یادداشت تفاهم؛ تقریبا هیچ

ابتدای بند 11 بر آزادسازی کامل دارایی‌های مسدودشده ایران تأکید دارد اما در ادامه بند تصریح شده که روال آزادسازی، طی مذاکرات دوجانبه میان ایران و آمریکا، متعاقباً توافق خواهد شد.
وحید عزیزی_ الف) منابع مستقیم حاصله1 دارایی‌های مسدودشدهابتدای بند 11 بر آزادسازی کامل دارایی‌های مسدودشده ایران تأکید دارد اما در ادامه بند تصریح شده که روال آزادسازی، طی مذاکرات دوجانبه میان ایران و آمریکا، متعاقباً توافق خواهد شد. انتظار طبیعی این بود که جزئیات این روال در همین متن، اشاره شود وگرنه ارزش عملیاتی روشنی ندارد.بر اساس توضیحات تکمیلی منتشرشده توسط تیم رسانه ای هیات مذاکره کننده، به‌منظور رفع نگرانی از طولانی‌شدن یا عدم اجرا، دولت قطر مبلغ ۱۲ میلیارد دلار در دسترس ایران قرار می دهد اما ماهیت این مبلغ که به صورت اعتبار است یا قرض یا کمک و سازوکار پرداخت آن، در هیچ‌یک از اسناد شفاف نشده است. همچنین اشاره شده که شیوه استفاده از این منابع، در مذاکرات جداگانه‌ای در قطر توافق شده که متن آن نیز منتشر نشده است. این وضعیت،‌ نقد‌ترین امتیاز اقتصادی متن را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.2 برنامه ۳۰۰ میلیارد دلاریطبق بند مربوطه، آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن، موظف به ایجاد «برنامه‌ای قطعی و موردتوافق طرفین» با تأمین حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار شده‌اند، که سازوکار اجرایی آن در توافق نهایی تعیین و آمریکا نیز تأییدیه‌های لازم را ارائه خواهد کرد.پرسش‌های اساسی در این خصوص عبارت‌اند از:ماهیت برنامه: مشخص نیست این مبلغ، سرمایه‌گذاری خارجی، وام یا کمک بلاعوض است. در حالی که انتظار می‌رفت، این منابع به‌عنوان غرامت خسارت‌های جنگی تلقی شوند، متن از واژه «برنامه» استفاده کرده که فاقد تعریف حقوقی و اقتصادی مشخص است.
تضمین اجرا: آمریکا در قالب مصاحبه‌های مقامات خود مانند ونس تصریح کرده که هیچ هزینه ای از سوی این کشور پرداخت نمی‌شود و صرفاً اجازه سرمایه‌گذاری به شرکای منطقه‌ای صادر خواهد شد. چه تضمینی برای ورود سرمایه‌گذاران وجود دارد؟ صرف اجازه، نمی‌تواند زمینه‌ساز تحقق این عدد باشد.حسابرسی و نظارت: آیا آمریکا روی پروژه‌های مشمول این سرمایه‌گذاری، نظارت و حق تأیید یا حسابرسی هزینه کرد خواهد داشت یا خیر. در صورت وجود چنین حقی، عملاً اختیار تشخیص هزینه‌های بازسازی از ایران سلب می‌شود و امکان اعمال نظر در میزان و نوع هزینه‌ها، به‌عنوان یک مانع جدی محسوب می‌شود.بازه زمانی: هیچ بازه زمانی برای تأمین و جذب این مبلغ، تعیین نشده است. تحقق ۳۰۰ میلیارد دلار در یک سال، کاملاً متفاوت از تحقق آن در ۱۰ یا ۲۰ سال خواهد بود و این ابهام، ارزش این بند را به شدت کاهش می‌دهد.در توضیحات تکمیلی تیم رسانه ای آمده که در صورت عدم اقدام آمریکا، ایران می‌تواند از ظرفیت شرکای منطقه‌ای یا سرمایه‌گذاران خارج از کشور استفاده کند! این ادعا عجیب است: اولا مجوز ارائه‌شده در متن مختص شرکای منطقه ای آمریکا است و عمومی نیست. ثانیا پیش از این نیز مشکل اصلی سرمایه‌گذاری شرکای ایران، مجوز ایالات متحده نبوده است که مجوز به این موضوع کمکی نماید. بنابراین این توضیح، نه‌تنها ابهام را برطرف نمی‌کند.ب) منابع غیرمستقیم حاصله
