روشنفکرانی که اینترنشنالی شده‌اند

در سال‌های اخیر، بخشی از فضای تحلیلی کشور بیش از آنکه بر مشاهده مستقل واقعیت تکیه کند، در چارچوب روایت‌های از پیش‌ساخته رسانه‌های ضدانقلاب حرکت کرده است. پدیده‌ای که می‌توان آن را «اینترنشنالی شدن روشنفکری» نامید؛ جایی که روایت سیاسی مغرضانه، جای تحلیل مستقل را می‌گیرد.
گروه فارس پلاس: در فضای رسانه‌ای امروز، پدیده‌ای قابل مشاهده است که می‌توان آن را «اینترنشنالی شدن برخی افراد» نامید؛ وضعیتی که در آن برخی در قامت تحلیلگر، فعالان رسانه‌ای و چهره‌های موسوم به روشنفکری، آگاهانه یا ناآگاهانه، چارچوب‌های تحلیلی خود را بر اساس دستورکار و روایت رسانه‌های معاند تنظیم می‌کنند و روی موج ضدانقلاب حرکت می‌کنند.
در این حالت، لزوماً همه مواضع این افراد با رسانه‌های ضدانقلاب یکسان نیست، اما خروجی نهایی آنان در کنار هم تصویری همسو با روایت‌های آن رسانه‌ها می‌سازد.ویژگی اصلی این رویکرد آن است که تحلیل از واقعیت‌های پیچیده جامعه فاصله گرفته و درون یک چارچوب از پیش تعیین‌شده قرار می‌گیرد؛ چارچوبی که در آن ایران همواره در آستانه فروپاشی، جامعه دائماً بحرانی، هویت ملی بی‌اعتبار و هرگونه دستاورد داخلی کم‌اهمیت یا فاقد ارزش معرفی می‌شود.
در حوزه سیاست، این نگاه گاه با بزرگنمایی فشار خارجی و عادی‌سازی تهدید نظامی همراه می‌شود.برخی چنان درباره حمله آمریکا یا مداخله خارجی سخن می‌گویند که گویی این اقدامات نه یک تهدید علیه منافع ملی، بلکه ابزاری برای حل مشکلات کشور هستند.
در این روایت، قدرت‌های خارجی به عنوان عامل توسعه، فناوری و آبادانی تصویر می‌شوند و تجربه‌های تاریخی استعمار و مداخلات خارجی به حاشیه رانده می‌شود.در حوزه اجتماعی نیز تصویری یک‌بعدی از جامعه ایران ارائه می‌شود؛ جامعه‌ای که گویا فاقد ظرفیت اصلاح، امید و پویایی است و در شرایط یاس و ناامیدی مفرط به سر می‌برد.
مشکلات واقعی بزرگنمایی می‌شوند اما نقاط قوت، موفقیت‌ها و ظرفیت‌های ملی دیده نمی‌شوند. نتیجه چنین روایتی، افزایش حس ناامیدی و تضعیف اعتماد عمومی به توانایی‌های ملی است. ادرس غلط به جامعه به جای نقد سازنده و دلسوزانه از جمله ویژگی‌های این نوع له اصطلاح تحلیل است.
این الگو در عرصه فرهنگ و تاریخ نیز دیده می‌شود. برخی روایت‌ها به جای نقد علمی و منصفانه، به تحقیر مستمر تاریخ، فرهنگ و هویت ایرانی می‌رسند. تاریخ به صورت تکه‌ای و نه به هم پیوسته روایت می‌شود و دوران استعماری به عنوان دوران مدرن توصیف و رویاسازی می‌شود که با واقعیت تاریخی فاصله زیادی دارد. در چنین نگاهی، گذشته ایران عمدتاً مجموعه‌ای از شکست‌ها و عقب‌ماندگی‌ها معرفی می‌شود و دستاوردهای تاریخی و تمدنی کشور کم‌اهمیت جلوه داده می‌شود.
حتی در حوزه ورزش نیز می‌توان نمونه‌هایی از این رویکرد را مشاهده کرد. هنگامی که تیم ملی فوتبال، به جای یک نماد ملی، صرفاً «تیم حکومتی» معرفی می‌شود، در واقع تلاش می‌شود پیوند میان یک نماد ملی و بخش بزرگی از جامعه تضعیف شود. این نگاه، ورزش را از یک سرمایه مشترک ملی به عرصه‌ای برای منازعات سیاسی تبدیل می‌کند.
نکته مهم آن است که «اینترنشنالی شدن» لزوماً به معنای عضویت در یک جریان سازمان‌یافته نیست. بسیاری از افراد ممکن است تنها در حوزه تخصصی خود مانند جامعه‌شناس، مجرب و گزارشگر فوتبال، استاد دانشگاه و ... بخشی از همان روایت را بازتولید کنند؛ یک مجری ورزشی در زمین فوتبال، یک جامعه‌شناس در تحلیل جامعه، یک فعال سیاسی در تفسیر رخدادهای روز یا یک روایتگر تاریخ در بازخوانی گذشته. اما حاصل جمع این روایت‌های پراکنده، پازلی را شکل می‌دهد که با تصویر مطلوب رسانه‌های معاند همخوانی دارد و روی موج آنان حرکت می‌کند.
از این رو، مسئله اصلی نه اختلاف نظر سیاسی، بلکه ضرورت حفظ استقلال فکری و تحلیلی است.تحلیلگر مستقل کسی است که نه در دام تبلیغات رسمی گرفتار شود و نه چارچوب فکری خود را از رسانه‌های خارجی و جریان‌های سیاسی برون‌مرزی وام بگیرد. جامعه برای فهم واقعیت، بیش از هر چیز به تحلیل‌های متوازن، واقع اندیشانه، مبتنی بر منافع ملی و دور از افراط و تفریط نیاز دارد؛ تحلیل‌هایی که بتوانند هم نقاط ضعف را ببینند و هم ظرفیت‌ها و نقاط قوت را نادیده نگیرند و دلسوزانه جهت ارتقای ملی و آینده کشور مسائل توضیح و تفسیر کند.
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از به‌روزترین تحلیل‌ها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید.
08:53 - 5 تیر 1405
فارس پلاس

