مادری که داغش را به آرزو گره زد
مادر شهید محمد دهقان بر سر مزار فرزند دلبند شهیدش میگوید، درد فراقش امانم را بریده اما برایش خوشحالم چون به آرزویش رسیده است.
به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان ساری، غروب که میشود آستانه امامزاده باقر (ع) حال و هوای دیگری دارد در میان سنگقبرها که هر کدام قصهای از یک حماسه را در دل خود دارند زنی با گامهایی آرام اما دلی که تلاطماش را هیچ کلامی وصف نمیکند به سمت مزاری مشخص میآید. اینجا گلزار شهدای منطقه دودانگه است؛ جایی که خاکش با عطر جوانانی از جنسِ غیرت متبرک شده است. مادر شهید محمد دهقان اکنون مزار پسر مأمن دلتنگیهایش شده دستهای لرزانش را بر سنگ سرد مزار میکشد؛ گویی میخواهد گرمای وجودش را به یادگاری که از جگرگوشهاش برایش مانده پیوند بزند.
به آرامی شروع به ناز و نوازش میکند؛ درست مثل همان روزهایی که محمد کودک خردسال و لالاییخوان خوابهای شیرینش بود.صدایش آمیخته با بغضی کهنه و عشقی ابدی در فضای گلزار میپیچد. کلماتش ساده است اما در عمق هر هجا کوهی از درک مفاهیم بزرگ نهفته است.
مادر شهید محمد دهقان میگوید، درد فراقش امانم را بریده است؛ جملهای که تمام مادران داغدیده را به یاد میآورد اما بلافاصله نوری از ایمان در چهرهاش میدرخشد و ادامه میدهد: اما خوشحالم که به آرزویش رسیده است.آری محمد به آرزویش رسیده بود و حالا این مادر با همین باور ستودنی، رنج دوری را به شهد افتخار میآمیزد.
این قاب نه تنها تصویر یک مادر و فرزند که نمادی از شکوه دودانگه پرصلابت است؛ سرزمینی که مردان بزرگش آوختهی دامان همین مادران صبور هستند. یاد محمد دهقان و تمام شهدای آرمیده در این گلزار همچون نام بلند ایران جاودان خواهد ماند. بگذارید بگویند زمان میگذرد؛ اما برای این مادران محمد هنوز هم همان جوان رشیدی است که با لبخند دست بر سرش میکشد و او نیز با نگاهی که رنگ آسمان گرفته به او لبخند میزند.
01:13 - 24 مه 2026