ازدواجِ سفید در سینما و سریالهای ایرانی و نادیده گرفتنِ سنتِ پیامبر
به بهانهی قسمت 15 «بیعاطفه» را فقط در فارس تعاملی بخوانید.«بیعاطفه» کمال تبریزی از فرهنگِ غربزدهای نشأت میگیرد که خواستِ بیریشهای دارد. «بدنام» احسان سجادی حسینی، عشق را به مسلخِ جنونِ غربزدگی کشانده و تعریفِ غلطی از احساسات به مخاطب تزریق میکند. «تهران کنارت» علی بهراد، عملاً فرهنگِ ایرانی را واپسگرا و اُمُل نشان میدهد. چه خبر است در حوزهی نمایشِ این مملکت. این سنت پیامبر استْ که خانم و آقا تنها با ازدواج به همزیستی در کنارِ یکدیگر بپردازند. بیعاطفه در سکانسهای پایانیِ قسمتِ 15 خود عملاً این سنت را مالِ عهدِ عتیق عنوان میکند و گرایشِ خانم و آقا در جوامعی مانند ایران به ازدواجِ سفید را به رسمیّت میشناسد. در «بدنام» هم ستایش رجایینیا، یلدا، شکلی از همآغوشی با اسماعیل، سینا مهراد را اجرا میکند که به مراتب از نمایش دادن همآغوشی در یک اثرِ نمایشی خطرناکتر است. این نکتهی مهم را باید گوشزد کنم که نمایشی از همآغوشی که تصور و تصویرِ آن را به صورتِ ذهنی به عُهدهی بیننده قرار دهیم به مراتب از به اشتراک گذاشتنِ تصویرِ عینیِ آن مضّرتر است. ما که فرهنگی را که برایش انقلاب کرده بودیم با این نمایشِ خانگیِ کثیف، دادهایم رفته و متعجبم از آنها که میگویند بدیم بره چون دیگر چیزی نمانده برای از دست دادن.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_سریال#نقد_فیلم#vod#شبکه_نمایش_خانگی#سینما#هنر#فرهنگ#بدیم_بره#انقلاب#اسلام#دین#ازدواج_سفید#امل#خطرناک#فارس#فارس_تعاملی#خبرگزاری_فارس🎩@alirafieivardanjani
۴۲ MB
تکنیکِ این بیبندو باری
عملاً باید به آقای تبریزی گُفت برایت متأسفم رئیس. «بیعاطفه» گَنگِ بالایی دارد و بازیگرانِ گردن کُلُفتی دورِ هم جمع کرده امّا به این نکته دقت کنید که داستان بر اساسِ یک سوژهی کلیشهای و بچهگانه شکل گرفته. کامران، رضا کیانیان، که عاشق مریم بوده یعنی دستخط او را نمیشناخته و انقدر عُقدهای است که همچنان میخواهد از پدرِ علی انتقام بگیرد. این چه عشقی است که میانِ علی و عاطفه وجود دارد. بیشتر بنظر میرسد فیلم برای سوپاپِ اطمینان گذاشتن پدرِ علی را سیبل کرده که بگوید مثلاً علی دارد برای پدرش ایثار میکند. واقعیت آن است که علیِ بوکسُرِ عاشق خیلی شنگول است که بر اساسِ یک دست نوشته که هنوز اصالتِ آن تأیید نشده میخواهد مثلاً آبروی پدرش را حفظ کند و پا رویِ احساساش میگذارد. «بدنام» سجادی حسینی هم اگر این زرق و برقها را ازش بگیریم و از گَنگَش کم کنیم هیچی برای گُفتن ندارد. داستان از همان ابتدا ما را با نوکیسههایی روبرو کرد که از نظرِ فرهنگی طرفِ غرب غَش میکنند. دقت کنید اگر از محتوای فیلم خودکشی، همآغوشیِ ذهنی، ارتباطاتِ مرموز، ثروت و دورزدنِ قانون را بگیریم از نظرِ فنّی اثر چه حرفی برای گُفتن دارد. ریتمِ فیلم بر موسیقی ننشسته و در بسیاری از سکانسها موسیقی چیزِ دیگری میگوید و قصّه در حالِ تعریف کردن یک چیز دیگر است. نورپردازیای که بیشتر به دردِ ثروتمندان میخورد تا عُشاق و بازیهایی که اگر منیت را از بازیگرانشان بگیری هیچ جذابیتی برایمان ندارد. حالا آقای فرحبخش از مُعتمدینی بگوید که به این آثارِ احماقه مجوز میدهند.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani