ریشههای تقابل ایران با جبهه غربی–عبری–عربی
دبیر اندیشکده حکمرانی و قانونگذاری استان کرمانشاه با تشریح ابعاد ایدئولوژیک، ژئوپلیتیک، اقتصادی و راهبردی منازعه ایران با جبهه غربی، عبری و عربی، به مهمترین ابتکارات جمهوری اسلامی ایران در مدیریت این تقابل اشاره کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، در چهار دهه گذشته، روابط جمهوری اسلامی ایران با مجموعهای از بازیگران منطقهای و فرامنطقهای همواره با تنش، رقابت و تقابل همراه بوده است؛ تقابلی که بسیاری از تحلیلگران آن را صرفاً یک منازعه سیاسی یا امنیتی مقطعی نمیدانند، بلکه آن را نتیجه تلاقی مجموعهای از عوامل ایدئولوژیک، ژئوپلیتیک، اقتصادی و راهبردی در منطقه خاورمیانه ارزیابی میکنند.در این میان، نقش رژیم صهیونیستی، ایالات متحده آمریکا و برخی بازیگران منطقهای در شکلگیری و تداوم این تقابل، همواره مورد توجه تحلیلگران حوزه روابط بینالملل بوده است.بررسی ریشههای این منازعه و همچنین راهبردهای جمهوری اسلامی ایران برای مدیریت و مواجهه با آن، میتواند به درک دقیقتر تحولات منطقه و آرایش جدید قدرت در غرب آسیا کمک کند.در همین راستا، به جهت واکاوی علل این تنازعات و ابتکارات راهبردی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با آن با شهرام فتاحی، عضو هیئت علمی دانشگاه و دبیر اندیشکده حکمرانی و قانونگذاری استان کرمانشاه، به گفتوگو نشستهایم.
فارس: مهمترین دلایل تنازع دائمی علیه جمهوری اسلامی ایران چیست؟
فتاحی: اگر بخواهم بهصورت اجمالی عرض کنم، مهمترین دلایلی که منجر به شکلگیری یک رابطه کاملاً تنازعی و آنتاگونیستی و نوعی زنجیره تقابل در ۴۷ سال اخیر میان ایران و جبهه غربی، عربی و عبری شده، مجموعهای از عوامل است که برآیند آنها این تقابل را به شکلی ناگزیر پدید آورده است.در نوک پیکان این تقابل، همواره صهیونیستها قرار داشتهاند؛ با حمایت آشکار آمریکا و متحدان غربی و نیز حمایت پنهان برخی بازیگران عربی منطقه.نخستین عامل، «دلایل ایدئولوژیک» است. نظام جمهوری اسلامی ایران، ملهم از گفتمان عاشورا و همچنین ساحت گفتمانی مهدویت، خود را بهمثابه یک انقلاب اسلامی و یک منظومه تحولخواه به منطقه پیرامونی معرفی کرده است.طبیعی است که در چنین شرایطی، وقتی در همین منطقه یک بازیگر مجعول وجود دارد که بر پایه برخی دعاوی تاریخی و ایدئولوژیک، از جمله مسئله سرزمین موعود، دیاسپورای تاریخی، هولوکاست و امثال آن، برای خود مأموریتی قائل است، تقابل دو گفتمان آخرالزمانی میتواند فضایی عمیقاً آشتیناپذیر ایجاد کند؛ بهویژه آنکه جمهوری اسلامی ایران نهتنها مشروعیت، بلکه اساساً موجودیت رژیم صهیونیستی را نیز به رسمیت نشناخته است.
بحث دوم، «عوامل ژئوپلیتیک» است. جمهوری اسلامی ایران در قالب دکترین دفاع پیرامونی و فرامرزی، تلاش کرده در بستر ژئوپلیتیک شیعه، مجموعهای از بازیگران همسو و همباور خود را در قالب محور مقاومت سازمان دهد و از آن حمایت کند.این رویکرد، طبیعتاً با ایده «اسرائیل بزرگ» در تعارض کامل قرار میگیرد. به همین دلیل نیز شاهد هستیم که طرف مقابل، بهویژه صهیونیستها، از ادبیات جنگهای صلیبی نیز بهره میگیرند و در این مسیر از سوی جریانهای انجیلی و آنچه برخی از آنها با عنوان صهیونیستهای مسیحی یاد میکنند، حمایت میشوند. در نقطه مقابل نیز تلاش کردهاند از طریق پیمان ابراهیم، برتری منطقهای ایران را تقلیل دهند.نکته دیگر، «ابعاد اقتصادی منطقه» است. همانطور که مستحضرید، حدود ۷۰ درصد ذخایر هیدروکربنی جهان در حوزه خاورمیانه قرار دارد و منطقه خلیج فارس نیز سهمی تعیینکننده در مبادلات انرژی جهان دارد.افزون بر این، بخش مهمی از تجارت جهانی در حوزههایی مانند انرژی، آلومینیوم، هلیوم، کودهای کشاورزی و سایر کالاهای راهبردی از مسیر تنگه هرمز عبور میکند. از اینرو اقتصاد جهانی به این منطقه گره خورده است.در نهایت، «ابعاد استراتژیک منازعه» مطرح است. اگر روزگاری گفته میشد همه راهها به روم ختم میشود، امروز باید گفت بسیاری از هابهای انتقال کالا، خدمات و کریدورهای مهم جهان به این منطقه منتهی میشود.به تعبیر دیگر، هر بازیگری که بتواند بر این هارتلند مسلط باشد، از قدرت اثرگذاری ویژهای در نظام جهانی برخوردار خواهد شد. در چنین شرایطی، حضور ایران در این منطقه، اجازه تکمیل پازل مطلوب قدرتهای بزرگ و صهیونیستهای مهاجم و آشتیناپذیر را نمیدهد.
