آیتالله خامنهای در مجلس اول چه اقداماتی انجام دادند؟
نمایندگی مجلس شورای اسلامی در اولین دوره، بخشی از کارنامه سیاسی آیتالله خامنهای است. در این گزارش به بازخوانی تاریخی برخی از اقدامات ایشان در مجلس خواهیم پرداخت.
لیستهای انتخاباتی مجلس اول
انتخابات مجلس اول، پنجمین انتخابات ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود. همهپرسی تعیین نظام جمهوری اسلامی، انتخاب نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی، همهپرسی قانون اساسی و انتخابات ریاستجمهوری، چهار انتخابات پیشین بودند. در فضای انتخاباتی مجلس اول، سه جریان خط امام، ملیگرایان و گروههای مارکسیستی حضور داشتند. این انتخابات در تاریخ 24 اسفند 1358 و مرحله دوم آن در 19 اردیبهشت 59 برگزار شد. در آن زمان، لیستی با عنوان «فهرست ائتلاف بزرگ» ارائه شد که حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز، از عناصر اصلی تشکیل آن بودند. برخی گروههای دیگر همچون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، بنیاد الهادی، نهضت زنان مسلمان، سازمان فجر اسلام و گروههای دیگر نیز، در این لیست حضور داشتند. در این انتخابات، جریانهای دیگری همچون سازمان مجاهدین خلق، وابستگان به بنیصدر و حزب توده هم حضور داشتند.
آیتالله خامنهای از سوی حزب جمهوری اسلامی در این لیست قرار داشتند و به نمایندگی از این حزب، برگه ائتلاف را امضا کردند. ایشان از خرداد 1359 تا مهر 1360 یعنی حدود یک سال و 4 ماه در مجلس حضور داشتند. بررسی نتایج انتخابات مجلس اول نشان میدهد که لیست ائتلاف بزرگ در تهران، موفقترین جریان در انتخابات بود و حزب توده نتوانست هیچ نمایندهای در تهران داشته باشد. چهرههایی همچون هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، مجتهد شبستری، ولایتی، حسن آیت، رجایی، باهنر، خوئینیها، از افرادی بودند که از لیست ائتلاف بزرگ، وارد مجلس شدند.
آیتالله خامنهای، رئیس کمیسیون دفاعی مجلس
آیتالله خامنهای بعد از ورود به مجلس، به ریاست کمیسیون دفاعی درآمدند. یکی از موضوعاتی که ایشان در دوران حضور در کمیسیون دفاعی به آن ورود داشتند، مسئله اشغال خرمشهر از سوی ارتش بعثی عراق بود. ایشان 3 روز قبل از سقوط خرمشهر، نامهای به بنیصدر نوشتند. ماجرای این نامه را ایشان اینگونه روایت کردهاند: «من خدمت امام رسیدم، ایشان در پیام کوتاهی که بهوسیله من به همه سران نظامی دادند، چند نکته را گفتند. من مضمون فرمایش ایشان را همان شب به آقای بنیصدر و فرماندهان تلگراف کردم. موضوع سوم تلگراف این بود: ]امام[ اظهار فرمودهاند که در کار آبادان و خونینشهر از سوی مسئولان احساس تعلل میکنند. فرمودند اگر نمیتوانید، به من بگویید تا خود در این باره تصمیم بگیرم. من باید به اسلام و به این ملت پاسخ بدهم. این عین عبارت امام است که من همانجا بلافاصله یادداشت کردم و آمدم به آقای بنیصدر تلگراف کردم. آقای بنیصدر در جواب یک تلگراف خیلی تندی به من زدند و از اظهارات بنده به شدت رنجیده و طلبکار شدند. من در پاسخ تلگراف ایشان یک نامه خیلی مفصلی نوشتم، قسمت مورد نظر من اینجاست: در مورد خرمشهر و آبادان نظر من این بوده و هست که باید این دو شهر را با دو گردان پیاده مکانیزه یا یک گردان پیاده و یک گردان زرهی در دو سوی این شهر، یعنی یکی در محور خرمشهر-شلمچه و دیگری در تقاطع خطوط ماهشهر–آبادان و اهواز-آبادان حفاظت کنیم. تانکها در سنگر قرار گیرند و از آسیب ضد تانک دشمن محفوظ بمانند و از پیشروی دشمن جلوگیری کنند و برای نیروهای ضد تانک ما این فرصت را فراهم کنند که به دشمن دستبرد و آسیب وارد آورد.»