2 بازنشر5 واکنش
24٫7k بازدید



8 پاسخ

@user17091016022895936631 ساعت پیش
9**9519

@user1709101600783031430  •  1 خرداد 1405

در پاسخ به
معماری تحسین‌برانگیزیه. بدون فشار بر پایه پولی جهش فکری خوبیه.برخلاف بسیاری از طرح‌ها، فروشندگان سنتی طلا را در قلب فرآیند قرار می‌ده، نه حذف.اما موانع جدی: مافیای پلتفرم‌های آنلاین طلا و مافیای پنهان در بانک مرکزیه.طریال باید به مطالبه عمومی تبدیل بشه؛ فقط فشار افکار عمومی می‌تونه کارساز باشه.

تصویر نمایه‌ی ‌علی پورسینا‌
@Poorsina1 ساعت پیش
در پاسخ به
روشنفکر و تکنوکرات ، ابزار تخدیرن . کار دیگه ای که مرتکب میشن ، انجام کارهای کثیفی که دولتهای نمیتونن انجامش رو گردن بگیرناین قشر که هیچ مسئولیت رسمی ای رو در دولتها ندارن ، حرف روتوی رسانه مطرح میکنن تا دولتها بعد از ارتکاب گردن این فرانچسکو های باصطلاح روشنفکر و تکنوکرات بندازه و رفع مسئولیت کنه

@user17091011936693330231 ساعت پیش
در پاسخ به
خب الان ما قدرت اول منطقه هستیم،قطب گردشگری هستیم،تمام مردمان شاغل و وضعیت عالی،تورم چی هست؟ همه دین پرست و عاشق ج ا !؟ خودروها همه به روز با بهترین تکنولوژی مثل امریکا و‌اروپا بدبخت اول پول نمی دهند بعد قرعه کشی،سال بعد اگر لطف کنند می گویند این مدل را نداریم انرا باید برداری و اقازاده ها مسولین...

تصویر نمایه‌ی ‌Iranian Researcher‌
@IranianResearcher1 ساعت پیش
در پاسخ به
بخشی از تحلیلگران حامی حکومت هم بعلت این که بشدت تحت تاثیر اخبار رسانه های خارجی بودند در طی دو جنگ اخیر، گاهی تحلیلشان از شرایط با تحلیلگر اسرائیل هیوم و اکسیوس یکی می شد.

@user175252393251 ساعت پیش
در پاسخ به
خروجی همه روایت ها دانسته یا نادانسته یکی است و آن تکمیل روایت دشمن از" ایران ضعیف شده و درآستانه فروپاشی " است. این روایت دروغین دشمن بنیان محاسباتی جنگ تحمیلی سوم بود. بنیانی که جریان شبه روشنفکری در داخل در ایجاد ، تثبیت و گسترش آن در بخشی از جامعه و دستگاه محاسباتی دشمن نقش فعالی داشت.

@user1779430754748 دقیقه پیش
در پاسخ به
خب علتش دقیقا به خود شماها برمیگرده که جنگ روایت رو به رسانه های دشمن باختین شماها باید نماد درستکاری و امانتداری باشید تا اعتماد مردم جلب بشه وگرنه رسانه اون وری الان یه خبر میزنه شما یه هفته تکذیبش میکنید بعد میگید درسته خب طبیعیه مردم به رسالنه اون ور اعتماد میکنن

@Kaveh_Jafari38 دقیقه پیش
در پاسخ به
این متن از جنس «مقاله‌ی اقناعی» است، نه گزارش بی‌طرف یا پژوهش.1. مفهوم «اینترنشنالی شدن روشنفکری» تعریف دقیق و معیار مشخصی ندارد و مبهم باقی مانده است.2. متن شباهت در نتیجه‌گیری را با وابستگی یا تأثیرپذیری فکری یکی فرض می‌کند، بدون اینکه رابطه را نشان دهد....

@Kaveh_Jafari38 دقیقه پیش
در پاسخ به
...3. از دوگانه‌سازی استفاده می‌کند و طیف متنوع دیدگاه‌های انتقادی را به «مستقل» و «همسو با رسانه‌های معاند» تقلیل می‌دهد.4. ادعاهای مهمی مطرح می‌کند اما مثال، داده یا شواهد مشخص برای پشتیبانی ارائه نمی‌دهد.5. زبان متن بار ارزشی و قضاوت‌گرانه دارد و همین از بی‌طرفی و قدرت تحلیلی آن کم می‌کند.