نگاهی به کارکرد رسانهای اینترنشنال در منازعه سیاسی ایران
از روایتگری خشونت تا مهندسی مشروعیت خشونتدر سالهای اخیر، شبکه تلویزیونی اینترنشنال دربین مخاطبایرانی دیده می شد. اما آنچه این شبکه را از یک رسانه خبری صرف متمایز میکند، نه فقط گستره مخاطبان، بلکه پرسشهای جدی درباره کارکرد، سوگیری، منابع مالی و نقش آن در تحولات سیاسی ایران است. بخشی از صاحبنظران و پژوهشگران بینالمللی، این شبکه را نه یک رسانه مستقل، بلکه کنشگری سیاسی ـ ژئوپلیتیک توصیف کردهاند که از مرز خبررسانی عبور کرده و به "بازیگری" در منازعه سیاسی تبدیل شده است. در خبرها آمده بود که شبکه ایران اینترنشنال نسبت به تروریستی خوانده شدن این شبکه واکنش تندی از خود نشان داده است، این موضوع موجب شده است بار دیگر بحث درباره رویکرد این رسانه در قبال خشونت و اقدامات تروریستی در برخی محافل دانشگاهی و رسانه ای مطرح شود.مسئله اصلی فراتر از اتهامزنی است. پرسش اساسی این است: 1. یک رسانه چگونه از جایگاه راوی رویداد به بازیگر رویداد منتقل میشود؟ 2. در این گذار، چه زمانی رسانه از روایتگری خشونت به مهندسی مشروعیت خشونت نزدیک میشود؟برای پاسخ به این پرسش ها، میتوان عملکرد ایران اینترنشنال را در سه سطح تحلیل کرد.سطح اول: رسانهای با سوگیری سیاسی آشکارنخستین سطح، سوگیری در انتخاب و برجستهسازی برخی رویدادها است. در اینجا هنوز نمیتوان از ترویج خشونت سخن گفت؛ بحث بر این است که آیا رسانه تصویری متوازن از واقعیت اجتماعی ارائه میکند یا از میان انبوه رویدادها، صداها و شعارها، بخشی را نامتناسب برجسته میسازد.
یک نمونه قابل توجه، پژوهش مزدک آذر درباره پوشش اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ است. او با بررسی حدود ۴۵۰۰ ویدئو و محتوای مرتبط، سهم شعارهای دارای مضامین "شاه/پهلوی" را در مجموعه دادهها حدود ۱۷ درصد اعلام میکند. اما بر اساس تحلیل او، این مضامین در پوشش ایران اینترنشنال وزن بسیار بیشتری داشتهاند. آذر اختلاف وزن پوشش دو رسانه ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی را ۴۶ واحد درصد گزارش میکند و نتیجه میگیرد که ایران اینترنشنال در آن مقطع، به یک دستگاه تبلیغات سیاسی در خدمت خط سیاسی رضا پهلوی حرکت کرده است.اهمیت این یافته در آن است که بحث را از این شبکه جانبدار است، به یک پرسش قابل اندازهگیری منتقل میکند: چه چیزی در واقعیت وجود دارد و رسانه چه مقدار از آن را به مخاطب نشان میدهد؟اگر رسانهای بهطور مستمر یک جریان سیاسی، یک نماد یا یک نوع شعار را بیش از وزن واقعی آن در میدان اجتماعی برجسته کند، دیگر صرفاً خبر تولید نمیکند، بلکه در حال ساختن اهمیت سیاسی است.سطح دوم: در این سطح ، مسئله از سوگیری فراتر میرود و به کارکرد سیاسی و ژئوپلیتیک رسانه میرسد.این شبکه، از سالها پیش با پرسشهایی درباره منابع مالی، ارتباطات سعودی و استقلال تحریریه مواجه بوده است. گزارش مالی چشمگیری در نشریه فایننشال تایمز نشان داد که شرکت مادر این شبکه، "ولانت مدیا"، مبلغی در حدود ۶۵۰ میلیون پوند (معادل نزدیک به ۸۷۰ میلیون دلار) را از طریق معامله تبدیل بدهی به سهام دریافت کرده است، آن هم در شرایطی که این شرکت بیش از ۴۱۰ میلیون پوند ضرر انباشته داشته است.
ابهام زمانی عمیقتر میشود که هویت سرمایهگذاران مورد بررسی قرار میگیرد. اسناد ثبتشده در بریتانیا، "عادل عبدالکریم العبدالکریم"، یک تاجر سعودی، را به عنوان مدیر شرکت نشان میدهد. همچنین "صالح حسین الدویس" که مدیر شرکت مادر در جزایر کیمن است، با "سازمان پژوهش و رسانه عربستان سعودی" که نهادی دولتی است، مرتبط دانسته شده است. در سال ۲۰۱۸، گاردین در گزارشی از نزدیکی سرمایهگذاران این شبکه به محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، خبر داد.خود شبکه این اتهامات را رد کرده، اما شفاف نبودن منابع مالی و اندازه بیسابقه سرمایه، آن را از رسانههایی مانند العربیه یا بیبیسی که وابستگیهای دولتی خود را اعلام میکنند، متمایز میسازد.در این سطح، رسانه دیگر صرفاً یک واسطه انتقال خبر نیست، بلکه میتواند بخشی از اکوسیستم قدرت باشد. این نگاه در تحلیلهای مربوط به تغییر رژیم برجسته شده است. به نوشته ناهید سیامدوست، ایران اینترنشنال دیگر صرفاً رسانه فارسیزبان خارج از کشور دیده نمیشود، بلکه بخشی از اکوسیستم رسانهای تغییر حکومت توصیف میشود. منتقدان استدلال میکنند که شبکه از انعکاس مخالفت سیاسی، به عادیسازی و جریان اصلی کردن ایده براندازی حرکت کرده است.از همینجا مرز میان رسانه سیاسی و رسانه مداخلهگر شکل میگیرد: رسانه سیاسی موضع دارد، اما رسانه مداخلهگر، علاوه بر موضع، میکوشد در تعیین جهت حرکت میدان سیاسی نیز اثر بگذارد.سطح سوم: حساسترین سطح، جایی است که رسانه به بازیگرانی تریبون میدهد که با خشونت سیاسی یا اقدام مسلحانه ارتباط دارند.
