند را درنوردید، تصاویر پیرمرد ۷۲ ساله، محکم در برابر باد، با پرچم ایران در دست، قلبها را در سراسر کشور و حتی جهان لرزاند. محمد حسن دهقانی گسک، مردی که سالها تجربه جبهه و سختیها را پشت سر گذاشته، در اوج طوفان ایستاد و اجازه نداد پرچم افتاده و یا تضعیف شود.این تصویر که ابتدا در صفحه اول روزنامه اینترنتی «صدای ایران» و رسانه KHAMENEI.IR منتشر شد، با عنوان تحسینبرانگیز «این پرچم بر زمین نمیماند» نه تنها در شبکههای اجتماعی وایرال شد، بلکه در رسانههای داخلی و خارجی بازتاب گستردهای یافت. کاربران ایرانی و خارجی، از عکس او و اراده بینظیرش در برابر نیروهای طبیعت، به عنوان نمادی از مقاومت، وفاداری و پایبندی به ارزشها یاد کردند.پرچمداری مردم بیرجند در میدان مادر، که به صورت ۲۴ ساعته ادامه دارد، اکنون بیش از همیشه به نمادی از همبستگی، ایمان و غیرت ملی تبدیل شده است.در ادامه، روایت این مرد را از آن روزهای پرهیجان، خاطرات تاریخی و حس و حالش هنگام نگه داشتن پرچم میخوانید: فارس: آقای دهقانی، ابتدا میخواهم از شما بخواهم آن روز طوفان را برای ما توصیف کنید.محمد حسن دهقانی: آن روز، روزی بود که هیچوقت از ذهنم پاک نمیشود. ساعت حدود دو بعد از ظهر بود که باد شدیدی وزیدن گرفت و گرد و خاک غلیظ تمام میدان مادر را پوشاند. مردم از ترس و حیرت پا به زمین میخکوب شده بودند؛ برخی سرشان را زیر دست و لباس پنهان کرده بودند و برخی هم میدویدند تا خود را به جای امنی برسانند. اما من در همان لحظه با خودم زمزمه کردم: «یا امام زمان!» و انگار تمام جهان اطرافم سکوت کرد و همه چیز رنگ دیگری گرفت.پرچم را که از قبل آماده کرده بودم، محکم در دست گرفتم. آن لحظه فقط باد و گرد و خاک نبود؛ حس میکردم که کل شهر و تاریخ بیرجند نگاه به این پرچم دوخته شده است.هر بار که باد با شدت میوزید و پرچم به عقب و جلو میرفت، قلبم تند میزد و دستانم میلرزید، اما ارادهام قویتر از هر طوفانی بود. انگار این پرچم نه یک پارچه، بلکه نماد تمام ایمان، شجاعت و امید مردم بیرجند بود.مردم از کنار میدان عبور میکردند و برخی تلاش میکردند کمک کنند، اما میدانستم که این مسئولیت، مسئولیت من است. با هر نگاه و هر نفس، دعا میخواندم و از خدا میخواستم که پرچم را حفظ کند و این لحظه تاریخی برای همیشه در یادها بماند.حتی وقتی باد چنان شدت گرفت که احساس کردم پرچم از دستم جدا میشود، نه تنها ترس نکردم، بلکه احساس غرور میکردم؛ غروری که ریشه در ایمان و اراده ما داشت و یادآور روزهایی بود که در جبههها، با رفقایم در سختترین شرایط ایستاده بودیم.