1 تعلیق تحریم فروش نفت و محصولات پتروشیمیدر بند 10، صدور مجوز صادرات نفت و محصولات پتروشیمی ایران و لغو تحریم‌های مرتبط، به‌عنوان امتیاز ارائه شده اما واقعیت آن است که اولا نفت ایران پیش از این نیز با مشکل فروش مواجه نبود و صادرات با حجم و قیمت مناسب انجام می‌شد. مشکل اصلی، محاصره دریایی بود که با آتش‌بس به وجود آمد، نه تحریم‌های صادراتی.ثانیا در حوزه پتروشیمی، مشکل فعلی، تکمیل بازسازی واحدهای آسیب‌دیده و محدودیت صادرات به‌دلیل نیاز داخلی است و نه محدودیت بیرونی. جالب آنکه در ادوار مختلف مذاکراتی (از پیش از برجام تاکنون)، مجوز صادرات پتروشیمی به‌عنوان یک امتیاز تکراری ارائه شده، در حالی که این موضوع، اولویت ایران نبوده است.همچنین این ابهام وجود دارد که آیا افزایش صادرات، به کاهش قیمت جهانی نفت و در نتیجه کاهش درآمد کل کشور منجر خواهد شد یا خیر. اگر چنین باشد، سود حاصل از افزایش حجم فروش، جبران‌کننده کاهش قیمت نخواهد بود.2 رفع محاصره دریاییبند 4 بر رفع کامل محاصره ظرف ۳۰ روز تأکید دارد و به‌صورت شفاهی نیز بر اجرای فوری آن تاکید شده است.آیا رفع محاصره به معنای برچیدن زیرساخت‌های آن و دور شدن کامل کشتی های محاصره کننده است یا صرفاً اجازه عبور به کشتی های ایران در عین حفظ موقعیت بازگشت سریع محاصره؟
نکته مهم‌تر اینکه، محاصره دریایی پس از آتش‌بس و با توقف عملیات نظامی ایجاد شد و متاسفانه به‌عنوان یک برگ برنده برای آمریکا در مذاکرات در مقابل تنگه، شکل گرفت. در حالی که اگر این اتفاق نمی افتاد، خود تنگه به تنهایی می توانست به‌عنوان ابزار مذاکراتی برای رفع تحریم و دریافت غرامت و… استفاده شود. لذا از منظر اقتصادی، جنگ باید حین مذاکره ادامه می‌یافت. همچنین پذیرش رفع محاصره از طریق مذاکره، عملاً این ابزار فشار را به‌صورت دائمی در اختیار طرف مقابل قرار می‌دهد و این امر، به‌ویژه برای برخی محصولات وارداتی‌که مبادی جایگزین ندارند، خطرناک است.3 خاتمه تحریم‌ها و قطعنامه‌های بین‌المللیدر این بند، آمریکا متعهد شده که قطعنامه‌های شورای امنیت، شورای حکام و تحریم‌های اولیه و ثانویه را خاتمه دهد. اولا آمریکا به‌تنهایی نمی‌تواند قطعنامه‌های شورای امنیت یا شورای حکام را لغو کند و چنین تعهدی، فراتر از اختیارات یک کشور است. ثانیا تحریم‌های اولیه و ثانویه نیز دارای ابعاد حقوقی پیچیده‌ای هستند و صرفاً با یک تعهد دولت ایالات متحده، قابل‌رفع نیستند و نیاز به اقدامات قانونی در کنگره و سایر نهادهای مربوطه دارند.به‌نظر می‌رسد این بند، در برابر امتیازات هسته‌ای ایران گنجانده شده اما صرف جمله کلی که در متن آمده، ارزش عملی چندانی ندارد و تقریبا قابل پرداخت نیست، مگر آنکه تدابیر حقوقی و اجرایی مشخصی برای آن تعیین شود.ج) امتیازات واگذارشده1 بازگشایی تنگه
بر اساس متن، ایران متعهد شده است ظرف ۳۰ روز تنگه را به‌صورت تدریجی بازگشایی کند (که ظاهرا زودتر از آن انجام شده است) و تا ۶۰ روز، این تردد بدون دریافت هزینه، انجام شود. پس از آن، ایران و عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی، مطابق حقوق بین‌الملل مذاکره خواهند کرد.