سیدنی؛ میدان نبرد روایتها
حادثه سیدنی در آینه ژئوپلیتیک: تحلیل لایههای رویداد، بهرهبرداری سیاسی و میدان نبرد روایتسازی حادثهای در تقاطع چند جبههحادثه تراژیک سیدنی را نمیتوان صرفاً یک حمله امنیتی منفرد دانست. این واقعه در نقطه تلاقی چندین جبهه رخ داد: جبهه امنیت داخلی استرالیا، جبهه رقابت حزبی، جبهه تأثیرپذیری از متحدان خارجی (آمریکا و اسرائیل)، و جبهه جنگ روایتسازی جهانی علیه جنبشهای مقاومت. نویسنده دراین نوشتار تلاش دارد، با نگاهی تمامنگر و با بهرهگیری از منطق راهبردی "شناسایی سودبرنده اصلی" (cui Bono ) لایههای پنهان این رخداد را کالبدشکافی نماید:
بخش اول: کالبدشکافی بستر داخلی استرالیا و الگوی واکنش سیاسی۱. سابقه سیاسی-اجتماعی: استرالیا از دههها قبل، در مورد مناقشه فلسطین-اسرائیل، صحنه رقابت و تقابل گفتمانی بین دو حزب اصلی بوده است. سیدنی، بهعنوان شهری با پویایی اجتماعی بالا، در دو سال گذشته شاهد یکی از گستردهترین و متحدترین تظاهرات مردمی ضدصهیونیستی خارج از خاورمیانه بود. حضور بخشهایی از جامعه یهودیان در این اعتراضات، یک تهدید روایی جدی برای روایت یکدست صهیونیسم به شمار میرفت.۲.واکنش فوری سیاستمداران: واکنش رهبران سیاسی استرالیا به این حادثه، از یک الگوی ازپیشتعیین شده و مبتنی بر فرصتطلبی سیاسی پیروی کرد: - دولت کنونی (آلبانیز):بلافاصله بر مبارزه با «ضدیت با یهودیت» متمرکز شد. این واکنش، اگرچه بخشی از وظایف حاکمیتی بود، اما در بافتار سیاسی موجود، تلاشی برای جلب رضایت متحدان خارجی و یک پایگاه رأی مشخص نیز به حساب میآمد. -اپوزیسیون دولت (پیتر داتن):بدون درنگ، از فضای تراژیک ایجادشده برای ترویج گفتمان امنیت سختگیرانه و پیشبرد برنامه انتخاباتی اعلامی خود (مانند ممنوعیت ورود پناهندگان فلسطینی و لغو به رسمیتشناسی فلسطین) استفاده کرد. این، نمونهای کلاسیک از سیاستسازی مبتنی بر ترس بود.
بخش دوم: حادثه سیدنی، در خدمت یک نقشه کلاندر اینجا باید پرسید: چه کسی از این تراژدی و پیامدهای قطعی آن، بیشترین سود راهبردی را میبرد؟ پاسخ با تحلیل پنج پرسش کلیدی روشن میشود:۱. تسهیل سرکوب یا اعتراض؟ این حادثه، بهترین بهانه را برای جرمپنداری (Criminalization) جنبش اعتراضی مسالمتآمیز ضدصهیونیستی در سیدنی فراهم کرد. دست پلیس و نهادهای امنیتی برای نظارت شدیدتر و محدود کردن فضای مدنی باز شد. سودبرنده: رژیم صهیونیستی و جریانهای راست افراطی در استرالیا.۲. تضعیف پناهگاه امن منتقدان؟ سیدنی برای بسیاری از یهودیان منتقد سیاستهای رژیم صهیونیستی، یک مقصد مهاجرت معکوس و پناهگاه امن بود. القای ناامنی، هم این روند را بازمیدارد و هم گفتمان «ضرورت تجمع در سرزمین موعود» را تقویت میکند. سودبرنده: پروژه صهیونیسم که برای بقا به انحصار امنیت یهودیان و جذب جمعیت نیاز دارد.۳. تغییر کانون توجه جهانی: در شرایطی که جنایات رژیم صهیونیستی در غزه، آن را در انزوای اخلاقی بیسابقهای قرار داده بود، این حادثه رسانهای، بلافاصله فریم خبری را از «جنایات جنگی در غزه» به «تروریسم داخلی در غرب» تغییر داد. این، فرصت طلایی برای آن رژیم بود تا خود را در قامت «قربانی مشترک تروریسم جهانی» بازتعریف کند. سودبرنده: رژیم صهیونیستی برای خروج از انزوای اخلاقی.
