مکثی کوتاه در تقاطع پرماجرا

امروز مردم با همه تفاوت‌های ظاهری و سلیقه‌ای، زیر سایه داغی مشترک و آرمانی واحد شانه‌به‌شانه ایستادند. امروز سوگ، از یک احساس فردی فراتر رفت و به حضوری جمعی تبدیل شد. ماجراهای روز تاریخی تهران، در تقاطع پرماجرا شنیدنی است.
گروه روایت خبرگزاری فارس: چهارراه ولی‌عصر(عج) همیشه چهارراه تفاوت‌ها بوده. جایی که دانشجو، کاسب، کارگر، هنرمند، دست‌فروش، کارمند و رهگذر، همه در کنار هم دیده می‌شوند. در این نقطه از شهر، آدم‌ها معمولاً شبیه هم نیستند؛ نه در ظاهر، نه در سبک زندگی، نه حتی در نوع نگاهشان به جهان.اما امروز، همه با همین تفاوت‌ها زیر سایه یک انتظار مشترک کنار هم رو به یک مسیر در انتظار آخرین دیدار ایستاده‌اند. در انتظار آخرین وداع با پیکر امام امت.‌اینجا در این روز تاریخی و زیر تیغ تیز آفتاب تیرماه دیگر تفاوت لباس‌ها، چهره‌ها، سن‌وسال‌ها و سلیقه‌ها به چشم نمی‌آید. آنچه دیده می‌شود، جمعیتی است که در یک لحظه تاریخی، در یک حس مشترک به هم رسیده‌اند.شاید یکی از مهم‌ترین روایت‌های امروز چهارراه ولی‌عصر همین باشد. اینکه این نقطه، که همیشه محل تلاقی تفاوت‌ها بوده، حالا به نقطه تلاقی دل‌ها تبدیل شده است.
۹ MB
امروز کسی در چهارراه ولی‌عصر برای رفتن نیامده. کسی برای جلو زدن عجله ندارد. همه ایستاده‌اند. سکوتی سنگین و محترمانه روی شانه‌های جمعیت نشسته. سکوتی که فقط با صدای صلوات، زمزمه دعاها و گاهی با صدای شکستن بغض‌های بی‌امان شکسته می‌شود. چهارراه ولی‌عصر امروز، به احترام مردی که یک عمر برای این مردم و این سرزمین دوید، ایستاده است.‌
۳ MB

با همه تفاوت‌ها امروز با یک داغ مشترک آمدیم

زیر تیغ تیز آفتاب مردم منتظر رسیدن پیکر امام شهید به چهارراه پر حادثه پایتخت اند.‌ کنار یکی از خروجی‌های مترو، دختری جوان در میان جمعیت ایستاده. تیپ و ظاهری متفاوت دارد. دانشجوی سال سوم دانشگاه هنر است. نمی‌خواهد نامش نوشته شود، اما وقتی از او می‌پرسم چرا امروز اینجاست، چند لحظه سکوت می کند و می‌گوید: «من معمولاً برای دانشگاه یا خرید کتاب گذرم به ولی‌عصر می‌افته. شاید ظاهر من شبیه خیلی از آدم‌هایی که اینجا هستند نباشه، شاید نگاه‌هام هم با بعضی‌ها فرق داشته باشه، اما امروز حس کردم باید بیام. چون بعضی لحظه‌ها از سلیقه‌ها و تفاوت‌ها بزرگ‌ترن. امروز اومدم برای ادای احترام. برای اینکه بگم ما با همه تفاوت‌هامون، توی این خاک و توی این غم شریکیم. الان شنیدیم که مسیر تشییع تغییر کرده و ماشین حامل پیکر امام شهید از چهارراه ولیعصر عبور نمی‌کند.‌ تفاوتی در اصل ماجرا ایجاد نمی‌کند.مهم دل های مردم بود که اینجا در این چهارراه به هم نزدیک تر از همیشه شد.»

