خانم بی حجاب چطور مانع سوزاندن جوان بسیجی شد

جمعیت لحظه‌به‌لحظه بیشتر می‌شد. حدود 500 نفر در تقاطع دلاوران_تکاوران جمع شده بودند. من سعی می‌کردم صحبت کنم. مرتب می‌گفتم: شما حق دارید که به گرانی معترض باشید اما این راهش نیست. هر چه می‌گفتم کسی گوشش بدهکار نبود. یک‌دفعه 4 سطل‌ زباله که به هم جوش داده بودند را کشیدند وسط خیابان و آتش زدند. بعد حدود 15 نفر اسلحه های شکاری شان را بالا گرفتند.
گروه فرهنگ_حماسه و مقاومت: آقا سهراب فرمانده گردان بسیج همراه پسرش مهدی مهمانمان شده‌اند تا لحظه‌لحظه پنج‌شنبه 18 دی‌ماه را برایمان روایت کنند. خودش مهره‌های گردنش شکسته و جمجمه‌اش آسیب‌دیده و مهدی دستش با ضربات قمه چندین شکاف خورده و انگشت قطع شده‌اش را پیوند زده‌اند.

اعتراض خیابانی یا عملیات از پیش‌طراحی‌شده

آقا سهراب داستان آن شب را از غروب شروع می‌کند. وقتی دسته‌های کوچکی از مردم برای اعتراض به گرانی و قیمت ارز جمع شدند. بچه‌های بسیج روزه‌شان را با یک آبمیوه افطار کردند و آماده شدند تا به مردم آسیبی نرسد. کم‌کم تعداد معترضین زیاد شد و کسانی میان جمع آمدند که چهره‌هایشان را پوشانده بودند و گوش و بینی‌شان پیرسینگ بود. جمعیت رفته‌رفته زیاد شد تا جایی که حدود 500 نفر شدند. یک‌دفعه 4 سطل زباله که به هم جوش داده بودند را کشیدند وسط خیابان و آتش زدند. عجیب بود که سطل‌های زباله را از قبل به هم جوش داده بودند. سطل‌ها که آتش گرفت و خیابان مسدود شد، چند نفر از بین جمعیت اسلحه کلاشینکف را بالا بردند. حدود 15 نفر هم اسلحه شکاری‌شان را بیرون آوردند و به‌طرف بالا گرفتند.بعضی‌ها هم نارنجک‌هایی ساخته بودند که درونش از خرده‌شیشه پر شده بود و به هر کدام از بچه‌ها می‌خورد، صورت و بدنش پر از خرده‌شیشه می‌شد. همه این اتفاقات در عرض چند دقیقه افتاد. بچه‌های بسیج به خودشان که آمدند دیدند تنها وسیله‌ای دفاعی‌شان، گاز اشک‌آور و پینت بال است.

فقط با گاز اشک آور جلوی اسلحه ایستادند

سهراب وقتی چشمش به اسلحه‌ها افتاد به بچه‌های بسیج دستور عقب‌نشینی داد. نمی‌توانست جان بچه‌های مردم را به خطر بیندازد. خودش ایستاد و گاز اشک‌آور را طرف اغتشاشگران گرفت تا بچه‌ها فرصت پیدا کنند که فاصله بگیرند. یک‌دفعه چشمش به مهدی، پسرش افتاد که با محمد، یکی از بچه‌های بسیج روی موتور به طرفش می‌آیند. دوباره فریاد زد: مگه با شما نیستم؛ بروید عقب. محمد موتور را روشن کرد که برود، یک آجر محکم به صورتش خورد و به زمین افتاد. دوباره سهراب فریاد زد: مگه نمی گم برید عقب. محمد نتوانست موتور را روشن کند. گفت: حاج‌آقا موتور. سهراب گفت: موتور را رها کن. فقط برو. همان لحظه اغتشاشگران به سرشان ریختند و درگیری تن‌به‌تن شد. دو تا تیر به سمت پایین کمر محمد زدند. تیر که به بدنش خورد، دیگر نتوانست خودش را کنترل کند و زمین خورد. همین که روی زمین افتاد اغتشاشگران پاهایش را گرفتند و به داخل یک کوچه کشاندند. هر کسی از راه می‌رسید با مشت و لگد به بدنش می‌کوبید.پهلوی راست محمد را با کاتر شکافتند و کبد، صورت و سرش را با تیغ کاتر آسیب زدند.

لباس نازک در سرمای زمستان؛ حال غیرعادی اغتشاشگران

سهراب هنوز سعی می‌کرد منصرفشان کند که یک ضربه سنگین از پشت به سرش خورد و بیهوش به زمین افتاد. از آنجا به بعد دیگر هیچ‌چیز متوجه نشد.روایت به بیهوشی سهراب که می‌رسد، مهدی راوی آن شب می‌شود. زمانی که پدر در جایگاه فرمانده، دستور عقب‌نشینی می‌دهد ولی مهدی نمی‌تواند تنهایش بگذارد و نمی‌رود.یک‌باره جمعیت زیادی از تقاطع دلاوران_تکاوران به سمت بالا هجوم آوردند. حالت عادی نداشتند. در سرمای زمستان بعضاً با یک تیشرت یا لباس‌های نازک بودند. سرو صورتشان را با پارچه بسته بودند. بعضی‌ها هم صورتشان را با ماسک خاصی پوشانده بودند که فقط چشم و بینی‌شان پیدا بود. گوش و بینی‌شان حلقه‌های پیرسینگ داشت و مشخص بود لیدر اغتشاشگران است.
۹ MB

پینت بال؛ تنها وسیله دفاعی مهدی

مهدی به چشم خودش دید که محمد تیر خورد و اغتشاشگران او را به داخل کوچه کشاندند. یک نفر از سمت چپش با سرعت دوید، از روی جوی آب پرید و با لگد ضربه محکمی به پشت کمر مهدی زد. سرش کلاه‌کاسکت بود و آسیبی به سرش نخورد. ولی بر اثر آن ضربه محکم به ماشینی کوبیده شد. درد همه وجودش را گرفت ولی بااین‌حال سریع خودش را جمع‌وجور کرد و بلند شد. یک‌لحظه سرش را که به سمت عقب برگرداند دید که پدرش به حالت دمر با پیشانی روی زمین افتاده است. چندین بار با صدای بلند صدایش کرد ولی جوابی نشنید. مهدی به دست خودش نگاه کرد که تنها سلاحش فقط پینت بال بود که کوچک‌ترین حالت دفاعی برایش نداشت. نمی‌دانست چه کند. از طرفی احساس مسئولیت می‌کرد از طرف دیگر هیچ وسیله‌ای برای دفاع نداشت.

وقتی غیرتِ پسر سپرِ بلایِ جانِ پدر شد

چشمش به پدرش افتاد. سهراب هنوز بیهوش بود. به‌صورت دمر روی زمین افتاده و پیشانی‌اش روی آسفالت بود. یکی از اغتشاشگران بالای سر پدر رسید. پیراهن کرم رنگ با راه‌های قرمز تنش بود. بینی و گوشش را پیرسینگ زده بود و معلوم بود که لیدر است. پدر را با دست‌نشان دادوفریاد زد: فرمانده‌شان اینه. گرفتیمش. تا این را گفت: اغتشاشگران با قمه،چاقو، سنگ، آجر با هر چه در دست داشتند به سمت پدر حمله کردند. مهدی با اغتشاشگران درگیر شد. با انتهای پینت بال که حالت کپسولی داشت، از خودش دفاع می‌کرد تا به سمت پدرش برود. ضربه‌هایی با چاقو و سنگ به بدنش وارد شد ولی چون چندلایه لباس به تنش بود، به بدنش نرسید. نزدیک پدر که رسید متوجه شد که بنزین آورده‌اند و رویش می‌ریزند. گالن بنزین را که روی پدر خالی کردند تنها چیزی که به ذهن مهدی رسید این بود که خودش را رویش بیندازد تا نتوانند آتشش بزنند. خودش را که روی پدر پرت کرد یک‌لحظه حس کرد چیزی در کمرش شکست. حرارتی در کمرش احساس کرد و بلند شد. اغتشاشگران بعد از ریختن بنزین کوکتل‌مولوتف به کمرش زده بودند. شعله‌های آتش از پشت کمرش یواش‌یواش به سمت جلو می‌آمد و شلوار و بادگیرش آتش گرفت. جلیقه ضد ضربه‌ای در تنش بود که آتش گرفت. سریع قفل‌های جلیقه را باز کرد و بیرون انداخت. بادگیرش را هم در آورد و پایین انداخت. آتش به لباس‌های زیر هنوز سرایت نکرده بود. هر چه تلاش کرد شلواربادگیرش را دربیاورد، نتوانست. پایینش را گت کرده بود و در نمی‌آمد. هنوز درگیر آتش بود که از روبرو ضربه سختی به سرش زدند و نزدیک پدر به زمین خورد.
۱ MB

