نمایش چگونه با دیگر مدیوم‌ها اشتباه گرفته می‌شود؟

تاملی بر قسمت ابتدایی سریال «سووشون» را اختصاصی برای فارس تعاملی بخوانید.سووشونِ نرگس آبیار از آنچه بنظر می‌رسد خیلی بدتر و غیرِ سینمایی‌تر است. اگرچه مدیومِ یک اثرِ نمایشی تصویر و جهشِ فکری مولف یا کارگردان را به منطقِ روایی در آن مشخص می‌کند امّا مشخصاً در همان ابتدا آبیار نشان داد که اینکاره نیست و بیشتر برای پُزِ روشن‌فکری دادن با فمینیسم بازی و یک سری تابوهایی را شکستن که برای این سینما و مردمش عُرف شده، پُشتِ دوربین رفته. این اثر نه تنها ارزشِ هنریِ جذابی ندارد بلکه گُنده‌تر از دهانش حرف می‌زند. مدیومِ تصویر در این سریال جایی می‌ایستد که نه مخاطب را دارد و نه مولفش را. دوربین روی دست‌هایی که از نماهای POV بازیگر تماشاگر را پَرت می‌کنند به بیرون از چهارچوبِ سینما و تصویر. هلی‌شاتی که از همان ابتدا نشان می‌دهد کارگردان همچنان پس از چندین فیلم را کارگردانی کردن بلد نیست با هلی‌شات کار کند. بازی‌هایی که از لهجه و گویش بیرون زده‌اند و در کاراکترهایی دیده می‌شوند که حتّی تالی‌فاسدهای اخلاقی‌شان هم مصنوعی شده و... ما با فهمِ نمایشی از ادبیاتِ سیمین دانشور و رُمانِ مهم‌اش «سووشون» مواجه نمی‌شویم، با یک سری گُمان‌هایی از پیشْ فرض شده روبه‌روایم که نه احساس درستی انتقال می‌دهند و نه حسِّ ملموسی ایجاد کرده‌اند.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی#سووشون #نرگس_آبیار #سیمین_دانشور #رمان #ادبیات #بهنوش_طباطبایی #میلاد_کی_مرام #هوتن_شکیبا #ترلان_پروانه #آزاده_صمدی #سام_درخشانی #فرهنگ #هنر #خبرگزاری_فارس #فارس_تعاملی 🎩 ‎@alirafieivardanjani
۲۲ MB

تراولینگ به پس زمینه شخصیت

من سریال‌باز نیستم و عموماً مجموعه‌ای را دنبال نمی‌کنم چرا که فکر می‌کنم اگر ما حرفِ جدّی‌ای برای گُفتن داشته باشیم در مدیومِ سینما باید بزنیم. این باور در طی سالیان در من شکل گرفته است که شخصیت باید شکلی نمرود‌ مآبانه از صعود و نزول در بُعدِ زمان برای مخاطبش، در یک مجموعه یا سریال، ایجاد کند. مسئله‌ی اصلیِ همه‌ی سریال‌هایی که تا به اینجا در نمایش خانگی دیدم عدم ارائه‌ی شخصیت در فُرم و ایجاد عقبه‌ای برای آن بوده. مشخصاً در «سووشون» آبیار شخصیت‌هایی را مثال می‌زند که قاطبه‌ی جامعه‌ی امروزی‌اند و این اسمش اقتباس و کارِ فرهنگی انجام دادن برای برای جامعه‌ی معاصر نیست. شخصیت‌ها لحن، ملودی، تاریخ گذشته‌ای دارند، لباس‌های از ما بهترون تن کرده‌اند و رفتاری عامیانه در پیش گرفته‌اند که این رفتار مُنحنیِ محلّی برای منِ مخاطب نساخته. یک سری ایماژهایی هم بوجود می‌آورد که در مکان و زمانی دیگر مردمان‌اش را نشان می‌دهد، که این ایماژها را می‌توانیم با تحملی لذّت‌بخش‌تر از روی کتابِ دانشور بخوانیم پس نیازی ندارد دیگر آبیار سینما را با رُمان اشتباه بگیرد. در مورد دوربین روی دست این را هم اضافه کنم که بنظرِ من ذاتِ روی دست قرارگرفتن دوربین پرتابِ بیننده و حتّی در زمان‌هایی خودِ بازیگر به بیرون از مدیوم است که کلاً در این زمینه آبیار را موفق می‌دانم که توانسته رُمانِ «سووشون» دانشور را خواندنی‌تر کند.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani

چرا با توقیف یک اثر آن را مهم می‌کنید؟

توقیفِ «سووشون» به خیال‌پردازی‌های رسانه‌ای آن دامن زده است و بیش از هرچیزی ثابت می‌کند یک اثری که سازنده‌اش کار خود را با «شیار 143» آغاز کرد چرا باید این اواخر او را در منجلابی فمینیسم‌زده ببینیم که «ابلق» را می‌سازد که بعد هم بتواند با این اثر به چهره شدنِ خود دامن بزند؟ این سریال اصلاً در حدّی نیست که توقیف شود. سریالی که لقمه‌اش را از دهانِ خود بزرگتر برداشته و راهِ جویدنِ این لقمه را عبور از خطوطِ قرمزی دیده که عیب و ایرادهایش را بپوشاند. از نظرِ فنی «سووشون» جایی در کارنامه‌ی آبیار ندارد. از همان ابتدایی که کی مرام درب خودرو را برای طباطبایی باز می‌کند این ایرادهای فنی را می‌شود پیدا کرد. ✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani
09:03 - 11 خرداد 1404

1 بازنشر2 واکنش
49٫8k بازدید




1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌فاتح‌
@Jamkaran_313_6111 خرداد 1404
در پاسخ به @alirafieivardanjani
تصویر نمایه‌ی ‌فاتح‌
فاتح

@Jamkaran_313_61  •  11 خرداد 1404

در پاسخ به @delina

"ایران" را ابراهیم ها،آرمان ها نگه داشته اند،نه ابی ها،نه آبیارها و...

مسئولین فراموش نکنند...