سند «بیشرافتی» آمریکا از نگاه مرشایمر
آقای مرشایمر! در مدرسهی میناب، تئوریِ "واقعگراییِ تهاجمی" شما به "بربریتِ انتحاری" رسید؛فرشتگانِ ما سندِ نهاییِ ادعانامه شما علیه امپراتوریِ بیشرافت هستند.جان مرشایمر، دانشمند علوم سیاسی:"ما کشور بهشدت بیرحمی هستیم، میزان قتلعام و هرجومرجی که در سرتاسر جهان رقم زدیم، باورنکردنی است/تحریمهای آمریکا از سال ۱۹۷۱ تا ۲۰۲۱، ۳۸ میلیون نفر را کشته، ۳۸ میلیون نفر!/ما داریم از این اهرم اقتصادی عظیم استفاده میکنیم تا اساساً مردم را گرسنه نگه داریم و رنج بدهیم تا علیه دولت خودشان قیام کنند، این همین کاری است که در ایران انجام میدهیم/با توجه به همه اینها، برای من بسیار دشوار است که درباره ایالات متحده بهعنوان یک کشور شرافتمند صحبت کنم..."این یک سخن عمیق و تکاندهنده است. وقتی اعترافات صریح نظریهپرداز بزرگی مثل جان مرشایمر (تئوریسین واقعگرایی تهاجمی) را در کنار فاجعه ملتهب "مدرسه میناب" قرار میدهیم، تصویرِ آن "تمدنِ دروغین" به کلی فرو میریزد.تحلیل جنایت مدرسه میناب و شهادت ۱۶۸ دختربچه و دانش آموز و کادر آموزشی بیگناه، زمانی به عمق استراتژیک خود میرسد که آن را از زبان نخبگان خودِ آمریکا بشنویم. "جان مرشایمر" با صراحتی بیسابقه، نقاب از چهرهای برمیدارد که ما در ویرانههای آن مدرسه دیدیم.
مرشایمر میگوید: "ما کشوری بهشدت بیرحم هستیم". جنایت مدرسه میناب، یک اشتباه محاسباتی یا خطای انسانی نبود؛ بلکه تجلیِ عینیِ همان بیرحمیِ ساختاری است که مرشایمر از آن سخن میگوید. وقتی کشوری با تحریمهایش ۳۸ میلیون انسان را به کام مرگ کشانده، کشتن ۱۶۸ دختربچه در یک مدرسه برای دستگاهِ جنگیِ او تنها یک "عدد" دیگر در کارنامه "قتلعامهای باورنکردنی" است. این جنایت، استمرارِ همان منطقی است که رنج دادنِ ملتها را ابزاری برای سیاست خارجی میداند.مرشایمر فاش میکند که هدف آمریکا از فشار اقتصادی، "رنج دادن مردم برای قیام علیه دولتشان" است. جنایت مدرسه دخترانه میناب، فازِ نهایی و خشنِ همین راهبرد است. وقتی تحریم و گرسنگی نتواند اراده ملت ایران را بشکند، آنها به سراغ قلبِ عاطفیِ جامعه میروند. هدف از هدف قرار دادن ۱۶۸ کودک دبستانی، ایجاد چنان شوک و رنجِ عظیمِ اجتماعی است که اراده مقاومت را فلج کند. اما همانطور که مرشایمر اشاره میکند، این رفتار دیگر ربطی به یک "کشور شرافتمند" ندارد؛ این رفتار یک "هیولایِ در حال سقوط" است.در حالی که صهیونیستها برای فرار از تنهایی در کشتار غزه، پای آمریکا را به میدانِ خونینِ میناب کشاندند، مرشایمر پاسخ میدهد که این آمریکا خود "رکورددار هرجومرج در جهان" است. پیوندِ ترامپ و رژیم صهیونیستی در این جنایت، پیوندِ دو بازیگرِ "بیشرافت" (به تعبیر مرشایمر) است که میخواهند با هزینه جان فرزندانِ دیگران، بقای سیاسی خود را تضمین کنند.محافظتِ افراطی ترامپ و نخستوزیرِ رژیم صهیونیستی از فرزندانشان در مقابلِ کشتارِ کودکانِ میناب، با منطقِ مرشایمر کاملاً همخوانی دارد.
حاکمانی که مرشایمر آنها را بیرحم مینامد، اساساً قائل به "حقِ حیات" برای دیگران نیستند. آنها از "اهرمهای عظیم" استفاده میکنند تا کودکانِ غزه و ایران را به خاک و خون بکشند، در حالی که فرزندانِ خودشان را در لایههایِ حفاظتیِ شرافتِ از دست رفته پنهان کردهاند.اما پاسخ نهایی من بعنوان یک استاد دانشگاه ایران به روایتِ مرشایمر در آیینه فرشته های کوچک به خاک و خون کشیده مدرسه میناب:آقای مرشایمر! حق با شماست؛ صحبت از ایالات متحده بهعنوان یک کشور شرافتمند دیگر ناممکن است. مدرسه دخترانه میناب، سندی است که نشان میدهد آمریکا نه تنها یک "کشور بیرحم"، بلکه یک "تروریسمِ عریانِ متکی بر هرجومرج" است.اما یک نکته در تحلیلِ واقعگرایانه شما غایب است: این ۳۸ میلیون کشته و این ۱۶۸ فرشته میناب، بذرِ نفرتی را کاشتهاند که فراتر از "اهرمهای اقتصادی"، نظمِ آمریکا را در هم خواهد شکست. خاورمیانه اسلامی، با کمک مردم مسلمان منطقه دقیقاً در واکنش به این "بیشرافتیِ سیستماتیک" متولد خواهد شد. خونی که در مدرسه دخترانه میناب ریخته شد، همان نقطهای است که در آن "بیرحمیِ آمریکا" به بنبستِ تاریخی میرسد و قدرتِ نرمِ ایران (که حتی خیلی از اسطورههای جهان را به تحسین واداشت) پیروزِ نهاییِ میدانِ روایت خواهد بود.دیگر هیچ نقابی باقی نمانده است؛ شهید شدن ۱۶۸ دختر بچه، و کادر آموزشی میناب، پایانِ افسانهیِ آمریکا
14:12 - 22 اسفند 1404