مهمترین نمونه، پخش مصاحبه با یعقوب هور التستری، سخنگوی گروه جنبش مبارزه برای آزادی اهواز، بلافاصله پس از حمله تروریستی اهواز در سال ۲۰۱۸ است که به کشته شدن ۳۰ تن انجامید. در آن مصاحبه، التستری حمله به نیروهای نظامی را مشروع دانست. اگرچه ناظر رسانهای بریتانیا (افکام) با استناد به چالشهای مطرحشده از سوی مجری، شبکه را مقصر ندانست، اما این اتفاق به عنوان نقطه عطفی در کارنامه این رسانه ثبت شد.در کنار این، گزارش وزارت امور خارجه ایران در سال های گذشته مستند کرد که این شبکه در بازه زمانی مشخص، بیش از ۶۳ مصاحبه با سران گروههای مخالف و جداییطلب خارج از کشور انجام داده است، در حالی که تنها ۷ مصاحبه با مدعیان فعالیت حقوق بشری داشته است. همچنین تحلیل محتوای پوشش خبری نشان میدهد که اصطلاحاتی مانند "نبرد خیابانی" و "سرکوب" به جای "برخورد پلیس" با بی نظمی و عدم امنیت، به طور نظاممند برای القای فضای جنگ داخلی استفاده شده است.مرز میان مصاحبه با یک بازیگر خشونتگرا برای اطلاعرسانی و تبدیل تریبون رسانه به ابزار مشروعیتبخشی به خشونت کجاست؟پاسخ این پرسش به نحوه اجرای مصاحبه، پرسشهای مجری، زمینهسازی، میزان چالش دیدگاه مصاحبهشونده و جایگاهی که رسانه به آن دیدگاه میدهد بستگی دارد. اینجاست که به یک مفهوم نظری کلیدی میرسیم: که من آن را "گذار رسانه از روایتگری خشونت به مهندسی مشروعیت خشونت" نام گزاری نموده ام.- در مرحله نخست، رسانه خشونت را روایت میکند. یعنی میگوید چه اتفاقی افتاده است. - در مرحله دوم، درباره خشونت چارچوبسازی میکند. یعنی تعیین میکند مخاطب آن را چگونه بفهمد: سرکوب، تروریسم، دفاع یا جنایت.
- در مرحله سوم، اگر رسانه بهطور مستمر به یک بازیگر خشونتگرا تریبون بدهد، انگیزه او را مشروع جلوه دهد، خشونت او را در قالب یک ضرورت تاریخی یا سیاسی بازنمایی کند و همزمان مشروعیت رقیب را از میان ببرد، از "روایت" به "مهندسی مشروعیت" نزدیک میشود و این همان نقطهای است که به اعتقاد من با مفهوم "زورگویی رسانهای" که قبلا در موردش یادداشت و مقاله نوشتم نیز وارد تحلیل میشود: قدرت رسانه فقط در گفتن فیک نیوزها نیست. گاهی در نامتناسب کردن وزن واقعیتها، برجستهسازی یک صدا و به حاشیه راندن صدای دیگر است.اگر این سه سطح را کنار هم قرار دهیم، با یک زنجیره مواجه میشویم:جانبداری در انتخاب و برجستهسازی ↓جهتگیری سیاسی و ژئوپلیتیک ↓ تریبون دادن به بازیگران مسلح غیر مجاز یا خشونتگرا ↓تغییر معنای رویداد نزد مخاطب ↓تبدیل رسانه از راوی به بازیگربنابراین پرسش اصلی، حرفهایتر و مهمتر درباره ایران اینترنشنال این است:آیا این شبکه در مقاطع حساس، از مرحله روایت یک منازعه سیاسی عبور کرده و به یکی از بازیگران فعال در ساختن معنای آن منازعه تبدیل شده است؟اگر پاسخ در موارد مشخص مثبت باشد، آنگاه با پدیدهای مواجه ایم که فراتر از خبر جانبدارانه است. یعنی رسانهای که خود به بخشی از میدان منازعه تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، رسانه دیگر فقط نمیگوید چه اتفاقی افتاد، بلکه بهتدریج در تعیین اینکه "چه کسی حق دارد خشونت کند، چرا خشونت او قابل فهم یا مشروع است و مخاطب در برابر آن چه احساسی داشته باشد" نیز نقش پیدا میکند.و درست در همین نقطه است که باید از روایتگری خشونت به مهندسی مشروعیت خشونت سخن گفت، مفهومی که میتواند برای تحلیل عملکرد رسانه شبکه ایران اینترنشنال در جنگهای شناختی و منازعات سیاسی، کاربرد گستردهای داشته باشد.
15:49 - 6 شهریور 1405