مادری با کفش‌های کتانی در معراج شهدا

چند روز بعد از شهادت محمد ایمان، یک شب هوا به‌شدت سرد شد و برف بارید. نیمه‌شب با صدای گریه الهام از خواب پریدیم. خواب محمد ایمان را دیده بود. از خواب که پرید، تازه یادش آمد که تک‌فرزندش دیگر نیست. وقتی دید برف می‌آید، شروع کرد به گریه و زاری که الان بچه‌ام سرما می‌خورد. لحاف برداشت و گفت: همین‌الان باید من را به بهشت‌زهرا ببری. به بهشت‌زهرا که رسیدیم، اجازه نمی‌دادند وارد شویم. الهام با ضجه می‌گفت: تو رو خدا اجازه بدید برای پسرم لحاف ببرم. برف میاد بچه‌ام سرما می‌خورد.
گروه فرهنگ_حماسه و مقاومت: محمد بیدی، دایی محمد ایمان صحبتهایش را از روز معراج شروع می‌کند: روزی که می‌خواستیم برای دیدن پیکر محمد ایمان به معراج برویم، الهام با کاپشن و شلوار ورزشی و کتانی سفید آمد. با تعجب پرسیدم: با این لباس می‌خواهی بیایی معراج؟ الهام با بغض گفت: این لباس‌ها رو محمد ایمان برای روز مادر برایم خریده بود. تا حالا نپوشیده بودم. می‌خواهم با اینها برم بچه‌ام توی تنم ببینه. در معراج همه متحیر مانده بودند که چرا مادر شهید با کتانی سفید و لباس ورزشی مشکی آمده است.
۵۲ MB
محمد ایمان بیدی فقط ۲۱ سال سن داشت و دانشجوی رشته حسابداری بود. شب ۱۸ دی با شلیک مستقیم سه گلوله به سرش توسط اغتشاشگران به شهادت رسید. ایمان تک‌فرزند الهام بود و با رفتنش مادر را تک‌وتنها گذاشت.
برای خانواده‌ای که طعم گس بی‌کسی را از زمان شهادت پدر چشیده بودند، محمد ایمان فقط یک نوه یا یک خواهرزاده نبود؛ او همه دارایی فامیلی بود که با رفتنش دوباره یتیم شدند. حالا چهل روز است که مزارش به خانه اول و آخر خانواده تبدیل شده؛ از طلوع آفتاب تا سیاهی شب.

الهام هم پدرش شهید هم پسرش

مادر محمد ایمان فقط دو سالش بود که پدرش شهید شد. محمد ۸ سال از الهام بزرگ‌تر بود و تقریباً جای پدر را گرفت. الهام که ازدواج کرد. محمد ایمان به دنیا آمدوشد همه‌کس خانواده. تنها نوه پسری و تنها فرزند الهام. از همان اول شد عزیز دل همه. دخترهای دایی، محمد ایمان را داداش صدا می‌کردند و جای پسر نداشته دایی را گرفت.

چهل روز است که مزار محمد ایمان خانه مان شده است

از محمد بیدی می‌خواهم از این ۴۰ روزی بگوید که جای محمد ایمان در خانه خالی است. جواب می‌دهد: من هنوز در این ۴۰ روزه نتوانستم سرکار بروم. ما همه در یک خانه زندگی می‌کنیم. از روزی که محمدایمان را به خاک سپرده‌ایم کارمان شده برویم بهشت زهرا و برگردیم. دخترم بچه کوچک دارد و سختش است از صبح تا شب در بهشت زهرا بماند. هر روز از ساعت حدوداً ۹:۳۰ صبح مادر محمدایمان و دخترهایم را می‌برم بهشت زهرا تا ساعت۱ بعد ازظهر. بر می‌گردیم خانه دخترم یک کم به بچه‌اش می‌رسد دوباره از ساعت ۳ یا ۴ می‌رویم بهشت زهرا تا ۸ شب. این زندگی ما شده در این چهل روز. یعنی امکان ندارد یک روز بیایید بهشت زهرا و مادر محمد ایمان را سر مزارش نبینید. چطور به شما بگویم. دختر کوچکم دانشجو است. همه پولهایش را جمع کرده و تسبیح خریده نوشته: «به یاد داداش گلم». وقتی از دخترها صحبت می‌کند به یاد دو دختر جوانی می‌افتم که روز تدفین سر مزار آرام و قرار نداشتند.