اولا افزایش قیمت نفت در دوران جنگ ناشی از بستن تنگه، درآمد نفتی ایران را به حدود سه برابر افزایش داد و از دست دادن این فرصت و کاهش احتمالی قیمت نفت، ضربه‌ به اقتصاد کشور است. ثانیا بسته بودن تنگه، در حالی که برای ایران نیز به دلیل محاصره متقابل، هزینه داشت، برای دشمنان و اقتصاد جهانی، هزینه‌های چندبرابری و غیرقابل تحمل، ایجاد می کرد. ثالثا برآوردها نشان می‌دهد که از محل دریافت هزینه با عناوینی مانند عوارض، حق بیمه یا خدمات ایمنی و زیست‌محیطی از کشتی های عبوری، حداقل ماهانه ۴ میلیارد دلار درآمد قابل‌کسب بود که با پذیرش این بند، از دست رفته است.علاوه بر این، تأکید بر «بدون هزینه» بودن تا ۶۰ روز، از سوی تیم مذاکره‌کننده به‌عنوان امکان دریافت هزینه پس از آن، تفسیر شده است، اما اولاً در متن به «تردد» اشاره‌ای نشده و صرفاً «خدمات دریایی» ذکر شده که پیش از این نیز برای خدمات عمومی مانند بانکرینگ قابل دریافت بوده است و تسری آن به هزینه های امنیت و محیط زیست، در حالی که متن تاکید جدی روی حقوق بین المل کرده، دشوار خواهد بود. ثانیاً، مدت ۶۰ روز در عمل با تمدید یادداشت تفاهم، تمیدی خواهد شد و به زمان نامعینی حواله شده است. بنابراین این بند، امتیازی را که ایران سال‌ها در اختیار داشت، تثبیت نکرده و عملاً آن را از دست داده است.2 تعهدات هسته ای
با توجه به اشاره به رقیق‌سازی مواد غنی‌شده در بند 8 ، فارغ از مباحث حقوقی و راهبردی و عبور از خط قرمزهای تعیین شده برای تیم مذاکره کننده اما از منظر اقتصادی، آیا نباید هزینه‌های مالی تحمیلی ساخت، تجهیزات، نگهداری مواد مذکور و فرآیند رقیق‌سازی، بر عهده طرف مقابل باشد؟همچنین تعیین نیازهای هسته‌ای ایران در توافق نهایی، منوط به چارچوب رضایت بخش با طرف مقابل شده است که به معنای احتمال وابستگی تصمیمات داخلی به توافق با طرف خارجی است و محدودیت جدی در بهره‌برداری اقتصادی از انرژی و صنعت هسته‌ای، ایجاد می‌کند.در بند اعلام شده است که ایران وضعیت موجود برنامه هسته ای خود را تا زمان توافق نهایی حفظ می کند. یعنی اولا خسارات وارده جدی به صنایع هسته ای ایران در دو جنگ 12 روزه و 40 روزه نباید تا زمان نامعینی ترمیم شود. ثانیا هیچ توسعه ای در استفاده از انرژی هسته ای حتی اقدام برای ساخت نیروگاه های جدید، قابل انجام نیست. با توجه به اینکه هدف ایالات متحده از آغاز جنگ همین موضوع عنوان شده بوده، پذیرش آن هم در مقابل امتیازات غیرجدیِ عدم افزایش تحریم ها در این مدت و عدم افزودن نیرو، امتیاز بزرگ و بدون مابه ازایی است.3 تعهدات کلی
عدم اقدام خصمانه و عدم تهدید از ناحیه طرفین در بندهای ۱ و ۳ هرچند ظاهراً مثبت است اما تجربه برجام نشان داده است که طرف مقابل از طریق مواضع رسانه ای، اقدامات ایذایی و تهدید مبادلات مالی و سرمایه‌گذاری، عملاً خلاف این تعهدات عمل کرده و باعث ایجاد نوسان در اقتصاد و بازارکشور خواهد شد. در حالی که در شرایط غیرجنگی، امکان واکنش متقابل برای ایران بسیار محدودتر است. همچنین با توجه به احتمال تمدید چندباره این متن، اقتصاد کشور در معرض شرطی‌سازی دائمی قرار می‌گیرد و این فضا، جو روانی منفی بر رشد اقتصادی و تورم در پی خواهد داشت.جمع بندیدر مجموع متن منتشرشده از منظر اقتصادی، نه‌تنها امتیازات روشن و ملموسی برای جمهوری اسلامی ایران به‌همراه ندارد، بلکه در بسیاری از بندها، ابهامات اساسی، تعهدات داده‌نشده و تضمین‌های ناقص، وجود دارد. در مقابل، امتیازات واگذارشده در حوزه تنگه، برنامه هسته‌ای و عدم تخاصم، هزینه‌های آشکار برای اقتصاد کشور خواهد داشت.
09:59 - 30 خرداد 1405

1 إعادة النشر2 التفاعل
3797 من المشاهدات