بایستههای راهبردی برای تداوم بازدارندگی اجتماعی
-ضرورت نظریهپردازی بومیتجربه موفق بازدارندگی اجتماعی در ایران، ضرورت نظریهپردازی بومی را آشکار میسازد. نظریههای وارداتی که نقش مردم را در معادلات امنیتی نادیده میانگارند، نه تنها برای تبیین واقعیتهای ایران ناکارآمدند، بلکه میتوانند به تصمیمگیریهای نادرست نیز منجر شوند. تدوین و بومیسازی «نظریه بازدارندگی اجتماعی» در دانشگاهها و مراکز پژوهشی دفاعی-امنیتی، یک ضرورت انکارناپذیر است.🔷 الزامات حفظ و تقویت عاملیت مردمی«عاملیت مردمی» که امروز به مهمترین سرمایه راهبردی کشور تبدیل شده، نیازمند مراقبت و تقویت مستمرو دائمی است:در سطح فرهنگی - بازتولید مداوم مؤلفههای هویتبخش ملی-اسلامی، به ویژه برای نسلهای جدید، از طریق نظام آموزشی، رسانه ملی و تولیدات فرهنگی فاخر.در سطح اجتماعی - پاسخگویی به مطالبات بهحق مردم در حوزه معیشت و عدالت، تا هرگونه تلاش دشمن برای تبدیل اعتراضات معیشتی به اغتشاشات سیاسی ناکام بماند.در سطح سیاسی - شفافسازی مستمر نسبت به خطوط قرمز هویتی در فرآیند مذاکرات و اطلاعرسانی بهنگام به نخبگان و افکار عمومی از محتوای مذاکرات.در سطح رسانهای - بازنمایی حرفهای و دقیق حضورهای مردمی به عنوان «قدرت نرم ملی» و «ابزار بازدارندگی شناختی»، و پاسخ مقتدرانه به شبهات رسانههای معاند.
🔷 افقهای پیش روبازدارندگی اجتماعی، ظرفیت آن را دارد که به الگویی برای تمامی ملتهای مقاومت تبدیل شود. جبهه مقاومت در فلسطین، لبنان، یمن، عراق و سوریه، هر یک به نحوی از این الگو بهره برده و تجربیات ارزشمندی کسب کردهاند. تبادل این تجربیات و تعمیق نظریهپردازی در این حوزه، میتواند به شکلگیری یک «مکتب مقاومت» منجر شود که در آن، مردم محور اصلی معادلات امنیتی و دفاعی هستند.🔷 نتیجهگیری: بازدارندگی اجتماعی؛ تنها راه مهار دشمنتهدید اخیر ترامپ نسبت به مردم ایران، یک اعتراف بزرگ است: اعتراف به شکست پروژه جداسازی، اعتراف به ناتوانی در شکست بازدارندگی اجتماعی، و اعتراف به اینکه ایران با «عاملیت مردم» خود، ابتکار عمل راهبردی را در دست گرفته است.چرا این روزها ترامپ میان مردم و جمهوری اسلامی تمایز قائل نمیشود؟ زیرا پروژه «تمایز» با شکست فاحش مواجه شده است. دشمن پس از دهها سال تلاش برای ایجاد شکاف میان ملت و نظام، پس از صرف میلیاردها دلار برای پروژه «جداسازی»، پس از طراحی پیچیدهترین عملیاتهای روانی و امنیتی، سرانجام به این حقیقت تلخ اعتراف کرده است: مردم ایران، پشتوانه اصلی نظام هستند و میان این دو، تفاوتی نیست.
🔷 چرا اکنون؟ زیرا قلههای تاریخی تغییر مواضع دشمن نشان میدهد که پس از شکست جنگ تحمیلی، پس از ناکامی فتنه ۸۸، و پس از فروپاشی پروژه جنگ ترکیبی خرداد و دی ۱۴۰۴، دشمن به بنبست راهبردی رسیده است. تهدیدآشکارو مستقیم مردم مقاوم ایران، آخرین تیر ترکش دشمنی است که از همه گزینههایش ناامید شده است.🔷 راهحل چیست؟ تجربه ۴۷ ساله انقلاب اسلامی، بهویژه حماسههای بی نظیر اخیر مردمی، نشان میدهد که تنها الگوی کارآمد در برابر دشمنان متخاصم، الگوی بازدارندگی اجتماعی و مردمبنیان است. الگویی که در آن:🔹مردم در متن معادلات امنیتی و دفاعی قرار دارند، نه حاشیه آن🔹 انسجام ملی، بزرگترین سرمایه راهبردی کشور محسوب میشود🔹حضور مردمی، ابتکار عمل را از دشمن گرفته و به ملت میدهد🔹 قدرت سخت در پناه قدرت نرم و ایمانی-ارادی مردم، کارآمد و مؤثر میشود🔹 حافظه تاریخی، مانع از تکرار اشتباهات گذشته و گرفتار آمدن در دامهای تکراری دشمن میشود.
آری! ترامپ و همه دشمنان ایران بدانند: ملتی که در مکتب حسین بن علی(ع) پرورش یافته و ریشه در تمدنی کهن دارد، هرگز در برابر یزیدیان زمان تسلیم نخواهد شد. این ملت، با قدرت بازدارندگی اجتماعی خود، تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده و ابتکار عمل را برای همیشه در دست گرفته است.الگوی بازدارندگی اجتماعی، تنها الگویی است که دشمنان متخاصم را در جای خود نشانده و آیندهای روشن را به ملت شجاع و بزرگ ایران اسلامی نوید میدهد. ما از دل بحرانها، فرصتها میسازیم؛ از دل تهدیدها، قدرت؛ و از دل سختیها، پیروزی. این سنت الهی است و سنت الهی تغییرناپذیر. پایان
19:11 - 8 اسفند 1404