خبر رسیده که وقتِ وداع است؛ وقتِ آنکه خاکِ این سرزمین، دوباره با عطری از جنسِ ایمان و ایستادگی، آمیخته شود.
او که سایهاش بر سرِ این امت، پناهی بود از طوفانهای فتنهانگیز، اکنون خود در آستانهی آن دیدار ابدی است. کسی که کلامش، عصایِ راهِ حق بود و نگاهش، تماشایِ افقهای دور از دستِ دشمن. فردا، وقتی تابوتِ باشکوه او را از میان جمعیتِ بیشمار و اشکبار عبور میدهند، هر قدم، حکایتی است از یک عمر مجاهدت، و هر گریه، فریادی است برای حفظِ آنچه او با خونِ قلبش پاسداری کرد.این تنها تشییع یک رهبر نیست؛ این تشییعِ یک عصر است؛ تشییعِ مِهر، شجاعت و ایستادگی. جمعیت، نه تنها با اشک، بلکه با کلامی حماسی و قلبی استوار، به او پاسخ میدهند: «ما میدانیم که تو رفتی، اما ردی که از خود به جای گذاشتی، راه ما را تا ابد روشن نگه میدارد.»فراز و فرودِ این روز، ترکیبی است از تلخیِ فراق و شکوهِ ماندگاری. غمی که تا عمقِ جان نفوذ میکند، اما در عین حال، حسی از غرور در دلها مینشیند؛ چرا که میدانیم مردانی چون او، هرگز نمیمیرند، بلکه تنها به خانهای از نور بازمیگردند تا از آسمانها، نگهبانِ این خاکِ مقدس باشند.