بچه دروازه غار لاس وگاس را فتح کرد

مهدی یوسفی، کشتی‌گیر آزادکار در گفت‌وگو با فارس از نحوه برخورد مردم آمریکا با آن‌ها، سلام نظامی‌اش پس از قهرمانی و دور افتخارش با پرچم ایران حرف زد.
۴۵ MB
گروه ورزشی خبرگزاری فارس: سلام نظامی در خاک آمریکا، جایی که پرچم ایران با طلای قهرمانی مهدی یوسفی به اهتزاز درآمد، فراتر از یک حرکت ساده بود. سلامی از جنس ایمان، غرور ملی و ادای دین به شهدایی که نامشان در قلب این قهرمان حک شده است. او در گفت‌وگو با فارس از راز آن سلام، فشار نفس‌گیر فینال، نقش مردم در این قهرمانی و مسیری می‌گوید که از روزهای ناامیدی تا ایستادن بر بام جهان طی کرد.متن کامل را در زیر می‌خوانید:فارس: شما در آخرین مسابقه، آخرین مدال را کسب کردید و میلیون‌ها نفر هم بیننده این رقابت بودند. درباره حس‌وحال خودتان و فشاری که در فینال مسابقات جهانی برای کسب مدال طلا تحمل کردید، توضیح می‌دهید؟ شرایط چگونه بود؟یوسفی: همه این اتفاقات از لطف خداوند است که شامل حال ما می‌شود تا بتوانیم پرچم کشورمان را بالا ببریم و دل مردم عزیزمان را شاد کنیم. این مسابقات هم چون در کشور آمریکا برگزار می‌شد، حساسیت بالایی برای مردم کشورمان و خود ما داشت. با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم، می‌دانستیم که با پیروزی در کشتی‌ها و بالا بردن پرچم کشورمان می‌توانیم روحیه بسیار خوبی به ملت عزیزمان بدهیم؛ به‌ویژه به همه کسانی که برای این کشور و این آب‌وخاک می‌جنگند و از آن دفاع می‌کنند. می‌خواستیم با پیروزی‌هایمان به آن‌ها روحیه بدهیم.فارس: در جریان فینال، حریفتان مدام به سر و صورت شما و وقت می‌گرفت تا بتواند زمان بخرد.یوسفی: همه‌چیز لطف خداوند بزرگ بود. خداوند مردم ایران را خیلی دوست دارد و به همین دلیل به ما کمک می‌کرد. اینجا لازم می‌دانم از آقای پژمان درستکار هم تشکر کنم که از همه لحاظ ما را مدیریت می‌کنند. او با ما صحبت می‌کند، آراممان می‌کند و در شرایط حساس کنارمان است.
فارس: آقای درستکار پیش از فینال چه صحبت‌هایی با شما داشت که به شما کمک کرد؟یوسفی: قبل از کشتی، آقای درستکار پیش من آمد و گفت: «این کشتی سرنوشت قهرمانی تیم را مشخص می‌کند. الان میلیون‌ها ایرانی منتظرند که تو کشتی‌ات را ببری تا تیم قهرمان شود. همه مادران شهدا و همه کسانی که به این کشور علاقه دارند، منتظرند. به‌خصوص خانواده بچه‌های میناب که بی‌گناه کشته شدند، الان مسابقه را تماشا می‌کنند. کسانی که با جانشان از این کشور دفاع می‌کنند هم چشم‌انتظارند. به عشق این افراد باید این کشتی را ببری و پرچم را بالا ببری؛ هم خودت قهرمان شوی و هم تیم.»وقتی او این صحبت‌ها را با من مطرح کرد واقعاً در ثانیه‌به‌ثانیه کشتی فقط به این فکر می‌کردم که باید مسابقه را ببرم تا بتوانم دل مردم را شاد کنم.فارس: رفتارهای حریف و کارهایی که برای گرفتن وقت انجام می‌داد، شما را عصبی نمی‌کرد؟ یوسفی: برنامه حریفم این بود که من را عصبی کند تا اشتباهی انجام بدهم و او بتواند از اشتباه من امتیاز بگیرد اما خدا را شکر، آقای درستکار هم برای فینال که مسابقه بسیار حساسی بود، کنار تشک حضور داشت. او معمولاً پشت تشک می‌نشیند اما این بار جلو آمده بود و به قول خودمان، من را کوچ می‌کرد.فارس: در جریان مسابقه، به توصیه‌های او توجه داشتید و بارها به او نگاه می‌کردید که چه می‌گوید...یوسفی: بله، وقتی کشتی می‌گیریم، باید گوشمان به صحبت‌های مربی باشد چون در لحظه باید تصمیم بگیریم و اجرا کنیم و به مربی خودمان اعتماد داشته باشیم. آقای درستکار مدام به من می‌گفت آرام باش و حواست را جمع کن؛ حریفت می‌خواهد تو را عصبی کند.