۴. چرا اهداف اقتصادی-استراتژیک مورد حمله قرار نگرفت؟برغم آن که مؤسسات بسیار و کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی در سیدنی حضور دارند. انتخاب عمدی یک هدف مذهبی-غیرنظامی به جای یک هدف اقتصادی یا نظامی، نشان از هدفی فراتر از اعتراض دارد:یعنی: ایجاد حداکثر شوک احساسی، دامن زدن به تنشهای قومی-مذهبی و مشروعیتزدایی از هرگونه مخالفت با صهیونیسم تحت عنوان «یهودستیزی».۵. الگوی حمله به مراکز مذهبی: هدف قرار دادن عبادتگاهها، بهطور مستقیم حس قربانی بودن جمعی را تحریک و یک تقابل هویتی ساختگی را دامن میزند. این دقیقاً در راستای سیاست تفرقهافکنی و تخریب گفتگوی بینادیانی است که از سوی جریانهای صهیونیستی دنبال میشود. بخش سوم: نقش محوری متحدان خارجی (آمریکا و اسرائیل) در هدایت روایت۱. تعیین دستورکار رسانهای: پس از این حادثه، یک چرخه رسانهای-سیاسی قابل پیشبینی به راه افتاد: ۱) برجستهسازی ایدئولوژی مهاجم ۲) ارتباط دادن سریع و بدون سند آن به جنبشهای مقاومت ۳) فشار برای سیاستهای سختتر علیه کشورهای حامی مقاومت. این الگو، یک عملیات روانی هماهنگ را نشان میدهد.
۲.هدف راهبردی: جنگ روانی و تغییر موازنه -تبلیغات سیاه (Black Propaganda):حادثه واقعی سیدنی، بهطور مکرر و هدفمند در رسانههای غربی و شبکههای اپوزیسیون وابسته، به گردن «ایدئولوژی حامی مقاومت» انداخته میشود. هدف، جعل علتومعلول و ایجاد یک ارتباط ذهنی کاذب در افکار عمومی جهانی است. -انحراف توجه و تشدید فشار:این روایتسازی دو هدف دارد: .داخلی (توجیه محدودیت آزادیهای مدنی در غرب .خارجی (تحتالشعاع قرار دادن ماهیت آزادیبخش مقاومت و مهیا کردن فضای بینالمللی برای اعمال فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی ایران و متحدانش).بخش چهارم: جمعبندی نهایی و راهکار روایتسازی متقابلحادثه سیدنی یک تراژدی انسانی بود که بلافاصله به سلاحی در جنگ بزرگتر روایتسازی ژئوپلیتیک تبدیل شد. تحلیل لایههای آن نشان میدهد که محتملترین سودبرنده راهبردی، رژیم صهیونیستی و شبکههای حامی آن هستند که برای فرار از محاکمه وجدان جهانی، نیازمند ساخت یک قربانی جدید و تغییر صحنه درام اخلاقی بودند.
راهکارهای مقابله در میدان جنگ روایتها:۱.افشای منطق سودبرنده (Cui Bono): باید بهصورت مستمر و مستدل، برای افکار عمومی جهان توضیح داد که چگونه چنین حوادثی در چارچوب الگوی کلان تغییر توجه از جنایات رژیم صهیونیستی قرار میگیرد.۲.تمایز قاطع میان یهودستیزی و انتقاد از صهیونیسم: روشنگری درباره این تمایز اساسی، سلاح پروپاگاندای دشمن را بیاثر میکند. مقاومت فلسطین، مقابله با یک ایدئولوژی نژادپرستانه و اشغالگر است، نه جنگ با یک دین.۳.تداوم روایتگری مبتنی بر واقعیت: تمرکز اصلی باید بر انعکاس مستمر و خلاقانه مقاومت مردم غزه و جنایات رژیم اشغالگر باقی بماند. این محوریت، نباید تحت تأثیر هیچ حادثه حاشیهساز دیگری قرار گیرد.۴.دیپلماسی عمومی هوشمند: استفاده از تمام ظرفیتهای دیپلماتیک و رسانهای برای ارائه روایت مستقل و مستند از حق مشروع مقاومت در برابر اشغال،نسل کشی و افشای دوگانگیهای غرب در برخورد با تروریسم.
سخن پایانی:ملت ایران و همه آزادیخواهان جهان با بصیرتی که از تجارب تاریخی سخت کسب کردهاند،میدانند که دشمن اصلی در «جنگ روایتها» شکست میخورد. وظیفه ما، روایتگری دقیق، قوی و بهموقع است. با صداى رسا اعلام کنیم: خشونت عليه شهروندان بىگناه در هر نقطه جهان محکوم است، و نباید اجازه داد اين خشونت، به ابزارى براى تبرئه يک رژيم خبیث اشغالگر و جنگطلب تبديل شود. پیروزی نهایی از آن مردمی خواهد بود که حقانیت خود را نه با خشونت وکشتارکور، بلکه با استقامت، روشنگری و حفظ وحدت در میدان بزرگ جنگ ارادهها به اثبات میرسانند.
04:14 - 25 آذر 1404