مطلب تبیینی و تحلیلی

خاتون بورژوا، اسنوب عاشق

به بهانه‌ی پخش قسمت اول «تاسیان» اختصاصی در فارس تعاملی بخوانید.تاسیانِ تینا پاکروان به همان اندازه که تماشایی و سینمایی است، جاه‌طلبانه و خطرناک است. سریالی که در شبکه نمایشِ خانگی اَنگِ بورژوازی به زبانِ پروست، نویسنده فرانسوی، به خود چسبانده و تماشای خیال را در مقابلِ واقعیت سرِ پا نگاه داشته، امّا در حالِ ساخت تصویری از اسنوبیسم است. اعتراف می‌کنم سکانس ابتداییِ «تاسیان» که به درختِ سرو ختم می‌شود خیلی حرفه‌ای ساخته شده. سکانسْ منِ فیلم‌باز را فریب می‌دهد که اُپِنینگِ آن قرار است با یک موضوعِ جنایی آغاز شود. مسئله این نیست که چرا موضوعات در سینما و شبکه‌ی نمایش خانگی دست روی ماجراهای قبل از انقلاب و دانشجو می‌گذارند؛ مسئله دقیقاً این است که این ماجراها چه موضوعاتِ دراماتیکی را دنبال می‌کنند. پروژه خیلی خوب بسته بندی شده. طراحی لباس، دکور و بطور کلی چیدمانِ ذهنیِ دکوپاژ در میزان‌سن دادن کارگردان، مولف را کاربلد نشان می‌دهد و ثابت می‌کند اگر مدیری، شریفی‌نیا و حمیدیان در این فیلم نقش‌آفرینی کردند بخاطر دیده شدن بیشتر و بهترشان بوده نه بواسطه‌ی مسئله‌ی دیگری. موضوعی که بسیار اهمیت دارد این است که ما در حالِ پُز دادن با یک داستان عاشقانه هستیم یا با یک داستان عاشقانه میزانِ جاه‌طلبیِ خود را نشان می‌دهیم. این موضوع ختم می‌شود به ارجاعاتی که مولف در سکانس‌ها و میان‌نوشته‌ی ابتدای فیلم. تقدیم به استادم بهرام بیضایی، پوستری از «گاو» مهرجویی، «اسرار گنج دره‌ی جنّی» گلستان و...✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی#تاسیان #نقد_فیلم #شبکه_نمایش_خانگی #فارس_تعاملی #مهران_مدیری #بابک_حمیدیان #نازنین_بیاتی #تینا_پاکروان #سینما_و_تئاتر #خاتون #بورژوا #اسنوب #انقلاب_اسلامی 🎩 ‎@alirafieivardanjani

آبیِ مهربان‌تر و خاتونی دیگر

در قسمتِ اوّلِ «تاسیان» پاکروان طرفِ خود را مشخص نکرده. جایی هوتن شکیبا چهره‌ی یک عاشقِ خیال‌پیشه را به خود می‌گیرد و جایی با غرولند از پدر خود که او واپس‌گرا است و کتاب‌خواندن من را مسخره می‌کند و به نجسّی خوردن من گیر می‌دهد، حرف می‌زند. در گفت‌وگویی که ضیا با موتمن داشت به این نکته اشاره شد که تا پدرکُشی رُخ ندهد پیشرفتی هم صورت نمی‌گیرد و... من این‌طور فکر می‌کنم که پیشرفتی که با پدرکُشی و پایمال کردنِ تفکرِ پدران ما رقم بخورد مُفتِ آن گران است. تفکری که باعثِ بوجود آمدن من و تو شده است قطعاً درست‌تر و حقیقی‌تر از خیال‌هایی است که در سر می‌پرورانیم و این موضوع را به تجربه حس کرده‌ام، مسئله این‌جا است که ما تعبیرِ اشتباهی از شاهنامه داریم و مدیوم را بر نبردِ رستم و سهراب و وقایع در آن گذاشته‌ایم. با همین مدیوم سناریوهایی نگارش می‌یابند که ارزشِ اندیشه‌های گذشته را پایین آورده و اندیشه‌هایی در راستای خواسته‌ی غرب پیش می‌گیرند. این اندیشه‌ها که در فیلم‌نامه تعلیق ایجاد می‌کنند، به واسطه‌ی یک نقاشی و رنگِ آبیِ در آن، شمایلی مضحک از جشن‌های تولد و خوش‌گذرانیِ قبل از انقلاب نشان می‌دهند و بعد هم این تالی‌فاسدها را با خطِّ درام کم‌رنگ می‌کشند. نازنین بیاتی بازیگرِ خوبی است که احساس می‌کنم در آنچه تا به اینجا دیده‌ام بیشتر نقشِ مانکنی جای خالی پُر کُن را ایفا کرده. از طرفی کَستِ بازیگران و عوامل، شکلِ تازه‌ای از خیال به بیننده نمی‌دهند و «خاتون» دیگری ساخته‌اند.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani

سینمای حزب باد

یک اثرِ تراژیک چگونه می‌تواند به اثری کمدی تبدیل شود؟ این پرسش در اختیاراتِ کارگردان نیست و بیشتر به باورِ بیننده از اثری که دیده مربوط می‌شود. «تاسیان» جاه‌طلبانه و تماشایی است اما تماشایی بودنِ آن به عقبه‌ی نوستالژیک خود در ذهنِ مخاطب وابسته است. در یادداشتِ جشنواره‌ای خود به این نکته اشاره کرده‌ام که برآوردنِ انتظارِ مخاطب از یک محصولِ سینمایی از آن یک محصولِ مردمی نمی‌سازد. سینمایی که با مردم حرکت کند حتماً سینمای درستی است اما سینمایی که مانند حزب باد عمل کند و هرجا منفعتش باشد طرفِ مردم را بگیرد خطرناک می‌شود. این البته مشخصاً در مورد «تاسیان» صادق نیست اما این فکت را می‌رساند که تکرارِ یک برگ برنده، بازنده بودن و ناتوان بودن مولف در برابر پرداختن به ایده‌های جدید را می‌رساند. در این شرایط سینما به غمگین‌ترین نهنگِ دنیا شبیه می‌شود که برای خودکُشی پا به ساحلِ نمایش خانگی می‌گذارد.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani
۱۴ MB
15:23 - 19 بهمن 1403



1 پاسخ