فارس: پس از قهرمانی، دور افتخار زدید، پرچم ایران را در دست گرفتید و سلام نظامی دادید. مدال‌تان را به شهدای میناب اهدا کردید. یوسفی: زمانی که آن جنایتی که از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا انجام شد اتفاق افتاد، همه ما صحنه‌های دلخراشی را که در فیلم‌های منتشرشده در فضای مجازی دیده می‌شد، دنبال می‌کردیم و از دیدن آن‌ها ناراحت بودیم.پیش از مسابقه هم ما با خدای خودمان عهد می‌بندیم. من با خدای خودم عهد بسته بودم که کمکم کند تا بتوانم این مدال را به خانواده‌های شهدا و مادران شهدا تقدیم کنم. با خودم گفته بودم اگر قهرمان شوم، به پرچمی که نام مقدس «الله» روی آن نقش بسته است، سلام نظامی می‌دهم. واقعاً همه ما ورزشکاران اگر به این جایگاه رسیده‌ایم، با قاطعیت می‌توانم بگویم که خودمان هیچ‌کاره‌ایم. همه کارها به لطف پروردگار بزرگ است که از آن بالا به ما کمک می‌کند. برای من افتخار بزرگی بود که به پرچمی سلام نظامی بدهم که نام مقدس الله روی آن قرار دارد. پیش از مسابقه هم با خودم گفته بودم: خدایا، خودت کمکم کن تا لیاقت این را داشته باشم که به این پرچم سلام بدهم و بتوانم دل مردم را شاد کنم.
۲۰ MB
فارس: درباره تماشاگران ایرانی در آمریکا بگویید که چقدر به شما کمک کردند؟ یوسفی: پیش از رفتن ما بحث‌هایی مطرح بود و بعضی‌ها می‌گفتند ممکن است آنجا اذیت شویم و مشکلاتی برایمان ایجاد کنند. اما واقعاً لازم می‌دانم از مردم کشورمان تشکر کنم. وقتی به آنجا رفتیم، ایرانی‌ها ما را شرمنده کردند. ایرانیانی بودند که از همه لحاظ کنار ما بودند و امکانات مختلفی برایمان فراهم کرده بودند. همه با خودمان می‌گفتیم واقعاً چقدر این افراد، ایران و مردم کشورشان را دوست دارند و چقدر برای ما زحمت می‌کشند. برایمان جالب بود. ما را به گردش می‌بردند، اگر خریدی داشتیم کمک می‌کردند و حواسشان به ما بود. مراقب بودند کسی مزاحم ما نشود یا در رفت‌وآمدمان تا سالن مشکلی ایجاد نشود.برای بچه‌هایی هم که باید وزن کم می‌کردند یا به سالن تمرین می‌رفتند، همه این کارها را به بهترین شکل انجام می‌دادند. واقعاً از آن‌ها ممنونیم. برای رفت‌وآمد ما اتوبوس‌های جداگانه در نظر گرفته بودند. همه باید در ساعت مشخصی می‌آمدند، سوار اتوبوس می‌شدند و به محل مسابقات می‌رفتند. ماشین‌هایی را برای ما تدارک دیده بودند تا بلافاصله پس از پایان تمرین، به هتل برگردیم. این‌طور نبود که یک یا دو ساعت در محل تمرین بمانیم و بعد به هتل برویم. به‌محض اینکه تمرین تمام می‌شد، سریع به هتل برمی‌گشتیم تا برای تمرین بعدی و مسابقه، ریکاوری کنیم.فارس: رفتار آمریکایی‌ها چطور بود؟خیلی با ما مهربان بودند و وقتی ما را می‌دیدند که با لباس ایران هستیم عکس می‌گرفتند. حتی خودشان می‌گفتند ترامپ دیوانه است. ماشین پلیس بود، مبین عظیمی زبان انگلیسی‌اش خوب است رفتیم کنارشان صحبت کردیم. آنها هم برچسب به ما هدیه دادند.
۲۹ MB
سؤال: پس از بازگشت شما، صحنه احساسی دیدار با مادرتان هم پخش شد. از این لحظه و احساسی که داشتید، بگویید.مادر و پدر جایگزینی ندارند و من هم مادرم را خیلی دوست دارم. همیشه به بچه‌ها می‌گویم اگر می‌خواهید خدا دوستتان داشته باشد، احترام پدر و مادرتان را حفظ کنید. واقعاً خدا به دعای پدر و مادر توجه دارد. شاید جمله‌ام به شکل دیگری بیان شود، اما اگر پدر و مادر از ته دل برای فرزندشان دعا کنند، خداوند دعای آن‌ها را می‌شنود.مادرم واقعاً زحمت زیادی کشیده است. او در سختی‌ها کنار پدرم بوده و به او کمک کرده است. من واقعاً مادرم را دوست دارم و قدردان زحماتش هستم.سؤال: بعد از مسابقه با مادرتان صحبت کردید؟بله، با او تماس گرفتم و خیلی خوشحال بودند. اقوام و فامیل هم به خانه‌مان آمده بودند و این اتفاق حس خیلی خوبی داشت. خدا را شکر می‌کنم و امیدوارم هیچ‌وقت شرمنده پدر و مادرم و مردم کشورم نشوم.فارس: بعد از بازگشت، مراسمی هم برای شما برگزار شد. مردم محله چه واکنشی داشتند؟مراسمی در محله خودمان، دروازه غار در جنوب تهران، برگزار شد. بچه‌محل‌ها و همه عزیزان به ما لطف داشتند و مراسمی تدارک دیده بودند که در آن شرکت کردیم. بعد از آن هم به میدان شهدا رفتیم؛ جایی که جمعیت بسیار زیادی حضور داشتند. واقعاً خودم هم نمی‌دانستم مردم تا این اندازه کشتی‌ها را دنبال کرده‌اند. خیلی‌ها می‌گفتند در ثانیه‌های آخر فینال، ذکر می‌گفتند و برای پیروزی ما دعا می‌کردند. بعضی‌ها تعریف می‌کردند که چقدر استرس کشیده‌اند تا ما برنده شویم. من هم می‌گفتم ببخشید، واقعاً نمی‌دانستم این‌قدر نگران و پیگیر مسابقه هستند. می‌دانستم این مسابقه مهم است اما نمی‌دانستم مردم تا این اندازه بیدار مانده‌اند و آن را تماشا کرده‌اند.
۴۲ MB
فارس: شما از جنوب تهران به تیم ملی رسیدید. با وجود اینکه مازندران یکی از قطب‌های اصلی کشتی ایران است، تهران هم کشتی‌گیران بزرگی مانند امیرعلی آذرپیرا و یونس امامی را معرفی کرده است. حضور این قهرمانان و کشتی‌گیران قدیمی‌تر چقدر در انگیزه و پیشرفت شما تأثیر داشت؟یوسفی: مازندران یکی از قطب‌های اصلی کشتی ایران است، اما تهران، لرستان و شهرهای دیگر هم کشتی‌گیران بزرگی به این رشته معرفی کرده‌اند. تهران و مازندران همیشه در کشتی حرف‌های زیادی برای گفتن داشته‌اند.از گذشته قهرمانانی مانند حسن رحیمی، مصطفی حسین‌خانی، علیرضا رضایی، اکبر فلاح و دیگر بزرگان حضور داشتند و بعدها هم کشتی‌گیرانی مانند آذرپیرا و یونس امامی به میدان آمدند. ما این قهرمانان را می‌دیدیم و روحیه می‌گرفتیم. با خودمان می‌گفتیم ما هم می‌توانیم روزی به جایگاه آن‌ها برسیم.روزهایی بود که اردوی تیم تهران برگزار می‌شد و من آرزو داشتم اسمم در فهرست دعوت‌شدگان باشد. وقتی اسامی را در کانال تلگرام می‌گذاشتند، با خودم می‌گفتم خدایا، می‌شود یک روز اسم من هم در این فهرست باشد و به اردو بروم؟خدا را شکر، با لطف خدا و تلاش خودم قدم‌به‌قدم جلو آمدم و به این جایگاه رسیدم. به اعتقاد من، مهم‌ترین عامل موفقیت پیش از هر چیز، لطف پروردگار است. توکل به خدا، ایمان داشتن و حرکت در مسیر خدا به انسان کمک می‌کند. خدا را شکر می‌کنم که این لیاقت را به من داده و هر روز در این مسیر کمکم می‌کند.
فارس: سخت‌ترین مسابقه‌ای که در این رقابت‌ها پشت سر گذاشتید، کدام بود؟یوسفی: از همان کشتی اول، مقابل حریف ترکیه‌ای عقب افتادم، اما در ثانیه‌های پایانی توانستم مسابقه را به سود خودم تمام کنم. حریف هندی‌ام هم کشتی‌گیر بسیار خوبی بود. او کشتی‌گیر آمریکایی را با نتیجه ۱۰ بر صفر شکست داده بود و وقتی من توانستم او را ببرم، کشتی‌گیر آمریکایی از دور رقابت‌ها حذف شد. فینال هم مقابل کشتی‌گیر روس بود و خدا را شکر توانستم همه حریفانم را شکست بدهم.فارس: در صحبت‌هایتان به زیرگیری و اجرای فنون اشاره کرده بودید. فکر می‌کنید کدام فن یا عامل فنی در پیروزی‌های شما به‌ویژه در فینال، نقش تعیین‌کننده‌تری داشت؟یوسفی: در تمام این مسابقات، پیش از هر چیز لطف خدا شامل حالم شد. موضوع دیگری که انگیزه‌ام را خیلی بیشتر می‌کرد، جنگیدن به عشق مردم بود.در مسابقات قبلی هم برای مردم می‌جنگیدم اما این رقابت‌ها حساسیت بسیار بالایی داشت. به خودم قول داده بودم که با تمام توان روی تشک بروم و به عشق مردم بجنگم. همین انگیزه باعث می‌شد با تمام وجود کشتی بگیرم و برای رسیدن به پیروزی از هیچ تلاشی دریغ نکنم. این حمایت‌ها واقعاً روحیه ما را بالا می‌برد و خیلی به من کمک می‌کرد. وقتی می‌دیدم مردم این‌قدر به ما علاقه دارند و برای موفقیت ما تلاش می‌کنند، انگیزه‌ام برای جنگیدن بیشتر می‌شد.
فارس: شما در برخی مسابقات انتخابی، از جمله در رده جوانان و اوزان ۷۰ و ۷۴ کیلوگرم، نتایج متفاوتی گرفتید و حتی در انتخابی تیم ملی پنجم شدید. چه اتفاقی افتاد که کادر فنی به شما اعتماد کرد و امروز به مدال طلای جهان رسیدید؟یوسفی: سال ۲۰۲۴ ابتدا در مسابقات کشوری در وزن ۷۰ کیلوگرم کشتی گرفتم و بعد در مسابقات انتخابی تیم ملی جوانان در وزن ۷۴ کیلوگرم شرکت کردم که پنجم شدم. راستش الان هم گاهی با خودم فکر می‌کنم که چه اتفاقی افتاد و چطور به اینجا رسیدم. وقتی به گذشته‌ام فکر می‌کنم، واقعاً نمی‌دانم چه بگویم. فقط می‌توانم بگویم اگر در مسیر خدا باشی، درها به رویت باز می‌شوند. شاید دری بسته شود، اما در دیگری برایت باز خواهد شد.بعد از اینکه پنجم شدم، خیلی ناامید بودم. چند روزی تمرین نکردم، اما بعد با خودم گفتم باید دوباره تمرین کنم و سال آینده برگردم تا حقم را بگیرم. در همان روزها، مسابقه لیگ بین تیم‌های بانک شهر و هوتن در سالن هفتم تیر برگزار می‌شد. من هم به سالن رفتم و مسابقه را تماشا کردم. وقتی در راه برگشت بودم، یکی از دوستانم تماس گرفت و گفت به اردوی تیم ملی دعوت شده‌ام. ابتدا فکر کردم می‌خواهد با من شوخی کند؛ چون خیلی دوست داشتم به تیم ملی برسم و آرزوی حضور در آن را داشتم. تلفن را قطع کردم و گفتم: «خداحافظ داداش، اعصابم خرد است و حوصله ندارم.» اما دوباره تماس گرفت و آن‌قدر قسم خورد که باور کردم واقعاً به اردو دعوت شده‌ام. سریع رفتم تا اسامی را ببینم. وقتی اسمم را دیدم، از شدت خوشحالی با پدر و مادرم و خانواده‌ام تماس گرفتم و خبر را به آن‌ها دادم.
آن زمان آقای غلامرضا محمدی سرمربی تیم بودند و من با وجود اینکه در انتخابی پنجم شده بودم، به اردو دعوت شدم. وقتی وارد اردو شدم، لطف خدا شامل حالم شد. آقای محمدی هم در اردو خیلی به من کمک کردند. خدا را شکر، خوب تمرین کردم و هیچ‌وقت با خودم نمی‌گفتم که نفر پنجم انتخابی هستم. تلاش می‌کردم از هر اردو به اردوی بعدی برسم و پیشرفت کنم.آقای غلامرضا محمدی دو سال سرمربی تیم جوانان ما بودند و من هم چند سال در لیگ برتر کشتی گرفتم. واقعاً لازم می‌دانم از او تشکر کنم چون برای من زحمات زیادی کشیدند. اینکه به تیم ملی دعوت شدم، لطف خدا بود اما اعتماد آقای محمدی هم نقش مهمی داشت. خدا را شکر می‌کنم که توانستم پاسخ اعتماد او را بدهم.
فارس: اولین مسابقه بین‌المللی شما در رقابت‌های جهانی اسپانیا بود. از آن مسابقات و تجربه نخستین حضور در خارج از کشور چه خاطره‌ای دارید؟یوسفی: بله، مسابقات اسپانیا بود. در همان کشتی اول به حریف ترکمنستانی باختم. آن مسابقات اولین باری بود که از کشور خارج می‌شدم. برای کسی که تا آن زمان سفر خارجی نداشته، شرایط هواپیما و حضور در یک کشور دیگر و فضای مسابقات جدید، واقعاً دشوار است.آن زمان استرس و جو مسابقات بر من غلبه کرده بود و نمی‌توانستم شرایط را به‌خوبی مدیریت کنم. در همان دور اول هم به یکی از اصلی‌ترین رقبایم برخورد کردم. نمی‌توانم بگویم حریفم صرفاً به این دلیل برنده شد که من نتوانستم کشتی بگیرم؛ فضای مسابقات و استرسی که داشتم، روی عملکردم تأثیر گذاشته بود و نتوانستم فنونم را آن‌طور که باید اجرا کنم.با این حال، خدا را شکر می‌کنم که همان شکست برای من یک درس بزرگ شد. روز بعد ۳ کشتی گرفتم و هر سه مسابقه را با اختلاف امتیاز خوبی بردم و در نهایت سوم شدم.فارس: سال بعد دوباره با همان حریف روبه‌رو شدید و انتقام گرفتید...یوسفی: بله، خدا را شکر سال بعد دوباره با او کشتی گرفتم و این بار توانستم شکستش بدهم و به مقام قهرمانی برسم. همان‌طور که گفتم، در اولین تجربه بین‌المللی‌ام شرایط برایم متفاوت بود، اما سال بعد با تجربه بیشتری برگشتم و توانستم اول شوم.
۱۵ MB
فارس: شما اصالتاً بختیاری هستید و اهل منطقه کوهرنگ، اما در تهران زندگی می‌کنید و از تیم تهران به کشتی ایران معرفی شده‌اید. در سال‌های اخیر هم ورزشکاران زیادی از جنوب تهران به قهرمانی رسیده‌اند؛ از جمله علیرضا دبیر، هادی ساعی و دیگر قهرمانان. چه توصیه‌ای برای جوانانی دارید که از مناطق کم‌برخوردارتر می‌آیند و شاید تصور می‌کنند امکانات کمتری برای رسیدن به موفقیت دارند؟یوسفی: بله، من اصالتاً بختیاری و اهل منطقه کوهرنگ هستم، اما ساکن تهرانم. تنها توصیه‌ای که می‌توانم به جوانان داشته باشم، این است که من خودم قهرمانان را می‌دیدم و به زندگی آن‌ها توجه می‌کردم. با خیلی از آن‌ها صحبت می‌کردم و فیلم‌هایشان را می‌دیدم. مصاحبه‌های حسن یزدانی را دنبال می‌کردم و کشتی‌هایش را می‌دیدم. علاقه زیادی به او و دیگر قهرمانان داشتم. بعدها هم قهرمانانی مانند آقای آذرپیرا را می‌دیدیم و با آن‌ها صحبت می‌کردیم.بیشتر آن‌ها به ما می‌گفتند که باید زحمت بکشیم و مهم‌تر از آن، به خدا توکل کنیم. من هم از همین قهرمانان یاد گرفتم که باید تلاش کنم و به خدا توکل داشته باشم. حرفم به جوانان این است که اگر با تمام وجود به خدا توکل کنند، در مسیر درست باشند و زحمت بکشند، حتماً به موفقیت می‌رسند. موفقیت آن‌قدر که بعضی‌ها تصور می‌کنند، دور از دسترس و دشوار نیست. باید در مسیر باشید، تلاش کنید، به خدا توکل داشته باشید و با خدا بمانید. خداوند درها را به روی شما باز می‌کند. نباید تصور کنیم رسیدن به موفقیت غیرممکن یا بیش از اندازه سخت است؛ هر کسی می‌تواند با تلاش، ایمان و حرکت در مسیر درست به موفقیت برسد.فارس: شما در بزرگسالان رقبای سرسختی مانند محمد نخودی حضور دارند، چقدر امیدوارید در این وزن به موفقیت برسید؟
یوسفی: من یکی دو سالی است که برای رسیدن به دوبنده تیم ملی بزرگسالان تلاش می‌کنم اما قسمت نشد که این اتفاق بیفتد. آقای نخودی هم اکنون عازم مسابقات جهانی بزرگسالان است و برایش آرزوی موفقیت می‌کنم. برای همه کسانی که دوبنده تیم ملی را می‌پوشند، آرزوی بهترین نتایج را دارم.ما روی تشک رقیب یکدیگر هستیم، اما بیرون از تشک رفیقیم. وقتی امسال من انتخاب نشدم و آقای نخودی به مسابقات جهانی اعزام شدند، خودم برای ایشان و همه اعضای تیم دعا می‌کنم تا بتوانند بهترین نتیجه را بگیرند و پرچم کشورمان را بالا ببرند.من هم تمام تلاشم را می‌کنم تا اگر لیاقت داشته باشم، سال آینده دوبنده تیم ملی بزرگسالان را بپوشم. برای المپیک هنوز تصمیم خاصی نگرفته‌ام و چند گزینه وجود دارد. باید ببینیم شرایط چگونه پیش می‌رود. فارس: فکر می‌کنید مدال طلای جهان و اتفاقاتی که پس از این قهرمانی برایتان افتاده، شهرت شما را افزایش داده است؟ اساساً از شهرت خوشتان می‌آید؟یوسفی: هر کسی بگوید از شهرت خوشش نمی‌آید، به نظرم دروغ می‌گوید اما برای من خوشحالی مردم کشورم از شهرت هم مهم‌تر است. اینکه می‌بینم مردم از قهرمانی ما خوشحال شده‌اند و این موفقیت به دلشان نشسته، برایم لذت‌بخش‌تر است.از طرف دیگر، خوشحالم که می‌توانم از تریبونی که در اختیارم قرار گرفته استفاده کنم و به مردم و جوانانی که ورزش می‌کنند، بگویم اگر می‌خواهند موفق شوند، باید به خدای بزرگ توکل کنند، در مسیر درست باشند و زحمت بکشند تا بتوانند به کشورشان کمک کنند. این موضوع فقط به ورزش محدود نمی‌شود و در همه بخش‌های زندگی، حتی در شغل‌ها و فعالیت‌های دیگر، صدق می‌کند.
فارس: حالا که شهرت بیشتری پیدا کرده‌اید، اگر در خیابان یا فروشگاه شما را بشناسند، از این موقعیت برای انجام کارهای شخصی یا گرفتن امتیازهای ویژه استفاده می‌کنید؟یوسفی: بعد از این مسابقات، لطف مردم به ما بیشتر شده است و واقعاً از این بابت خوشحالیم اما ما هیچ‌وقت از محبت مردم سوءاستفاده نمی‌کنیم. آقای علیرضا دبیر هم هر روز با ما صحبت می‌کنند و نکات مهمی را به ما گوشزد می‌کنند.اصلاً در مرام و معرفت پهلوانان و ورزشکاران نیست که بخواهند از موقعیت خودشان سوءاستفاده کنند. ما هم مثل بقیه مردم، انسان‌های عادی هستیم و خدا به ما لطف کرده که توانسته‌ایم قهرمان شویم. افتخار ما این است که برای مردم زحمت بکشیم و به کشورمان خدمت کنیم. در نهایت، ما هم مثل همه مردم هستیم و خودمان را جدا از آن‌ها نمی‌دانیم.فارس: در همین یکی دو روزی که از مسابقات برگشته‌اید، برخورد مردم با شما در سطح شهر چگونه بوده است؟ یوسفی: مردم واقعاً به ما لطف داشتند. این مسابقات برای من از بسیاری از مسابقاتی که تاکنون در آنها شرکت کرده بودم، متفاوت بود؛ به‌خصوص اینکه در آمریکا برگزار شد. مردم در خیابان ما را می‌دیدند، جلو می‌آمدند و با ما عکس می‌گرفتند. این اتفاق برایم بسیار خوشحال‌کننده است؛ چون احساس می‌کنم توانسته‌ام دل مردم را شاد کنم.
فارس: یکی از موضوعاتی که در کشتی ایران مطرح است، برنامه‌ریزی برای آینده شغلی و مالی کشتی‌گیران است. آقای دبیر هم تلاش‌هایی برای استخدام ورزشکاران و کاهش دغدغه‌های مالی آن‌ها انجام داده‌اند. یوسفی: واقعاً نمی‌دانم چه کلمه‌ای در وصف آقای دبیر به کار ببرم. او مردی بزرگ و شریف است و بی کلک کار می‌کند. اوایل در فضای مجازی خیلی به او حمله می‌شد و حرف‌های مختلفی درباره‌شان می‌زدند. خودشان هم می‌گویند فضای مجازی، مجاز و خیال است. اما او کسی بود که برای رضای خدا و در مسیر خدا کار می‌کرد.امروز بسیاری از کسانی که به او تهمت می‌زدند یا حرف‌های نادرست مطرح می‌کردند، خودشان می‌آیند و آقای دبیر را تشویق می‌کنند. او به کشتی عزت داده‌اند و چون خالصانه کار می‌کند، خدا هم به او کمک و راه را برایش باز می‌کند. آقای دبیر حواسش به همه ورزشکاران است؛ از بزرگسالان و امیدها گرفته تا نوجوانان و رده‌های پایه، در مسائل مختلف زندگی ورزشکاران، از شرایط شخصی گرفته تا مسیر قهرمانی، تلاش می‌کند کمک‌رسان باشد. چون خودش هم ورزشکار بوده‌ این شرایط را به‌خوبی درک می‌کند. او از قشر ضعیف جامعه بوده‌ به همین دلیل، این مسائل را می‌شناسد. بسیاری از بچه‌هایی که قهرمان می‌شوند، با کمک او در شرکت‌ها و بانک‌های مختلف استخدام می‌شوند. ما بیشتر اوقات در اردو هستیم به همین دلیل، درآمد مشخصی جز فعالیت ورزشی و پاداش‌های مربوط به قهرمانی نداریم. من از او تشکر می‌کنم و امیدوارم افرادی مثل آقای دبیر در کشورمان بیشتر شود. اگر چند نفر مثل او در کشور داشته باشیم، واقعاً کشور ما در همه زمینه‌ها، از ورزش گرفته تا مسائل سیاسی و اقتصادی، می‌تواند ظرفیت‌های بسیار بیشتری را به نمایش بگذارد.