آن لحظه برای من فقط نگه داشتن پرچم نبود؛ این یک امتحان بود. امتحانی برای خودم، برای مردم و برای تاریخ شهر بیرجند. و باور کنید، وقتی مردم میدیدند که من هنوز ایستادهام، برخی از آنها حتی گریه میکردند و برخی هم با صدای بلند فریاد میزدند: «آفرین! آقا پرچم را زمین ننداز!» این حس، آن شور و انرژی، هیچگاه از ذهن من پاک نمیشود و تا آخر عمر، با هر طوفان و هر سختی، یادم خواهد ماند که ایمان و اراده، میتواند حتی خشم طبیعت را هم شکست دهد.فارس: با این توصیف، گویا شما تجربههای زیادی از سختیها و ایستادگی دارید. آیا پیش از این، در جبهه یا در شرایط مشابه قرار گرفته بودید؟محمد حسن دهقانی: بله، خاطرات جبهه همیشه در ذهنم زنده است. من در سالهای جنگ ایران و عراق، راننده آمبولانس بودم و در حمله مرصاد حضور داشتم. آن زمان ۲۳ ساله بودم، با رزمندگان از جمله حاجی برام نوروزی و سردار رفیعی در جبهه بودیم. یادم هست زیر پل کرم باختران، وقتی به محل میرسیدیم، اطلاعات و نگهبانیها حیاتی بودند. همه این تجربهها باعث شد که حالا، حتی در طوفانی با سرعت ۱۰۸ کیلومتر، بتوانم پرچم را نگه دارم و از زمین افتادن آن جلوگیری کنم.فارس: پس میتوان گفت که روحیه و استقامت شما ریشه در خاطرات جبهه دارد. اما اینجا بیرجند است و شما با مردم شهر تعامل دارید. چگونه نگاه مردم را نسبت به حضور شما در میدان توصیف میکنید؟محمد حسن دهقانی: مردم بیرجند همیشه مرا تشویق کردهاند. برخی حتی میگویند حضور من در صفوف جلو نمادی است از وفاداری مردم. من خودم همیشه حس میکنم که وظیفه دارم، نه برای خودم، بلکه برای امام زمان و برای تمام مردم شهر، پرچم را نگه دارم.
پرچمداری ما ۲۴ ساعته است؛ یعنی همیشه باید کسی باشد که پرچم را در دست بگیرد، چه در روزهای آرام، چه در طوفانهای سهمگین.فارس: وقتی باد شدید میوزد و گرد و خاک همه جا را میپوشاند، چه حسی دارید؟ آیا ترس و نگرانی هم دارید؟ محمد حسن دهقانی: طبیعتاً وقتی باد با شدت میوزد و گرد و خاک همه جا را میپوشاند، ترس وجود دارد و قلب هر انسانی به تپش میافتد. اما همان لحظه که یاد خدا و دعای «یا امام زمان» را زمزمه میکنم، همه ترسها سبک میشود و انگار وزش باد هم آرامتر میشود. احساس مسئولیت، حتی بیش از ترس، مرا به جلو میبرد. من همیشه میگویم: ترس طبیعی است، اما ایمان و مسئولیتپذیری است که انسان را پایدار نگه میدارد.لحظاتی که در جبههها تجربه کرده بودم، همیشه در ذهنم زنده است. آن زمانها، وقتی گلوله و خمپاره همه جا را میپوشاند، تنها چیزی که انسان را نگه میداشت، ایمان بود؛ همان احساسی که امروز وقتی پرچم را در دست میگیرم، دوباره زنده میشود. حس میکنم که این فقط مسئولیت یک پرچم نیست، بلکه مسئولیت تمام مردم بیرجند و حتی تاریخ و هویت این شهر بر دوشم است.باد به گونهای میوزد که انگار میخواهد پرچم را از دستم بگیرد، اما هر بار با تمام نیرو، آن را در دستانم محکم نگه میدارم. نگاه مردم که از کنار میدان عبور میکنند، نگاه پر از امید و تحسین است. کودکان، جوانان، سالمندان… همه میدانند که این لحظه، لحظهای تاریخی است و هر کس که پرچم را در دست بگیرد، به نوعی محافظ ارزشها و اعتقادات شهرش است.