نقشآفرینی در موضوع رسیدگی به گروگانهای آمریکایی
بعد از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، آیتالله خامنهای، عضو کمیته ویژه رسیدگی به موضوع گروگانهای آمریکایی شدند. حسین شیخالاسلام، یکی از دانشجویان حاضر در تسخیر لانه جاسوسی در خاطرات خود ضمن توصیف زمانی که در سفارت آمریکا حضور داشت، میگوید: «اولین جایی که با آیتالله خامنهای برخورد کاری داشتم، آنجا بود. هوش و درایت ایشان برای من در آنجا خیلی واضح شد. یک روحانی خوشتیپ آمد داخل و با گروگانها ملاقات کرد. خیلی لطیف برخورد کرد. ایشان آن زمان نماینده امام در شورای دفاع بودند. ما دنبال یک نفر عاقل بودیم که به آنجا بیاید. ایشان تشریف آوردند و گروگانها را تکتک دیدند. یادم نمیرود که این ملاقات روی چند گروگان چقدر اثر گذاشت. یکی از این آدمها «مترینکو» بود که خیلی مقاوم بود. زیاد جیغوداد میکرد. اعتقاد داشت دیپلمات است. اما همین شخص بعد از ملاقات با آقا خیلی عوض شد. با ما دعوا کرد که چرا به من نگفتید ایشان میآید. او بهخوبی آقا را میشناخت چون کار سیاسی میکرد. شخصیتهای ایران، دوره انقلاب، شخصیتهای وزارت دفاع و شورای عالی دفاع را میشناخت.»
آیتالله خامنهای با اشاره به این موضوع در آن برههی تاریخی فرمودند: «من و آقای هاشمی و یک نفر دیگر -که نمیخواهم اسم بیاورم- از تهران به قم خدمت امام رفتیم تا بپرسیم بالاخره این جاسوسان را چه کار کنیم؛ بمانند، یا نگهشان نداریم؛ ایشان تأملی کردند و سپس با طرح یک سؤال واقعی پرسیدند: از امریکا میترسید؟ گفتیم نه؛ گفتند پس نگهشان دارید»
نطق تاریخی در جلسه عدمکفایت بنیصدر
یکی از موارد مهم در کارنامه یکسالهی نمایندگی مجلسِ آیتالله خامنهای در مجلس، نطق ایشان در جلسه عدمکفایت بنیصدر است. ایشان در ابتدای صحبت خود بهصراحت فرمودند: «من در محضر خدا و شما و همه کسانی که این سخن را خواهند شنید، اعلام میکنم که اینجانب، آقای بنیصدر رئیسجمهور را دارای کفایت سیاسی برای اشغال پست خطیر ریاست جمهوری نمیدانم.» ایشان در ادامه به تعریف کفایت سیاسی بر اساس قانون اساسی پرداختند و اشاره کردند که مخالفین عدمکفایت بنیصدر، بجای استدلال و توضیح، با سخنان احساسی به این موضوع واکنش نشان دادهاند. آیتالله خامنهای در واکنش به مخالفتهای تخریبگرایانه از سوی برخی گفتند: «ایکاش ایشان [بنیصدر] شخصا حضور مییافت و هرچه میخواست میگفت، تا یک بار دیگر ثابت شود که وی حرفی که نگفته باشد، ندارد و این دیگران هستند که گفتنیهای فروخوردهای که برای مصلحت اسلام و انقلاب ناگفته گذاشتهاند، بسیار دارند.»