پرچم پر روایت چهارراه ولی‌عصر تهران

امروز پرچم و علمداران پرچم پر روایت چهارراه ولیعصر هم حال دیگری دارند، همان پرچمی که از دوم فروردین تا حالا، حتی برای یک لحظه هم بر زمین گذاشته نشده است. پرچمی که در این صد روز، دست‌به‌دست میان علمدارانش چرخیده و حالا دوباره در همین نقطه سرافراز پایتخت، بالای سر جمعیت ایستاده است.امروز شوق سهیم شدن در علمداری پرچم سه رنگ ایران آنقدری اوج گرفته که سهم هر نفر از نگه‌داشتن پرچم، کوتاه‌تر از همیشه شده است. هر نیم ساعت یک‌بار، یکی داوطلب می‌شود تا پرچم را برای دقایقی روی دست بگیرد. انگار همه می‌خواهند سهمی هرچند کوتاه از این روایت مشترک داشته باشند، سهمی از برافراشته نگه‌داشتن نشانی که در این صد روز، لحظه‌ای بر زمین ننشسته است.
پسر جوانی که گوشه پرچم را در دست گرفته، می‌گوید: «در این صد روز، چند بار قسمتم شد که بیایم و پرچم را نگه دارم. هر بار حس خودش را داشت، اما امروز فرق می‌کند. امروز با حال دیگری آمده‌ام. انگار دست آدم فقط پرچم را نگه نمی‌دارد؛ یک داغ را، یک خاطره را، یک عهد را روی دست گرفته است.»کمی آن‌طرف‌تر، دختر جوانی که نوبتش تازه تمام شده و عرق پیشانی‌اش را پاک می‌کند، می‌گوید: «این چند ماه، هر وقت توانستم خودم را رساندم تا چند دقیقه‌ای زیر این پرچم باشم. اما امروز آن چند دقیقه هم جور دیگری گذشت. امروز انگار همه بیشتر از همیشه دل‌شان می‌خواهد پرچم را نگه دارند. نه فقط برای حمل کردنش، برای اینکه بگویند در این وداع، در این انتظار، ما هم سهمی داشتیم.»پرچم امروز فقط یک نشانه نیست. بخشی از روایت این وداع است. انگار او هم مثل مردم، چشم‌انتظار است. در باد می‌چرخد، بالا می‌رود، خم می‌شود و دوباره قد می‌کشد؛ سرافرازتر از همیشه.

تقاطع تاریخی در روز تاریخی تهران

چهارراه ولی‌عصر در سال‌های مختلف، روزهای پرحادثه کم نداشته است. این نقطه از تهران، بارها شاهد رفت‌وآمد و جمعیت، شادی‌ها، التهاب‌ها، بدرقه‌ها و خاطره‌های جمعی بوده است. اما امروز، حال و هوای دیگری دارد.امروز اینجا فقط یک چهارراه نیست؛ تقاطع تاریخ است. نقطه‌ای که در آن، شتاب همیشگی شهر جای خودش را به مکثی جمعی داده. جایی که آدم‌های متفاوت، با همه فاصله‌ها و تفاوت‌هایشان، شانه‌به‌شانه ایستاده‌اند نه برای تماشا، که برای عزاداری و ادای احترام. امروز در این تقاطع تاریخی، سوگ فقط یک احساس فردی نیست. به یک کنش جمعی تبدیل شده، به حضوری عمومی که شهر را برای لحظاتی از هیاهوی معمولش بیرون آورده و در مدار یک معنا نگه داشته است.و شاید روایت امروز ولی‌عصر، بیش از هر چیز، همین باشد: اینکه در دل یکی از شلوغ‌ترین و متفاوت‌ترین چهارراه‌های تهران، همه‌چیز برای لحظاتی متوقف شده تا یک شهر، سوگ مشترکش را با قامت ایستاده مردم روایت کند.#تشییع #رهبر_امت #چهارراه_ولی‌عصر#باید_برخاست #یالثارات_الحسین
17:34 - 15 تیر 1405
روایت روز

1 بازنشر6 واکنش
38٫3k بازدید