نقدی بر «دختران کوچه غم» به بهانهپخش قسمت اول را اختصاصی در فارس تعاملی بخوانید.دختران کوچه غم اثرِ خیلی خطرناکی است. جدای از اینکه درامِ بدی دارد، ناشناخته، ناپخته و صرفاً با دیدگاهی به یک انقلابِ فرهنگی نظر انداخته که عاقبت آن سوژه دستِ رسانههای معاند دادن خواهد بود. علی جعفرآبادی به عنوان نویسنده و کارگردانِ فیلم نه درام خلق کرده و نه دیالوگ بلد است. تکگفتهای از دهانِ بازیگر این مثلاً سناریو خارج میشود که میگوید: فقط با یک زن میتوان مرد را زمین زد و خراب کرد. این تکگفته نه شرعی است و نه دراماتیک. من شرعیات شناس نیستم و خُب قطعاً هم قضاوت را میگذارم با کسانی که روحانی هستند و روحانیت را میشناسند امّا از نظر دراماتیک این تکگفته نه سینمایی است و نه ادبی. مولف ثابت میکند روحانیت را نمیشناسد و مقامِ او را در حدِّ این تکگفته، که نوعی از نصیحتِ جاهلانه در خود دارد، تنزل داده. ما تا کی باید با نمایش مصرف مشروباتِ الکلی، سیگار و دخترانِ قبل از یک انقلابِ فرهنگی بیننده را با توجیهِ فرار رو به جلو فریب دهیم؟. این عینِ واپسگرایی است. اگر قرار بوده کنارِ روضه حضرت عباس، صدای کاباره بیاید اصلاً چرا فرهنگ ما یک انقلابِ تفکری را شامل شده؟ این سریال، در قسمتی که دیدهام، فارغ از یک سری شُبهاتِ فرهنگی و شرعیِ موجود، گرایشی به قبل از یک انقلابِ فکری و فرهنگی دارد که این چند سالِ اخیر بارها در سینما و شبکه نمایش خانگی دیدهایم. ✍️#علی_رفیعی_وردنجانی#دختران_کوچه_غم#امیر_نوروزی#پانته_آ_پناهی#بهرام_ابراهیمی#حمید_ابراهیمی#علی_جعفر_آبادی#فارس_تعاملی#نقد_فیلم#سینمای_ایران#شبکه_نمایش_خانگی#المیرا_دهقان#مهرداد_ضیایی#محرم_زین_الزاده🎩@alirafieivardanjani
٢٠ MB
تالیفاسدهای فرهنگی و مبارزاتِ فکری
یک محصولِ فرهنگی باید شاملِ جزئیاتِ درستِ تاریخی باشد. اگرچه تخیل میتواند تاریخ جدیدی برای خود خلق کند امّا نمیتواند و نباید به بهانهی آفرینشِ یک اثر هنری تاریخ را تحریف و آن را توجیه کند. «دختران کوچه غم» حاصلِ نابلدیِ مولف از جزئیاتی است که دست روی آن گذاشته. این جزئیات به مراتب زیباتر و بهتر در «پرده نشین» بهروز شعیبی نمایش داده میشود. دیالوگهایش وجهی از روحانیت را به بیننده میشناساند که خالی از عُقده و جاهطلبی است. به باورِ من «دختران کوچه غم» پُتکی برای یک انقلابِ فرهنگی است. تالیفاسدی که از یک مبارزهی جاهلانه و مُحَرِف ریشه گرفته و کشف و شهودِ دراماتیک و کشمکشی هم که ظاهراً دراماتیک باید باشد، تعلیقِ کاذبی ایجاد خواهد کرد. با این شعارهای تبلیغاتی هم یک محصول را نمیتوان و نباید به خوردِ بیننده داد. یک تیزر بسازیم و در آن 3 سال توقیف شدنش را بزرگنمایی کنیم!. اکنون میتوان دلیل توقیفِ چُنین خزعبلاتِ فرهنگی، که همچنان چینشِ انتشارِ «کاناپه» عیاری نامشخص مانده، را متوجه شد اما فکتی که بسیار برای منِ نوعی عجیب است این موضوع شده که چرا پلتفُرمهای مجازی برای اکرانِ چُنین محصولاتی دست و پا میزنند؟ محصولاتی که زبانِ دراماتیک درستی ندارند و تنها ویژگیشان ارضایِ فکری بینندههایی است که ناآگاهانه به بخشِ تاریخی پیش از یک انقلابِ فرهنگی پُشت کردهاند. ✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani
آگاهی بخشی و وظیفهی فرهنگی
سینما و دیگر مدیومهای اینچُنینی اگر سوادِ بیننده از چراییِ یک دگردیسیِ فرهنگی در تاریخِ کشوری را افزایش ندهند، پس به چه درد میخورند؟ نویسنده با نوشتن، نقاش با نقاشی کردن و کارگردان با فیلم ساختن و شناخت از جزئیاتِ چیزی که میسازد و... همه در فُرمِ هنر باید نسبتِ درستی با اثری که خلق میکنند داشته باشند. هنرمند در عینِ سرخوشی موجود در روانش سیاستمدارترین انسانِ روی زمین است. همانطوری که صداقت بهترین سیاست است، هنرمند وظیفه دارد با مخاطب خود صادق باشد. اخیراً «تاسیان» پاکروان توقیف شده. اما توقیفِ آن با لب چشمه بُردنِ بیننده و تشنه برگرداندنش تفاوتی ندارد. من مطمئناً با سریال «دختران کوچه غم» یا «تاسیان» مشکل دارم و میتوانم سطرها در نقدِ آنها بنویسم امّا با این مسئله هم مشکل دارم که مردم را روبهروی مردم قرار دهیم. کسی و کسانی که سریالِ مورد بحث را ساختهاند بخشی از مردم هستند که نسبت به یک ریشهی فرهنگی در انقلابِ ایران ناآگاهند. عدمِ ناآگاهی آنها را نباید با تشنه گذاشتنشان مرتفع کرد. اگرچه این محصولاتی هم که نام بردم خیلی دندانگیر نیستند اما دامنهای از عواملِ انسانی آنها را ساختهاند که در یک تفکرِ ناآگاه و پُر از چراییها بزرگ شدهاند. فرهنگی که شکسپیر را بیشتر از جلال آل احمد میشناسد. باور دارم که شبکه نمایشِ خانگی امنیتِ فرهنگیِ یک جامعهی ناآگاه به تاریخ، آداب و رسومِ خود را بهخطر میاندازد.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani