سواد رسانهای، سپر دفاعی
در شرایطی که جنگ تحمیلی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی برضد ایران تنها در میدان نظامی خلاصه نمیشود و همزمان در فضای مجازی و رسانه نیز جریان دارد، سواد رسانهای به یک ضرورت حیاتی برای جامعهی ما تبدیل شده است. در این نوع جنگ، هدف فقط تخریب زیرساختها نیست، بلکه ایجاد تردید، ترس، بیاعتمادی و آشفتگی ذهنی در میان مردم است. رسانهها و شبکههای ماهوارهای نظیر اسرائیل اینترنشنال، شبکههای اجتماعی و پیام رسانها نیز میتوانند با انتشار گزینشی خبرها، تحریف واقعیات و بزرگنمایی رخدادها، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند؛ به همین دلیل، بصیرت رسانهای نخستین سپر دفاعی در برابر این جنگ شناختی است.نکنه مهم اینجاست که در روزهای جنگ و بحران، شایعات و اخبار جعلی با سرعت بسیار زیادی منتشر میشوند. بسیاری از این محتواها با هدف ضربه زدن به امید و روحیه مردم، ایجاد اختلاف داخلی و قطبیسازی جامعه و القای ناتوانی کشور در مدیریت شرایط ساخته میشوند. در این میان، رسانههای وابسته به آمریکا و جریانهای همسویش، با استفاده از تیترهای تحریکآمیز، تصاویر قدیمی یا ساختگی و روایتهای ناقص، شبهاتی علیه ایران مطرح میکنند. اگر مخاطب بدون بررسی، هر خبری را باور کند و بازنشر دهد، ناخواسته به گسترش همین عملیات روانی کمک میکند.با رسیدن به زمان آتشبس کنونی نیز جنگ رسانهای پایان نمییابد، بلکه شکل آن تغییر میکند. در این مرحله، برخی رسانهها تلاش میکنند آتشبس را نشانه شکست یا پیروزی یکطرفه جلوه دهند، واقعیتها را وارونه کنند یا با انتشار تحلیلهای جهتدار، فضای جامعه را ملتهب نگه دارند.
در چنین شرایطی، مردم باید منبع خبر را بررسی کنند، خبر را با چند رسانه معتبر تطبیق دهند و میان تحلیل، شایعه و خبر قطعی تفاوت بگذارند.آگاهی از تکنیکهای عملیات روانی نیز کمک میکند تا جامعه در برابر موجهای خبری هدفمند آسیبپذیر نشود.سواد رسانهای یعنی توانایی تشخیص حقیقت از فریب، و این مهارت در شرایط جنگ و آتشبس به اندازه امنیت فیزیکی اهمیت دارد. اگر مردم یاد بگیرند پیش از باور و بازنشر هر خبر، درباره منبع، هدف، زمان انتشار و محتوای آن فکر کنند، بسیاری از شایعات و شبهات اثر خود را از دست میدهند. در آخر باید گفت، جامعهای که رسانه را میشناسد و آگاهانه مصرف میکند، در برابر جنگ شناختی مقاومتر است و میتواند آرامش، همبستگی و قدرت تحلیل خود را حفظ کند.
14:42 - 21 اردیبهشت 1405