از متن تا اجرا , بررسی تاریخی خطرات و منافع احتمالی توافق میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران
• مقدمه ؛جنگ چهلروزه اخیر میان تهران و واشنگتن را نمیتوان صرفاً یک رویارویی نظامی دانست. این جنگ، لایههای متعددی از تاریخ، سیاست، امنیت، حقوق بینالملل و اقتصاد را فعال کرد؛ لایههایی که سالها زیر خاکستر مانده ، اما هیچگاه از بین نرفته بودند. هرکدام از این لایهها، اگر بنا باشد دقیق و منصفانه بررسی شود، نیازمند ساعتها گفتوگوی کارشناسی و بررسی اسناد، رفتارها و پیشینههاست. با این حال، در سطح یادداشتی اجمالی، میتوان گفت که جنگ اخیر بیش از آنکه یک نقطه پایان باشد، احتمالاً آغاز یک مرحله تازه در مناسبات ایران و آمریکا و همچینن منازعات جاری در روابط بینالملل است.
مذاکره، خیانت به مقاومت ملی ایرانیان؟واقعیت این است که بسیاری از جنگها، دیر یا زود، به متن بازمیگردند. میدان نبرد در نهایت یا به یک توافق، تفاهمنامه، یادداشت سیاسی، معاهده حقوقی یا دستکم نوعی سازوکار مدیریت بحران ختم میشود. اگر چنین نشود، بحران به شکل دیگری بازتولید خواهد شد. از همین منظر، جنگ چهلروزه اخیر میان ایران، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، فارغ از جزئیات نظامی و تاکتیکی، پرسش مهمتری را پیش روی ناظران قرار داده است: آیا پس از این سطح از تقابل، امکان شکلگیری توافقی پایدار وجود دارد؟ و اگر چنین توافقی شکل بگیرد، منافع و خطرات آن برای ایران چه خواهد بود؟پاسخ به این پرسش ساده نیست. توافق میان ایران و آمریکا نه یک پیروزی مطلق است و نه الزاماً یک عقبنشینی. توافق، اگر درست طراحی شود، میتواند بخشی از فشارهای اقتصادی و امنیتی را کاهش دهد و امکان تنفس راهبردی برای کشور فراهم کند. اما اگر بدون دقت، بدون ضمانت، بدون توجه به تجربه تاریخی و بدون فهم نسبت قدرت و حقوق تنظیم شود، میتواند به ابزاری برای محدودسازی ایران بدون دریافت منافع واقعی تبدیل شود. بنابراین، مسئله اصلی اصل توافق یا عدم توافق نیست؛ مسئله کیفیت توافق، زمانبندی تعهدات، ضمانت اجرا و نسبت آن با منافع ملی است. الگویی که در زمان دبیری شعام شهید لاریجانی در سال های 1386 1387 درحالی طراحی و تنظیم بود الگویی کارآمد و نسبتا معتبری برای ایران و حتی طرف آمریکایی است. در این الگو منطق اقدام طرفین ذیل یک روند پلکانی و قدم به قدم طراحی و تنظی می گشت که هر اقدامی از طرفین تابعی از اقدام یکدیگر بود. نه قدمی عقب تر و نه قدمی جلو تر.
در دوره مذاکرات احیای برجام در زمان دولت شهید رئیسی آنچیزی که میان ایران و طرف مقابل در سال1400 مورد بحث و توافق نهایی قرار گرفته بود اصطلاحا عبارت بود از: کم در برابر کم.به این معنی که هر اقدامی به مجموعه ای از اقدامات ریز و خرد شده تبدیل می گشت تا هر دو طرف توان راستی آزمایی اقدامات متقابل یکدیگر را داشته باشند. هرچند آن مذاکرات بنا به دلایل مختلف سیاسی منتهی به توافقی نشد.سیاست حافظهایاصلیترین مانع در مسیر هر نوع توافق میان ایران و آمریکا، فقط اختلاف منافع نیست. مسئله عمیقتر از این حرفهاست. دو طرف با یک حافظه تاریخی تلخ و سنگین وارد هر گفتوگویی میشوند؛ حافظهای که پشت میز مذاکره هم ساکت نمیماند. در طرف ایرانی، کودتای ۲۸ مرداد، کاپیتولاسیون، حمایت آمریکا از حکومت پهلوی، پشتیبانی واشنگتن از صدام در جنگ ایران و عراق، تحریمهای گسترده، ترور مقامات و فرماندهان ایرانی، و خروج آمریکا از برجام، فقط چند رخداد تاریخی نیستند. اینها در ذهن تصمیمگیر ایرانی به یک نتیجه مشخص رسیدهاند: آمریکا در لحظههای حساس، قابل اعتماد نیست. برای تهران، مسئله صرفاً بیاعتمادی احساسی نیست؛ یک جمعبندی تاریخی است که بارها در تصمیمات راهبردی کشور اثر گذاشته است و آخرین مدل این بدبینی آغاز دوجنگ در اثنای مذاکراتی بود که هنوز شکست یا ناکامی آن توسط هیچ طرفی اعلام نشده بود.در طرف آمریکایی نیز ذهنیت مشابهی وجود دارد. تسخیر سفارت آمریکا در تهران، اتهام نقشآفرینی ایران در برخی حملات علیه منافع آمریکا، حمایت جمهوری اسلامی از گروههای مقاومت در غرب آسیا، و سیاست منطقهای ایران باعث شده که در واشنگتن نیز نوعی بدبینی عمیق نسبت به تهران شکل بگیرد.
