خودشیفتگی رسانه‌ای

در جهان امروز که رسانه‌ها نقش اساسی در شکل‌دهی به واقعیت‌های سیاسی و روانی ایفا می‌کنند، روایت‌سازی دیگر تنها ابزاری برای اطلاع‌رسانی نیست، بلکه به ابزاری برای هدایت افکار عمومی و مهندسی ادراک تبدیل شده است. در این میان، عملکرد شبکه‌هایی چون ایران اینترنشنال در بزنگاه‌های بحرانی، حکایت از آن دارد که این رسانه بیش از آن‌که وظیفه‌اش خبررسانی باشد، با رفتاری نزدیک به اختلال نارسیستی، در پی تحمیل سلطه روایی، نادیده‌گرفتن واقعیت‌ها، و حذف دیدگاه‌های غیرهمسو است.حادثه تلخ انفجار در بندر شهید رجایی بندرعباس، نمونه‌ای عینی از این رویکرد است. شبکه ایران اینترنشنال و هم‌ردیفانش با تکیه بر تحریف، تحقیر و حذف واقعیت‌های میدانی، تلاش کردند چهره‌ای ناتوان از مدیریت بحران ایران ترسیم کنند. تکرار کلیدواژه‌هایی چون "افشاگری"، "منابع ما" یا "پنهان‌کاری مسئولان"، تلاشی است برای انحصار روایت و القای برتری اطلاعاتی. این شبکه کوشید خود را تنها منبع معتبر معرفی کند، حال آنکه بسیاری از ادعاهای آن با شواهد رسمی و میدانی در تضاد آشکار بود.در پوشش بحران بندرعباس، به جای بهره‌گیری از کارشناسان حوزه امداد یا مدیریت بحران، این شبکه تریبون خود را در اختیار چهره‌هایی قرار داد که فاقد تجربه میدانی بوده و صرفاً در پی القای ناکارآمدی و ایجاد بی‌اعتمادی عمومی بودند، چهره‌هایی که بیشتر می‌توان آن‌ها را "گماشتگان جنگ روانی" نامید تا تحلیل‌گر. مشابه این روند، در پوشش مذاکرات ایران و آمریکا نیز تکرار می‌شود؛ جایی که ایران اینترنشنال با دعوت مکرر از کارشناسان تندرو، مذاکره را بی‌ثمر و تنها راه‌حل را فشار خارجی و فروپاشی نظام معرفی می‌کند.
یکی دیگر از تاکتیک‌های این رسانه، بهره‌گیری از "بمباران احساسی" و تیترهای تحقیرآمیز است. عباراتی چون "اطفای حریق با یک سطل شن" یا "هلی‌کوپتر تک‌نفره علیه آتش عظیم"، در حالی مطرح می‌شوند که گزارش‌های عینی حاکی از حضور پرشمار تیم‌های واکنش سریع، امدادگران، بالگردهای آتش‌نشان و مراکز درمانی بود. این لحن تمسخرآمیز، یادآور شیوه‌های خودشیفته‌ها در کوچک‌نمایی دیگران برای برجسته‌سازی خود است.حتی فداکاری نیروهای امدادی و نظامی که از نخستین ساعات حادثه در منطقه حاضر بودند، از سوی این رسانه یا نادیده گرفته شد یا با دیده تردید نگریسته شد. در الگوی رفتاری نارسیستی، همدلی تنها زمانی معنا دارد که در خدمت منافع فرد یا گروه باشد، ویژگی‌ای که در عملکرد رسانه‌ای ایران اینترنشنال نیز به‌وضوح دیده می‌شود.در نهایت، این شبکه کوشید روایتی را غالب کند که مدیریت بحران در ایران را ناتوان و ناقص جلوه دهد، بدون آن‌که زمینه، موانع و تلاش‌های انجام‌شده را در نظر بگیرد. رسانه‌ای که از اتاق‌های شیشه‌ای لندن عملکرد نیروهای امدادی و نهادهای ایرانی را با تمسخر و تخریب قضاوت می‌کند، در واقع خود را مرجع نهایی در تعریف حقیقت می‌پندارد و این یکی از نشانه‌های بارز اختلال نارسیستی.
چنین رویکردی تنها به حوادث محدود نمی‌ماند؛ در مسائل بزرگ‌تری چون پرونده هسته‌ای یا گفت‌وگوهای ایران و آمریکا، همین الگوی تکراری به‌چشم می‌خورد: القای بن‌بست، دعوت به تقابل و حذف هرگونه امکان توافق. این همان فرآیند مهندسی جنگ رسانه‌ای است.ایران اینترنشنال دیگر صرفاً یک رسانه نیست؛ بلکه یک سازوکار روان‌افزاری مبتنی بر خودشیفتگی رسانه‌ای است. مخاطب باید آگاه باشد که آنچه از این رسانه‌ها می‌بیند، لزوماً حقیقت نیست گاه فقط بازتاب چهره‌ خودشیفته‌ی آن‌ها در آینه واقعیت تحریف‌شده است.
00:26 - 10 اردیبهشت 1404

1 بازنشر7 واکنش
297٫7k بازدید