ایشان در همین نطقشان اینگونه بحث را ادامه دادند: «عشق به جمهوری اسلامی ما را وادار به حمایت از نهاد ریاست جمهوری و اولین رئیسجمهور میکرد. همین احساس موجب شد که با وجود این که ما آقای بنیصدر را از اول صالح برای احراز این مقام نمیدانستیم، پس از آنکه انتخاب شد، از او دفاع کردیم و اینجانب در نماز جمعه بارها از او حمایت کردم و مردم را به حمایت از او دعوت کردم و علیرغم فشار تبلیغاتی او علیه جریان خط امام، عکسالعمل نشان ندادم. اما وقتی وجود او با انواع روشهای تخریبی برای همین جمهوری بهصورت آفتی بیعلاج در میآید و او در مقام ریاست جمهوری، تحقیرکننده جمهوری اسلامی و بلندگوی مخالفان او میشود، آیا بازهم حمایت از او به معنی حمایت از جمهوری اسلامی است؟
آیتالله خامنهای دلایل مفصلی را برای عدمکفایت سیاسی بنیصدر مطرح کردند که برخی از آنها به شرح زیر است:1. رئیسجمهور صلاحیت و کفایت خود را باید در احترام به نهادهای قانونی ثابت کند. آقای بنیصدر بارها به نهادهای قانونی بیحرمتی روا داشته و به این طریق پایه مشروعیت خود را سست کرده است.2. رئیسجمهور بالاترین مقامی است که حفظ حرمت نظام جمهوری از او انتظار میرود. تحقیر جمهوری، تحقیر رئیسجمهوری است. آقای بنیصدر در یک جمله کوتاه جمهوری اسلامی و نهاد ریاست جمهوری را تحقیر میکند.3. آقای بنیصدر در مقابله با کسانی که وی آنها را دشمن خود فرض میکرد از هیچ اقدامی ابا نکرد و حتی از اینکه رویههای تخریبش، اساس جمهوری اسلامی و استقلال کشور را خدشهدار کند پروایی نورزید. سندهای افشاگرانهای در این زمینه در دست است بر اساس صورت یکی از جلسات جمع مشاوران ایشان، یکی از نقشههای آنان این بوده است که پس از روی کار آمدن دولتی که مجلس به آن متمایل است اما آقای بنیصدر او را نمیپسندد؛ با کارشکنیها و مخالف خوانیها جلو موفقیت او را بگیرند تا بیآبرو و ساکت شود و با یک جدال سیاسیکارها را خود قبضه کنند.
4. آقای بنیصدر در مقام ریاست جمهوری، سیاستبازی را جانشین حقیقتگرایی کرد.مثلاً پیش از ریاست جمهوری در یک حمله تبلیغاتی وعده داد که بهره بانکی را حذف خواهد کرد. بعد از ریاست جمهوری خود و دستیارش، ریاست کل بانک مرکزی، حذف بهره بانکی را که از سوی آیتالله منتظری مطرح شده بود عملی غیرممکن و منتهی به یک فاجعه اقتصادی نامید. پیش از ریاست جمهوری، مجاهدین را به نحوی محکوم کرد. پس از ریاست جمهوری که به سازماندهی آنان احساس نیاز میکرد، آنها را به خود نزدیک ساخت. کارت حمل سلاح برای آنان صادر کرد و از عناصر و سازماندهی آنان برای مقاصد خود بهره گرفت. سندی به خط و امضای رجوی در دست است که حاکی از همکاری آنان با آقای بنیصدر در رابطه با انتخابات مجلس شورای اسلامی و نقض طرح دومرحلهای و بعضی مطالب دیگر است.5. یکی از اصول اخلاقی اسلام و مصداق بارز تقوا و امانت که جزء صلاحیتها و شرایط رئیسجمهور در قانون اساسی به شمار آمده است، صداقت و راستگویی است. آقای بنیصدر این شرط را نقض کرده و اساس کار خود را بر عدم صداقت در اظهار و عمل نهاده است. مثال برجسته و واضح، مسئله گارد ریاست جمهوری است. به دنبال اعتراضهایی که طی عملکرد روز ۱۴ اسفند نسبت به گارد ایشان در سطح جامعه مشاهده شد، ایشان بارها حضور گارد ریاست جمهوری را منکر شد و در کارنامه خود صریحاً نوشت «مرا گاردی نیست.» این نامهای است که آقای بنیصدر در تاریخ ۲۵/۳/۵۹ نوشتهاند: «سرکار سرهنگ سیروس پرچمدار، به موجب این فرمان از تاریخ ۱۱/۲/۵۹ به سمت مسئول گارد حفاظت ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب میگردید.
