بازی روایت ها : در این کشتی روایت های ایران و آمریکا، کدام پیروز خواهد شد؟ دیروز، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) اعلام کرد که «در چارچوب آتشبس در لبنان، عبور همه شناورهای تجاری از تنگه هرمز برای مدت باقیمانده آتشبس به طور کامل آزاد اعلام میشود». اما کمتر از ۲۴ ساعت بعد، نیروهای مسلح ایران اعلام کردند که به دلیل «بدعهدیهای آمریکا و تداوم محاصره دریایی، مدیریت عبور و مرور در تنگه هرمز مجدداً تحت کنترل شدید نیروهای مسلح قرار گرفته است». این مقاله به تحلیل این تغییر موضع ظاهراً متناقض میپردازد و نشان میدهد که این اقدام نه یک عقبنشینی ناهماهنگ، بلکه پاسخی حسابشده و راهبردی به سیاست محاصره دریایی آمریکا است که از سوی ایران برای انتقال بار مسئولیت اختلال در تردد به واشنگتن طراحی شده است.
۱. توالی رویدادها: از بازگشایی تا کنترل شدیدگام اول – اعلام بازگشایی توسط وزارت خارجه (۱۷ آوریل):عراقچی در اعلامیه خود تأکید کرد که عبور کشتیها صرفاً از مسیر هماهنگشدهای که سازمان بنادر و دریانوردی ایران اعلام کرده، امکانپذیر خواهد بود. به عبارت دیگر، حتی در لحظه اعلام «بازگشایی کامل»، ایران عملاً کنترل مسیرهای عبور را در دست داشت.گام دوم – ادامه محاصره دریایی آمریکا:همزمان، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشیال نوشت: «تنگه هرمز کاملاً باز و آماده تجارت و عبور کامل است، اما محاصره دریایی به قوت خود باقی خواهد ماند؛ آن هم تا زمانی که معامله ما با ایران ۱۰۰٪ کامل نشود». فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) نیز اعلام کرد که تا آن لحظه، ۲۱ کشتی که قصد ورود یا خروج از بنادر ایران را داشتهاند، توسط نیروهای آمریکایی بازگردانده شدهاند.گام سوم – واکنش نظامی ایران (۱۸ آوریل):سپاه پاسداران در بیانیهای اعلام کرد: «متأسفانه آمریکاییها با بدعهدیهای مکرر که در سابقه خود دارند، همچنان به راهزنی و دزدی دریایی تحت عنوان بهاصطلاح محاصره ادامه میدهند. به همین دلیل کنترل تنگه هرمز به حالت قبل برگشت و این تنگه راهبردی تحت مدیریت و کنترل شدید نیروهای مسلح قرار دارد».۲. خوانش تحلیلگرانه: روایتسازی و توجیهاز منظر تحلیل راهبردی، این تغییر موضع را میتوان در چارچوب «دیپلماسی روایتمحور» ارزیابی کرد که در آن ایران با استفاده از توالی زمانی رویدادها، تلاش میکند تصویری از «اقدام متقابل و واکنشی» را به نمایش بگذارد. نکات کلیدی این راهبرد عبارتند از:
۲.۱. انتقال بار مسئولیت اختلال به آمریکاایران با این توالی عملیاتی – ابتدا بازگشایی و سپس تشدید کنترل – در عمل به افکار عمومی جهانی این پیام را منتقل میکند که تنها مانع واقعی بر سر راه تردد آزاد، محاصره دریایی آمریکاست. به عبارت دیگر، ایران وانمود میکند که مایل به بازگشایی بوده، اما «بدعهدی» آمریکا او را مجبور به تشدید کنترل کرده است. این روایت در بیانیه قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا به وضوح دیده میشود: «تا زمانی که آمریکا به آزادی کامل تردد شناورها از مبدأ ایران به مقصد و از مقصد به مبدأ ایران پایان ندهد، وضعیت تنگه هرمز به شدت کنترل و به حالت قبلی باقی میماند».۲.۲. تأکید بر «واکنش» نه «اقدام تهاجمی»از نظر حقوقی و دیپلماتیک، این چارچوببندی برای ایران حیاتی است. اگر ایران بهطور یکجانبه و بدون بهانهگیری آشکار، تنگه را ببندد، در سطح بینالمللی به عنوان «عامل اختلال» معرفی خواهد شد. اما با گنجاندن اقدام خود در واکنش به «ادامه محاصره آمریکا»، ایران میتواند ادعا کند که «تشدید» را او شروع کرده و ایران صرفاً پاسخ متناسب داده است. این رویکرد، ضمن حفظ مشروعیت ظاهری اقدامات ایران، فشار افکار عمومی را متوجه واشنگتن میکند.۲.۳. تقویت موضع چانهزنی در مذاکراتمحمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در همین زمینه نوشت که «با ادامه محاصره، تنگه هرمز باز نخواهد ماند». این تهدید صریح، در واقع اهرم فشاری علیه آمریکا در مذاکرات احتمالی آتی است. ایران با نشان دادن توانایی خود در تشدید و کاهش فوری کنترل تنگه، عملاً برگ برندهای در مذاکرات به دست میآورد: «رفع محاصره آمریکا در برابر بازگشایی واقعی تنگه».
۳. تحلیل راهبردی: اهداف چندلایه ایران۳.۱. هدف تاکتیکی: خنثیسازی ادعای آمریکا در مورد «آزادی دریانوردی»آمریکا ادعا میکند که محاصره آن تنها شامل کشتیهای مرتبط با ایران میشود و سایر کشتیها میتوانند آزادانه تردد کنند. اما ایران با تشدید کنترل خود بر تنگه، عملاً به آمریکا میگوید: «شما نمیتوانید یکطرفه کنترل تنگه را در دست بگیرید».۳.۲. هدف ژئوپلیتیکی: ایجاد شکاف میان آمریکا و متحدانشبر اساس تحلیل شبکه سیانان، ایران در تنگه هرمز در حال اجرای راهبرد «تفرقه بینداز و حکومت کن» است: کشتیهای آمریکایی را متوقف میکند اما به کشتیهای اروپایی – به شرطی که آن کشورها در برابر ترامپ موضع بگیرند – اجازه عبور میدهد. این تاکتیک، که «کنترل هوشمند تنگه هرمز» نامیده میشود، با نشان دادن این واقعیت که «برای ادامه جریان تجارت لزوماً به آمریکا نیاز نیست»، شکاف درون ناتو را عمیقتر میکند.۳.۳. هدف اقتصادی و انرژیتنگه هرمز به عنوان گلوگاه انرژی جهان، روزانه حدود ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان از آن عبور میکند. با اعلام بازگشایی در ۱۷ آوریل، قیمت نفت بهطور موقت کاهش یافت و شاخص WTI حدود ۱۰.۸ درصد سقوط کرد. اما تشدید کنترل توسط ایران در روز بعد، عدم قطعیت را به بازار بازگرداند. ایران با این نوسانسازی حسابشده، توانایی خود در تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی انرژی را به رخ میکشد.۴. جایگاه آمریکا در این معادلهآمریکا نیز با اعلام محاصره دریایی، عملاً دو هدف را دنبال میکند: نخست، اعمال فشار حداکثری بر ایران برای پذیرش شرایط واشنگتن در مذاکرات هستهای و امنیتی. دوم، حفظ آزادی دریانوردی برای کشتیهای غیرمرتبط با ایران. اما تحلیل نظامی بیبیسی نشان میدهد که توانایی آمریکا برای تضمین عبور امن
نفتکشها در شرایطی که ایران همچنان توانایی مینگذاری و انجام حملات موشکی و پهپادی را دارد، محدود است. واشنگتن نتوانسته ائتلاف گستردهای برای عملیات دریایی در تنگه هرمز تشکیل دهد و ناچار شده بهتنهایی اقدام کند.۵. تحلیل نهایی: یک بازی روایتی حسابشدهتغییر موضع ظرف کمتر از ۲۴ ساعت – از اعلام «بازگشایی کامل» توسط وزارت خارجه تا اعلام «کنترل شدید» توسط نیروهای مسلح – نه یک اشتباه هماهنگی، بلکه بخشی از یک راهبرد روایی منسجم است. ایران با این توالی، سعی دارد سه پیام کلیدی را به صورت همزمان ارسال کند:به کشورهای دیگر – «کشوری که باعث اختلال در تردد شده آمریکاست، نه ایران»؛به آمریکا – «محاصره دریایی شما پاسخ متقابل خواهد داشت و نمیتوانید یکطرفه کنترل تنگه را در دست بگیرید»؛به افکار عمومی جهان – «ایران مایل به بازگشایی بود، اما اقدامات خصمانه آمریکا او را مجبور به واکنش کرد».در نهایت، آنچه در تنگه هرمز در حال رخ دادن است، یک بازی روایتمحور است که در آن هر دو طرف – ایران و آمریکا – سعی میکنند «دست برتر روایی» را به دست آورند. آمریکا محاصره خود را «اقدامی مشروع در برابر ایران» قلمداد میکند، در حالی که ایران تشدید کنترل خود را «واکنشی به بدعهدی آمریکا» معرفی مینماید. اما آنچه از این بازی بیرون میآید، یک واقعیت انکارناپذیر است: تنگه هرمز به صحنهای برای نمایش قدرت و روایتسازی دو طرف تبدیل شده و بهای آن را بازارهای جهانی انرژی و ثبات منطقه خواهند پرداخت که علت آن جنگ تحمیلی علیه ایران بوده است.
15:03 - 29 فروردین 1405