کودکی که دلِ گُرگ را شکست

تأملی درباره‌ی نمایش «نقلی و مادربزرگ» را اختصاصی برای فارس تعاملی بخوانید.نقلی و مادربزرگ با نوشته و کارگردانیِ کیمیا کیمیایی‌پور که تا 9 مهرماه در سالن‌ حوزه هنری واقع در آمادگاه اصفهان به روی صحنه است، گُفتمانی کودکانه در دلِ قصّه‌ای است که شاید آن را بارها از بدوِ تولد شنید باشیم امّا فراموش‌مان شده تا چه اندازه می‌تواند فلسفی باشد. تفاوتِ یک نمایشِ کودکانه با نمایشی که برای کودک ساخته شده در این فکت خُلاصه می‌شود: هر نمایشی می‌تواند کودکانه باشد امّا فقط تعدادِ اندکی از نمایش‌ها هستند که برای کودک ساخته شده‌اند. «نقلی و مادربزرگ» نمایشی است که برای کودک طراحی شده و از کودکیْ مهربانی، صمیمیت و دلسوزی را به مخاطب می‌آموزد. این اجرای ارزشمند البته که دارای نقاطِ ضعفی هم است که بیشتر به لوکیشن و دکورِ اجرا مربوط می‌شود و یکی از بزرگترین معایب آن: نرسیدنِ کافیِ صدای بازیگران و اجرا به تماشاچیان است. با توجّه به این که مخاطبانِ این نمایش کودکان هستند و همه خوراکی‌هایی به دست دارند یا و شاید دوستشان را بر روی استیج بیابند و برای او دست تکان دهند، این نکته بسیار اهمیت دارد که: استفاده از میکروفونِ تعبیه شده در سالن یا در لباسِ بازیگران با شرایط ویژه‌ی آن لوکیشن می‌تواند به فهمِ بیشتر و بهترِ قصّه و جزئیاتِ در آن بیانجامد. این دومین نمایش برای کودکان بود که به تماشا می‌نشستم و پیش از آن در این سالن «هویج فزاینده» مهدی فدایی، را دیده بودم.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی#نقلی_و_مادربزرگ #اصفهان #آمادگاه #حوزه_هنری #کیمیا_کیمیایی_پور #فرهنگ #هنر #تئاتر #خانواده #شادی #فارس #فاغرس_تعاملی #خبرگزاری_فارس🎩 ‎@alirafieivardanjani
۲۵ MB

فلسفه به زبانِ کودک

«نقلی و مادربزرگ» سعی دارد با تعامل میان مخاطب و مجریانِ نمایش فهمی فرانمایشی در اجرای خود ایجاد کند و این بسیار ارزشمند است. ما در حین اجرا شکستنِ دیوار چهارم را می‌بینیم که مفهومی ناتورالیستی ایجاد می‌کند و اصرار و اشاره‌ی این قصّه به گیاه‌خوار بودنِ گُرگی که در پایان با مهربانیِ مادربزرگ و اطرافیان روبه‌رو می‌شود، از همین گرایش نشأت می‌گیرد. این گرایش به خودیِ خود جریانی را از سطح به عُمق خواهد کشید و من پیشنهاد می‌کنم تئاتری‌های شهرمان، اصفهان، ببینند چگونه می‌شود با زبانِ کودکانه که ریتمی همراه خانواده دارد، فلسفه گفت و ادعایی نداشت. متأسفانه امروزه شاهد کشتاری از جِنسِ گُرگ‌های آدم‌خوار در سرزمین‌های اِشغالی هستیم که نه انسانیت برای‌شان مفهومی دارد و نه انسان. کودکانی که از میانِ تماشاچیان، هر چند کارگردانی شده، به روی صحنه می‌روند، می‌توانند همان‌هایی باشند که از گرسنگی دنده‌شان بیرون زده و شهید می‌شوند. با این که دلِ خوشی از تئاترِ حوزه‌ی هنری ندارم و برایم تعجب برانگیز است که چگونه کسی را مجری یک جلسه‌ی متقلبانه کرده‌اند که یقه‌اش را بیش از حدِّ متعارف باز می‌گذارد، به سبکِ طَیِب‌ها تسبیح می‌گرداند و ادبیات نامناسبی برگزیده، چرا که من مُعتقدم تئاتر یک کالای لوکس است و تئاتری‌ها هم باید پرستیژ و شخصیتِ لوکسی داشته باشند؛ از همین رو است که مُعتقدم حوزه‌ی هنری بی‌هُنرترین حوزه‌ی فرهنگی در کشور است امّا از تهِ دل باور دارم جای خالیِ چُنین اجراهایی که برای تک تک لحظاتش فکر شده و از لحنی کودکانه و خانوادگی برخوردار است، در اصفهان به شدت احساس می‌شود.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani

دیکتاتورهای بی‌هنر

از مجید کیمیایی‌پور «شکل سوم» را دیدم. نمایشی که لحظاتی ارزشمند در تئاتر به مثابه آموزش و گُفتمانِ فرهنگی ایجاد می‌کرد. دخترش کیما کیمیایی‌پور هم از پدر خوب آموخته و در آغاز حرف‌های جدید و مهمی برای زدن دارد. «نقلی و مادربزرگ» دقیقاً همان شکلی از قضاوتِ ما است که در نهایت به بخشش و مصالحه می‌انجامد. تئاترِ اصفهان به این نوع قضاوت بسیار مُحتاج است. حوزه‌ای از فرهنگ که تعدادی با باندبازی و مافیا ساختن به دیکتاتورهایی بی‌هنر تأویل می‌شوند که همه‌چیز باید از فیلتر و نظرِ آنها عبور کند. این حرفِ کیمیا در رورانسِ نمایش خیلی مهم است که: اگر از نمایش خوشتان آمد آن ‌را به دیگران پیشنهاد دهید و اگر هم خوشتان نیامد آن را به دیگران پیشنهاد دهید شاید آنها خوششان بیاید. این نشان می‌دهد که ما برای شعورِ مخاطب احترام و اهمیت قائلیم. هم نظرشان را مهم می‌شماریم و هم از آنها خواهش می‌کنیم نظرشان را با دیگران به اشتراک بگذارند؛ این یعنی دیالوگی که به دیالکتیک منجر می‌شود. «نقلی و مادربزرگ» باید دیده شود چرا که من‌ای که بیش از 13 سال است در حال تماشای تئاتر در اصفهان هستم تا به امروز ندیدم این میزان از همکاری خانواده‌ی ایرانی با یک نمایش را.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani
13:21 - 2 مهر 1404
فرهنگ
تئاتر
خانواده

1 بازنشر
1378 بازدید