برای بخشی از ساختار سیاسی آمریکا، ایران بازیگری است که نمیتوان آن را با یک توافق ساده مهار کرد یا رفتار آیندهاش را کاملاً پیشبینی نمود.جنگ چهلروزه اخیر این حافظه تلخ را سنگینتر کرده است. خون،خسارت و تهدید،به حافظه تاریخی افزوده شده و فضا را برای اعتمادسازی دشوارتر کرده است. به همین دلیل،هر توافق احتمالی اگر فقط روی کاغذ تنظیم شود و برای مدیریت این بیاعتمادی فکری نکند،شکننده خواهد بود.توافق میان ایران و آمریکا بیش از آنکه نیازمند ادبیات زیبا باشد،نیازمند سازوکار کنترل بدعهدی است.تله حقوقی توافقازمنظر حقوقی،مهمترین مسئله توافق احتمالی ایران و آمریکا، ضمانت اجراست. تجربه برجام نشان داد که حتی یک توافق چندجانبه، باقطعنامه شورای امنیت و حمایت قدرتهای جهانی نیز میتواند در برابر تغییرات سیاسی در آمریکا آسیبپذیر باشد.ایران تعهدات قابل راستیآزمایی و فوری انجام داد،اما منافع اقتصادی وعدهدادهشده، تدریجی،مشروط و در نهایت قابل بازگشت بود.این عدم تقارن، نقطه خطر هر توافق جدید است.اگر ایران امتیازهای نقد،دقیق و برگشتپذیر سخت بدهد،اما در مقابل امتیازهای نسیه، سیاسی و وابسته به اراده دولت آمریکا دریافت کند،توافق از ابتدا نامتوازن خواهد بود.مشکل اینجاست که در ساختار سیاسی آمریکا،بسیاری ازتوافقها میتوانند درحد تصمیم اجرایی دولت باقی بمانند و دولت بعدی با تفسیر تازه یاتصمیم سیاسی متفاوت،آن را تضعیف یا نقض کند.برای ایران،چنین تجربهای دیگر یک فرض نظری نیست؛یک تجربه زیسته است.بنابراین، توافق جدید اگر قرار باشد معنا داشته باشد،باید برچند اصل استوار شود:همزمانی تعهدات،امکان راستیآزمایی واقعی،هزینهمند شدن خروج یکجانبه، تضمین انتفاع اقتصادی ایران و تعیین مکانیسم روشن حل اختلاف.
