قلکی برای سهم یک درصدی امام‌ زمان(عج)

«درآمدشان محدود بود. ولی هر پولی که دستش می‌آمد یک درصد سهم طلایی امام زمان(عج) را کنار می‌گذاشت. از مدت‌ها قبل هم بانی مراسم استغاثه به امام زمان(عج) شد. حتی تشییع پیکرش، با ساعت برگزاری مراسم استغاثه یکی شد.» اینها را فوزیه ویسی درباره خواهرش می‌گوید.
گروه زندگی: مراسم استغاثه به امام زمان (عج) مدتهاست، به طور همزمان روزهای جمعه در گوشه و کنار کشور برگزار می‌شود. اما داستان دوشنبه‌های مهدوی شهرک پردیسان قم کمی فرق می‌کند. سراغ فوزیه ویسی خادم حرم حضرت معصومه(س) و خادم مسجد مقدس جمکران رفتیم تا برای‌مان از چگونگی شکل گیری این مراسم بگوید.
٣ MB
یکی از دوستان آیت الله مرعشی نجفی می‌فرمودند: «هر شب دو دقیقه با هر زبان و لهجه‌ای که داری، رو به قبله با امام زمان صحبت کن. درد دل کن هر مشکلی که داری را بگو. دقیقه دوم را دروغ بگو گناهش گردن من.» آن عالم به گردنش می‌زد و می‌گفت: «به دروغ بگو گردن من. بگو، یابن الحسن من از همه بیشتر دوستت دارم پایش بیفتد زن و بچه‌ام را فدای تو می‌کنم. پرسیدند: چرا اصرار داری به دروغ بگو گفت: حضرت انقدر غریب شده است که به همین دروغ هم دلخوش می‌کند.»
انگار سکینه هم این جمله را شنیده بود. چندسالی بود که سفره دلش را فقط برای امام زمان (عج) باز می‌کرد. تا جایی که حتی خواهرش هم از مشکلات زندگی‌اش خبر نداشت. عشق به امام زمان (عج) در دلش انقدر ریشه دواند که حضرت را در همه امور زندگی‌اش شریک کرد. قلکی گذاشت و هر پولی که دستش می‌آمد، یک درصد سهم طلایی امام زمان(عج) را در قلک می‌انداخت. پول که جمع می‌شد، در موردی که مربوط به آقا می‌شد، هزینه می‌کرد. دلش به همین خوش بود تا یک سال و نیم قبل که راهی کربلا شد.
در سفر کربلا خواب دید که در منزلش مراسم زیارت آل یاسین برگزار کرده است. به قم که برگشت تصمیم گرفت، خوابش را تعبیر کند. مداح و سخنرانی را دعوت کرد. اولین هفته فقط سه چهار نفر شرکت کرده بودند. زیارت آل یاسین را خواندند و توسل کردند به امام زمان (عج). کسانی که شرکت کرده بودند هفته بعد با دوستانشان آمدند. سکینه اطلاعیه مراسم را در گروه‌هایی که داشتند، ارسال می‌کرد تا افراد بیشتری از مراسم خبر داشته باشند. هر هفته به تعداد کسانی که در مراسم استغاثه به امام زمان (عج) شرکت می‌کردند، اضافه می‌شد. بعد از چند ماه جمعیت زیاد شد. خانه‌های پردیسان خیلی بزرگ نبود و گنجایش جمعیت را نداشت. از آن به بعد مراسم را در حسینیه آپارتمانشان برگزار کردند.
فوزیه به اینجای داستان که می‌رسد یادش می‌افتد که از سال‌ها قبل ماجرا را تعریف کند. سال ۷۷ بود، هر دو دانشجو بودند. سکینه علوم سیاسی می‌خواند و فوزیه ادبیات. با بسیج دانشجویی به اردوی راهیان نور رفته بودند. فوزیه آن اردو را نقطه عطف زندگی‌شان می‌داند و می‌گوید: «ما در خانواده سنتی بزرگ شده بودیم. بی‌اعتقاد نبودیم ولی از وقتی به راهیان نور رفتیم، مسیر زندگیمان کاملا تغییر کرد. آنجا دیدیم که شهدا برای حفظ کشورمان چه فداکاری‌هایی کردند. شنیدن خصوصیات اخلاقی شهدا و سبک زندگیشان، خیلی روی ما تاثیر گذاشت. آنجا چادر را برای حجاب خودمان انتخاب کردیم.»
از آن زمان این دو خواهر شدند پای ثابت اردوی راهیان نور. حتی برای ازدواجشان هم معیارهایشان تغییر کرد. سکینه و فوزیه با دو جوان طلبه ازدواج کردند. سکینه دوسال بزرگتر بود و زودتر از فوزیه به خانه بخت رفت. ولی جوری مراسم ازدواج را برگزار کردند که به معنای واقعی، ازدواج آسان بود. فوزیه از هزینه‌های ازدواجش برایمان می‌گوید: «وقتی دیدم مراسم ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر حداد عادل خیلی ساده برگزار شده، من هم تصمیم گرفتم با کمترین هزینه ازدواج کنم. سال ۸۰ زندگی مشترکمان را شروع کردیم. به جای جشن عروسی یک سفر مشهد رفتیم و یک مهمانی ساده برگزار کردیم. حتی دسته گل هم نگرفتیم. کل هزینه از شیرینی که داماد برای خواستگاری آورد تا زمانیکه بعد عروسی به خانه خودمان رفتیم، ۳۰۰ هزار تومان شد.»
زندگی سکینه هم مثل خواهرش ساده و بی‌تکلف شروع شده بود. با کمترین هزینه. چند سالی که گذشت، خدا به او ۴ فرزند هدیه کرد؛ حسین، حسن، زینب و فاطمه. عاشق خانواده‌اش بود و به همسرش خیلی احترام می‌گذاشت. هیچ وقت با خانواده‌اش در مورد مشکلات اقتصادی زندگی‌اش صحبت نمی‌کرد. تنها سنگ صبورش، امام زمان (عج) بود و هم و غمش، برگزاری مراسم استغاثه برای حضرت.
یک شنبه۱۳ مهرماه بود. یک سال و نیم از شروع مراسم استغاثه به امام زمان می‌گذشت. سکینه صبح که بیدار شد، بچه‌هایش را راهی مدرسه کرد. همسرش قرار بود برای تبلیغ برود. صبحانه را که با هم خوردند، بدرقه‌اش کرد.
دلش خیلی گرفته بود. در خبرها خوانده بود که اسرائیل در حمله هوایی ضاحیه لبنان را موشک باران کرده است. مداحی گذاشت و حسابی دل سبک کرد. قلبش درد می‌کرد ولی اهمیتی نداد. گوشی‌اش را برداشت تا کارهای مراسم استغاثه را انجام دهد. اطلاعیه مراسم را در گروه‌هایی که عضو بود گذاشت. با سوپرمارکت محله هم هماهنگ کرد تا اطلاعیه زمان مراسم را در مغازه‌اش نصب کند. درد قلبش بیشتر شد. نگران شد و با خواهرش تماس گرفت تا با هم به بیمارستان بروند. خواهرش که رسید خودش در را باز کرد. روی مبل نشستند. سکینه رو به خواهرش کرد و گفت: «من دیشب خوابی دیدم…» ولی جمله‌اش برای همیشه ناتمام ماند. خواهرش هر چه صدایش کرد دیگر جوابی نشنید.
سکینه برای همیشه رفته بود. با اورژانس تماس گرفتند. ولی کار از کار گذشته بود. دوشنبه بود و روز برگزاری مراسم استغاثه به امام زمان (عج). قرار بود پیکر سکینه را ساعت ۱۰ صبح برای تشییع بیاورند. همه همسایه‌ها از ساعت ۱۰ صبح مسجد جمع شده بودند. مداح با لحن سوزناکی زیارت عاشورا می‌خواند. ساعت ۱۱شد ولی هنوز خبری از پیکر نبود. نماز ظهر را هم خواندند. عصر شد هنوز هم نیامده بود. دقیقا ساعت ۳ و نیم، راس ساعت برگزاری مراسم استغاثه، پیکر رسید. انگار سکینه دلش می‌خواست برای آخرین بار در مراسم استغاثه به امام زمان شرکت کند. پیکر را در مراسم طواف دادند ومراسم تشییع با شکوه خاصی برگزار شد. سکینه در دل قبرستان بقیع آرام گرفت. قبرستانی که هیچ وقت تاریک نیست و نور مسجد مقدس جمکران روشنش می‌کند.
همیشه آرزویش این بود که مراسم استغاثه به امام زمان (عج) سراسری شود. همه دست به دامن امام زمان شوند و برای ظهورش دعا کنند. حالا خواهرش فوزیه چراغ مراسم استغاثه پردیسان را روشن نگهداشته است. کسانی که در مراسم شرکت می‌کردند، درشهرهای دیگر هم دست به کار شده‌اند و دوشنبه‌های مهدوی را برگزار می‌کنند.پایان پیام/#امام_زمان#جمکران#قم#سه_شنبه‌های_مهدوی#بقیع#طلبه#تبلیغ#استغاثه
20:21 - 13 آذر 1403

10 إعادة النشر26 التفاعل
588٫6k من المشاهدات


6 الإجابة

@amookhosro13 آذر 1403
تعليقًا على
خوشبحالش....😭😭😭😭

@user1731486523513 آذر 1403
تعليقًا على
یا امام زمان 😭😭😭😭

‌کورش عروج‌ صورة الملف الشخصي
@Koorosh_Orooj13 آذر 1403
تعليقًا على
السلام علیک یا بقیة اللهالسلام علی معزالالیاء و مذل الاعداءالسلام علی شمس الظلام و بدر التمام السلام علی صاحب الصمصام و فلاق الهام السلام علی ربیع الانام و نضرة الایامالسلام علی المهدی و الذی وعد الله عز و جل به الامماللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْبابی انت و…أظهر المزيد

@user17145919096913 آذر 1403
تعليقًا على
انشالله یاد بگیریم با امام زمان صحبت کنیم

‌مریم شریفی‌ صورة الملف الشخصي
@maryamsharifi14 آذر 1403
تعليقًا على
خیلی زیبا بود. خداقوت. روح این بانوی عاشق امام زمان(عج) هم، شاد باشه ان شاءالله.