یک بار با شهادت پدرمان یتیم شدیم اینبار با شهادت ایمان

دایی محمد ایمان هر چند جمله که می‌گوید به گریه می‌افتد و بلندبلند گریه می‌کند. وقتی می‌خواهم از این ۴۰ روز بگوید، گریه‌اش بیشتر می‌شود و می‌گوید: زندگی در خانه ما شده است جهنم؛ شده است برزخ. پدر من تک‌فرزند بود. ما هیچ‌کس را نداشتیم. بی‌کسی را چشیده بودیم، بسمان بود. حالا با رفتن محمد ایمان دوباره بی‌کس شدیم. ایمان آن‌قدر غیرت داشت باوجوداینکه دانشجو بود، با ماشین من کار می‌کرد تا از مادرش پول نگیرد. از دانشگاه وام گرفت رفت مکه. چند سال است که اربعین کربلا می‌رفت و ۴۰ روز نوکری می‌کرد. می‌گفت: خودم را بیمه حضرت ابوالفضل (ع) می‌کنم. این هفته جمعه برایش عصر مراسم گرفته‌ایم. دوستان هیئتی‌اش می‌خواهند بیایند کنار محمد ایمان سینه‌زنی بکنند. دوستانش به من گفتند: اگر اجازه بدهید می‌خواهیم پرچم حرم امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) را بیاوریم سر مزار ایمان. من گفتم: از من اجازه می‌گیرید؟ من باید به شما التماس کنم که پرچم حرم را بیاورید. اصلاً این بچه انتخاب شده خود امام حسین (ع) بود.

از خانه تا خیابان، ایمان همه‌جا هست

سؤال می‌کنم در این ۴۰ روز کجا بیشتر از همه جای خالی ایمان را حس کردید؟ گریه‌اش به هق هق می‌افتد و می‌گوید: جایی هست که حس نکنیم؟ هر گوشه خانه را نگاه می‌کنیم، جای خالی‌اش پیداست. حتی از خانه به خیابان هم می‌آیم، تمام درودیوار این خیابان انگار ایمان نشسته است. هر کدام از بچه‌های مسجد، دانشگاه، قوم‌وخویش، آشنا ما را می‌بینند می‌گویند: ایمان پسر باوقار دوست‌داشتنی بود. پسری که برای مادربزرگش نان می‌گرفت. به اهل محل می‌رسید. هر جا به درودیوار کوچه و خانه که نگاه می‌کنیم، محمد ایمان هست.

مظلوم مثل همیشه

یاد بچگی محمد ایمان که می‌افتد با ضجه می‌گوید: جای بچه‌ام بود. صبح به صبح می‌بردمش مدرسه می‌آوردمش. مدیر مدرسه‌اش می‌گوید: مراسم ختمش را در مدرسه بگیرید. ایمان بچه مظلومی بود. اگر کسی حتی کتکش می‌زد می‌گفت: آقا عیب ندارد. نزارید پشت در کلاس بماند. گریه امانش نمی‌دهد که صحبتهایش را تمام کند.

خیلی‌ها با دیدن غم ما شادی می‌کنند

آخرین جمله اش اوج مظلومیت شهدای امنیت را نشان می دهد وقتی می گوید: شما خیلی دلسوز هستید ولی خیلی ها با دیدن غم ما شادی می کنند. این بیشتر دلمان را آتش می زند.
کل مکالمه من با محمد بیدی ۱۷ دقیقه بود ولی شاید به‌اندازه داغی که چهل روز به سینه‌اش نشسته بود، گریه کرد. داغی که هر روز با شنیدن حرف و حدیث‌های نسنجیده بعضی‌ها که خودشان را عزادار می‌دانند، تازه و تازه‌تر می‌شود. صحبت‌های ما به پایان رسید، اما روضه ناتمام این خانواده در برف‌وباران بهشت‌زهرا همچنان ادامه دارد. در روزهایی که غبار فتنه، جای شاکی و متهم را در ذهن برخی عوض کرده و کسانی که خود عامل آشوب بودند، نقاب سوگواری به‌صورت می‌زنند، باید به قامت خمیده الهام نگاه کرد؛ مادری که هدیه روز مادرش را در معراج به تن کرد تا با تک‌فرزندش وداع کند. اینجا مزار کسی است که برای نرفتنِ ما زیر بلیت دشمن، سینه سپر کرد.

ما داغدار و عزادار خون‌های ریخته شده دی ماهیم

عزادار واقعی ما هستیم؛ همان‌طور که رهبر معظم انقلاب با درکی عمیق از این غربت فرمودند: «ما داغدار و عزادار خون‌های ریخته شده در فتنه دی‌ماه هستیم.» ما عزادارِ «ایمان» هایی هستیم که رفتند تا امنیت بماند، و حالا خون‌بهای آن‌ها، بیداری ملتی است که سره را از ناسره باز می‌شناسد.پایان پیام/#شهدای_امنیت#اغتشاشات #شهید #معراج_شهدا
15:57 - 28 بهمن 1404
فرهنگ
حماسه و مقاومت

