معلم ما اون آقایی است که در دفاع از دین خدا همه خانواده و حتی ۶ ماهه اش را هم به میدان آورد!
هوالقادر«راهبرد عاشورایی؛ رمزپیروزی ما»داعش سرتاسر سوریه را گرفته بود و همه جا تقریباً سقوط کرده است و فقط ۳ نقطه در دست حاکمیت باقی مانده بود «زینبه، فرودگاه دمشق و کاخ بشار اسد» سردارحاج حسین همدانی یا همون «ابو وهب» بعنوان جانشین حاج قاسم سلیمانی در سوریه بنای تاسیس جیش الوطنی یاهمان بسیج سوریه را میگذارد! که بعدها دهها وصدهاهزار جوان سوری عضو آن میشوند و... (هرچند بعدها بشار اسد و فرماندهانش قدر آنرا ندانستن و آنرا منحل کردن و عامل اصلی سقوطشان هم همین شد)ابووهب در ابتدای کار باموانع و مشکلاتی مواجه شد به همسرش زنگ میزند و میگوید: «با بچه بیاید سوریه» علی رغم همه سختیها و خطرات خانواده سردار همدانی هم استقبال میکنند و بلافاصله با بچه ها به فرودگاه میروند و با هواپیماهای تدارکاتی خود را به سوریه میرسانند و...، همسرشهید همدانی در کتاب «خداحافظ سالار» نقل میکند در فرودگاه دمشق ماشینی که دنبال ما آمده بود، از فرودگاه که خارج شدیم راننده گفت: سرهاتون رو بیارید پایین تیر نخورید! اول فکر میکردیم شوخی میکند ولی وقتی گلوله ها شیشه های ماشین را ریخت پایین فهمیدیم نه جدی جدی دارن میزنند و... در ادامه نقل میکند به محل اسکان که رفتیم شب تا صبح مدام از پنجره تیر می آمد و به سقف اصابت میکرد و ...!دوسئوال در ذهن رهبران سوری ازجمله بشاراسد بود که:۱- در این شرایط بشدت نا امن ابووهب فرمانده مستشاری ایرانی چرا زن وبچه اش را به داخل این جهنم آورده؟!۲- ابووهب بعنوان یک ژنرال مستشاری عجم چطور اعتماد فرماندهان عرب متعصب سوری را جلب کرد که به او میدان داده شود در سوریه جیش الوطنی (ارتشی درکنارارتش سوریه) تشکیل دهد؟!
به شهیدهمدانی انتقاد میشود که: چرا دراین شرایط سخت زن و بچه ات را به سوریه آورده ای؟!
در یکی از جلسات بشار اسد با حالتی انتقادی به شهید همدانی می گوید:در این شرایط سخت چرا گفتید خانواده ات هم به سوریه بیایند؟! اینجا هم برای اونا امن نیست و هم ذهن خودت را درگیر میکند و...!این اعتراض بشار به ابووهب ظاهراً از نظر نظامی هم منطق درستی داشت چراکه حضور خانواده او ممکنه دست بال او رابگیرد و ذهن او را مشغول کند و...ولی درهمان جلسه حاج حسین همدانی جوابی میدهد که پاسخ همه این سئوالات و ابهامات است او میگوید: «معلم ما اون آقایی است که در دفاع از دین خدا همه خانواده و حتی ۶ ماهه اش را هم به میدان آورد وما از او آموخته ایم که با همه وجود به میدان بیاییم و...»ابووهب دانش آموخته مکتب حسین(ع) عزیزترینهایش که خانواده او بودن را به میدان بُرد وچنین شد که اعتماد فرماندهان سوری را برای تشکیل جیش الوطنی جلب کرد و...البته عرض کردم بعدها آنها غفلت کردن و از همین ناحیه هم آسیب اساسی خوردن و...
حاج حسین؛ فرمانده ای که از بن دندان به رهبرد عاشورا اعتقادداشت
درعملیات بدر همه رزمندگان انصارالحسین(ع) را جمع کرد وخطبه ای عاشورایی خواند «هرکس میخواهدبا مابیایید امیدی به بازگشت نداشته باشد...»واین شب دربین همرزمای همدانی مشهور شد به «شب عاشورایی انصارالحسین»شرح شب عاشورایی انصار و مشق عاشورایی حاج حسین همدانی را درکتابهای «مهتاب خین» ، «آب هرگز نمیمیرد» ، «فانوسی که افسانه نبود» و «خدا حافظ سالار» بخوانید.
حاج حسین در پیاده روی اربعین حسینی
16:51 - 16 تیر 1404