بدون این عناصر، توافق بیشتر شبیه یک آتشبس موقت خواهد بود تا یک راهحل پایدار. ذکر این نکته نیز شایان تامل است که هیچ کشوری در دنیا به اندازه ایالات متحده در استفاده از طرفیت ها و متون حقوقی بین المللی را ندارد. و این مسئله دشواری تظیم هر متنی با آمریکا را دوچندان می کند.منافع اقتصادی؛ تنفس یا درمان؟از منظر اقتصادی، توافق میتواند برای ایران فرصت مهمی ایجاد کند. کاهش تحریمها، افزایش صادرات نفت، دسترسی آسانتر به منابع ارزی، کاهش هزینه مبادلات خارجی، بازگشت بخشی از سرمایهگذاری و بهبود انتظارات بازار، همگی میتوانند اقتصاد ایران را از وضعیت فرسایشی خارج کنند. اقتصاد ایران سالهاست زیر فشار تحریم، تورم، محدودیت بانکی، کاهش سرمایهگذاری و فرسودگی زیرساختها قرار دارد. هر توافقی که بخشی از این فشار را بردارد، طبیعتاً برای کشور ارزشمند است. اما خطر اینجاست که توافق با درمان اشتباه گرفته شود. توافق میتواند نفس اقتصاد را باز کند، اما بهتنهایی اقتصاد را اصلاح نمیکند. اگر نظام بانکی ناکارآمد باقی بماند، اگر سیاست ارزی بیثبات باشد، اگر فساد و رانت کنترل نشود، اگر سرمایهگذاری داخلی امنیت نداشته باشد، و اگر درآمدهای آزادشده دوباره صرف مصرف کوتاهمدت شود، توافق فقط یک مسکن خواهد بود. ممکن است نرخ ارز را مدتی آرام کند، اما بیماری اصلی را درمان نخواهد کرد.ایران باید مراقب باشد که منافع اقتصادی توافق به منافع عمومی تبدیل شود، نه صرفاً به رانت برای گروههای خاص. توافق زمانی برای مردم معنا پیدا میکند که اثر آن در کاهش فشار معیشتی، بهبود تولید، افزایش اشتغال و ثبات اقتصادی دیده شود. در غیر این صورت، حتی اگر روی کاغذ موفق باشد، در جامعه اعتباری نخواهد داشت.
بُعد نظامی و امنیتیاز منظر نظامی، توافق میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید. فرصت از آن جهت که کاهش تنش مستقیم با آمریکا میتواند احتمال جنگ مجدد را کم کند و به ایران امکان دهد بخشی از منابع خود را به بازسازی زیرساختها، توسعه اقتصاد و تثبیت داخلی اختصاص دهد. هیچ کشوری نمیتواند برای مدت طولانی در وضعیت آمادهباش دائمی زندگی کند، بدون آنکه هزینههای سنگین اقتصادی و اجتماعی بپردازد. اما خطر اصلی آنجاست که آمریکا و متحدانش بخواهند توافق را از موضوعات محدود به حوزههای حیاتی امنیت ایران گسترش دهند؛ بهویژه برنامه موشکی، توان پهپادی، سیاست منطقهای و ظرفیت بازدارندگی. برای ایران، این حوزهها صرفاً ابزار فشار نیستند؛ بخش مهمی از معماری بقا و بازدارندگی کشورند. تهران در محیطی زندگی میکند که اطراف آن پر از پایگاههای نظامی خارجی، رقابتهای منطقهای، تهدیدهای رژِیماسرائیل و بحرانهای مزمن امنیتی است. در چنین محیطی، امنیت یک کالای لوکس نیست که بتوان آن را بهسادگی معامله کرد. بنابراین، اگر توافق قرار باشد امنیت ایران را افزایش دهد، باید تنش را کاهش دهد بدون آنکه ستونهای بازدارندگی را تخریب کند. محدودسازی دفاعی بدون تضمین امنیتی معتبر، نه صلح میآورد و نه اعتماد؛ فقط طرف مقابل را به آزمون دوباره قدرت تشویق میکند.
جمعبندیتوافق ایران و آمریکا پس از جنگ چهلروزه، اگر روزی شکل بگیرد، نه باید با خوشبینی سادهلوحانه استقبال شود و نه با بدبینی مطلق کنار گذاشته شود. چنین توافقی میتواند فرصتی برای کاهش فشار اقتصادی، مدیریت تنش نظامی و باز کردن فضای دیپلماتیک باشد. اما همزمان میتواند خطر محدودسازی یکطرفه، بدعهدی دوباره، وابستگی اقتصادی و فرسایش بازدارندگی را نیز در خود داشته باشد. درس اصلی تجربههای گذشته این است که توافق خوب، فقط متنی با واژههای حقوقی دقیق نیست. توافق خوب باید حافظه تاریخی را بشناسد، عدم تقارن حقوقی را جبران کند، منافع اقتصادی ملموس ایجاد کند، امنیت ملی را تضعیف نکند و خروج از آن برای طرف بدعهد پرهزینه باشد وبهرتین نوع توافق اقدام در برابر اقدام است و نه چیزی فراتر• علیرضا موسیپور کارشناس ارشد روابط بینالملل
10:55 - 7 جولای 2026