حفظ اهرمهای قدرت در سیاست خارجی
نویسنده ؛ مهدی مظفری مسئله اصلی در سیاست خارجی، شاید این باشد که برای دستیابی به یک گشایش کوتاهمدت، اهرمهای قدرت و ظرفیتهای راهبردی کشور از دست نرود. تنگه هرمز جایگزین واقعی و کمهزینهای ندارد و از ظرفیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی قابلتوجهی برای ایران برخوردار است؛ از این منظر، به نظر میرسد حفظ این ظرفیت میتواند جایگاه مهمی در محاسبات راهبردی کشور داشته باشد. در مورد توافق با آمریکا نیز به نظر میرسد اتکا به توافقی که ضمانت اجرای بلندمدت و قابل اتکایی نداشته باشد، میتواند با ریسکهایی همراه باشد. تجربههای گذشته نشان دادهاند که واگذاری امتیازات قطعی در برابر وعدههای آینده، بدون دریافت تضمینهای معتبر، ممکن است به تضعیف موقعیت ایران منجر شود. شاید از این منظر، مذاکره زمانی نتیجه مطلوبتری داشته باشد که ظرفیت چانهزنی و ابزارهای قدرت کشور همچنان حفظ شده باشد. در قبال چین نیز واقعبینی میتواند راهگشا باشد. چین طبیعتاً بر اساس منافع ملی و اقتصادی خود تصمیم میگیرد و انتظار هزینهکرد صرفاً بر مبنای روابط دوستانه، چندان واقعبینانه نیست. هرگاه پروژههای اقتصادی سودآور و منطقی تعریف شود، زمینه همکاری نیز بیشتر خواهد بود. در عین حال، مسائلی مانند موانع بوروکراتیک، ضعف در تعریف پروژهها و برخی ناهماهنگیهای سیاست خارجی را نمیتوان صرفاً به رفتار چین نسبت داد. این مسئله درباره روابط با شرق و سایر کشورهایی که دارای منافع مشترک با ایران هستند نیز صدق میکند و شاید بهتر باشد روابط خارجی در قالب یک دوگانه محدود دیده نشود.
در برابر آمریکا نیز شاید هدف واقعبینانهتر این باشد که هزینه ادامه سیاست فشار برای طرف مقابل افزایش پیدا کند؛ بهگونهای که در محاسبات آن، ادامه فشار نسبت به تغییر رویکرد، گزینه پرهزینهتری باشد. در چنین شرایطی، ظرفیتهای داخلی و منطقهای ایران میتواند نقش مهمی در تغییر محاسبات طرف مقابل ایفا کند. یکی از نکاتی که به نظر میرسد نیازمند تأمل بیشتری است، باقی ماندن نگاه بخشی از مسئولان در انتظار توافق با آمریکا و آمادگی برای واگذاری امتیاز به منظور دستیابی به آن است. شاید رویکرد متوازنتر این باشد که ظرفیتهای قدرت و چانهزنی کشور پیش از مذاکره حفظ و تقویت شود و سپس بر مبنای همین ظرفیت وارد گفتوگو شد. پرونده هستهای نیز از همین منظر قابل بررسی است؛ هر اقدامی که بدون دریافت تضمینهای واقعی، از ظرفیت بازدارندگی یا قدرت چانهزنی ایران بکاهد، طبیعتاً نیازمند ارزیابی دقیقتری خواهد بود. در نهایت، به نظر میرسد این بحث صرفاً به آمریکا یا روابط خارجی محدود نیست. رفع موانع بوروکراتیک، بهبود فرآیند تعریف و اجرای پروژهها، توسعه روابط اقتصادی با شرق و سایر کشورهای دارای منافع مشترک و استفاده بهتر از ظرفیتهای موجود کشور میتواند به تقویت موقعیت ایران کمک کند. شاید مهمترین نکته این باشد که قدرت زمانی بیشترین کارکرد را دارد که بتوان از آن برای تغییر محاسبات طرف مقابل استفاده کرد؛ نه اینکه پیش از آغاز مذاکره، بخش مهمی از ابزارهای قدرت از دست رفته باشد.
16:14 - 23 مرداد 1405