گاهی باد چنان میپیچد که مجبور میشوم پاهایم را محکم در زمین فرو کنم و با تمام وجود مقاومت کنم. همان موقعهاست که حس میکنم تمام زندگی و تمام تجربههای سختم، از جبههها تا روزهای دفاع از ارزشها، همه به کمکم آمدهاند تا بتوانم ایستادگی کنم. هر نفسی که میکشم، هر قطره عرقی که از پیشانیام جاری میشود، برای حفظ این نماد مقدس است.و باور کنید، وقتی مردم میبینند که من هنوز ایستادهام، نگاهشان پر از انرژی و امید میشود. آنها میدانند که حتی در سختترین شرایط، کسی هست که پای ارزشها ایستاده است. این حس مسئولیت، حتی از ترس هم قویتر است. وقتی پرچم را بالا نگه میدارم، انگار نه تنها یک پارچه، بلکه تمام تاریخ و هویت بیرجند در دستانم قرار دارد، و این بزرگترین انگیزه و نیرو برای ادامه دادن است.فارس: آیا خاطرهای از همان روز طوفان هست که هنوز شما را تحت تاثیر قرار دهد؟محمد حسن دهقانی: بله، هنوز یادم هست که وقتی باد به اوج رسید، مردم از کنار میدان عبور میکردند و بعضیها میخواستند پرچم را بگیرند تا از دست نرود، اما من ایستادم و پرچم را رها نکردم. حس میکردم این لحظه، امتحان اراده ماست. حتی رسانهها نیز آن روز فیلم گرفتند و نشان دادند که چگونه اراده مردم بیرجند حتی طوفانهای سهمگین را شکست میدهد.فارس: درباره ارتباط خود با خانواده و خاطرات گذشته بگویید. آیا حمایت خانواده در این مسیر برای شما مهم بود؟محمد حسن دهقانی: حمایت خانواده در این مسیر برای من بسیار حیاتی و ارزشمند بود. یادم هست در روزهای ابتدایی که پرچم را نگه میداشتم، خانواده و همسرم همیشه کنارم بودند.
حضور خانواده، حس تعلق و مسئولیتی که به من میدهد، باعث میشود که حتی در لحظات سخت و پر از گرد و خاک، پرچم را محکم در دست نگه دارم و با افتخار بایستم. این لحظات، لحظاتی هستند که هیچ نیرویی، حتی باد شدید یا گرد و خاک، نمیتواند آنها را از بین ببرد؛ چون پشت من، قلبها و نگاههای کسانی هستند که دوستدار ارزشها و ایمان ما هستند.فارس: بسیاری از مردم شاید تصور کنند که نگه داشتن پرچم کاری ساده است، اما از گفتههای شما میتوان فهمید که سختیها و مسئولیتهای زیادی دارد. چه توصیهای به جوانان برای حفظ این ارزشها دارید؟محمد حسن دهقانی: من همیشه میگویم که حفظ ارزشها نیاز به صبر، ایمان و مسئولیتپذیری دارد. جوانان باید بدانند که هر کاری، هرچند کوچک، وقتی برای خدا و ارزشها انجام شود، بزرگ است. پرچم را گرفتن شاید ساده به نظر برسد، اما نماد هویت، وفاداری و همبستگی مردم است. باید با احترام و با ایمان نگه داشته شود.فارس: آیا در طول این مدت، اتفاق یا خاطرهای بود که هنوز قلب شما را تکان دهد؟محمد حسن دهقانی: بله، چندین خاطره وجود دارد. یادم هست وقتی باد شدیدی زد، یکی از همشهریها، جوانی حدود ۲۰ ساله، با هیجان آمد و گفت: «آقا کمک کنیم؟» نگاهش کردم و گفتم: «این مسئولیت من است، اما تو هم باید یاد بگیری که پای ارزشها بایستی.» لبخندی زد و از کنارم گذشت. آن لحظه فهمیدم که حضور من، الهامبخش نسل جوان است. همان روزها بود که احساس کردم حفظ ارزشها، نسل به نسل منتقل میشود. و این برای من، مهمتر از هر موفقیت شخصی است.
