زندگی به شرط مذاکره!

فارغ از نتایج مذاکراتی که طی دو دهه گذشته با اروپا و سپس آمریکا داشته‌ایم، معطلی و بلاتکلیفی، بدترین نتیجه‌ای بود که در حاشیه این گفتگوها حاصل شد و کشور را نسبت به متغیرهای خارجی شرطی کرد تا چشم‌ها به خارج از مرزها دوخته شود و دهه ۹۰ را به دهه رکود و کم‌کاری تبدیل کند.همین وضعیت مستمری که اسمش را سایه جنگ گذاشته‌ایم و اگر خسارتش محاسبه شود، چه‌بسا هزاران برابر خسارت جنگ دوازده روزه باشد و علاوه بر اقتصاد، جامعه و روح و روانش را نیز دچار فرسایش کرده است.صد روز پیش با غروب برجام، این امیدواری وجود داشت که نقطه پایانی بر این بلاتکلیفی گذاشته شود و نگاه‌ها از بیرون به درون مرزها و ظرفیت‌های داخلی بازگردد. اما شکل‌گیری مجدد مذاکرات نشان داد چنین نگاهی همچنان حاکم است و باید در انتظار تبعات آن بود.روز جمعه ساعتی پس از پایان مذاکرات، معاونت ارتباطات دفتر رئیس‌جمهور که چندی‌ست پیامک‌هایی درباره بعضی مسائل موردنظر دولت، نظیر صدور گواهینامه موتورسواری بانوان را به همه سیم‌کارت‌های فعال کشور ارسال می‌کند، خبر مذاکرات را نیز ارسال کرد:«عراقچی پس از پایان مذاکرات مسقط: شروع خوبی بود... درباره ادامه مذاکرات تقریبا توافق وجود داشت و قرار شد ادامه یابد.» پیامکی که پیام خاصی جز ادامه مذاکرات را منتقل نمی‌کند و به‌نظر می‌رسد نتیجه‌ای جز درگیر کردن اجباری همه مردم با اخبار مذاکرات و شرطی کردن بیش از پیش آن‌ها نسبت به روند و نتیجه گفتگوها نداشته باشد.
گرچه ممکن است هدف از این پیام امیدآفرینی و پالس مثبت امکان توافق به بازار و جامعه باشد، اما چنین شرطیتی در فراز و فرودهای مذاکره، منحصر به فرازها و امیدها نیست و در فرودها و بن‌بست‌های مذاکراتی هم باید منتظر پالس‌های منفی و ناامیدی باشیم. و چه‌بسا همین تأثیرگذاری به ابزار فشار طرف مقابل در مذاکرات تبدیل شود!اما شاید مهم‌تر از شرطی شدن جامعه، شرطی شدن حاکمیت و فریز شدن طرف ایرانی نسبت به روند و نتایج مذاکرات است. آسیبی که باعث محدودیت عمل نسبت به دشمن می‌شود و کنش‌ها یا واکنش‌های ما را به بهانه تنش‌زدایی و ترس از بسته شدن پنجره گفتگو سرکوب می‌کند.هفته گذشته رونمایی از شهر موشکی جدید کشورمان به دلایلی منتفی شد که به‌نظر می‌رسد دلیل عمده‌اش شکل‌گیری مذاکرات باشد. همچنین پهپاد پیشرفته ایرانی در آب‌های آزاد، هدف تهاجم آمریکایی‌ها قرار گرفت که هنوز هیچ واکنش و پاسخی به این تعرض آشکار نداشته‌ایم. حتی حضور فرمانده سنتکام در تیم مذاکراتی آمریکا نیز که به‌طور واضح معنایی جز فشار نظامی بر میز مذاکره ندارد، از سوی تیم دیپلماتیک ما پاسخی نیافت.این در حالی است که فعالیت خصمانه دشمن در خلال مذاکرات نه‌تنها کاهشی نداشته، بلکه افزایش هم یافته است. آمریکا نه‌تنها فرمانده نظامی‌اش را روانه گفتگو با تیم دیپلماتیک ما کرده، بلکه تحرکات لجستیک و آرایش نظامی‌اش در منطقه همچنان ادامه دارد.دونالد ترامپ هم بلافاصله پس از پایان دور اول مذاکرات با وجود ابراز خوش‌بینی به گفتگوها هم‌چنان زبان تهدید را برای دست‌یابی به توافق موردنظرش استفاده می‌کند «ما یک نیروی دریایی بزرگ داریم و یک ناوگان بزرگ هم در حال حرکت به آن سمت است... اگر به توافق نرسند، پیامدهای آن بسیار سنگین خواهد بود.»
او ساعتی بعد فرمان اجرایی جدیدی را امضا کرد که جریمه‌های ثانویه‌ای برای شرکای تجاری ایران وضع می‌کرد تا تعرفه سنگین ۲۵ درصدی بر کالاهای وارداتی کشورهایی اعمال شود که مشتری کالا و خدمات ایرانی هستند. وزارت خزانه‌داری آمریکا هم بیکار نبود و تحریم‌های ضدایرانی جدیدی را اعلام کرد که پانزده نهاد، چهارده کشتی و دو فرد حقیقی را به فهرست تحریم‌های قبلی اضافه می‌کند.حالا که مذاکره با آمریکا با هر منطقی پذیرفته شده و قرار است ادامه داشته باشد، علاوه بر محتوای گفتگو، تصویرسازی و برداشت طرفین از یک‌دیگر است که نتیجه توافق را ترسیم می‌کند. تصویری که از احساس ترس و عقب‌نشینی تا نیاز به توافق و پرهیز از تصعید تنش و بالاخره نداشتن ابتکار عمل میدانی برای دشمن می‌سازد را باید اصلاح کرد تا بتوان به ایجاد موازنه مثبت و نتیجه مطلوب امیدوار بود.#آمریکا #مذاکرهبیشتر بخوانید:مکانیسم «بازگشت»غروب برجام و پایان بلاتکلیفیدیپلماسی مظلومیت؟ یا اقتدار؟مذاکره در بنگاه معاملاتی ترامپ!غنی‌سازی صفر در برابر دستاورد صفرچرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟دیپلماسی برای حل لاینحلپایان انفعال استراتژیک؟
17:39 - 20 بهمن 1404
اقتصاد
سیاست خارجی
تحلیل و نظر

1 واکنش
10٫3k بازدید


2 پاسخ

@user170910057320121378521 بهمن 1404
در پاسخ به
ترس برادر مرگ است، آیا حضرات ترسیده اند؟!

تصویر نمایه‌ی ‌لبیک یاخامنه ای لبیک یاحسین است‌
@palestine21 بهمن 1404
در پاسخ به
زندگی به شرط ذلت و تسلیم؟ هرگز تن به ذلت نمیدهیم و هیهات منه ذله