6 بازنشر18 واکنش
43٫2k بازدید


3 پاسخ

@soma11028 بهمن 1404
در پاسخ به
ع
عباس سعادت

@soma110  •  13 بهمن 1404

مطالبه

اخراج وابسته‌های نظامی اروپایی تروریست

بسم الله الرحمن الرحیم يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً ۚ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ بدینوسیله از دولت، وزارت امور خارجه و مجلس شورای اسلامی ایران در خواست میگردد: در اجرای ماده ۷ قانون اقدام متقابل مجلس شورای اسلامی مصوب ۱۳۹۸/۰۲/۰۸ به منظور اقدام متقابل در برابر تروریست خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران توسط وزرای خارجه اتحادیه اروپا با توجه به اصل یکصد و پنجاهم قانون اساسی، ضمن تروریست اعلام کردن سازمانهای نظامی و ارتش کشورهای عضو اتحادیه اروپا، نسبت به معرفی تمامی وابسته‌های نظامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا به ویژه کشورهایی که در جنگ ۱۲ روزه علیه ملت ایران و یا در آشوب آفرینی های اخیررفتار فتنه گرانه تحریک آمیز داشتند به عنوان تروریست آنان را از خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران اخراج نمایند.

دولت جمهوری اسلامی ایران، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، ریاست جمهور جناب آقای دکتر پزشکیان، کمسیون امنیت مجلس شورای اسلامی، مجلس شورای اسلامی ایران

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

@soma11028 بهمن 1404
در پاسخ به
ع
عباس سعادت

@soma110  •  20 دی 1404

محاکمه تحریک کنندگان به اغتشاش
مطالبه

محاکمه تحریک کنندگان به اغتشاش

بسم الله القاسم الجبارین بدینوسیله از قوه قضائیه و دادستانهای کل کشور بعنوان مدعی العموم درخواست میگردد افراد و خواصی که حمایت خود را از اعتراضات خشونت بار بطور تلویحی و یا علنی در صفحات مجازی و یا مصاحبه اعلام نمودند لکن هیچ موضعی در محکومیت اعمال اغتشاشگران در شهید کردن کودک، مردم عادی و مدافعان امنیت و هتک حرمت قران و آتش زدن مساجد، اموال عمومی و بیت المال نگرفته اند و مدام بر موجه نمودن اعتراضات تلاش کرده اند و بر این تنور دمیده اند و اعمال فتنه گرانه شان مسبوق به سابقه نیز می باشد، منجمله علی دایی، رضاکیانیان، پرویز پرستویی و.... نسبت به محاکمه و مصادره اموال و دارایهای آنان بمنظور تامین هزینه خسارات مادی وارد شده و ممنوع الخروج کردن آنان قبل از آنکه دیر شود اقدام نماید.

ریاست محترم قوه قضائیه جهت استحضار و صدور اوامر مقتضی، وزارت کشور ودادگستری

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

تصویر نمایه‌ی ‌نیما‌
@Qom1628 بهمن 1404
در پاسخ به
لطفا از این پویش حمایت کنید تا فحشا فساد در فضای محتوا پیام رسان سروش پلاس نابود بشود  🙏https://farsnews.ir/Qom16/1771243533194078256
تصویر نمایه‌ی ‌نیما‌
نیما

@Qom16  •  27 بهمن 1404

درخواست بازنگری در مدیریت بخش پالایش سروش پلاس
مطالبه

درخواست بازنگری در مدیریت بخش پالایش سروش پلاس

با سلام و احترام در ماه‌های اخیر ضعف محسوسی در عملکرد بخش پالایش و رسیدگی به گزارش‌های کاربران در سروش پلاس مشاهده می‌شود. به نظر می‌رسد حضور آنلاین و پیگیری مستمر در بخش ریپورت کافی نیست و بسیاری از گزارش‌ها یا با تأخیر طولانی بررسی می‌شوند یا نتیجه بازدارنده‌ای در پی ندارند. این مسئله باعث شده برخی تخلفات بدون برخورد جدی ادامه پیدا کند. در حال حاضر مواردی مانند توهین به اقوام، انتشار محتوای مبتذل و تحریک‌آمیز، حمایت‌های سیاسی مسئله‌دار، فعالیت کانال‌های کراش‌یابی با محتوای مستهجن، حذف نشدن حساب‌ها و کانال‌های متخلف با وجود گزارش‌های متعدد، تبلیغات نامتعارف، بیوهای نامناسب، کلاهبرداری‌های مجازی و فروش روش‌های دور زدن فیلترینگ، همچنان مشاهده می‌شود و در برخی بخش‌ها رو به عادی‌سازی است. ادامه این روند موجب کاهش اعتماد کاربران دغدغه‌مند و تضعیف فضای سالم پیام‌رسان خواهد شد. لذا تقاضا داریم در مدیریت بخش پالایش تجدیدنظر جدی صورت گیرد و فرد یا تیمی جدید، فعال، پاسخگو و پیگیر جایگزین شود تا گزارش‌های مردمی با دقت، سرعت و قاطعیت بررسی و رسیدگی شوند. انشاالله مسئولین دغدغه مند پیگیر این موضوع بشوند با احترام جمعی از کاربران دغدغه‌مند

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

نمایش گزارش