نقد فیلم «تابستان داغ»تابستان داغ از ابراهیم ایرجزاد را اگرچه دیر امّا بموقع دیدم. فیلمی که خواستگاهِ هرمونوتیکِ مؤلف را میسازد و بیان میکند مرعوبِ تکنیکِ دیگری شدن چه پیامدهایی دارد. این کارگردان که پیش از این چند فیلم کوتاه ساخته و «تابستان داغ» به عنوان اولین فیلمِ بلند و جدّیِ او محسوب میشود، از نظرِ فنّی جایگاهِ ویژهای در سینمای ایران برای خود باز کرده. سینمایی که موقعیت میسازد، لوکیشن تعریف میکند و گزارههایی تازهای از بدنهی اجتماعیِ قصّه برای سینما تولید کرده. از همان ابتدا که ایزدیاز در حالِ درست کردن شربتِ آبلیمو است کارگردان تفاوتِ نگاهاش را به تعلیقِ اجتماعی در موقعیتی که بارها از سوی فیلمسازانِ دیگر ایراد شده نشان میدهد با این تفاوت که اینبار قرار نیست حرفِ راست را از بچه بشنویم و باید منتظر دروغی باشیم که حاصلِ یک ترسِ روانی است. صابر اَبَر، علی مصفا، مینا ساداتی و پریناز ایزدیار سلبریتیهایی هستند که سوژه را خوب شناختهاند امّا پایاناش را به همان خوبی نساختهاند و این خیلی قابلِ پیشبینی است که علی مصفا آن دستنوشته را که مدرک حساب میشود از مینا ساداتی پنهان و امحاء کند. از نظرِ قانونی ما با یک تالیفاسدِ اخلاقی روبروایم و آن هم این است که جُرم در بخشِ عمومیاش در نظر گرفته نشده و صرفاً از سوی طرفین دعوی مرتفع شده. باید به این نکته نیز توجّه شود و چُنین دستوری را وظیفهی همهی اهالی رسانه و کسانی چون من میدانم که باید از اوامر رهبرِ انقلاب پیروی کنیم و نقاطِ ضعفِ موجود را نشر ندهیم.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم#تابستان_داغ#ابراهیم_ایرج_زاد#پریناز_ایزدیار#علی_مصفا#صابر_ابر#مینا_ساداتی#سینما#هنر#فرهنگ🎩@alirafieivardanjani
۳۸ MB
بازیگر
این نظریه را از من قبول کنید که بازیگر تأثیرگذارترین فرد بر جهان است چرا که باور دارم همانطور که فلاسفه این روزها بجای فعل و انفعال از تماشاگری و بازیگری صحبت میکنند، من به عنوان یک منتقد تا هنگامی که در حالِ تماشای بازیِ بازیگران هستم منفعل خواهم بود و از نقشآفرینی بازیگر در فُرمی که برای او تعریف شده تجربه کسب خواهم کرد؛ این درحالی است که هنگامی هم که عملیاتی میشوم و نقدی به اثر وارد میکنم از تجربهای که بواسطهی تماشای هنرِ بازیگر بر من وارد شده حرف خواهم زد. در این تجربه مؤلف به عنوان بازیگردان نقشِ نادیدهای خواهد داشت که در موردِ آن مخصوصاً بعدها بیشتر صحبت میکنم. پس من به عنوان منتقد اوّل تماشاگر هستم و بعد یک نیروی عملیاتی. بطور کُلّی بازیهای «تابستان داغ» از تجربهای عملیاتی نشأت میگیرند که ایرجزاد به عنوان یک فیلم اوّلی مرعوبِ آن تجربهها شده است. یعنی به علی مصفا، صابر ابر و دیگران نتوانسته بگوید چرا و فقط پیشنهاد داده. از سوی دیگر گویی میان ساداتی و ایزدیار رقابتِ کی بهتر گریه میکند، برقرار شده. ساداتی میان آن همه اشک و آه انقدر بد کنترل شده بود و بازی کرده بود که گویی اشکالی در دروغگویی دختر ایزدیار نمیبیند. میرسیم به ترکیبِ ایزدیار و ابر که بنظرم اصلاً زوجِ خوبی برای در کنارِ هم بودن نیستند همانطور که باور دارم بهترین پارتنرِ ایزدیار، هوتن شکیبا است که تا به اینجا در «ملاقات خصوصی» امید شمس، دیدهایم. کارگردان بر روی دیگر عاملهای تأثیرگذار بر یک اثرِ سینمایی چیره شده امّا برای بازیها کاری نکرده.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani
خشونت
سینمای اجتماعی در ایران مانع ورود به مباحثِ دراماتیک دیگر میشود. قبل از این باورِ خود باید چُنین بگویم که از نظرِ تکنیکی ژانری به عنوانِ سینمای اجتماعی وجود ندارد بلکه اجتماع باید در دلِ همهی ژانرها باشد و این برتریِ سوژه است که انتخاب شده تا جایگاهِ اجتماع را تغییر دهد. در «تابستان داغ» خشونت حاصلِ ترس و دروغ است. ترسی که نه بواسطهی هیجانِ از دست دادن بلکه به واسطهی عدمِ آگاهی داشتن بر موضوع بوجود آمده. به این سکانس توجه کنید: دخترِ ایزدیار از زنِ همسایه ترس دارد، او هنگامی که برای غذا دادن و نگاهداری از او درب را میزند، دختر درب را بروی او باز نمیکند، از ترسْ بشقابی که در آن سوپ ریخته از دستش میافتد و میشکند و... سپس ساداتی میآید و خود را معرفی میکند و دختر ایزدیار درب را برای او باز میکند. ما این اطاعت را نه از روی حرف شنوی نسبت به گفتهی مادر که درب را بر روی دیگران باز نکن بلکه از روی ترسِ حاصل از عدمِ آگاهی میبینیم. مادری که بجای آگاه کردن فرزندِ خود او را از تنهایی و درب را به روی دیگران باز کردن، میترساند خود مادری ترسو است که دیگران را هم بیجهت میترساند. سپس دوباره ترس از عدمِ آگاهی به موضوع است که دخترِ ایزدیار نمیگوید چه بر سرِ پسرِ ساداتی آمده. ایرجزاد به خوبی این ترسها را نمایش داده و اکنون سریال «گل سنگ» باعث شد با خود فکر کنم کارگردانی که چُنین استعدادی از خود نشان میدهد از کجا شروع کرده؟✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani