ترامپ؛ به ایران تعظیم کن!
#ایران، نام یک سرزمین صرف نیست؛ نام یک تاریخ سترگ، یک حافظه تمدنی و یک ملت ریشهدار است که از دل قرنها تهاجم، توطئه، جنگ و تحریم، هر بار استوارتر از پیش برخاسته است. این خاک، وارث هزاران سال فرهنگ، دانش، هنر، حماسه و ایستادگی است. از روزگار هخامنشیان و شکوه نظم سیاسی ایران تا روزگار ساسانیان، از خیزشهای بزرگ مردمی تا بازسازی هویت ایرانی-اسلامی در قرون بعد، ایران هرگز یک کشور عادی در جغرافیای جهان نبوده است؛ ایران یک حقیقت تاریخی است. هر کس با زبان تهدید با چنین ملتی سخن بگوید، پیش از هر چیز از شناخت تاریخ ناتوان است.تاریخ ایران، تاریخ تسلیم نیست. این ملت بارها در برابر سهمگینترین طوفانها ایستاده و از دل هر تهدید، هویت خود را نجات داده است. ایران در برابر یورش بیگانگان تنها با شمشیر نجنگیده، بلکه با فرهنگ، حافظه، زبان، ایمان و اراده ملی ایستادگی کرده است. کمتر ملتی در جهان را میتوان یافت که همچون ایرانیان، در عین تحمل زخمهای بزرگ تاریخی، توانسته باشد خود را بازسازی کند و دوباره در قامت یک ملت اثرگذار به صحنه بازگردد. همین استمرار تاریخی است که ایران را بزرگ کرده، نه صرفاً مرزهای جغرافیایی و نه فقط قدرت نظامی. در حافظه این ملت، مقاومت یک حادثه مقطعی نیست؛ یک خصلت تاریخی است. ایرانیان در بزنگاههای سخت، نشان دادهاند که ممکن است فشار را تحمل کنند، اما تحقیر را نمیپذیرند؛ ممکن است خسارت ببینند، اما از شرف و استقلال خود دست نمیکشند. از قیامهای مردمی در دورههای مختلف تاریخ تا خیزشهای معاصر علیه استبداد و سلطه خارجی، یک خط روشن در تاریخ ایران دیده میشود؛ هر قدرتی که خواسته این ملت را بشکند، در نهایت با اراده مردم ایران روبهرو شده است. آنان که ایران را صرفاً با معیارهای روزمره قدرت میسنجند، از فهم این حقیقت بازمیمانند که ایران پیش از آنکه یک قدرت سیاسی باشد، یک ملتِ ریشهدارِ مقاوم است.اوج این بیداری ملی را در انقلاب اسلامی بهمن ماه سال ۱۳۵۷ میتوان دید؛ آن هنگام که مردم ایران با دستان خالی با حمایت از خمینی کبیر و با ایمانی مستحکم، رژیمی را از پای درآوردند که سالها بر شانه حمایت آمریکا ایستاده بود. شاه، نماد استبداد داخلی و وابستگی خارجی بود؛ حاکمی که بیش از آنکه صدای ملت خود را بشنود، به خواست اربابان خارجی گوش میداد. اما ملت ایران نشان داد که اگر اراده کند، میتواند معادلات قدرتهای بزرگ را بر هم بزند. انقلاب اسلامی فقط سقوط یک پادشاه نبود؛ اعلام پایان یک دوره تحقیر ملی و آغاز فصل تازهای از استقلالخواهی ایران بود. از آن روز، ایران تصمیم گرفت روی پای خود بایستد و بهای این انتخاب بزرگ را نیز با صبر و مقاومت بپردازد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز این ملت بارها در معرض تهدید، تحریم، جنگ، ترور و فشار قرار گرفت، اما نه تنها از پا ننشست، بلکه در بسیاری عرصهها پیش رفت و توانست هویت مستقل خود را تثبیت کند. ملت ایران در سالهای سخت آموخت که پیشرفت بدون عزت ارزشی ندارد و امنیت بدون استقلال پایدار نمیماند. نسلهای پس از انقلاب نیز در امتداد همان روح تاریخی، نشان دادهاند که ایران را نمیتوان با زبان زور به عقب راند. هر حمله و هر تهدید، اگرچه ممکن است هزینههایی بر این ملت تحمیل کند، اما در نهایت حقیقتی بزرگتر را آشکار میسازد: ایران هنوز همان سرزمینی است که فرزندانش در لحظه خطر، متحدتر، آگاهتر و مقاومتر میشوند.آنان که امروز از موضع برتری با ایران سخن میگویند، بهتر است پیش از هر چیز تاریخ بخوانند. این ملت، ملت حافظ و فردوسی و سعدی است؛ ملت عاشورا و ایثار است؛ ملت قیام و امید است. ایرانِ پس از انقلاب، تنها یک بازیگر سیاسی نیست، بلکه تداوم یک روح تاریخی است که نه با تحریم خاموش میشود، نه با تهدید میشکند و نه با حمله از حافظه جهان حذف خواهد شد. اگر کسی هنوز عظمت این ملت را نفهمیده، مشکل از ایران نیست، از ناآگاهی اوست. در برابر چنین تاریخ، چنین فرهنگ، چنین ایمان و چنین ملتی، زبان درست نه تهدید که احترام است. آری، هر که ایران را بشناسد، خواهد فهمید که باید در برابر این سرزمین بزرگ و این ملت بزرگ، سر تعظیم فرود آورد.
21:23 - 10 خرداد 1405