چرا ترامپ از جنگ به نسخه قدیمی تحریم بازگشت؟
کارزار تحریمهای ترامپ علیه کشورمان موضوع جدیدی برای ایرانیان نیست، نسخه قدیمی است که حالا بعد از یک جنگ تحمیلی پرهزینه بازگشت آن بسیار معنادار شده است.
گروه فارسپلاس: تشدید تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران را نمیتوان صرفاً یک اقدام تازه در چارچوب سیاست فشار حداکثری دانست؛ این اقدام را باید در امتداد یک مسیر چندمرحلهای دید که از فشار سیاسی و اقتصادی آغاز شد، به جنگ مستقیم رسید و اکنون، پس از ماهها درگیری، بار دیگر به ابزار تحریم و فشار اقتصادی بازگشته است. گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد دولت ترامپ در مقطع فعلی، دستکم بهطور موقت، در حال انتقال وزن راهبرد خود از حملات نظامی به تحریمهای اقتصادی است. تحریم علیه ایران البته موضوع تازهای نیست. آمریکا طی چند دهه گذشته تقریباً همه ابزارهای اقتصادی خود را علیه جمهوری اسلامی به کار گرفته است؛ از تحریم نفت و بانک مرکزی گرفته تا محدودیتهای مالی و تحریمهای ثانویه. بنابراین آنچه امروز اهمیت دارد، بازگشت تحریمها نیست؛ بلکه بازگشت آمریکا به تحریم پس از تجربه یک جنگ پرهزینه است.
جنگی که قرار بود معادله را تغییر دهدآمریکا و اسرائیل در جنگ اخیر تلاش کردند با استفاده از قدرت نظامی، اهدافی را محقق کنند که واشنگتن طی سالهای گذشته از طریق تحریم، فشار سیاسی و جنگ روانی دنبال کرده بود.با این حال، گذشت چند ماه از جنگ نشان میدهد دستکم در موضوعاتی مانند تعیین تکلیف نهایی پرونده ایران، وادار کردن تهران به پذیرش شروط آمریکا و حل مسئله تنگه هرمز، هنوز یک نتیجه تعیینکننده به دست نیامده است.
حتی گزارشهای تحلیلی غربی از بنبست و جنگ فرسایشی سخن میگویند و تأکید دارند که مناقشه بر سر برنامه هستهای، تنگه هرمز و رفع تحریمها همچنان حل نشده باقی مانده است. از سوی دیگر، گزارشهای آمریکایی و رسانههای بینالمللی درباره کاهش ذخایر برخی تسلیحات و فشارهای سیاسی داخلی بر دولت ترامپ، یکی از عوامل تغییر رویکرد واشنگتن را توضیح میدهند.آسوشیتدپرس نیز صراحتاً از کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا در کنار فشارهای سیاسی داخلی به عنوان یکی از زمینههای تشدید کارزار اقتصادی علیه ایران یاد کرده است. از این منظر، میتوان گفت واشنگتن با یک انتخاب مواجه شده است؛ ادامه جنگ و افزایش هزینههای نظامی، یا استفاده مجدد از ابزارهایی که پیش از جنگ که بارها ان را امتحان کرده بود. انتخاب فعلی ترامپ، دستکم در مقطع کنونی، بیشتر به گزینه دوم شباهت دارد.
هرمز؛ مسئلهای که با جنگ حل نشدنکته جدید اما اضافه شدن جزینه تنگه هرمز روی میز آمریکا در برابر ایران است. واشنگتن امروز درگیر یک معادله جدید است که در پیش از جنگ با آن مواجه نبود؛ چگونه بدون ورود به یک جنگ گستردهتر، تنگه هرمز را باز کند؟ادعای مینروبی اخیر نیز بخشی از همین تلاش برای ساختن یک روایت از «بازگشت کنترل» بر آبراه است؛ در حالی که همزمان گزارشها از ادامه مذاکرات ایران و عمان برای رسیدن به چارچوبی جهت بازگشایی مسیر کشتیرانی حکایت دارد. بنابراین حتی اگر ادعای مینروبی کامل آمریکا را بپذیریم، مسئله اصلی صرفاً وجود یا عدم وجود مین نیست؛ مسئله، ترتیبات سیاسی، امنیتی و نظامی حاکم بر تنگه است؛ موضوعی که هنوز حلوفصل نهایی نشده است.
وقتی فشار اقتصادی جای بمب را میگیرددر چنین شرایطی، تشدید تحریمها را باید نوعی تغییر ابزار برای رسیدن به همان اهداف دانست.آمریکا اکنون تلاش میکند با افزایش فشار بر اقتصاد ایران، هزینه ادامه وضعیت موجود را بالا ببرد و تهران را به سمت میز مذاکره سوق دهد. گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد هدف اعلامشده کارزار اقتصادی جدید، وارد کردن فشار برای تغییر محاسبات ایران و الزام ایران برای بازگشت به میز مذاکره است.
این همان نقطهای است که سیاست آمریکا وارد یک چرخه تکراری میشود.فشار اقتصادی و فشار سیاسی به تهدید نظامی و متعاقب آن جنگ و بعد ناتوانی در رسیدن به نتیجه نهایی و حالا بازگشت به فشار اقتصادی. این چرخه یعنی شکست اهداف جنگ تحمیلی علیه ایران. اگر هدف جنگ، تغییر محاسبات ایران بود، اکنون بازگشت به تحریم نشان میدهد واشنگتن بار دیگر در حال آزمودن همان اهرمهایی است که پیش از جنگ در اختیار داشت.
شکست یک پروژه یا تغییر تاکتیک؟ از منظر راهبردی، تغییر ابزار پس از ماهها جنگ، خود یک نشانه مهم است.واشنگتن برای رسیدن به اهدافش ابتدا فشار اقتصادی را امتحان کرد؛ سپس به فشار نظامی و جنگ مستقیم روی آورد و اکنون دوباره به اقتصاد بازگشته است. همزمان، مسئله هرمز همچنان یکی از محورهای اصلی اختلاف باقی مانده و حتی تلاشهای نظامی برای باز کردن آن نیز نتوانسته مسئله را به یک راهحل سیاسی پایدار تبدیل کند. از این منظر، تحریمهای جدید را باید نه آغاز یک سناریوی تازه، بلکه بازگشت آمریکا به سناریوی قدیمی پس از ناکامی در دستیابی به نتیجه تعیینکننده از مسیر جنگ دانست.
ترامپ اکنون تلاش میکند چیزی را که نتوانسته با قدرت نظامی به دست آورد، با فشار اقتصادی و تهدید به تشدید فشار به دست آورد؛ یعنی کشاندن ایران به میز مذاکره از موضعی که واشنگتن آن را موقعیت برتر میداند و استفاده از مذاکرات برای حل مسئله هرمز و سایر اختلافات.با این حال معنای این بازگشت در شرایط فعلی ناکامی و ناتوانی آمریکا در رسیدن به اهدافش در حوزه نظامی که آمریکا با تبلیغات شدید سیاسی سعی دارد این ناکامی را پنهان کند!
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی با خبر شوید.
20:37 - 5 شهریور 1405