6. رئیسجمهور باید حیثیت جمهوری را در خارج از کشور حفظ کند. تخلف از این کار قطعاً اگر خیانت نباشد، بیکفایتی سیاسی و اخلاقی و خیلی بیکفایتیهای دیگری است. در طول ۹ ماه گذشته، یعنی اوایل تشکیل دولت جدید و پیش از آن، بزرگترین بلندگوی تبلیغاتی علیه رژیم جمهوری اسلامی، آقای بنیصدر بود و شگفتا که با اصرار در مطبوعات خارج نیز درج و منتشر شد.7. کمترین حد کفایت سیاسی آن است که محدوده مشاوران و یاران و همکاران رئیسجمهور از عناصر بدسابقه و بدنام و لااقل مشکوک و مورد سوءظن پاک باشند. اینجا من لازم ندانستم در مورد اطرافیان آقای بنیصدر توضیحات زیادی بدهم، چرا که دربارهی آقای تقوا همین روزها مطالبی در روزنامه افشا شده بود. درباره آقای فضلینژاد و بعضی از آقایان دیگر که آن اسناد را از وزارتخانه بردهاند، لزومی ندارد که وقت را بگیریم.8. افشای اسرار اقتصادی کشور نیز یکی دیگر از دلایل عدمکفایت آقای بنیصدر است. اظهار میزان نیاز ایران به صدور نفت و میزان موجودی ارزی کشور و اظهار فلج اقتصادی از آن جمله است. ایشان صریحاً اعلان کرد که ما چقدر ذخیرهی ارزی داریم، برای اینکه آقای رجایی را بکوبد و بگوید که دولت از بانک مرکزی وام گرفته.9. عجیبترین پدیدهای که در رابطه با عدمکفایت قابل بررسی است، اخلال و شورشگری ایشان است. این از هر کس در یک نظام اجتماعی قابل تصور باشد، از رئیس یک دولت، غیر معقول است. بارها ایشان مردم، کارگران و نظامیان را به مقاومت در برابر نظم موجود دعوت کرده است.»
جایگاه مجلس در نگاه رهبر انقلاب
رهبر انقلاب درباره جایگاه مجلس تراز انقلاب میفرمایند: «مجلس شورای اسلامی، یک مرکز اساسی و تعیینکننده برای انقلاب است، همه سررشتههای امور، به مجلس شورای اسلامی بر میگردد.»(۱۳۶۸/۰۹/۲۲)ایشان در خصوص جایگاه نمایندگان مجلس تأکید می کنند که موضعگیری نمایندگان مجلس در حقیقت به نوعی موضع ملت ایران به حساب میآید: «موضعگیری شما در مسائل سیاسی و بینالمللی، به یک معنا حاکی از موضعگیری ملت ایران است. این موضعگیری، دوگونه میتواند باشد. گاهی میتواند دشمن را به دخالت بیشتر امیدوار کند؛ او را نسبت به نظام اسلامی، گستاخ و طلبکار و فزونطلب و به زیادهخواهی تشویق کند؛ میتواند هم درست بهعکس باشد؛ احساس کند که در ملت ایران و نمایندگان او صلابت، ایستادگی، آگاهی به منافع و مصالح، ایستادگی بر سر منافع ملی و مصالح ملی و ناسازگاری وجود دارد. نماینده مجلس تراز انقلاب باید در داشتن روحیه انقلابی، شجاعت و ایمان به هدف، از شجاعترین، مؤمنترین و انقلابیترین افراد و در حراست از کیان اسلام و جامعه اسلامی در برابر دشمنان بیرونی و داخلی همانند یک سد باشند.»(۳۸۳/۰۳/۲۷)
لذا در نگاه رهبر انقلاب مجلس مطلوب در واقع «خانه ملت» است:«مجلس بسیار مهم است و قشرهای مختلف مردم کوشش کنند که امر انتخابات و مجلس را همیشه مهم بشمارند. مجلس مطلوب، خانه ملت، تجلیگاه عزت اسلامی و ملی، تأمین کننده منافع عمومی، حافظ امنیت کشور و سد مستحکمی در برابر تعرض و طمعورزیهای دشمن است.»(۱۳۸۲/۰۹/۲۵)«اگر چنانچه مجلس به دنبال رفاه مردم، عدالت اجتماعی، گشایش اقتصادی، به دنبال پیشرفت علم، پیشرفت فناوری، به دنبال عزت ملی و استقلال ملت باشد، ریلگذاری او به سمت این هدفها خواهد بود؛ اگر مجلس مرعوب غرب باشد، مرعوب آمریکا باشد، دنبال حاکمیت جریان اشرافیگری باشد، ریلگذاری او در این جهتها خواهد بود؛ کشور را بدبخت خواهند کرد.»(۱۳۹۴/۱۱/۲۸)#خط_رهبری #آیت_الله_خامنه_ای #انتخابات #مجلس #انتخابات_مجلس #مجلس_اول #بنی_صدر #کمیسیون_دفاع #رهبر_انقلاب
12:47 - 9 اسفند 1402