از درسخواندن تا حضور در میدان
این روزها ازیکطرف دلت میخواهد پایکار باشی، توی مسجد و محله نقش داشته باشی، صدای اللهاکبر را به گوش دنیا برسانی. از طرف دیگر نگران درسومشق و امتحاناتی. اصلاً این وسط تکلیف چیست؟ چطور هم میتوان «نوجوان مسئول» بود، هم «دانشآموز موفق»؟
فارس - گروه نوجوان: گاهی راهکارهایی که از متخصصان میگیریم ساده به نظر میرسند، اما شاید همین «سادگیها» باشند که میتوانند از سردرگمی این روزهایمان بکاهند. اینکه بدانیم همزمان میتوانیم هم دانشآموز باشیم، هم عضوی مؤثر در خانواده و جامعه، خودش یک هنر بزرگ است. هنری که نوجوانان این سرزمین از دیروز تا امروز، در سختیها و ناملایمات، آن را به بهترین شکل به نمایش گذاشتهاند.
در گفتوگویی با دکتر زهرا مطهری نسب، روانشناس پرسیدم: خیلی از نوجوانان این روزها سردرگم هستند. نمیدانند باید تماموقتشان را بگذارند روی درس و کنکور یا بروند در عرصههای اجتماعی و مسجد و محله حضور پیدا کنند. نظر شما بهعنوان یک روانشناس چیست؟
دکتر مطهری نسب پاسخ دادند: « در هشت سال دفاع مقدس، نوجوانها چه میکردند؟ شرایط آن روزها خیلی سختتر از حالا بود، اما رزمندههای نوجوان ما هرگز درس را کامل کنار نگذاشتند. شاید با شرایط خاص، اما درس میخواندند، میآمدند امتحان میدادند و در کنارش رزمنده هم بودند. الان که الحمدلله شرایط خیلی بهتر است. شما اینترنت، کلاسهای مجازی، بستههای آموزشی در دسترس دارید. پس میشود هم درس خواند و هم در صحنه بود. الان همه شهرها، چه آنهایی که مورد حمله قرار گرفتهاند و چه نگرفتهاند، خط مقدم هستند. حضور شما، چه شبها چه روزها، در هر نقطهای که میتوانید نقشآفرینی کنید، لازم است.
این حضور در عرصههای اجتماعی، به این معنی نیست که مسئولیتهای شخصی را رها کنیم. درسخواندن، خوابیدن، مسواکزدن، کمک به خانواده... اینها جزو مسئولیتهای پایه و شخصی ما هستند.
من نمیتوانم مسئولیت شخصیام را کامل کنار بگذارم و بگویم فقط مسئولیت اجتماعی را به عهده میگیرم. مثلاً من فقط تو خیابانها حضور داشته باشم. از آن طرف هم نمیشود مسئولیتهای اجتماعی را کامل کنار بگذاریم بگوییم بهخاطر اینکه من درس دارم. اینطور یک آدم منفعل میشویم. شما فرض بکنید اگرچه مادری بخواهد بگوید وای مسئولیتهای اجتماعی دارم از نظر روحی حوصله ندارم حال ندارم مسئولیت اجتماعی هم دارم شبها هم بروم در صحنه حضور داشته باشم پس من برای بچهها غذا درست نمیکنم، خانه را جمعوجور نمیکنم، رخت و لباس نمیشورم؛ فقط میخواهم مسئولیت اجتماعی را انجام بدم. همان جوری که یک همچین چیزی برای پدرها برای مادرها و برای همه اعضای خانواده غیرمعقول و ناپذیرفتنی است برای یک نوجوان هم که موقعیت درسی و اینها را دارد، انجامدادن فقط یکی از مسئولیتها ناپذیرفتنی است.»
خیلی از نوجوانان میگویند شرایط استرسزاست و اصلاً حوصله و تمرکز درسخواندن را نداریم. ذهنمان مدام جای دیگری است. برای این حالت چه راهکاری دارید؟
«دقیقاً. در شرایط استرسزا، طبیعی است که احساس کنید ذهنتان برای درسخواندن آماده نیست، حواستان پرت میشود و حالوحوصله ندارید. اگر این حالتها مداوم شد، خوب است با کمک یک مشاور، خودتان را جمعوجور کنید. دو روش خیلی ساده و کاربردی وجود دارد که میتوانید خودتان در خانه انجام دهید و خیلی کمک میکند: روش توقف فکر و روش آرامسازی عضلانی -تنفسی.»
در روزهای اول استرس و شوک داریم. چطور میتوانیم به روال عادی برگردیم؟
«ما در ۷۲ ساعت اول هر اتفاقی، حق داریم کمی گیج باشیم. اصلاً طبیعی است. اما بعد از ۷۲ ساعت، باید خودمان را پیدا کنیم و روال زندگی ادامه پیدا کند. یعنی همان کارهای معمولی که همیشه در برنامه روزانه داشتید: درسخواندن، مسواکزدن، غذاخوردن، خوابیدن، کمک به خانواده، حتی ورزش و رفتن به پارک. منتهی الان ممکن است این روال با یککمی سروصدا و التهاب همراه باشد و یک سریکارهای اجتماعی هم به آن اضافه شده که باید انجام دهید. این دو را باید با هم داشت. نه فقط کار اجتماعی و نه فقط درس. کارهای اجتماعی سنگین هم که هر شب باید به خیابان برویم، البته خیلی هم سنگین نیست نسبت به آنهایی که پای لانچر اند اما بالاخره باید حضور داشته باشیم و کارهایی را که میتوانیم انجام بدهیم هم انجام بدهیم. هر دو اینها باید با هم باشد، اینجور نباشد که ما یکی را بگیریم و آن یکی را رها کنیم.»
14:33 - 4 فروردین 1405