فارس: آقای دهقانی، حضور مردم در خیابانها برای حمایت از انقلاب، چه حسی به شما میدهد و چطور آن را با پرچمداریتان پیوند میدهید؟محمد حسن دهقانی: حضور مردم در خیابانها، همانند نفس کشیدن است؛ وقتی میبینم جوانان، زنان، سالمندان و حتی کودکان با شجاعت و امید در خیابانها جمع میشوند، انگار انرژی تازهای به من داده میشود و دستانم قدرتی دوچندان پیدا میکنند. پرچم را که در دست میگیرم، دیگر فقط یک پارچه نیست؛ نماد تمام ایمان، غیرت، استقامت و اراده مردم است.این جمعیت، همانند ستون فقرات انقلاب است؛ وقتی مردم پشت هم هستند، هیچ باد طوفانگونهای و هیچ دشمنی نمیتواند آنها را زمین بزند. من همیشه حس میکنم که پرچم در دست من، تکهای از دل همه مردم است. هر نگاه پر از امید و هر دست که به سوی آسمان بلند میشود، باعث میشود ارادهام مستحکمتر شود.حضور مردم، پیامی روشن به دشمنان است: آمریکا و رژیم صهیونیستی هیچگاه به مقاصد خود در کشور ایران نخواهند رسید. آنها هر چه تلاش کنند، نمیتوانند اراده ملت را بشکنند، زیرا این انقلاب نه فقط یک حکومت، بلکه روح و هویت مردم است. وقتی مردم با تمام وجود ایستادهاند، وقتی پرچم را با عشق و ایمان حفظ میکنیم، همه دشمنان میبینند که ایران زنده و متحد است و هر تهدیدی در برابر این اراده، ناچیز است.فارس: این حضور مردمی تا چه حد میتواند تأثیری بر روحیه شهر و حتی کشور داشته باشد؟محمد حسن دهقانی: بسیار تأثیرگذار است. وقتی مردم متحد میشوند و در خیابانها حضور دارند، نشان میدهند که هیچ تهدیدی نمیتواند اراده آنها را شکست دهد. همانطور که در جبههها تجربه کردم، اتحاد و ایمان جمعی، قدرتی غیرقابل تصور ایجاد میکند.
امروز هم هر فردی که در خیابانها حضور دارد، بخشی از حماسهای است که تاریخ ایران را میسازد.فارس: و در پایان، یک پیام برای مردم و کسانی که این گزارش را میخوانند دارید؟محمد حسن دهقانی: میخواهم به همه بگویم که پایبندی به ارزشها و اصول، نه سن و سال میشناسد و نه زمان. هر لحظهای که پرچم را در دست میگیریم، بخشی از تاریخ، فرهنگ و هویت مردم را حفظ کردهایم و در واقع آینده را هم میسازیم. این کار، تنها یک وظیفه نیست؛ مسئولیتی است که بر دوش هر انسان متعهد و وفادار قرار دارد.امیدوارم این تلاشها الهامبخش نسلهای آینده باشد؛ نسلی که باید بداند هر بار که پای ارزشها ایستادهایم، نه تنها گذشته را نگه داشتهایم، بلکه آینده را هم برای خود و فرزندانمان ساختهایم. هر جوان، هر کودک، هر شهروندی که شاهد این ایستادگی است، یاد میگیرد که اراده و ایمان، حتی در برابر سختترین طوفانها و دشواریها، میتواند همه چالشها را پشت سر بگذارد.ایستادگی، وفاداری و ایمان، نمادی است که همیشه باید حفظ شود و هیچ نیرویی، نه باد، نه طوفان و نه دشمنان خارجی، نمیتوانند آن را نابود کنند. وقتی پرچم را در دست میگیریم، انگار دست به دست نسلها دادهایم و راهی که شهدا و پیشینیان ما آغاز کردهاند، ادامه پیدا میکند. این پیام من به همه است: با ایمان، مسئولیتپذیری و عشق به وطن، هر لحظه میتوانیم حماسه بسازیم و نشان دهیم که ایران، همیشه پایدار و مقاوم است.#ایران #پرچم_ایران #بیرجند 07:46 - 2 خرداد 1405