پایان جنگ تک‌بعدی

در حکم تاریخی فرماندهی معظم کل قوا، برای انتصاب سردار سرلشکر علی عبداللهی به ریاست ستاد کل نیروهای مسلح، بندی گنجانده شده که می‌توان آن را نقطه‌عطفی در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران تلقی کرد. فرمانده کل قوا در این حکم، بر "فراهم سازی امکان پاسخگویی به‌موقع، انقلابی و مؤثر به هر سطح و نوع از تهدیدات متعارف و نوین نظامی، شناختی، و ترکیبی" تأکید فرموده‌اند . این عبارت کلیدی، که در کنار دو مأموریت راهبردی دیگر یعنی ارتقاء توانمندی‌های همه‌جانبه و تکمیل ادغام ستاد کل و قرارگاه خاتم‌الانبیاء قرار گرفته است، نشان از درک عمیق از ماهیت پیچیده و چندبُعدی تهدیدات فراروی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دارد .تأکید بر تهدیدات شناختی و ترکیبی در بالاترین سطح فرماندهی نظامی، به معنای تغییر پارادایم از جنگ کلاسیک به جنگ هوشمند است. در این نگاه نوین، دشمن تنها با جنگنده و پهپاد میدان را هدف نمی‌گیرد، بلکه هم‌زمان با به‌کارگیری جنگ روانی، عملیات اطلاعاتی، روایت‌سازی رسانه‌ای، تهدیدات سایبری و نفوذ در افکار عمومی، به دنبال تضعیف اراده ملی و ایجاد ناامنی روانی در جامعه است . کارشناسان نظامی بر این باورند که دکترین نظامی ایران در پاسخ به این نوع تهدیدات، اساساً تغییر کرده و به سمت رویکردی تهاجمی‌تر و چابک‌تر برای پاسخ‌دهی لحظه‌ای حرکت کرده است .بند دوم حکم که به تکمیل روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء اشاره دارد، مکمل بند مربوط به تهدیدات ترکیبی است .
ادغام این دو نهاد کلیدی، یعنی(یکپارچه‌سازی ساختار برای مواجهه یکپارچه ) نهاد سیاست‌گذار و نهاد عملیاتی، در کنار هم، یک ساختار فرماندهی متمرکز و چابک ایجاد می‌کند تا امکان پاسخ‌دهی هماهنگ و سریع به تهدیدات چندوجهی فراهم شود. این ادغام، که مبتنی بر تدبیر امام شهید (ره) است، به ستاد کل اجازه می‌دهد تا با استفاده از تمام ظرفیت‌های نظامی، اطلاعاتی و امنیتی، یک سپر هوشمند در برابر جنگ ترکیبی دشمن ایجاد کند.با توجه به صراحت حکم بر لزوم مواجهه با تهدیدات شناختی، نمی‌توان این تغییر راهبردی در نیروهای مسلح را بدون تحولی متناظر در عرصه رسانه و فضای مجازی کشور دنبال کرد. در واقع، بند تهدیدات شناختی یک هشدار و یک مأموریت هم‌زمان است که فراتر از ساختارهای نظامی، تمام ارکان حاکمیت و به ویژه دستگاه‌های رسانه‌ای را مخاطب قرار می‌دهد. بر این اساس، برخی کارشناسان رسانه بر این اعتقاد هستند، تغییر دکترین رسانه‌ای کشور در محورهای زیر یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است:انتقال از دفاع رسانه‌ای به اقتدار رسانه‌ای: دکترین جدید رسانه‌ای کشور باید از حالت واکنشی و دفاعی خارج شده و به یک راهبرد تهاجمی و پیش‌دستانه برای خنثی‌سازی روایت‌های دشمن و تبیین دستاوردهای نظام و جبهه مقاومت تبدیل شود. همان‌طور که نیروهای مسلح موظف به پاسخ‌گویی انقلابی و مؤثر هستند، رسانه‌ها نیز باید با سرعت و قاطعیت به جنگ شناختی دشمن پاسخ دهند.سازماندهی جهاد تبیین در تراز جنگ ترکیبی: جنگ شناختی، مرزهای جغرافیایی ندارد و مخاطب آن، قلب و ذهن مردم است.
لذا ضرورت دارد یک قرارگاه رسانه‌ای پیشرفته و هماهنگ، مشابه قرارگاه‌های نظامی، برای مدیریت جریان اطلاعات، مقابله با شایعات و تولید محتوای قانع‌کننده در فضای مجازی و رسانه‌های داخلی و بین‌المللی شکل گیرد. این قرارگاه باید با ستاد کل نیروهای مسلح در ارتباط تنگاتنگ باشد تا اشراف اطلاعاتی و عملیاتی لازم را برای اقناع‌سازی و امیدآفرینی در جامعه داشته باشد.بهره‌گیری از نخبگان عرصه شناختی: همان‌طور که فرمانده کل قوا بر ارتقاء آمادگی‌های روزآمد تأکید دارند، عرصه رسانه نیز نیازمند به‌کارگیری نخبگان ، متخصصان علوم شناختی، روان‌شناسی و ارتباطات است. استفاده از ابزارهای نوین مانند هوش مصنوعی، تحلیل کلان‌داده‌ها (بیگ‌دیتا) و سواد رسانه‌ای برای مقابله با الگوریتم‌های فضای مجازی که توسط دشمن طراحی می‌شوند، یک ضرورت انکارناپذیر است.لذا حکم فرماندهی کل قوا، یک سند راهبردی است که افق جدیدی از بازدارندگی و قدرت دفاعی را برای کشور ترسیم می‌کند. تأکید بر تهدیدات شناختی و ترکیبی، نشان از بلوغ راهبردی نظام در مواجهه با پیچیده‌ترین جنگ‌های روز دنیا دارد. اما تحقق این مأموریت، مستلزم یک جهش هماهنگ در تمام ارکان کشور و به ویژه تحول بنیادین در دکترین رسانه‌ای است. رسانه‌ها به عنوان خط مقدم جبهه جنگ شناختی، باید با درک این مأموریت تاریخی، خود را از یک نهاد اطلاع‌رسانی صرف، به یک دستگاه قدرتمند برای دفاع از موجودیت نظام و تبیین حقانیت جبهه مقاومت تبدیل کنند. این، همان گره‌گشایی راهبردی است که نیروهای مسلح را در پشت جبهه رسانه‌ای پوشش خواهد داد و امنیت روانی کشور را در برابر توطئه‌های ترکیبی دشمنان تضمین خواهد کرد.
01:47 - 20 مرداد 1405