روایتِ توحشِ لیدرهایی که به پیکر نیمه‌جان هم رحم نکردند

سهراب از پیشانی به زمین‌خورده بود و مهدی صورتش رو به آسمان بود. اغتشاشگران مثل فیلم‌هایی که در فضای مجازی از توحششان وایرال شده است، شروع کردند به در آوردن لباس‌های سهراب و مهدی. اول پوتین‌هایشان را درآورده و به سراغ شلوار بادگیرشان رفتند. وقتی به حالت نیمه‌برهنه در آمدند، پاهای مهدی و سهراب را گرفتند و از وسط میدان به سمت یک کوچه کشیدند. آنها را حدود 100 متر روی زمین کشیدند تا نبش یک کوچه و می‌خواستند برای بار دوم آنها را آتش بزنند. مهدی چشمانش باز بود ولی بدنش جان نداشت. یک‌لحظه غلتی زد و خودش را روی پدر انداخت تا کمتر به او آسیب برسانند. تمام توانش را جمع کرد و دستش را روی صورت پدر می‌کشید که ببیند زنده است یا نه. اغتشاشگران از پیکر نیمه‌جان آنها هم دست نمی‌کشیدند. با مشت و لگد به جانشان افتاده بودند و کتکشان می‌زدند. وسط آن مهلکه همین که ضربه‌های لگد به پهلوی مهدی خورد، به یاد حضرت زهرا افتاد. مرتب حضرت زهرا را صدا می‌کرد و قسم می‌داد. از طرف دیگر هم با صدایی که دیگر نداشت پدر را قسم می‌داد که چیزی بگوید که بداند زنده است یا نه. در همین احوال یک‌دفعه یکی اغتشاشگران را دید که می‌خواهد با قمه به سر پدر بزند. با همه توان دستش را سپر کرد. یک ضربه از بین انگشت اشاره و انگشت سبابه‌اش خورد. دستش شکافته شد به استخوان رسید و گوشتش را جدا کرد ولی آنها دست‌بردار نبودند. دوباره قمه را به سمت پدر نشانه رفتند. مهدی دست شکافته‌اش را دوباره سپر کرد. این دفعه آرنجش شکافته شد. بار سوم که دست تکه‌تکه‌اش را سپر پدر کرد، ضربه کاری نبود.
۱۰ MB

خانم بی حجاب فریاد زد: اول مرا بسوزانید!

اغتشاشگران به حال خودشان نبودند. دوباره بنزین آوردند که مهدی و پدرش را آتش بزنند. چشمان مهدی باز بود ولی توانی نداشت. یک‌دفعه خانم بی‌حجابی که مانتوی کوتاه ‌کرم رنگی به تن داشت، خودش را سپر مهدی و پدرش کرد. فریاد می‌زد که اینها همان‌هایی هستند که در 12 روز جنگ شهید دادند تا امنیت ما را تأمین کنند. اگر می‌خواهید اینها را آتش بزنید باید من را هم آتش بزنید. این را که گفت یک‌درصدی از مردم فاصله گرفتند. آنجا فقط لیدرها جلو بودند که کارشان را پیش ببرند. خانم بی‌حجاب جلوتر رفت و خودش را سپر مهدی و پدرش کرد. با دیدن آن زن، سه تا مرد هم آمدند، کنارش ایستادند و خودشان را سپر کردند. یک‌دفعه نور لیزر سبزرنگی میان جمعیت افتاد و بعد از آن صدای فریاد الله‌اکبر نیروهای بسیج همه‌جا را پر کرد. اغتشاشگران از ترس پا به فرار گذاشتند و پراکنده شدند. دیگر جانی در بدن مهدی نمانده بود که بچه‌های بسیج پیدایش کردند و به بیمارستان رساندنش.
آن شب یک زن بی‌حجاب ، خودش را سپر کرد تا اغتشاشگران وحشیانه بچه‌های بسیج را نسوزانند. خودش را سپر کرد چون خودش را بدهکار کسانی می‌دانست که سال‌ها امنیت کشورش را فراهم کرده‌اند. خودش را سپر کسانی کرد که جانشان را سپر مردم این شهر کرده بودند.پایان پیام/#اغتشاشگران #بی_حجاب#زن#بسیج#داعشی#معترض#گرانی
19:46 - 7 بهمن 1404
فرهنگ
حماسه و مقاومت