فارس: مهمترین ابتکارات و راهبردهای ایران در این تنازعات و برای دست برتر داشتن در این نبرد نامتقارن
فتاحی: واقع مطلب این است که مجموعهای از ابتکارات راهبردی در این حوزه قابل اشاره است.نخستین مسئله، «منطقهایکردن متحورانه جنگ تحمیلی» بود؛ موضوعی که در بیانات رهبر معظم انقلاب نیز مورد تأکید قرار گرفت. آمریکاییها، صهیونیستها و حتی برخی بازیگران عربی منطقه که در تمام این سالها بهصورت مزورانه میزبان پایگاههای آمریکا بوده و انواع حمایتها را انجام دادهاند، تصور نمیکردند جمهوری اسلامی ایران چنین واکنش شجاعانه و متحورانهای از خود نشان دهد. با وجود آنکه جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته همواره تلاش کرده سیاست همسایگی و تعاملگرایی را در دستور کار داشته باشد، اما در بزنگاههای حساس، واکنش ایران همه را با یک غافلگیری جدی میدانی مواجه کرد.نکته دوم، «بازپسگیری هوشمندانه خیابان» بود. حوادث تراژیک دیماه ۱۴۰۴، از نظر بسیاری از ناظران، رخدادی غیرمنتظره بود و کمتر کسی تصور میکرد چنین فضایی ایجاد شود. با این حال، آنچه در ادامه رخ داد، نشان داد که مردم همچنان مهمترین سرمایه و دارایی معنوی نظام جمهوری اسلامی هستند.
هماوردجویی دلیرانه رزمندگان ایران و جبهه مقاومت در میدان
سومین مسئله، «هماوردجویی دلیرانه، بیسابقه و الهامبخش رزمندگان ایران و جبهه مقاومت در میدان» بود. واقعیت این است که غربیها و آمریکاییها طی دهههای متمادی، برای پیگیری مطالبات سلطهجویانه و استثمارگرانه خود، به استفاده از قدرت نظامی و نمایش هیبت جنگی تکیه کردهاند.اما در این میدان، خیلی زود دریافتند که دیگر کسی خریدار این هیاهو نیست. ناوها و تجهیزات پرطمطراق آمریکایی نیز در عمل با واقعیت جدیدی مواجه شدند و این پیام را دریافت کردند که ایران و محور مقاومت از هیبتسازیهای مرسوم هراسی ندارند.نکته دیگر، «بازخیزی غافلگیرکننده محور مقاومت پس از عملیات هفتم اکتبر و طوفانالاقصی» بود. واقعیت آن است که محور مقاومت در کانونهای مختلف خود، بهویژه حزبالله، با هجمهای نابرابر و ظالمانه روبهرو شد و بسیاری از نیروهای ستادی، فرماندهان برجسته، زیرساختها و امکانات خود را از دست داد.با این حال، کسی تصور نمیکرد که در شرایطی که به تعبیر شما «امالقری» در معرض تهدید قرار گرفته، محور مقاومت با چنین هارمونی دلیرانهای وارد میدان شود و از موجودیت و موضوعیت خود دفاع کند.اکنون نیز در شرایط آتشبس، میتوان مشاهده کرد که جمهوری اسلامی ایران با شجاعت و تحرک، معادلات دیپلماتیک را به مهار رفتارهای رژیم صهیونیستی در سرحدات لبنان گره زده است. مجموعه این تحولات، همان چیزی است که ما از آن با عنوان «جنگ نظمها» یاد میکنیم؛ جنگی که در صورت تداوم این تحولات غرورآفرین میدانی و نیز بصیرتی که در سطح جامعه دیده میشود، میتواند به شکلگیری نظمی جدید، الهامبخش و عزتآفرین برای ایران و ملت ایران منجر شود.
فارس: آیا میتوان گفت که نظم نوین جهانی در راه هست؟
فتاحی: تقابل میان جمهوری اسلامی ایران و جبهه غربی، عبری و برخی بازیگران عربی، پدیدهای چندبعدی است که ریشه در تعارضات عمیق ایدئولوژیک، رقابتهای ژئوپلیتیکی، اهمیت اقتصادی منطقه خاورمیانه و جایگاه راهبردی آن در نظام بینالملل دارد. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز با اتخاذ مجموعهای از راهبردها و ابتکارات در حوزههای میدانی، منطقهای و دیپلماتیک تلاش کرده است معادلات این تقابل را مدیریت کرده و موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد.به باور کارشناسان، تداوم این روند و تحولات جاری در منطقه میتواند زمینهساز شکلگیری نظم جدیدی در غرب آسیا باشد؛ نظمی که نتیجه برهمکنش قدرتهای منطقهای، تحولات میدانی و بازتعریف نقش بازیگران در معادلات ژئوپلیتیک منطقه خواهد بود.
09:35 - 4 اردیبهشت 1405