سایه خطای راهبردی آمریکا علیه ایران در سفر ترامپ به چین
سفر دونالد ترامپ به پکن، برخلاف ظاهر دیپلماتیک خود، آیینه تمامنمای واقعیتی تلخ برای واشنگتن است؛ پایان دوران هژمونی بیرقابت آمریکا. جنگی که علیه ایران کلید خورد، نه تنها اهداف نظامی خود را محقق نکرد، بلکه نقاط ضعف استراتژیک آمریکا را برملا ساخت.
گروه فارس پلاس: سفر دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا به چین دارای ابعاد مختلفی است. اگرچه موضوع ایران و تنگه هرمز در این حیطه پررنگ است اما معادلات بین المللی که پس از جنگ تحمیلی ۴۰ روزه ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران رقم در این سفر تأثیر ویژهای خواهد گذاشت. ترامپ از سالهای پیش در دور اول ریاست جمهوری خود منازعه ابرقدرتی با چین را مطرح کرد تا به امروز نقش اژدهای زرد در فضای بینالمللی را بارها مورد تاکید قرار داده است اما حالا کارشناسان جهانی از یک آمریکای افول کرده صحبت میکنند که دیگر هژمونی برتر را ندارد و قرار است رییسجمهور آمریکا در این برهه حساس به پکن سفر کند. این شرایط ویژهای را در حوزه بین المللی ایجاد کرده است. آمریکا دیگر آن قدرتی نیست که وانمود میکرد و این باب طبع چین است که همواره با هوشیاری و احتیاط رفتار میکند.البته موضوع ایران را نباید میان این دو کشور نادیده گرفت؛ چراکه باعث تنشهای هر چند به ظاهر کم اما تأثیر گذار شده است. نادیده گرفتن تحریمهای و محدودیتهای نفتی واشنگتن علیه ایران توسط پکن و تحریم ۱۰ شرکت و فرد چینی توسط آمریکا با بهانه همکاری با ایران در این حیطه قابل توجه است.پیشتر چین و آمریکا بر سر تعرفه گذاری قلدرانه آمریکا با هم گلاویز شده بودند که در این حوزه نیز ترامپ سعی کرد در بخشی کوتاه آمده و چین نیز راه دور زدن این تعرفهها به خوبی بلد است.
صادرات چین به ایالات متحده با وجود تعرفههای گمرکی آمریکا، در ماه آوریل گذشته 11.3 درصد افزایش یافت، که نشان دهنده تداوم فعالیت تجاری چین با وجود تنشهای تجاری و جنگ علیه ایران است.ترامپ پنجشنبه با رئیس جمهور چین دیدار می کند و انتظار میرود ترامپ و شی در یک نشست دو روزه که از پنجشنبه آغاز میشود، درباره جنگ ایران، تجارت، تایوان و سایر نکات مورد اختلاف بحث کنند.نگرانی بر سر تایوان بسیار گسترش یافته است. تنها در یک فقره نیویورکتایمز گزارش داد که جنگ با ایران، ایالات متحده را به عنوان یک قدرت از نظر نظامی تحلیل رفته نشان داد که احتمالا کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا میتواند توانایی آن را برای بازدارندگی چین در هرگونه رویارویی احتمالی بر سر تایوان تضعیف کند.
اگرچه بسیاری سناریو نظامی چین علیه تایوان را مطرح میکنند اما به نظر میرسد به دلیل موارد اقتصادی و سیاسی این کشور گزینه هوشمندی را در تایوان دنبال میکند. موضوع دو حزب غربگرا و چین گرا که یکی در قدرت و دیگری به عنوان اپوزیسیون فعالیت میکند که با چین رابطه دوستانه ای دارد. درواقع چینیها به جای حمله به تایوان، آنها را در آغوش گرفته و یک پیکره بودن چین همراه با تایوان را تکرار میکنند. حالا نظرسنجیها نشان میدهد که اگر در همین ایام انتخابات برگزار شود، این حزب چینگرا است که با فاصلهای جدی (حدود هفتاد درصد) رای خواهد آورد. بنابراین چین با هوشیاری سیاسی سعی دارد تایوان را با خود همراه کند، هرچند این ناقض تخلیه قدرت نظامی آمریکا نیست و دست برتری که این کشور داشته حالا کوتاه شده و قطعا این موضوع میتواند در معادلات سیاسی تایوان نیز تأثیر بگذارد. غربگرایی در جهان با توجه به جنگ علیه ایران تا حدودی افول کرده که ممکن است این شامل سیاست داخلی تایوان نیز شود.