91 پاسخ

@soma1107 بهمن 1404
در پاسخ به
ع
عباس سعادت

@soma110  •  20 دی 1404

محاکمه تحریک کنندگان به اغتشاش
مطالبه

محاکمه تحریک کنندگان به اغتشاش

بسم الله القاسم الجبارین بدینوسیله از قوه قضائیه و دادستانهای کل کشور بعنوان مدعی العموم درخواست میگردد افراد و خواصی که حمایت خود را از اعتراضات خشونت بار بطور تلویحی و یا علنی در صفحات مجازی و یا مصاحبه اعلام نمودند لکن هیچ موضعی در محکومیت اعمال اغتشاشگران در شهید کردن کودک، مردم عادی و مدافعان امنیت و هتک حرمت قران و آتش زدن مساجد، اموال عمومی و بیت المال نگرفته اند و مدام بر موجه نمودن اعتراضات تلاش کرده اند و بر این تنور دمیده اند و اعمال فتنه گرانه شان مسبوق به سابقه نیز می باشد، منجمله علی دایی، رضاکیانیان، پرویز پرستویی و.... نسبت به محاکمه و مصادره اموال و دارایهای آنان بمنظور تامین هزینه خسارات مادی وارد شده و ممنوع الخروج کردن آنان قبل از آنکه دیر شود اقدام نماید.

ریاست محترم قوه قضائیه جهت استحضار و صدور اوامر مقتضی، وزارت کشور ودادگستری

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

تصویر نمایه‌ی ‌محمد پارسامهر‌
@user1708456433267 بهمن 1404
در پاسخ به
اعتراض بحق مردم متین... اما مسئله خشونت باید جداگانه بررسی شود.ورودی بچه ها را عوض کرده اند که بجای آدم، کفتار وحشی تولید میشود...ورودی یعنی غذای حرام... محصول فرهنگی حرام...👉بخشی از اینها درون سیستم خون مردم را در شیشه میکنند...بخشی کف خیابان خون مردم را بر زمین میریزند...👉

تصویر نمایه‌ی ‌مسجد باز‌
@MasjedAgain6669997 بهمن 1404
در بین همه این اخبار روزمره، کلید اصلی یادمان نرود که این درخواست هست و چاره ها به دست اوست: اللهم عجل لولیک الفرج

تصویر نمایه‌ی ‌یاحیدر کرار امیرشاهدار‌
@Yaheydar17 بهمن 1404
در پاسخ به
حضرت آقا فرمودن این خانم هایی که بعضی ها بهشون شل حجاب میگن دل در گروی نظام دارن این خانم اعتراض داشت اغتشاشگر نبود

تصویر نمایه‌ی ‌وحید تنهاتر‌
@Vahid13697 بهمن 1404
در پاسخ به
زنان بی حجاب انسانهای درستی هستند فقط باید مطالعه و اطلاعاتشان را هم بیشترکنند در دام پهلوی نجاست نیفتند خدای ناکرده.

در پاسخ به
الان مساله اینه دیگه مردم درگیر حجاب و این مسایل میست رزق و کاسبی مردم گرفته شدهبا دلار ۱۴۰هزار تومان یارانه ناچیز یک میلیونی داده دولت و قیمت کالا چندین برابر شده الان دلار ۱۵۲هزار تومان بسم الله یارانه رو زیاد کنهبعد هم کلی کاسبی اینترنتی رو به فنا دادید

@Mohammad__Mahdi7 بهمن 1404
در پاسخ به
مدیون شماییم، و شرمنده شهدا...

