حریم خصوصی چگونه توسط هوشِ مصنوعی از بین می‌ورد؟

تأملی بر فیلم «بخشش»بخشش، MERCY، به کارگردانی تیمور بِکمامبِتوف فیلمِ آینده‌ای تلخ از انسان و انسانیت است. اگرچه در این اثر سینما به شکلِ مُبرهَن ایراد نمی‌شود و آنچه را که می‌بینیم حاصِل داده‌های یک هوش دارای منطقِ مصنوعی است، امّا این اخطار را باید جدّی گرفت که وقتی یک اَلگوریتمِ کامپیوتری اختیارِ این را پیدا می‌کند که انسانی را مجازات کند، دیگر نمی‌توان به حقیقتِ هیچ‌کس و هیچ‌چیزی باور داشت چرا که می‌تواند به دستِ هوشِ مصنوعی ساخته شده باشد. وجودِ این نکته را نباید فراموش کرد که در دعاویِ حقوقی و کیفری این مهم توسط قاضی‌ها در نظر گرفته می‌شود که انسانْ جایز الخطا است؛ این جمله بمعنیِ اجازه داشتن انسان به خطا کردن و دوباره انجام دادنِ آن نیست بلکه باید باور داشت که شواهد و مدارکی را در دست داشتن نمی‌تواند پیش‌فرضِ مناسبی برای قضاوت کردنِ دیگری باشد. هوشِ مصنوعی متأسفانه حریمِ خصوصی را از افراد می‌گیرد و بعد قضاوت می‌کند. همه‌ی حرفِ فیلم می‌تواند این باشد که یک حُکمِ مصنوعی، مجازاتِ مصنوعی هم در پی خواهد داشت. این مصنوعیت به خود اجازه می‌دهد فیلم‌های دورانِ عروسی تا وقتی که کودکی دارد هواپیمایش را به پرواز در می‌آورد، به عنوان مدرک به متهم نمایش داده شود. اولاً که باید پُرسید چه کسی به هوشِ مصنوعی این اجازه را داده و دوّم اینکه باید پُرسید مصرفِ مشروباتِ الکلی و استیصالِ انسان چرا باید به یک نیروی پُلیس اجازه دهد تا سرِ او را با باتوم مورد ضربه قرار دهد.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم #MERCY #بخشش #کریس_پرت #ربکا_فرگوسن #هوش_مصنوعی #سینما #هنر #فرهنگ #تحلیل_و_نظر🎩 ‎@alirafieivardanjani
۳۷ MB

وقتی همه‌چیز مصنوعی شده

ربکا فرگوسن، در نقشِ قاضیِ هوش مصنوعی، و کریس پرت، در نقشِ یک کارآگاهِ پُلیس که خودش چند نفری را روبروی قضاوتِ هوشِ مصنوعی قرار داده و حالا خودش هست که قضاوت می‌شود، دو عنصرِ منفعل در این فیلم هستند که فقط نقشِ یک مانکن را بازی می‌کنند. مؤلفِ روسیِ فیلم که اصالتاً قزاق است آی‌مکس را با زوم‌های متعدد و از POV یک دوربین ضدِّ سرقت نشان داده، از بازیگر بیشتر به عنوانِ یک مدل استفاده کرده و فیلمنامه‌اش به دردِ خبرهای زردِ رسانه‌ای می‌خورد. فیلم همه‌چیزش مصنوعی است. ما اصالتِ هنری در فیلمی که قرار باشد، قاضی‌اش را هوشِ مصنوعی بدانیم و متهم‌اش را یک الکلْ مصرف‌ کرده‌ی توسری خورده که خاطراتی هم فراموش کرده، را نمی‌یابیم چرا که بازیگر و کارگردان در این فیلم نقشِ مهمی ایفا نمی‌کنند و اکثرِ الگوریتم‌ها بر اساسِ یک داده‌ی رایانه‌ای هستند. از «دوازده مرد خشمگین»سیدنی لومت، «شاهدی برای محاکمه» بیلی وایلدر تا همین «هیس! دخترها فریاد نمی‌کشند» پوران درخشنده، نمونه‌ای از انسان در برابر انسان قرار می‌گیرد که در آن داستانِ خیر و شرّ به معنای کُهن الگو مصرف شده‌اند. کهن الگویِ «بخشش» در آینده اتفاق خواهد اُفتاد و این اصلاً قابل باور نیست که ما انسان را روزی کنار بگذاریم و توسط هوشی که مصنوعی است و دست‌ساخته‌ی خودش بوده قضاوتش کنیم.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani

دنیای داده‌هایی که تاریخ مصرف ندارند

از سوی دیگر هویتِ پویاییِ انسان توسط قضاوتی که هوشِ مصنوعی انجام می‌دهد از بین خواهد رفت. انسان در هر زمان و هر روز پس از یک روزی دیگر تفکرش تازه خواهد شد و ممکن است نظرش امروز راجع به موضوعی با فردا متفاوت باشد. هوشِ مصنوعی اختیار را از انسان می‌گیرد و بعد او را قضاوت می‌کند و مثلا 90 دقیقه به او فرصت می‌دهد تا مدرکی دالِ بر بی‌گناهی خود ارائه کند. به باورِ من جهانی که رویِ پاشنه‌ی هوشِ مصنوعی بچرخد جهانِ خطرناکی است که فیلم سعی کرده این خطرناک بودن را ناخواسته به انسان تذکر دهد. این را قبلاً هم در جاهای مختلف گفته‌ام که جهانی که با یک کلیک بتواند داستانی خلق کند با یک کلیک هم از بین خواهد رفت. ما این کلیک‌ها را در چارچوبِ فضایِ مجازی و الگوریتم‌هایی که انسان را به جهانی فرای خیال، توهم، می‌کشانند تحمّل کرده‌ایم چرا که به نوعی بخشی از روزمرگی انسان شده‌اند امّا هشدار می‌دهم که اجازه ندهید هوشِ مصنوعی تبدیل به روزمره‌ی انسان شود چرا که به مرور قدرتِ بیشتری از انسان کسب خواهد کرد تا جایی که یک روز از خواب بیدار می‌شوی و می‌بینی پادشاهِ مملکتی شده. فیلم مالِ پرده‌ی سینما نیست چرا که عُمقِ میدان‌اش از لنزِ دوربین‌های نظارتی حاصل شده. فیلم را به عنوان یک مستندِ هشدار دهنده از وضعیت آینده‌ی بشر که از یک رسانه در حالِ پخش است،ببینید.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani
19:01 - 8 خرداد 1405
هنر
سینما
آذربایجان شرقی