فارس: ظاهراً پیش از مسابقات آسیایی سال گذشته، در اردو اتفاقی افتاده بود و بحث انضباطی مطرح شده بود. ماجرا چه بود؟یوسفی: موضوعی که مطرح شده بود، به این معنا نبود که من بی‌احترامی و بی ادبی کرده باشم. چند نفر از بچه‌ها در جریان تمرینات شرایطی پیش آمده بود که باید به توصیه‌های مربیان توجه می‌کردیم. فشار مسابقات و مسائل مربوط به آن هم وجود داشت. آن زمان شاید بعضی مسائل را به‌درستی نمی‌دانستم یا نمی‌توانستم به شکل مناسبی اجرا کنم، اما این اتفاقات مربوط به چند روز بود و گذشت. خدا هم خیلی به من کمک کرد.فارس: درباره نماز خواندن هم آقای دبیر تاکید ویژه‌ای دارد..یوسفی: هیچ‌وقت کسی را مجبور نمی‌کند. آقای دبیر برای ما توضیح می‌دهد که اگر می‌خواهید قهرمان جهان شوید، پله‌هایی دارد؛ باید باید زحمت بکشید، بر استرس خود غلبه کنید و تلاش کنید. اگر خدا بخواهد، می‌توانید به موفقیت برسید و ارتباط با خدا هم می‌تواند مسیر رسیدن به موفقیت را برایتان هموار کند.او این مسائل را به ما می‌گوید و من در چند سالی که حضور داشته‌ام، ندیده‌ام که بگوید حتماً باید فلان کار را انجام دهید یا کسی را مجبور کند. وقتی وقت نماز می‌شود، خود بچه‌ها برای نماز خواندن می‌روند و این موضوع از روی اعتقاد و انتخاب خودشان است.
۹ MB
فارس: ۴-۵ سال پیش انتخابی برای تیم ملی برگزار شد که حسن یزدانی هم بود و شما گویا آنجا راهنما بودید...یوسفی: بله من حسن یزدانی را از نزدیک دیدم. یادم هست آن موقع حدود ۱۴ یا ۱۵ سال داشتم و حسن آقا هم در اردو بودند. حتی عکس‌هایی از آن دوران به یاد دارم. بعد از آن زمان علی‌آقا به من گفت که دوبنده‌های زیادی از من گرفتی. #کشتی_آزاد #مهدی_یوسفی#علیرضا_دبیر #پژمان_درستکار#کشتی_امیدهای_جهان #پرچم_ایران#شهدای_میناببمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را می‌توانید از اینجا و در فروشگاه‌های «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
09:23 - 23 اکتبر 2026
ورزش
کشتی

3 بازنشر2 واکنش
37٫5k بازدید




2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌علیرضا قنبری‌
@Engine5 ساعت پیش
در پاسخ به @bahar_mohamadi
عرق این قهرمانا شباهت خاصی به خون شهدا داره وقتی قدرش و میدوننقال رسول الله صلي الله عليه و آله :فوق كل ذي بر بر حتي يقتل في سبيل الله فاذا قتل في سبيل الله فليس فوقه بر.

@DAMAVAND73 ساعت پیش
در پاسخ به @bahar_mohamadi
ایران برای ایرانی و ایرانی برای ایرانیدرود به شرفتون که ایرانی بودن رو معنی کردید قهرمانان وطنمبا وجود چنین قهرمانان و مسئولینی در فدراسیون کشتی یقینا الگوهای مناسبی برای جوانان بوجود خواهد آمد.درد و بلاتون بخوره توسر اون بدر نخورایی که منصب و مسئولیت دارند و بدرد لای جرز میخورند.