از نظر کارشناسان چینی، فشاری که آمریکا میخواست با تایوان به این کشور وارد کند، تا حد قابل توجهی تمام شده و چین توانسته با استفاده از ظرفیت جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، از این مرحله فشار ژئوپولتیک عبور کند. بنابراین شرایط بهتری را چین در قبال تایوان چه از لحاظ سیاسی اقتصادی و چه در برابر حمایتهای نظامی از آمریکا تجربه میکند که قطعا انتخاب هوشمندانهای است. با این حال با توجه به کاسته شدن قدرت نظامی آمریکا در شرق آسیا هم یک نقطه انفجاری فعال مانده است و ممکن است که این آتش با مداخلات آمریکا گر بگیرد منتها رفتار چین تا به اینجا معتدل و هوشمندانه است. پکن این تحولات را با دقت رصد میکرد. کارشناسان معتقدند چین در حال استخراج اطلاعات ارزشمندی درباره نقاط ضعف نظامی واشنگتن است، بهویژه در زمینه سرعت مصرف تسلیحات و مهمات آمریکایی.
البته شرایط خاص بعد از جنگ تحمیلی علیه ایران در حوزه روی آوری همپیمانان عربی واشنگتن به سمت پکن نیز در این جنگ برای چین وضعیت بهتری ایجاد کرده است. چین به جای مجادله سعی کرد خاورمیانه را با رویکرد همگرایی پیش ببرد. میانجیگری میان عربستان و ایران و حالا حمایت از پاکستان برای میانجیگری در جنگ تحمیلی علیه ایران به چشم میخورد.
به گفته تحلیلگران، مقامات چینی این جنگ را شاهدی بر شکنندگی زنجیرههای تأمین نظامی آمریکا و وابستگی بیش از حد این کشور به حمایت متحدان منطقهای در آسیا میدانند. بنابراین نزدیکی چین به کشورهای عربی قطعا از قدرت نظامی آمریکا خواهد کاست. نمونه مطرح آن عدم اجازه عربستان نسبت به استفاده از آسمان خود علیه ایران بود که آمریکا را از اجرای عملیات تنگه هرمز تا حدود زیادی بازداشت.بنابراین جنگ علیه ایران، آمریکا را از چند جهت در برابر چین منفعل و آسیب پذیر کرد و با وجود رفتار منطقی پکن در برابر تایوان آمریکا از گشوده شدن بحرانی در شرق آسیا به شدت بیم دارد و سایه ترس واشنگتن بر سفر ترامپ به پکن به خوبی دیده میشود.بر همین اساس بازارهای جهانی نگاه خاصی به تحولات تایوان دارند و در این حیطه بازارها، متحدان منطقهای و افکار عمومی جهانی با دقت بیشتری تحولات شرق آسیا را دنبال کنند.
سفر ترامپ به پکن در شرایطی رقم میخورد که نظم بینالمللی دستخوش دگرگونیهای بیسابقهای شده است. آنچه در نگاه اول یک دیدار دیپلماتیک معمولی به نظر میرسد، در واقع بازتابی از واقعیتی بزرگتر است؛ افول نسبی هژمونی آمریکا و ظهور نظمی چندقطبی که چین در آن نقشی فزاینده ایفا میکند.جنگ علیه ایران، برخلاف اهداف اعلامشدهاش، نه تنها نتوانست موازنه قدرت را به نفع واشنگتن تغییر دهد، بلکه با افشای آسیبپذیریهای نظامی و لجستیکی آمریکا، عملاً برگ برندهای را در اختیار پکن قرار داد.چین با هوشمندی تمام از این فرصت بهره برد. از بیاثرسازی تحریمهای آمریکا علیه ایران گرفته تا پیشبرد سیاست «آغوش گرم» در قبال تایوان و همگرایی با کشورهای عربی. رفتار معتدل و هوشمندانه پکن، در کنار اشتباهات راهبردی واشنگتن، زمینهساز تغییر معادلات منطقهای و جهانی شده است. ترامپ حالا به عنوان رئیسجمهور کشوری به پکن سفر میکند که دیگر آن قدرت بیچالش گذشته نیست و چین به خوبی از این ضعف آگاه است. سایه این واقعیت بر تمام مذاکرات دو روز پنجشنبه و جمعه آینده سنگینی خواهد کرد.
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید. 07:27 - 20 اردیبهشت 1405