حمله اکتبر ۲۰۲۶ رژیم صهیونیستی اسرائیل به ایران؛ حمله‌ای که با تصمیم ابرقدرت‌ها در نطفه خفه شد

در فضای پس از جنگ ۴۰روزه ایران و آمریکا، اکنون تهدیدی جدید افق را تاریک‌تر کرده است: احتمال حمله اسرائیل به ایران پیش از انتخابات اکتبر ۲۰۲۶. تریتا پارسی، پژوهشگر ارشد، در تحلیل خود از شکل‌گیری «اجماعی» در محافل امنیت ملی ایران خبر می‌دهد که بر اساس آن، بنیامین نتانیاهو - با انگیزه‌های سیاسی و حقوقی فزاینده - ممکن است برای نجات خود، جنگ را از سر بگیرد. اما پرسش اساسی این است: آیا ابرقدرت‌ها اجازه خواهند داد این سناریو محقق شود؟ فوآد شعبانی، پژوهشگر علوم راهبردی، در کتاب «تابستان داغ؛ معماری تعادل بحران در ایران» با ارائه چارچوبی مبتنی بر تعادل نش، صلح سرد و تعادل بحران، پاسخی قاطع به این پرسش می‌دهد: جامعه جهانی و ابرقدرت‌ها - به‌ویژه چین و آمریکا - نخواهند گذاشت اسرائیل تعادل شکنندهٔ کنونی را بر هم زند؛ نه از سرِ صلح‌دوستی، بلکه از سرِ هزینه‌های گزاف هرگونه اقدام یک‌جانبه.یکم. انگیزه‌های نتانیاهو؛ معمای زندانیِ سیاستبه‌گزارش تریتا پارسی، سه عامل کلیدی، نتانیاهو را به سمت ازسرگیری جنگ سوق می‌دهد:نخست، توافق اخیر اسرائیل و لبنان - که برخلاف تفاهم‌نامه (MOU) پیشین، اسرائیل را ملزم به عقب‌نشینی از خاک لبنان نمی‌کند - مزیت راهبردی عظیمی به اسرائیل داده است. این توافق با تثبیت حضور نظامی اسرائیل در جنوب لبنان، توانایی حزب‌الله را برای انجام عملیات‌های هجومی - که در جنگ قبلی نقشی حیاتی ایفا کرد - به‌شدت محدود می‌کند.دوم، نتانیاهو با فشار سیاسی سنگینی مواجه است. شانس او برای انتخاب‌مجدد در اکتبر، ضعیف‌تر از هر زمان دیگری است و در صورت شکست، به‌دلیل اتهامات فساد مالی، به احتمال زیاد راهی زندان خواهد شد.
سوم، تفاهم‌نامه (MOU) هزینهٔ سیاسی سنگینی برای او داشته است. او که زمانی به‌عنوان تنها رهبر اسرائیلیِ قادر به همراه کردن ترامپ دیده می‌شد، اکنون با این احتمال مواجه است که جنگ و دیپلماسی ناشی از آن، اسرائیل را در موقعیت استراتژیک ضعیف‌تری قرار دهد.با این حال، شعبانی در کتاب خود نشان می‌دهد که معماری تعادل جدید به‌گونه‌ای است که هیچ بازیگری - حتی یک نخست‌وزیر مستأصل - نمی‌تواند با تغییر یک‌جانبهٔ رفتار، وضعیت را به سود خود تغییر دهد.دوم. سه ستون تعادل؛ چرایی ناکامی حمله رژیم صهیونیستی کودک کش اسرائیلکتاب «تابستان داغ» بر پایهٔ سه ستون نظری بنا شده است که هر یک، دلیلی قاطع برای ناکامی حملهٔ اسرائیل ارائه می‌دهند:
۱. تعادل نش در سطح ژئوپلیتیکجنگ ۴۰روزه، ایران و آمریکا را به نقطه‌ای از تعادل نش رسانده است که در آن هیچ بازیگری با تغییر یک‌جانبهٔ راهبرد خود نمی‌تواند وضعیتش را بهبود بخشد. ایران به بازدارندگی راهبردی دست یافته و با استفاده از «فناوری ارزان در برابر فناوری گران» - موشک‌های دقیق‌زن، پهپادهای ارزان‌قیمت و جنگ نامتقارن - معادلهٔ قدرت را به نفع خود تغییر داده است. شعبانی در فصل دوم کتاب با تحلیل جنگ ۴۰روزه به‌عنوان «سازندهٔ تعادل»، بر مؤلفه‌های بازدارندگی متقابل و هزینهٔ بالای تشدید درگیری تأکید دارد.از این منظر، حتی اگر اسرائیل حمله کند، ایران توانایی تحمیل هزینه‌های سنگین را دارد. به‌گفتهٔ مقامات ایرانی، آن‌ها در ماه‌های فوریه و مارس تنها حدود ۴۰ درصد از توانایی‌های هجومی خود را علیه اسرائیل به کار گرفتند، چرا که حزب‌الله بخش عمده‌ای از بار باقی‌مانده را به دوش می‌کشید. در حملهٔ جدید، با توجه به تثبیت موقعیت اسرائیل در لبنان، ایران ممکن است ناچار شود توان بیشتری را مستقیماً به کار گیرد - که این خود به‌معنای تشدید درگیری و افزایش هزینه‌ها برای همهٔ طرف‌هاست.
۲. صلح سرد در سطح امنیتیشعبانی در فصل سوم کتاب با عنوان «صلح سرد و تعادل نش» نشان می‌دهد که جنگ ۴۰روزه، صلح سرد را تثبیت کرده، هزینهٔ جنگ را برای هر دو طرف بالا برده و انگیزهٔ تغییر یک‌جانبه را از بین برده است. صلح سرد، تنش پایدار اما قابل‌مدیریت است؛ وضعیتی که در آن دو طرف متخاصم به بازدارندگی متقابل رسیده‌اند و هزینهٔ هرگونه تشدید درگیری را به‌مراتب بالاتر از منافع احتمالی آن می‌دانند.تریتا پارسی نیز به سه سناریوی محتمل از دیدگاه تهران اشاره می‌کند:· سناریوی اول: کاخ سفید از برنامه‌های اسرائیل آگاه است و توافق لبنان را برای تسهیل همین برنامه‌ها میانجی‌گری کرده است.· سناریوی دوم: واشنگتن از نیات نتانیاهو بی‌خبر است، اما در صورت ازسرگیری جنگ، به دفاع از اسرائیل خواهد شتافت.· سناریوی سوم: دولت ترامپ غافلگیر می‌شود، جلوی اسرائیل را نمی‌گیرد، اما از مشارکت نظامی مستقیم خودداری می‌کند.
۲۲ MB
با این حال، شعبانی استدلال می‌کند که هیچ‌یک از این سناریوها به نفع آمریکا نیست. آمریکا در جنگ سرد جدید با چین، به‌هیچ‌وجه خواهان افتادن در باتلاقی جدید در خاورمیانه نیست. تجربهٔ جنگ ۴۰روزه نشان داد که حتی با برتری فناورانه، هزینه‌های جنگ برای آمریکا بسیار گزاف بوده است. از این رو، واشنگتن - فارغ از اینکه از نیات نتانیاهو آگاه باشد یا نه - ابزارهای لازم برای مهار اسرائیل را در اختیار دارد و از آن استفاده خواهد کرد.۳. تعادل بحران در سطح اقتصادیشعبانی در فصل چهارم کتاب با عنوان «اقتصاد ایران در تلهٔ تعادل بحران» ، تصویری دقیق از وضعیت اقتصادی ایران ارائه می‌دهد: نقدینگی به بیش از ۱۳٬۵۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده، تورم نقطه‌ای به ۷۷ درصد افزایش یافته، و تولید بنزین حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش یافته است. این وضعیت، نمونه‌ای عینی از «پایداری ناکارا» است؛ وضعیتی که در آن اقتصاد نه چنان پایدار است که رشد کند و نه چنان ناپایدار که فروپاشد.
از منظر شعبانی، «تابستان داغ» نه کودتاست و نه فروپاشی؛ بلکه آزمون تعادل جدیدی است که در آن هیچ بازیگری با تغییر یک‌جانبهٔ رفتار نمی‌تواند وضعیت را به سود خود تغییر دهد. حملهٔ اسرائیل، این تعادل شکننده را به هم می‌زند و اقتصاد ایران - و به‌تبع آن، اقتصاد جهانی و به‌ویژه اقتصاد چین - را با شوکی جدید مواجه می‌کند.---سوم. نقش ابرقدرت‌ها؛ چین و معمای منافع راهبردیشعبانی در فصل ششم کتاب با عنوان «معماری تعادل جدید» ، سه سطح تعادل - ژئوپلیتیک، اقتصادی و سیستمی - را ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد که صلح سرد در سطح ژئوپلیتیک، دقیقاً همان چیزی است که منافع راهبردی چین را تأمین می‌کند.
برنامهٔ ۲۵سالهٔ همکاری جامع ایران و چین، بستر مستحکمی برای این راهبرد فراهم آورده است. چین به‌عنوان یکی از ضامنان ثبات انرژی جهان، خواهان تداوم جریان نفت از تنگهٔ هرمز و جلوگیری از تلاطم‌های قیمتی است. از منظر پکن، ایران شریکی راهبردی اما «میان‌رده» محسوب می‌شود؛ نه چندان قوی که تهدیدی برای نظم منطقه باشد و نه چندان ضعیف که فروپاشی آن، زنجیرهٔ تأمین انرژی چین را با خطر جدی مواجه کند.در شرایط جنگ سرد جدید میان چین و آمریکا، پکن بیش از هر زمان دیگری به ثبات انرژی و آرامش بازارهای جهانی نیاز دارد. تشدید تنش در خلیج‌فارس، مستقیماً به اقتصاد چین ضربه می‌زند. از این رو، چین به‌عنوان یک بازیگر راهبردی، به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی نیست، بلکه در پی تثبیت «صلح سرد» در منطقه است.---چهارم. چرا حمله در نطفه خفه خواهد شد؟بر اساس چارچوب تحلیلی کتاب «تابستان داغ»، چهار دلیل قاطع برای ناکامی حملهٔ اکتبر اسرائیل وجود دارد:نخست، هزینهٔ اقتصادی حمله برای اقتصاد جهانی - و به‌ویژه برای چین و آمریکا - به‌مراتب بیشتر از منافع احتمالی آن است. افزایش قیمت نفت، اختلال در زنجیرهٔ تأمین، و تلاطم بازارهای مالی، هزینه‌هایی هستند که هیچ ابرقدرتی حاضر به پذیرش آن نیست.