@Ghreza7 بهمن 1404
در پاسخ به
توجیهی برای عدم اجرای قانون الهی و رسمی مملکت نمیشود

تصویر نمایه‌ی ‌سروش سادات ساری زاده‌
@soroushsadat7 بهمن 1404
پس از **** به تروریست ها (نه معترضان) خیلی برام جالبه اگر اینها به حال خود نبودن! چرا خانم بی حجاب رو نزدند؟ فقط برای بسیجی ها به حال خود نیستن؟ یک مقدار دور از منطق بود بنظرم. در هر حال خدا رو شکر یک بی حجاب جان انسانی رو نجات داده

@Azadikhakh7 بهمن 1404
در پاسخ به
از صمیم قلب برای پاسداران ملتم آرزوی سلامتی و رستگاری دارم. همچنین با حجاب و بی حجاب مهم انسانیت و فهم و شعور اون خانم بوده که میدونه کی جونشو برای کیا تو جنگ و نا امنی فدا میکنه. اونی که سطل آشغال و مسجد آتیش میزنه یا اونی که سینه سپر میکنه جلوی تیز دشمن...دست میزاد #پاسدار #خواهر

@user1707834906547 بهمن 1404
در پاسخ به
همه ی کسانی که گول خورده و بی حجاب شده اند لزوما" بی رحم نیستند و باید آن برخی قلیل را به اصل خویش برگرداند و از مهلکه ای که شیطان برایشان ساخته نجات داد اما در این اوضاع و احوال هم نباید چنان تبلیغ شوند که تمام بی حجابها حساب خاصی برای خود باز کنند ! این هم از کج سلیقگی خبر رسانی در فارس می باشد!

تصویر نمایه‌ی ‌سعید فتحی‌
@Saeed_ir707 بهمن 1404
در پاسخ به
سلام خدا بر مدافعان امنیت و مردمان پاک سرزمینم✌️

تصویر نمایه‌ی ‌دکتر عادل شیرازی‌
@Adel_Shirazy7 بهمن 1404
در پاسخ به
انسانیت را با حجاب و کراوات نمیسنجند ! قضاوت ملت ما را بیچاره کرده ! در مراسم ۲۲ دی ، عده ای در خیابان ها جوری افراد عادی با حجاب معمول را مسخره میکردند انگار آنها همسنگر امنیت ایران نیستند ! چشم ها را باید شستجور دیگر باید دید ....سهراب سپهری

@Sadegh457 بهمن 1404
در پاسخ به
متاسفانه بسیاری از بانوان بی حجاب ، از ضرورت و نحوه درست پوشش اسلامی منطبق بر فرهنگ اصیل ما بی اطلاع هستند . ایشان تحت تاثیر تصاویر غرب از قاب شبکه های ماهواره ای و رسانه های فاسد بیگانه ، دچار نوعی مد زدگی شده و نمی دانند چگونه در مسیر دو قطبی شدن جامعه قدم بر می دارند . بی حجابی همان بی اطلاعی است

تصویر نمایه‌ی ‌را حی‌
@user1707910659517 بهمن 1404
در پاسخ به
یک کار خوب یک کار بد

تصویر نمایه‌ی ‌اسلامگرا‌
@Inghilabi7 بهمن 1404
شجاع ترین و بهترین بچه های مارو یا شهید کردند یا جانبازی های سخت بهشون تحمیل کردند**** بر تک تک شریان های حیاتی ترامپ و نتانیاهو و اون توله پهلوی

@user1768683538737 بهمن 1404
در پاسخ به

این خبر حذف شده است.


تصویر نمایه‌ی ‌فرهاد کوه کن‌
@user1765033984217 بهمن 1404
در پاسخ به
ولی صدا و سیما نمیتونه نشونش بده چون بی حجابها شهروندان درجه ۲ عامل به فساد کشاندن جامعه هستن . صدا و سیما حتی جرات نداره یکی از خیابونهای هر شهری رو توی یه روز عادی نشون بده . ببینید چقدر بین حکومت و مردم فاصله افتاده

@user1769326012627 بهمن 1404
در پاسخ به
خانمهای بیحجاب فقط و فقط ملعبه دست شما هستن توی راهپیماییهای روز قدس و ۲۲ بهمن و انتخاباتها و .... فقط و فقط سراغ همینها نیرید، بقیه طول سال مملکت دست آدمهای رانتی و سفارشی و دله دزد هست، وهمین بی حجابها رو عین حیوون میکنیدشون توی ون و براشون ممنوعیت و محدودیت و قانون و تبصره و جریمه وضع میکنید.