تأمین مالی جمعی الگوی مردمیسازی سازندگی
در مختصات کنونی اقتصاد ایران، دستیابی به پیشرفت پایدار و عبور از تنگناهای صنعتی، نیازمند بازتعریف رابطه میان «سرمایههای خُرد مردمی» و «طرحهای کلان اقتصادی» است. کشور در شرایطی است که نیازمند دورهای جدید از سازندگی برای جبران خلأهای ناشی از دوران جنگ و فشار تحریمهاست. تجربه نشان داده که پیشرفت در این مقیاس، صرفاً با تکیه بر منابع بانکی محدود، ناممکن است. در این میان، ابزار «تأمین مالی جمعی» نه صرفاً به عنوان یک روش مالی، بلکه به عنوان پارادایمی برای «مردمیسازی واقعی اقتصاد» باید مورد بازخوانی قرار گیرد.۱. تجمیع سرمایههای پراکنده برای پیشرفت صنعتیامروز نقدینگی در اقتصاد کشور به وفور مشاهده میشود، اما «جریان» این نقدینگی به جای هدایت به سمت تولید و بخشهای مولد، اغلب در بازارهای دارایی غیرمولد سرگردان است. ابزارهای تأمین مالی جمعی، نقش «هدایتگر» نقدینگی را بازی میکنند. این سازوکار، قدرت خرید خُردِ مردم را که به تنهایی توانایی حضور در پروژههای بزرگ را ندارد، تجمیع کرده و به «سرمایه پیشران» تبدیل میکند تا چرخدندههای صنعت با سرعت بیشتری به حرکت درآیند.۲. همافزایی برای حداکثرسازی مشارکت مردمییکی از راهکارهای کلیدی برای ارتقای سطح مشارکت مردم در امر سازندگی، همافزایی استراتژیک است. در همین راستا مشارکت سکوها و پلتفرمها با حضور همزمان «سکوهای تخصصی تأمین مالی جمعی» در کنار «پلتفرمهای بزرگ و پرمخاطب کشور»، میتواند سطح دسترسی و اعتماد عمومی را به شدت افزایش داده و نقدینگی را به صورت گسترده به پروژههای اولویتدار هدایت کند.
ضمن اینکه با تنوع در مدلهای تأمین مالی ضرورت دارد در کنار مدلهای رایج، استفاده از سایر شیوههای تأمین مالی جمعی نظیر مدلهای «مبتنی بر پاداش» و «حمایتی» نیز بیش از پیش قانونی و تسهیل شود تا تمامی ظرفیتهای خیرخواهانه و انگیزشی مردم برای پیشرفت کشور به کار گرفته شود.۳. ضرورتهای سیاستی: تسهیلگری به جای سختگیریاگرچه پتانسیل تأمین مالی جمعی برای پیشبرد اهداف کلان غیرقابلانکار است، اما این ابزار برای ایفای نقشِ موثر خود، نیازمند «زیستبومِ تسهیلگر» است. حاکمیت باید با رویکردی نوآورانه، موانع زیر را برطرف کند:• تنوعبخشی به تضامین: مدلهای فعلی ضمانت، برای بسیاری از پروژههای صنعتی پاسخگو نیست. حاکمیت باید با تدوین مدلهای جدید تضمین (مانند ضمانتهای بیمهای یا تعهدی)، ریسکِ ورود مردم به پروژههای سازندگی را کاهش دهد.• بازار ثانویه: بدون ایجاد یک بازار ثانویه برای گواهیهای مشارکت، تأمین مالی جمعی با ریسکِ «قفلشدگیِ سرمایه» مواجه است. ایجاد زیرساختِ دادوستد این گواهیها، نقدشوندگی را برای مشارکتکنندگان تضمین میکند.• قانونگذاریِ منعطف: انتظار میرود نهادهای نظارتی به جای رویکردهای سلبی، به سمت «نظارت هوشمند و تسهیلگر» حرکت کنند تا مسیر بهرهگیری از تمامیِ مدلهای تأمین مالی جمعی برای پیشرفت کشور هموار شود.اقتصاد ایران برای جهش در مسیر سازندگی، نیازمند یک «قراردادِ اجتماعیِ مالی» است. تأمین مالی جمعی، ابزاری است که با تجمیع قطرهقطره سرمایههای مردمی، میتواند جریانی خروشان از نقدینگی را به سمت صنعت و زیرساختها هدایت کند. امروز، تبدیل مشارکتِ مردم از یک هدفِ انتزاعی به یک «واقعیتِ عینی و سودآور»، یک ضرورتِ راهبردی است.
حاکمیت باید با تسهیل قوانین و بسترسازی مناسب، پیشرفت کشور را بیش از پیش بر شانه مردم و سرمایههای آنها استوار سازد.
16:14 - 1 تیر 1405