نقد فیلم «قرمز یواش»قرمز یواش با کارگردانیِ علی جبارزاده مصداقِ واضحِ ماهی گرفتن در سینمایِ گِلآلودِ بدنهی ایران است. در حالی که سینما باید حالِ مردم را خوب کند و به عنوان سنگرِ مقاومتِ فرهنگیِ در هر ساختاری شناخته میشود، متأسفانه چُنین فیلمهایی آبروی نظام را میبرند و باقی ماندهی فرهنگِ آن را تضعیف میکنند. به اُپِنینگِ فیلم بسیار دقت کنید: سیاوش چراغیپور، گویی بازیگرانِ ارزندهی ما در حالِ نزولِ ارزشی هستند و تن به هر نقشی میدهند، که زنانه در دکوپاژ کارگردان پوشیده و بطورِ مُنحصربهفردی از کاراکترِ او یک استارتِ اِروتیک تعریف میکند؛ اینسرت از پاهای زنانه با لاکِ قرمزی که همراه با یک رقصِ ظریف است و اندامهای جنسیاش را نمایان کرده در حالی که او برای لهاندنِ موادِّ غذایی در یک تشت گام بر میدارد. مسئله یک فکتِ فرهنگی است که ساختارِ شرعی و نمایشی یک مملکت را نشانه رفته. در «کج پیله» هاتف علیمردانی، شاکردوست به عنوانِ یک بازیگر بسیار حرفهای و خوب ظاهر شد امّا سؤالِ اصلی این است که: آیا بخاطرِ تواناش مورد تشویق قرار میگیرد یا اینکه نقشِ یک مرد را زنی بازی کرده؟ در «قرمز یواش» هم مسئله همین است. از چراغیپور گرفته تا روشنک گرامی و سمیرا حسنپور، بازیگران در حالتِ جنسیِ متعادلِ خودشان نیستند و مشخصاً چراغیپور تکهی نچسبی بر سینمای بدنهی اِروتیکِ ایران شده. سینمایی که چهره میسازد برای آن که بعدها از همان چهره استفادهی ابزاری بعمل آورد و اسماش را بگذارد، سینمای عامهپسند. بخشِ مهمِ اقتصادیِ سینما، حضورِ چهره در یک اثر است و هنگامی که تجمیعِ آنها را در یک فیلم داریم باید شک کنیم که مسئلهی فیلمساز تأثیرِ بر فرهنگ بوده یا بر حسابِ بانکی.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی
۲۸ MB
دیگه یواشتر از این نمیشه
هرکسی که پُشتِ دوربین رفت فیلمساز نیست و اینروزها بسیاری از پنهان شدهها پُشتِ دوربین محتواهایی تولید میکنند که صرفاً ارزشِ انتشاری دارند نه هنری و فُرمیک. سینمای ایران که استارتِ بیبند و باریاش را از «قیف» محسن امیریوسفی، زد نشان داد که حاضر است برای کسبِ منفعتِ مالیِ بیشتر، که هیچ ربطی هم به فرهنگ و مردُم پیدا نمیکند، شلوارش را هم پایین بکشد اکنون در «قرمز یواش» ثابت میکند با حذفِ ضروریاتِ ساختِ یک اثرِ سینمایی چگونه میشود با کمترین هزینه بیشترین سود را به جیب زد. هزار بار دیدنِ «مهمانِ مامان» مهرجویی به یک تارِ مویِ این سینمای تماماً اروتیکِ اینروزهای بدنهی ایران میارزد. ما «اجاره نشینها» مهرجویی، را به مُشتی فیلمِ واپسگرا که دغدغهاش جنسیت و نمایشِ اندامهای تحریک کننده است، باختیم. باید جلوی سینمایی که قرار است حالِ مردُم را در شرایطی خوب کند که شناختِ دوست و دشمن بسیار سخت شده امّا همچنان وسط بازی میکند، ایستاد. سینمایی که با شیبِ ملایم ایرانیها را تیغزن، یاغی و جاعل خطاب میکند، اشاره به خواهرِ رضا، محیا دهقانی، در فیلم، و ماستمالی کردن در اختتامیهاش هم بدردِ خودش میخورد. ما در تاریخ سینما هم «بعضیها داغاش را دوست دارند» وایلدر، را داریم که جک لمون، بر اساسِ موقعیتِ درام، زنانه میپوشد، دقت کنید گفتم: بر اساسِ موقعیت درام. درام در چُنین فیلمهایی که از هاشمپور هم استفادهی ابزاری میکند، شکل نگرفته و ممکن است هرگز شکل نگیرد. سینمایی که مسخره بازیهای عطاران در «هزارپا» داوودی، را تأیید میکند کم کم رزمندههای جنگِ ایران و آمریکا را هم مسخره خواهد کرد.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani
کمدی در سینمای ایران چگونه هزل میشود؟
جذابترین بخشِ هنر، تولید فُکاهی، هجو و حشو است. هرگاه این صنایعِ ادبی مفهومی خارج از نسبتِ یک ساختارِ دراماتیک تولید کنند، هزل ایجاد میگردد. در «قرمز یواش» هزل نه تنها در بی مفهومیِ یک الگوریتمِ مُبتنی بر کاراکترهای ناشناخته ایجاد میشود بلکه در همان استارتاش هزلی بیمعنی تولید کرده. بازیگری که زنانه پوشیده و فقط یک پوششِ زنانه دارد و اطوارهایاش هم زنانه نیست، چراغیپور، در بیمعناییِ زنانه، مادری را موردِ تمسخر قرار میدهد که عاملِ به بیراهه رفتنِ فرزندانش شده. این تمسخر جایگاهِ شامخ مادر را تنها نشانه نرفته بلکه جایگاه یک بازیگر را از نظرِ فیزیکی و تئوری تنزل میبخشد. زنانه پوشیدن اکبر عبدی در «آدم برفی» میرباقری، کجا و این کجا. بازیگر هرگاه از یک سطحی در تکنیک و روان صعود کرد آنگاه میتواند جنسِ مخالفِ خوب باشد، حتی شاکر دوست در «کج پیله» علیمردانی، یک سطحِ تازهای از بازیگریاش را نمایش داد. بنابر این هزل به کمکِ یک داستان میآید تا وقتی که مفهوم برای آن داستان مهم نباشد امّا همچنان سلبریتیها و بازیگران در یک اثرِ سینمایی را تخریب میکند. فاجعهای که به تخریبِ کُلِ سینمای ایران منجر خواهد شد و دیگر «موسی» ساختن حاتمیکیا هم نمیتواند ناجی آن باشد.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم#قرمز_یواش#روشنک_گرامی#فرهنگ#هنر#سینمای_ایران#اروتیک🎩@alirafieivardanjani