حمایت از معلمان و اساتید غیررسمی، سرمایه گذاری برای آینده آموزش کشور است
ساماندهی وضعیت معلمان حقالتدریس و نیروهای غیررسمی، نه تنها راهکاری برای رفع دغدغههای معیشتی این قشر، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای حفظ سرمایه انسانی و تضمین ارتقای کیفیت نظام آموزشی کشور است که نیازمند طراحی سازوکاری عادلانه و مبتنی بر شایستگی است.
مهمترین سرمایه هر نظام آموزشی، انسانی است که دانش، تجربه و انگیزه خود را در اختیار نسل آینده قرار میدهد. در این میان، گروه بزرگی از استادان، معلمان حقالتدریس، مدرسان آزاد و نیروهای آموزشی غیررسمی، سالهاست بخش مهمی از بار آموزش کشور را بر دوش دارند؛ نیروهایی که اگرچه ممکن است از نظر نوع قرارداد و وضعیت استخدامی با نیروهای رسمی تفاوت داشته باشند، اما نقش آنان در کلاس درس و انتقال دانش، کمتر از دیگر معلمان و استادان نیست.بسیاری از این مدرسان با تحصیلات دانشگاهی، تجربه آموزشی و تخصص حرفهای، در دانشگاهها، مدارس، مؤسسات آموزشی و دورههای تخصصی فعالیت میکنند. آنان در شرایطی به آموزش ادامه میدهند که معمولاً از امنیت شغلی پایدار و مزایای مشابه نیروهای رسمی برخوردار نیستند و درآمد آنان نیز در بسیاری از موارد متناسب با حجم کار، تخصص و مسئولیتشان نیست.این وضعیت، صرفاً یک مسئله معیشتی برای یک گروه شغلی نیست؛ بلکه موضوعی مرتبط باکیفیت و آینده آموزش است. معلمی که دغدغه تأمین حداقلهای زندگی و آینده شغلی خود را دارد، طبیعی است که با نگرانی بیشتری به مسیر حرفهای خود نگاه کند. حمایت از معلمان غیررسمی و حقالتدریس، در حقیقت حمایت از کیفیت آموزش و سرمایه انسانی کشور است.البته حمایت به معنای نادیدهگرفتن ضوابط استخدامی یا ایجاد تبعیض نیست. آنچه ضروری به نظر میرسد، طراحی سازوکاری شفاف، عادلانه و مبتنی بر شایستگی است تا سابقه تدریس، مدرک تحصیلی، مهارت حرفهای، ارزیابی عملکرد و تجربه آموزشی نیروهای غیررسمی در تصمیمگیریهای مربوط به ادامه همکاری و ساماندهی آنان موردتوجه قرار گیرد.
مطالبهای فراتر از افزایش درآمد یا تغییر وضعیت استخدامی
میتوان برای این گروه، مسیرهای مشخصی برای ارتقای شغلی، افزایش امنیت همکاری، بیمه و حمایتهای رفاهی، آموزشهای ضمن خدمت و استفاده از ظرفیت آنان در نظام آموزشی تعریف کرد.همچنین پرداخت منظم و متناسب حقالتدریس و جلوگیری از تأخیرهای طولانی در پرداخت مطالبات، از ابتداییترین حقوق حرفهای این قشر است.جامعهای که برای آموزش هزینه میکند، در واقع برای آینده خود سرمایهگذاری میکند؛ بنابراین شایسته نیست بخشی از بدنه آموزشی که سالها تجربه خود را در کلاسهای درس و محیطهای دانشگاهی و آموزشی صرف کردهاند، همواره در وضعیت بلاتکلیف شغلی باقی بمانند.امروز زمان آن است که بهجای نگاه صرفاً قراردادی به معلم، به «نقش و شایستگی آموزشی» او توجه کنیم. عنوان رسمی یا غیررسمی نباید ارزش کار معلم را تعیین کند؛ آنچه اهمیت دارد کیفیت تدریس، تخصص، تجربه، تعهد و اثری است که یک مدرس بر آینده دانشآموزان و دانشجویان میگذارد.حمایت از استادان و معلمان غیررسمی و حقالتدریس، مطالبهای فراتر از افزایش درآمد یا تغییر وضعیت استخدامی است؛ این حمایت، احترام به شأن معلم، حفظ سرمایه انسانی آموزش و تضمین استمرار کیفیت آموزشی است.اکنون انتظار میرود مسئولان حوزه آموزش با نگاهی جامع و آیندهنگر، برای ساماندهی وضعیت این گروه از نیروهای آموزشی، برنامهای روشن، شفاف و قابلاجرا تدوین کنند؛ زیرا پشت هر ساعت تدریس، انسانی ایستاده است که دانش، تجربه و بخشی از زندگی خود را برای ساختن آینده دیگران صرف میکند. نویسنده: آریا تیرانداز #معلمان_حق_التدریس #عدالت_آموزشی #آموزش_و_پرورش #کیفیت_آموزش #نظام_آموزشی #ساماندهی_معلمان #سرمایه_انسانی #معلم_غیررسمی #مطالبات_معلمان 06:24 - 31 شهریور 1405