مطلب تبیینی و تحلیلی

موسیقی تا بناگوش غیر سینمایی

نقدی بر فیلمِ «همیشه با تو» را اختصاصی در فارسِ تعاملی بخوانید.همیشه با تو ساخته‌ی محمدحسین شکرگزار فیلمِ سینما نیست. ابتدا باید بگویم که سینما قداستش به شناختِ مدیوم در قصه‌ای است که برای دوربین گفته. این واقعاً برای من عجیب است که چرا موزیسین‌ها فکر می‌کنند فیلم‌نامه نوشتن مانند ملودی، ترانه و نُت است. قطعاً دانشِ موسیقایی به شناختِ درام در فیلم‌نامه و به خوانش و فهمِ آن کمک خواهد کرد امّا هرگز این دانش نمی‌تواند خود را دانای کُلّی بر مویرگ‌های سناریو نویسی بداند. به همین جهت فیلمْ فریبِ جریانِ عاشقانه در آن را می‌دهد با اُپِنینگی که هیچ ربطی به آن جریان پیدا نمی‌کند. ما یک‌سری پلان‌هایی در فیلمِ مورد بحث، کنار هم قرار دادیم و تیتراژ را روی آن گذاشتیم که غیر از خریدِ ترحُمِّ بیشتر، کارکرد دیگری ندارند. بعد می‌رسیم به سکانسی که مسافر از وضعیتِ اقتصادی کشور گِله‌مند است و ما پرسوناژ فیلم، مدرس، را می‌بینیم که با آن صدای تونالیته دارش حواسِ پرتش را با نگاهِ خیره‌ای به تصویر می‌کشد. در درجه‌ی ابتدایی باید این نکته را عرض کنم که بازیِ مدرس و اخلاقی به شدّت تصنعی است و بیرون زدگی در آن مواج شده. در همین راستا این بازی‌های بد ویژگیِ کلیشه‌ای بودن قصّه را دوچندان به نمایش گذاشته‌اند.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی#همیشه_با_تو #محمد_حسین_شکرگزار #مهدی_مدرس #مژگان_اخلاقی #نقد_فیلم #فرهنگ #سینما #سینمای_ایران #قصه #داستان #تونالیته #خبرگزاری_فارس #فارس_تعاملی #منتقد_سینما🎩 ‎@alirafieivardanjani
۲۳ MB

موسیقی چه نسبتی با سینما دارد؟

کلیشه‌های داستانی در فُرمی از ژانرِ سناریو قرار گرفته‌اند که باور پذیریِ آنها برای بیننده خنده‌آور است. بیننده‌ چگونه باید بپذیرد زن و شوهر عاشقی که موسیقی بندِ نافِ ارتباطی آنها شده، بر مشکلاتِ اقتصادیِ زیستن تسلیم خواهند شد؟ این چگونه باور کردن باید مسئله‌ی سینمایی در فیلم شود نه از یک کلیشه نشات بگیرد. موسیقی ابتدایی‌ترین دانشی است که ارتباطش را با سینما گره زده. در تاریخ سینما نیز موسیقی میمیک‌های بازیگر را صدادار می‌کرد و این موسیقی بود که احساسات در یک اثرِ دراماتیک را به حسِّ سینمایی تبدیل می‌کرد. اگر موسیقیِ اِنیو موریکونه نبود تورناتوره فیلمِ سطحی‌ای از نوستالژی‌های سینما در «سینماپارادیزو» می‌ساخت. فکتِ اصلی این است که موسیقی نباید به علمی برتر از سینما شناخته شود. سینما در مدیومِ یک مولتی‌مدیا هنرمندانه‌ترین شکلِ تلفیق فُرم است. یک موزیسین نباید حس کند که می‌تواند کار یک فیلم‌نامه‌نویسِ حرفه‌ای را انجام دهد و با خود بگوید: فیلم ساختن که کاری ندارد، با پول داشتن می‌توان فیلم هم ساخت!. من به موسیقی کلاسیک خیلی علاقه دارم و باخ را عاشقانه گوش می‌دهم اما این دلیل نمی‌شود احساس کنم می‌توانم یک موومان بنویسم. اگرچه این اثر، اگر با زبانِ موسیقایی نیز حساب کنیم، یک موومان درستِ سمفونیک هم ندارد که در آن کلیشه‌ها و بیرون‌زدگی‌ها حس نشوند. من در یادداشت پیشین خود در مورد فیلمِ «تو بمان» مجید وحیدیان، گفتم که سینما را نباید با یک موزیک ویدئوی بلند اشتباه گرفت چه برسد به اینکه این موزیک ویدئو بد هم باشد. «همیشه با تو» به غیر از تبلیغ برای مدرس و شکرگزار کار دیگری از دستش بر نمی‌آید. ✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani

طرح مسئله در فیلم‌نامه

فیلم‌نامه باید مسئله‌ای اجتماعی و احتمالاً جهانشمول داشته باشد. یک سناریو نباید شامل دغدغه‌های شخص و آنالیزِ او از وضعیتی شود. به همین واسطه است که سینما در «همیشه با تو» لوس و بی‌مزه شده. مسئله‌ی فیلم‌ساز نه رئال را رعایت کرده و نه رُمانتیک شده. اینکه مدرس هنگام خواندن به چهره‌ی اخلاقی خیره شود در سینما پلانِ خلاقِ عاشقانه‌ای نیست، بلکه کلیشه‌ای را یادآوری می‌کند. این کلیشه‌ها کُلِّ مسئله‌ی فیلم در زمانِ حیات آن هستند. ما احساسی لوس خلق کرده‌ایم که با یک دعوای خیابانی شروع شده. این دعوای خیابانی هم نه خیابانی است و نه ناموسی. اصلاً معلوم نیست مدرس کی صورش خراش برداشت؟ قصد گُل گرفتن از «همیشه با تو» را ندارم اما این فکت به نظرم خوب است که یادمان باشد عشق و یک داستان عاشقانه مقدس‌ترین سوژه‌ی سینمایی هستند. سوژه‌ای که از بارها دیدن و شنیدن آن، در زوایای مختلف، خسته نمی‌شویم اما از بارها تکرار شدنش، با همان زاویه‌ی نگاه، البته.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani
07:49 - 16 اسفند 1403

2 بازنشر4 واکنش
53٫8k بازدید