دوم، تعادل نش حاصل از جنگ ۴۰روزه، هرگونه تغییر یک‌جانبه را برای همهٔ بازیگران - از جمله اسرائیل - به یک بازی با حاصل‌جمع منفی تبدیل کرده است. ایران توانایی تحمیل هزینه‌های سنگین را دارد و اسرائیل نیز به‌خوبی می‌داند که جنگ جدید، نه‌تنها تفاهم‌نامه (MOU) را نابود می‌کند، بلکه می‌تواند به جنگی فراگیر با حضور مستقیم آمریکا منجر شود.سوم، صلح سرد به‌عنوان یک نظم جدید، مورد پذیرش ضمنی همهٔ بازیگران اصلی - از جمله آمریکا، چین، روسیه و حتی کشورهای منطقه - قرار گرفته است. شعبانی در فصل هشتم کتاب با عنوان «آیندهٔ تعادل» ، پیش‌بینی می‌کند که روندها به سمت تداوم صلح سرد، تداوم تعادل بحران و تداوم پایداری ناکارا حرکت خواهند کرد.چهارم، ابزارهای مهار در اختیار آمریکا قرار دارد. ترامپ - فارغ از بدبینی‌های تهران نسبت به نیات او - به‌خوبی می‌داند که جنگ جدید در خاورمیانه، دستورکار «جنگ سرد جدید» او علیه چین را به‌کلی مختل می‌کند. از این رو، واشنگتن از همهٔ ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی خود برای مهار نتانیاهو استفاده خواهد کرد.#جنگ #ایران #آمریکا #چین #جنگ_سرد_جدید #نبرد_نامتقارن #اسرائیل #تفاهم #مذاکره #تابستان_داغ #تفاهم‌نامهMOU #اقتصاد #دکترین_شوک #دلار
صلح سرد در سایه جنگ سرد جدیدمنطق صلح سرد به روایت کتاب «تابستان داغ»، بر این اصل استوار است که جنگ ۴۰روزه ساختاری از بازدارندگی متقابل و تعادل راهبردی را پدید آورده که هیچ یک از طرفین توانایی یا انگیزهٔ کافی برای خروج یک‌جانبه از آن را ندارند. این صلح سرد، نه از سرِ صلح‌دوستی، بلکه از سرِ ناتوانی در تغییر وضعیت موجود و هزینه‌های گزاف هرگونه اقدام یک‌جانبه شکل گرفته است.حملهٔ اکتبر ۲۰۲۶ اسرائیل به ایران، اگرچه ممکن است توسط نتانیاهو - با انگیزه‌های سیاسی و حقوقی - طراحی شود، اما در نطفهٔ تصمیم ابرقدرت‌ها خفه خواهد شد. چین به‌عنوان شریک راهبردی ایران و آمریکا به‌عنوان متحد اسرائیل، هر دو به‌خوبی می‌دانند که هرگونه تشدید درگیری، صلح سرد را بر هم می‌زند و آن‌ها را درگیر جنگی می‌کند که هزینه‌های آن به‌مراتب بیشتر از منافعش است.شعبانی در کتاب خود تأکید دارد که «نه سقوط محقق خواهد شد و نه نجات؛ بلکه ادامهٔ وضعیت بحرانی به‌عنوان حالت پایدار سیستم» و «تابستان داغ آزمون این تعادل جدید است» . این دقیقاً همان منطقی است که صلح سرد را - در غیاب هرگونه صلح گرم یا جنگ تمام‌عیار - به محتمل‌ترین افق پیش‌روی ایران، اسرائیل و ابرقدرت‌ها تبدیل می‌کند؛ صلحی سرد در سایه جنگ سرد جدید میان قدرت‌های بزرگ.#صلح_سرد #کتاب منابع· شعبانی، فوآد. «تابستان داغ؛ معماری تعادل بحران در ایران» . کتاب نظری – تحلیلی – راهبردی، ۱۴۰۵· پارسی، تریتا. «چرا ایران معتقد است اسرائیل تا پیش از اکتبر دوباره حمله خواهد کرد؟» . ۱ ژوئیه ۲۰۲۶· کلاین، نائومی. «دکترین شوک: ظهور سرمایه‌داری فاجعه» . نشر اختران، ۱۳۹۸· Chatham House. «Iran and the new Persian Gulf equilibrium: the 40-day war and its aftermath» . ۲۰۲۶
01:23 - 12 تیر 1405
نفت و انرژی
نظامی و امنیتی
آمریکا و اروپا